پیشینه و زمینههای تاریخی
در سال 660 هجری قمری، شهر موصل که یکی از شهرهای مهم و استراتژیک در منطقهی بینالنهرین بود، مورد حملهی مغولان قرار گرفت. این واقعه در ادامهی حملات گستردهی مغولان به سرزمینهای اسلامی رخ داد که از اوایل قرن هفتم هجری آغاز شده بود. مغولان با استفاده از تاکتیکهای نظامی پیشرفته و خدعههای سیاسی، توانستند بسیاری از شهرهای اسلامی را به تصرف خود درآورند. موصل نیز به دلیل موقعیت جغرافیایی و اهمیت اقتصادی و نظامی، هدف مغولان قرار گرفت.
منبع: ترجمه تقویم التواریخ جلد: 1 صفحه: 120
حمله و محاصرهی موصل
مغولان در سال 660 قمری به موصل حمله کردند و شهر را به محاصرهی خود درآوردند. محاصرهی موصل بهدلیل مقاومت شدید مردم و نیروهای دفاعی شهر، مدتزمان طولانی به طول انجامید. مغولان با استفاده از منجنیقها و تاکتیکهای محاصرهی پیشرفته، فشار زیادی بر شهر وارد کردند. در نهایت، با خدعه و فریب، موفق شدند به داخل شهر نفوذ کنند. آنها ابتدا با وعدهی امان، مردم را فریب دادند و سپس به قتلعام گستردهی آنها پرداختند.
منبع: تاریخ الإسلام جلد: 48 صفحه: 83
قتلعام مردم موصل
پس از تسلیم شهر، مغولان به قتلعام مردم موصل پرداختند. این قتلعام به مدت نه روز ادامه یافت و در طی آن، هزاران نفر از ساکنان شهر به قتل رسیدند. حتی برخی از رهبران و بزرگان شهر نیز از این کشتار در امان نماندند. به عنوان مثال، علاءالدین، فرزند ملک صالح، که یکی از شخصیتهای مهم شهر بود، به دست مغولان کشته شد و جسدش بر دروازهی شهر آویخته شد. این واقعهی خونین، ضربهی سنگینی به شهر موصل وارد کرد و آن را به ویرانهای تبدیل نمود.
منبع: النجوم الزاهرة جلد: 7 صفحه: 206
پیامدهای واقعه
استیلای مغولان بر موصل و قتلعام مردم آن، تأثیرات عمیقی بر منطقهی بینالنهرین و جهان اسلام داشت. این واقعه نه تنها باعث نابودی شهر موصل شد، بلکه ترس و وحشت زیادی را در میان سایر شهرهای اسلامی ایجاد کرد. مقاومت در برابر مغولان پس از این واقعه کاهش یافت و بسیاری از شهرها بدون جنگ تسلیم شدند. این رویداد همچنین نشاندهندهی بیرحمی و خشونت بیسابقهی مغولان در برابر مسلمانان بود که تا سالها در خاطرهی تاریخی مردم منطقه باقی ماند.
منبع: سلسلههای اسلامی جدید جلد: 1 صفحه: 374
منابع
1. ترجمه تقویم التواریخ، جلد 1، صفحه 120
2. النجوم الزاهرة، جلد 7، صفحه 206
3. سلسلههای اسلامی جدید، جلد 1، صفحه 374
4. تاریخ الإسلام، جلد 48، صفحه 83
[أخذ التّتار الموصل و قتل الصالح] و أمّا التّتار فأخذوا الأسارى فأدخلوهم من النقوب إلى الموصل ليعرّفوهم بكسرة البرلي. و استمرّ الحصار إلى شعبان من سنة ستّين، ثمّ طلبوا ولد الملك الصّالح، فأخرجه إليهم، ثمّ خلّوه أيّاما، و كاتبوه بأن يسلّم الموصل و هدّدوه، فجمع الأكابر و شاورهم، فأشاروا عليه بالخروج فقال: تقتلون لا محالة. فصمّموا على الخروج، فخرج إليهم يوم نصف شعبان و قد ودّع النّاس، و لبس البياض، فلمّا وصل إليهم رسّموا عليه 3. و كان الحصار قد طال جدّا، و على سور البلد ثلاثون منجنيقا ترمي العدوّ و على المغول سنداغو 4، و قد خندقوا على نفوسهم، و بالغوا في الحصار، حتّى كلّ الفريقان. ثمّ سلّمت الموصل، و نودي في الموصل بالأمان فاطمأنّ النّاس، فشرع التّتار في خراب السّور. فلمّا طمّنوا النّاس دخلوا البلد و بذلوا 84 السّيف تسعة أيّام إلى أوائل رمضان 1. و وسّطوا علاء الدّين ولد الملك الصّالح، و علّقوه على باب الجسر، ثمّ رحلوا في آخر شوّال بالصّالح فقتلوه في الطّريق 2 رحمه اللّٰه.








