به گزارش افق اندیشه از کابل: حجتالاسلاموالمسلمین محمداسماعیل یزدانی در نمازجمعه این هفته غرب کابل برابر با چهارم ماه میزان 1404 خورشیدی که در مصلای بزرگ اباصالح المهدی (عجّلالله تعالی فرجه الشّریف) برگزار شد نمازگزاران را به بهرهگیری از قصه های قرآن و جنبه های آموزشی و جنبه های عبرت، پند و اندرزگیری آنها دعوت کرد.
حجتالاسلاموالمسلمین یزدانی در آغاز سخنان خود به چهار ارزش بنیادین در اسلام اشاره کرد و گفت: اسلام برای سه یا چهار ارزش بنیادین حرمت قائل است: جان، ناموس، مال و ارث انسان. حفظ اینها اساس روابط سالم اجتماعی است. او تأکید کرد: در روایت آمده است: حرمت مؤمن از کعبه بالاتر است. مؤمن سه حرمت دارد: خون، مال و آبرو. تعرض به این حرمتها از تخریب خانه خدا خطرناکتر و بزرگتر است.
او در ادامه به بررسی «حکمتها و فلسفههای قصههای قرآنی» پرداخت و گفت: انسان موجود نیازمند و تشنه کمال و آگاهی است. خدای متعال برای آگاهی و بیداری بشر انبیاء (ع) را و اولیاء (ع) عظیم الشأن را فرستاده و هادی، رهبر و مقتدا قرار داده است. کتاب الهی و حجت خدا بر بندگانش قرآن کریم را بهترین نسخه حیاتبخش برای بشر قرار داده شده است که هم جنبه آگاهی دارد و هم جنبه بیداری. اما ما متأسفانه استفاده از قرآن را بسیار محدود ساخته ایم. خلاصه کرده ایم در فاتحهخوانی و ختم قرآن. طوری که هرجا صدای قرآنخوانی است، یا فاتحهگیری است، یا تشییع جنازه. البته این کار فینفسه کار خوب است، اما اهداف نزول قرآن بالاتر و فراتر از اینهاست. بیایید بیندیشیم که قرآن فراتر از آنچه که ما به قرآن مینگریم چه اهداف را دنبال میکند؟ در بازار و خرید و فروش چه کار برد دارد؟ در خانواده چه برنامه دارد؟ در مسائل اجتماعی و مربوط به جامعه چه برنامه ها دارد؟
او تصریح کرد: قرآن کتاب و دستورالعملی جامع است که در همه ابعاد و زندگی بشر برنامه دارد. این استفاده ها از قرآن مهم است که بر ما لازم است آن را درک نموده و در همه ابعاد زندگی مان پیاده سازیم. متأسفانه ما فراتر از الفاظ قرآن چنانچه شاید و باید نتوانسته ایم استفاده کنیم. لذا میطلبد بیداری، آگاهی و شناخت مان را نسبت به قرآن بیشتر بسازیم که یکی از مصادیق بیداری همین نماز جمعه است.
خطیب نمازجمعه غرب کابل درباره قصص قرآنی گفت: میدانیم بخش از قرآن کریم را قصه تشکیل میدهد. قصه حضرت ابراهیم، حضرت موسی، حضرت عیسی، قصه حضرت یعقوب و یوسف (علیهم السلام) و قصه مریم مقدس و… است. البته قصههای قرآن با سایر قصه ها متفاوت هستند و برای این نیستند که ما ساعت خود را بگذرانیم و وقت مان را تلف نماییم. همانند قصه های پیش دکان، و پیتاو و جاهای دیگر ماها نیست که فقط وقت را تلف میسازند. قصه های قرآن جنبه های آموزشی و جنبه های عبرت، پند و اندرزگیری دارند. لذاست که قصه های قرآن برای هرکس هم نیست بلکه به تعبیر خود قرآن برای کسانی است که از آن بتوانند استفاده مطلوب نمایند. قصه های قرآن برای این است که ما را از غفلت بیرون ساخته و غفلت زدایی نماید. قصه های قرآن برای این است که ما تفکر و تعقل به خرج بدهیم. میبینیم در طول تاریخ ظالم و مظلوم عدل و ظلم، نور و ظلمت، علم و جهل و حق و باطل وجود داشته. قصه های قرآن آمده است تا این مفاهیم و مصادیق تاریخی آن را برای ما معرفی نموده و شخصیتها و افراد شاخص و مثبت این قصه ها و همچنان افراد نقطه مقابل شان را برای ما معرفی نمایند تا مایه عبرت، بیداری و شناخت ما گردند.
/پایان/











