ماده ۱۷۷ قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲، «عدم اشتغال به تکدی» و «عدم ولگردی» را از شرایط استماع شهادت شهود دانسته است. با این حال، این دو شرط در پرتو تحولات اجتماعی اخیر ایران، از حیث مبانی عقلی و حقوقی با چالشهای جدی مواجه شدهاند. هدف این پژوهش بازخوانی این مفاهیم با نگاهی فقهی، اجتماعی، حقوقی و عرضه مبنایی برای اصلاح تقنینی است. پژوهش با روش توصیفیـتحلیلی و بر پایه منابع کتابخانهای و دادههای نرمافزارهای فقهی انجام شده است. یافتهها نشان میدهد مفاهیم «متکدی» و «ولگرد» در ادبیات اجتماعی امروز نیازمند بازتعریف هستند. تنها کسانی که تکدیگری را بهعنوان حرفه و ابزار معاش برگزیدهاند باید از شمول شاهد خارج شوند، نه کسانی که بهطور موقت یا اضطراری به آن تن دادهاند. همچنین، ولگردی تنها با اجتماع سه شاخص بیخانمانی، بیکاری و اتکاء به پرسهزنی برای گذران زندگی قابل تعریف است. در نهایت، اطلاق این مفاهیم به «مطرودین اجتماعی» بدون تفکیک دقیق، نهتنها با اصول عدالت و تفسیر مضیق قوانین کیفری در تضاد است، بلکه اثبات جرم در جامعه هدف را دشوار و زمینهساز بیعدالتی خواهد ساخت.
کلیدواژهها
ماده 177 قانون مجازات، متکدی، ولگرد، سائل به کف، مطرودین اجتماعی




