پیشینه واقعه
در سال 573 هجری قمری، صلاحالدین ایوبی، سلطان مصر و شام، به قصد مقابله با فرنگیان (صلیبیون) از مصر به سوی ساحل شام حرکت کرد. او در روز 24 جمادیالاول به عسقلان رسید و سپاهیانش را برای غارت و حمله به مناطق تحت کنترل فرنگیان گسیل داشت. صلاحالدین با بخشی از سپاه در عسقلان باقی ماند، اما ناگهان با حملهی غافلگیرانهی فرنگیان مواجه شد. در این درگیری، تقیالدین عمر بن شاهنشاه، از فرماندهان ایوبی، پسر جوان خود احمد را به میدان جنگ فرستاد. احمد در نخستین حمله، ضربات سنگینی به دشمن وارد کرد و سالم بازگشت، اما در حملهی دوم به شهادت رسید. این حادثه باعث تضعیف روحیهی مسلمانان و شکست آنها شد. فرنگیان به نزدیکی صلاحالدین رسیدند و او مجبور به فرار به سوی مصر شد. در این فرار، سپاهیان مسلمان با مشکلات زیادی از جمله تشنگی و تلفات حیوانات مواجه شدند. بسیاری از سپاهیان که برای غارت پراکنده شده بودند، به اسارت فرنگیان درآمدند. در میان اسرا، فقیه عیسی، یکی از نزدیکان و بزرگان صلاحالدین، نیز حضور داشت. صلاحالدین پس از دو سال، او را با پرداخت شصت هزار دینار از اسارت آزاد کرد و در نیمهی جمادیالثانی به قاهره بازگشت.
منبع: تاريخ أبي الفداء، جلد 2، صفحه 139
اهمیت واقعه
این واقعه از چند جهت حائز اهمیت است. نخست، شکست مسلمانان در برابر فرنگیان و فرار صلاحالدین، نشاندهندهی ضعف موقت ایوبیان در برابر صلیبیون بود. دوم، اسارت فقیه عیسی، یکی از بزرگان ایوبی، و پرداخت غرامت سنگین برای آزادی او، نشاندهندهی جایگاه ویژهی او نزد صلاحالدین است. این رویداد همچنین بر دشواریهای نظامی و لجستیکی مسلمانان در جنگهای صلیبی تأکید میکند.
منبع: تاريخ أبي الفداء، جلد 2، صفحه 139
منابع
1. تاريخ أبي الفداء، جلد 2، صفحه 139(ثم دخلت سنة ثلاث و سبعين و خمسمائة) في هذه السنة في جمادى الأولى، سار السلطان صلاح الدين من مصر إلى ساحل الشام، لغزو الفرنج، فوصل إلى عسقلان في الرابع و العشرين من الشهر، فنهب، و تفرق عسكره في الإغارات، و بقي السلطان في بعض العسكر، فلم يشعر إلا بالفرنج قد طلعت عليه، فقاتلهم أشد قتال، و كان لتقي الدين عمر بن شاهنشاه بن أيوب، ولد اسمه أحمد، و هو من أحسن الشباب، أول ما قد تكاملت لحيته، فأمره أبوه تقي الدين بالحملة على الفرنج، فحمل عليهم، و قاتلهم، فأثر فيهم أثرا كبيرا، و عاد سالما، فأمره أبوه بالعود 140 إليهم ثانية، فحمل عليهم فقتل شهيدا، و تمت الهزيمة على المسلمين، و قاربت حملات الفرنج السلطان، فمضى منهزما إلى مصر على البرية، و معه من سلم، فلقوا في طريقهم مشقة و عطشا شديدا، و هلك كثير من الدواب، و أخذت الفرنج العسكر الذين كانوا يتفرقون في الإغارات أسرى، و أسر الفقيه عيسى، و كان من أكبر أصحاب السلطان صلاح الدين، فافتداه السلطان من الأسر بعد سنتين، بستين ألف دينار، و وصل السلطان إلى القاهرة نصف جمادى الآخرة،