نظریه «دیدگاه» یا «زاویه دید» که در هرمنوتیک روشی مطرح شده است، به تأثیر زاویه دید مفسر بر فهم معنای متن اشاره دارد. این نظریه تأثیرات عمیقی بر فقه دارد، زیرا زاویه دید فقیه در برداشتهای او از منابع متنی نقشی اساسی ایفا میکند و همین عامل میتواند علت تفاوت استنباطهای فقها از یک متن واحد باشد. بر این اساس، پرسش اصلی این مقاله چنین مطرح میشود که اولا: زاویه دید چگونه بر فهم و برداشتهای فرد تأثیر میگذارد؟ و ثانیا: زاویه دید مطلوب فقیه برای تولید فقه تمدنی چگونه شکل میگیرد؟ اهمیت این موضوع از آنجاست که فقه شیعی نقش ویژهای در فرایند تمدنسازی نوین اسلامی ایفا میکند و فقها باید با استنباطهای فقهی خود، نیازهای این فرایند را تأمین کنند؛ بنابراین، زاویه دید آنها در مواجهه با متون باید با این نیازها هماهنگ باشد. ازآنجاکه زاویه دید فرد، نتیجه منظومه فکری او و در ادامه تابع رویکرد کلان وی به مسائل است، این مقاله استدلال میکند که زاویه دید مطلوب برای یک فقیه تمدنی باید مبتنی بر مبادی کلامیای باشد که مشروعیت حکومت فقیه در عصر غیبت را تضمین کند و اختیارات لازم برای حکمرانی را به او اعطا نماید، مقاصد کلی شریعت را، که با ماهیت اجتماعی از نصوص استخراج شدهاند و عامل پویایی و انعطافپذیری فقه هستند، در بر داشته باشد، شامل شناخت کافی از اقتضائات زمانه و نظامات اجتماعی باشد تا تأثیرات زمان و مکان بر موضوعات را بهدرستی تشخیص دهد. علاوه بر این، رویکرد کلان یک فقیه تمدنی در مواجهه با مسائل باید اجتماعی و حکومتی باشد و بهصورت نظاممند پیگیری شود، چراکه با رویکردی فردی نمیتوان به موضوعشناسی و حکمشناسی تمدنی دست یافت.
کلیدواژهها
فقه تمدنی، پویایی فقه، فقه حکومتی، رویکرد فقهی، اجتهاد تمدنی




