زمینههای تاریخی
در سال ۵۸۵ هجری قمری، صلاحالدین ایوبی، فرمانده مسلمانان، پس از شکست در نبرد با صلیبیها در منطقهای نزدیک به عسقلان، تصمیم به تخریب این شهر گرفت. عسقلان شهری استراتژیک و مهم در سواحل مدیترانه بود که بارها میان مسلمانان و صلیبیها دست به دست شده بود. صلاحالدین با توجه به تجربه تلخ سقوط عکا به دست صلیبیها، تصمیم گرفت عسقلان را تخریب کند تا از تصرف آن توسط دشمن جلوگیری نماید. این تصمیم با مشورت فرماندهان و امرای لشکر گرفته شد، چرا که آنها معتقد بودند حفظ شهر در برابر حملات صلیبیها غیرممکن است.
منبع: النجوم الزاهرة، جلد ۶، صفحه ۴۶
فرآیند تخریب
تخریب عسقلان در سحرگاه روز پنجشنبه، ۱۹ شعبان سال ۵۸۵ هجری قمری آغاز شد. صلاحالدین دستور داد تا دیوارهای شهر بین سربازان و فرماندهان تقسیم شود و هر گروه مسئول تخریب بخشی از دیوارها گردد. این اقدام با حزن و اندوه مردم شهر همراه بود، چرا که عسقلان شهری زیبا و مستحکم با دیوارهای عظیم بود و ساکنان آن به زندگی در آن دلبستگی داشتند. تخریب شهر به سرعت انجام شد و دیوارها و ساختمانها به طور کامل ویران گردیدند. حتی سنگهای دیوارها به دریا ریخته شد تا امکان بازسازی شهر از بین برود.
منبع: النجوم الزاهرة، جلد ۶، صفحه ۴۶
پیامدهای تخریب
تخریب عسقلان تأثیرات عمیقی بر منطقه داشت. از یک سو، این اقدام مانع از تصرف شهر توسط صلیبیها شد و از سوی دیگر، باعث از دست رفتن ثروتها و ذخایر فراوانی گردید که در شهر وجود داشت. بسیاری از ساکنان شهر نیز مجبور به ترک خانه و کاشانه خود شدند. این واقعه نشاندهنده تصمیمات سخت و دردناکی بود که صلاحالدین برای حفظ موقعیت مسلمانان در برابر صلیبیها اتخاذ میکرد. تخریب عسقلان همچنین تأثیر روانی بر مسلمانان و صلیبیها داشت و نشان داد که صلاحالدین حاضر است برای جلوگیری از پیشروی دشمن، حتی شهرهای مهم را قربانی کند.
منبع: الكامل في التاريخ، جلد ۱۲، صفحه ۷۰
اختلاف در تاریخ وقوع
در برخی منابع، تاریخ تخریب عسقلان سال ۵۸۷ هجری قمری ذکر شده است. این اختلاف ممکن است ناشی از تفاوت در گزارشهای تاریخی باشد. با این حال، اکثر منابع بر سال ۵۸۵ هجری قمری تأکید دارند و این تاریخ را به عنوان زمان اصلی تخریب شهر میدانند.
منبع: تاريخ أبي الفداء، جلد ۲، صفحه ۱۶۵
منابع
1. النجوم الزاهرة، جلد ۶، صفحه ۴۶
2. الكامل في التاريخ، جلد ۱۲، صفحه ۷۰
3. تاريخ أبي الفداء، جلد ۲، صفحه ۱۶۵
و شرع فى إخرابها فى سحر يوم الخميس التاسع عشر من شعبان من السنة المذكورة، و قسّم السور على الناس و جعل لكلّ أمير و طائفة من العسكر بدنه معلومة و برجا معلوما يخربه، و دخل الناس البلد و وقع فيهم الضّجيج و البكاء لفرقة بلدهم و أوطانهم، و كان بلدا خفيفا على القلب محكم الأسوار عظيم البناء مرغوبا فى سكنه، فلحق الناس على خرابه حزن عظيم


















