پذیرش ولایتعهدی توسط امام رضا (ع) در سال ۲۰۰ هجری قمری به دعوت مأمون عباسی، یکی از مهمترین وقایع تاریخ تشیع به شمار میآید. این رویداد که در چارچوبی کاملاً اجباری و با هدف بهرهبرداری سیاسی از جایگاه علمی و معنوی امام (ع) روی داد، اگرچه ظاهری شرافتمندانه داشت، اما در باطن توطئهای پیچیده برای مهار نفوذ روزافزون علویان بود.
زمینههای تاریخی: از خلافت مأمون تا بحران مشروعیت
پس از کشته شدن امین و به قدرت رسیدن مأمون در سال ۱۹۸ هجری، خلافت عباسی با چالشهای متعددی روبهرو شد. مأمون برخلاف برادرش، از پشتوانه قدرتمند قبیلهای و مردمی برخوردار نبود و مادرش نیز کنیزی ایرانی بود که این مسئله موقعیت او را در میان عباسیان تضعیف میکرد . از سوی دیگر، علویان که همواره از سوی خلفای عباسی سرکوب شده بودند، در این دوره قیامهای متعددی برپا کرده و مشروعیت خلافت عباسی را به چالش کشیده بودند.
مأمون برای حل این معضل، یعنی بحران مشروعیت حکومت خود، دست به ابتکاری بیسابقه زد و تصمیم گرفت با نزدیکشدن به علویان و بهرهگیری از محبوبیت امام رضا (ع)، هم پایگاه اجتماعی خود را تحکیم بخشد و هم شورشهای علویان را مهار کند .
اهداف مأمون از طرح ولایتعهدی
تحلیل رفتار سیاسی مأمون نشان میدهد که وی با طرح ولایتعهدی اهداف متعددی را دنبال میکرد:
کسب مشروعیت برای خلافت عباسی: مأمون میخواست با همراهسازی شخصیتی که از نگاه عموم مردم شایستهترین فرد برای خلافت بود، به حکومت خود مشروعیت دینی و مردمی ببخشد. او امیدوار بود که پذیرش ولایتعهدی توسط امام (ع) به معنای تأیید ضمنی مشروعیت خلافت عباسی تلقی شود .
کنترل و مهار امام (ع): مأمون با آوردن امام به مرو و منصوب کردن ایشان به ولایتعهدی، میتوانست ارتباط امام با شیعیان و هوادارانش را محدود کرده و تحرکات ایشان را زیر نظر مستقیم خود داشته باشد .
کاهش منزلت معنوی امام: مأمون میپنداشت که حضور امام در مناصب حکومتی و نزدیکی به قدرت دنیوی، از چهره زاهدانه و معنوی ایشان در میان مردم خواهد کاست. اباصلت هروی در این باره میگوید: «ولايتعهدى را به امام واگذاشت تا به مردم نشان بدهد كه او دنيا خواه است و بدين ترتيب موقعيت معنوى خود را پيش از آنها از دست بدهد» .
سرکوب قیامهای علویان: شعار بسیاری از قیامکنندگان علوی در آن دوره «الرضا من آل محمد» بود. مأمون با انتخاب امام رضا (ع) به عنوان ولیعهد، عملاً این شعار را از انقلابیون گرفته و آنان را در برابر عمل انجامشده قرار داد .
سفر اجباری به خراسان
مأمون پس از تصمیمگیری، فردی به نام رجاء بن ابی ضحاک را به مدینه فرستاد تا امام را به مرو بیاورد. امام (ع) که از نیات مأمون آگاه بودند، initially از این سفر امتناع کردند، اما پس از اصرار و تهدیدهای مکرر، ناگزیر به پذیرش شدند. هنگام وداع با مردم مدینه، امام (ع) با گریه و اندوه فراوان از جدشان رسول خدا (ص) خداحافظی کردند و به خانواده خود فرمودند که این سفر، سفری بیبازگشت است و هیچیک از اعضای خانواده را به دلیل نامعلوم بودن سرنوشت خود همراه نبردند .
ماجرای ولایتعهدی و شروط امام (ع)
پس از ورود امام به مرو در سال ۲۰۱ هجری، مأمون ابتدا خلافت را به ایشان پیشنهاد کرد. امام (ع) با هوشیاری کامل، این پیشنهاد را رد کرده و فرمودند: «اگر اين خلافت مال تو است، جايز نيست خودت را خلع كنى و لباسى را كه خدا به تو پوشانده به ديگرى بدهى؛ و اگر خلافت مال تو نيست، چيزى كه مال تو نيست جايز نيست آن را به من بدهى.» .
مأمون که از این پاسخ قاطع ناامید شده بود، پیشنهاد ولایتعهدی را مطرح کرد. امام (ع) ابتدا این را نیز نپذیرفتند، اما مأمون با تهدید به قتل، ایشان را مجبور به قبول کرد . امام رضا (ع) در شرایطی که میان پذیرش ولایتعهدی و شهادت یکی را باید انتخاب میکردند، با استناد به سیره انبیای پیشین که گاهی به ناچار در حکومت طاغوتیان زمان خود وارد شده بودند، این مسئولیت را پذیرفتند . با این حال، شروط مهمی برای این پذیرش تعیین کردند:
هیچکس را به عنوان والی منصوب نکنند.
هیچکس را عزل ننمایند.
هیچ رسم و سنتی را نقض نکنند.
در امور دولتی فقط از دور مشورت دهند .
این شروط نشاندهنده آن بود که امام (ع) هیچگونه مسئولیتی در قبال عملکرد حکومت نمیپذیرند و حضورشان در تشکیلات، صرفاً ظاهری و تشریفاتی خواهد بود. به تعبیر خود امام: «من در اين موقع داخل نشدم، مگر مانند داخل شدن كسى كه از آن خارج است» .
پس از پذیرش ولایتعهدی، مراسم بیعت در دوم رمضان سال ۲۰۱ هجری برگزار شد و مأمون دستور ضرب سکه به نام امام رضا (ع) و تغییر لباس سیاه عباسیان به لباس سبز را صادر کرد .
دستاوردهای دوران ولایتعهدی
دوران کوتاه ولایتعهدی امام رضا (ع) اگرچه با محدودیتهای فراوان همراه بود، اما فرصتهای ارزشمندی برای نشر معارف اسلامی و شیعی فراهم آورد:
جلسات مناظره علمی: مأمون که خود به علوم علاقه داشت، جلسات مناظرهای با حضور دانشمندان ادیان و مذاهب مختلف در مجلس خود ترتیب میداد. امام رضا (ع) در این جلسات با برهانی قوی، برتری علمی خود را به اثبات رسانده و معارف اسلامی را تبیین میفرمودند .
اقامه نماز عید فطر: مأمون از امام خواست تا نماز عید فطر را با مردم بخواند. امام (ع) این مسئولیت را با شرط انجام آن به شیوه رسول خدا (ص) پذیرفتند. در روز عید، امام با پای برهنه و در نهایت تواضع و خشوع به سمت مصلی حرکت کردند و چنان عظمت و جلالی از خود نشان دادند که مأمون از محبوبیت ایشان هراسان شد و در میان راه مانع ادامه حرکت ایشان گردید .
اقامه نماز باران: در یکی از سالهای خشکسالی، مأمون از امام خواست تا نماز باران بخواند. امام (ع) با دعای خود بارانی رحمت بر مردم نازل کردند و کرامت الهی خود را به همگان نشان دادند .
نگرانی عباسیان از محبوبیت امام
محبوبیت روزافزون امام رضا (ع) در میان مردم و برتری آشکار علمی و معنوی ایشان، عباسیان را سخت نگران کرد. آنان به مأمون اعتراض کردند که این موقعیت، خلافت عباسی را به خطر انداخته است. مأمون نیز در پاسخ به آنان گفت: «اين مرد (يعنى امام) مخفيانه مردم را به امارت خود مىخواند… ما ترسيديم كه اگر او را بر آن حال رها كنيم به نحوى بر ما رخنه كند… حال كه او را وليعهد خود كرديم و مرتكب خطايى شديم… اكنون جايز نيست در امر او سستى به خرج دهيم و احتياج داريم كه اندك اندك فرودش آريم… سپس فكرى به حالش كنيم كه بلا را از ما قطع كند و از فكرش خلاص شويم» . این سخنان به خوبی نشان میدهد که مأمون از همان ابتدا قصد داشت در فرصت مناسب، امام را از سر راه بردارد که نهایتاً در صفر سال ۲۰۳ هجری با توطئهای مشترک، ایشان را به شهادت رساند .
نتیجهگیری
ولایتعهدی امام رضا (ع) هرچند با اجبار و تهدید صورت گرفت، اما به فرصتی برای اثبات حقانیت اهلبیت (ع) و افشای چهره واقعی حکومت عباسی تبدیل شد. امام (ع) با شروط هوشمندانه خود، توطئه مشروعیتبخشی به خلافت غاصبانه را خنثی کرده و از این جایگاه برای تبیین معارف اسلامی و شیعی بهره بردند. سرانجام نیز شهادت ایشان، پرده از نیات پلید مأمون برداشت و محبوبیت امام را در دلها جاودانه ساخت.
منابع
قرآن مجید
ابنبابویه، محمد بن علی (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا (ع)، ترجمه علیاکبر غفاری و حمیدرضا مستفید، تهران: انتشارات صدوق، ۱۳۷۳.
ابناثیر، عزالدین علی، الکامل فی التاریخ، بیروت: دار صادر، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۵م.
ابنطقطقی، محمد بن علی، تاریخ فخری، ترجمه محمدوحید گلپایگانی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ سوم، ۱۳۶۷.
اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، تبریز: مکتبة بنی هاشمی، ۱۳۸۱ق.
اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، قم: منشورات الشریف الرضی، چاپ دوم، ۱۴۱۶ق.
برزگر، ابراهیم، «اندیشه سیاسی امام رضا (ع) در مواجهه با مأمون»، فصلنامه فرهنگ رضوی، شماره ۱۲، ۱۳۹۲.
جعفریان، رسول، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، قم: انتشارات انصاریان، چاپ ششم، ۱۳۸۱.
حسینی عاملی، سیدجعفرمرتضی، الحیاة السیاسیة للإمام الرضا (ع)، قم: دارالتبلیغ اسلامی، ۱۳۹۸ق.
شریف قرشی، باقر، پژوهشی دقیق در زندگانی امام رضا (ع) (حیاة الامام الرضا)، ترجمه سید محمد صالحی، تهران: انتشارات اسلامیة، چاپ دوم، ۱۳۸۲.
طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق محمدابوالفضل ابراهیم، بیروت: دارالتراث، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق/۱۹۶۷م.
مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۰۳ق.
مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ پنجم، ۱۳۷۴.
یعقوبی، احمد بن ابییعقوب، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمدابراهیم آیتی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ ششم، ۱۳۷۱.









