زمینه و هدف: گسترش اختلالات روانی در سطح جوامع سبب آسیبپذیری و آسیبرسانی به بسیاری از افراد شده است. در این میان افراد مبتلا به انواع اختلالات در معرض آسیب بیشتری قرار میگیرند. اختلال وابسته یکی از شایعترین اختلالات روانی شخصیتی است که در آن فرد نیاز مفرط و فراگیری به مراقبت دارد و نیازمند آن است تا دیگران مسئولیت اکثر مسائل عمدۀ زندگیشان را به عهده بگیرند؛ به گونهای که به جهت ترس از دست دادن حمایت یا تأیید دیگران و جلب حمایت و محبت آنها به هر عمل ناخوشایندی از جمله معاملات اکراهی مبادرت میورزند که مستقیماً صحت اعمال حقوقی ایشان را تحت تأثیر قرار میدهد. آنچه به عنوان سؤال اساسی مطرح است این است که وضعیت صحت معاملات افراد مبتلا به اختلال شخصیت وابسته با توجه به ویژگیهاییکه دارند چگونه است؟
روش پژوهش: نوشتار حاضر به روش کتابخانهای و به شیوۀ توصیفیـ تحلیلی تدوین شده است. جهت روشن شدن ابعاد فقهی موضوع، با ارسال استفتا، نظر مراجع تقلید به دست آمد و به تحلیل آرا پرداخته شد و همچنین برای بررسی ابعاد حقوقی موضوع پروندههای قضایی مرتبط شناسایی شد و مورد مطالعه و ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها و نتیجه: نتایج حاصلشده بدین شرح است که در اختلالات شخصیتی، در فرض اختلال شخصیت وابسته، افراد برخلاف میل باطنی خود و صرفاً به جهت ترس از دست دادن حمایت دیگران و یا شریک وابسته به معاملات اکراهی روی میآورند و همین مسئله سبب خدشهدار شدن رضای معاملی میشود و وفق مادۀ 199 قانون مدنی، که معاملات اکراهی را غیرنافذ دانسته، معاملات این دسته از افراد نیز به جهت اکراه ناشی از اختلال روانی در وادی عدم نفوذ قرار میگیرد و در صورت رضایت معامله صحیح است و منشأ آثار خواهد بود.
کلیدواژهها
اختلال، شخصیت وابسته، معاملات، قصد، رضا




