از قرن دوم هجری با قدرت گرفتن خاندان های ایرانی در عرصه سیاسی، به تدریج تمایلات ایرانگرا و باستانگرا از حوزه فرهنگی به ساختار سیاسی وارد گردید، از جمله تلاش سامانیان و آل بویه برای انتساب دودمان خود به خاندان پادشاهان کهن، بزرگان و پهلوانان ایرانی. انتخاب چنین سلسله نسبی فرآهم آورنده مقبولیت ملّی در بستر اجتماعی، اثبات شایستگی و حقانیت حاکمیت و به تبع برآورنده بسیاری از اهداف ایشان در عرصه منازعات فرهنگی، سیاسی و ارضی بود. مهمترین بستر نمود این تمایلات و وسیله تبلیغ و معرفی تبار دستگاه حاکم، کتاب های تاریخی بودند. در این مقاله به منظور آشکار نمودن تقابل اندیشه و گفتمان تبارشناسی سامانیان و آل بویه در بستر منازعات سیاسی و ارضی، با تأکید بر منطقه ری، داده های مرتبط با گفتمان تبارشناسی این سلسله ها با رویکردی معناکاوانه توصیف و تحلیل شد. در نتیجه آشکار گردید که سامانیان و خاندان بویه در منازعات ارضی خود، به ویژه درگیری بر سر منطقه استراتژیک ری، از ادعاهای تبارشناسی سود جسته تا حقانیت حاکمیت خود را به وسیله اعلان در متون تاریخی آشکار و اثبات نمایند.

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=73196

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب