جنگ بین هواداران مقتدر عباسی و عبد الله بن معتزّ عباسی و شکست و مخفی شدن و متفرق شدن هواداران عبد الله بن معتز در 20 ربیع الاول سال 296 ق
شکست عبدالله بن معتز و پایان قیام او در سال ۲۹۶ قمری
پیشینه و زمینههای قیام
در سال ۲۹۶ هجری قمری، عبدالله بن معتز، از نوادگان خلیفه عباسی، معتز بالله، تلاش کرد تا با حمایت برخی از هوادارانش، علیه خلیفه وقت عباسی، مقتدر بالله، قیام کند. این قیام در بغداد، پایتخت خلافت عباسی، رخ داد و به سرعت به درگیریهای شدیدی میان طرفداران دو طرف منجر شد. عبدالله بن معتز که در میان برخی از اشراف و نظامیان بغداد طرفدارانی داشت، امیدوار بود بتواند با حمایت آنان، خلافت را از مقتدر بالله بگیرد. [منبع: تاريخ أبي الفداء، جلد ۱، صفحه ۳۸۷]
درگیریها و شکست قیام
درگیریها میان هواداران مقتدر و عبدالله بن معتز در روز ۲۰ ربیعالاول سال ۲۹۶ قمری به اوج خود رسید. در این روز، حسین بن حمدان، از فرماندهان نظامی مقتدر، با نیروهای خود به مقابله با هواداران عبدالله بن معتز پرداخت. جنگ شدیدی از صبح تا نیمهروز ادامه یافت و در نهایت، هواداران عبدالله بن معتز شکست خوردند. بسیاری از آنان متفرق شدند و برخی نیز به مقتدر پیوستند یا مخفی شدند. عبدالله بن معتز نیز پس از شکست، مخفی شد اما به زودی دستگیر و زندانی گردید. [منبع: تاریخ الطبري، جلد ۱۰، صفحه ۱۴۰]
پایان تلخ عبدالله بن معتز
عبدالله بن معتز پس از دستگیری، دو شب در زندان ماند و سپس به دستور مقتدر بالله به قتل رسید. گفته میشود که او را خفه کردند، اما برای پنهان کردن این موضوع، مرگ او را به صورت طبیعی جلوه دادند و جسدش را به خانوادهاش تحویل دادند. این واقعه، پایان تلخ قیام عبدالله بن معتز را رقم زد و نشاندهنده قدرت مقتدر بالله در سرکوب مخالفانش بود. [منبع: تاريخ أبي الفداء، جلد ۱، صفحه ۳۸۷]
پیامدهای قیام
شکست قیام عبدالله بن معتز و مرگ او، تأثیر قابلتوجهی بر تحولات سیاسی خلافت عباسی داشت. این واقعه نشان داد که مقتدر بالله توانایی حفظ قدرت خود را دارد و هرگونه تلاش برای به چالش کشیدن او با سرکوب شدید مواجه خواهد شد. همچنین، این رویداد باعث تضعیف موقعیت برخی از اشراف و نظامیان بغداد شد که از عبدالله بن معتز حمایت کرده بودند. [منبع: تاريخ أبي الفداء، جلد ۱، صفحه ۳۸۷]
منابع
1. تاريخ أبي الفداء، جلد ۱، صفحه ۳۸۷
2. تاریخ الطبري، جلد ۱۰، صفحه ۱۴۰
و في هذا اليوم كانت بين الحسين بن حمدان و بين غلمان الدار حرب شديده من غدوه الى انتصاف النهار. و فيه 1 انفضت الجموع التي كان محمد بن داود جمعها لبيعه ابن المعتز عنه، و ذلك ان الخادم الذى يدعى مؤنسا حمل غلمانا من غلمان الدار في شذوات، 141 فصاعد بها و هم فيها في دجلة، فلما حاذوا 1 الدار التي فيها ابن المعتز و محمد بن داود صاحوا بهم، و رشقوهم بالنشاب، فتفرقوا، و هرب من في الدار من الجند و القواد و الكتاب، و هرب ابن المعتز، و لحق بعض الذين بايعوا ابن المعتز بالمقتدر، فاعتذروا بانه منع من المصير اليه، و اختفى بعضهم فأخذوا و قتلوا و انتهب العامه دور ابن داود و العباس بن الحسن، و أخذ ابن المعتز فيمن أخذ.
قتل گروهی از بیعت کنندگان با عبد الله بن معتزّ عباسی پس از فرار و دستگیری آنان توسط مقتدر عباسی در ربیع الاول سال 296 ق
پیشینه واقعه
در سال ۲۹۶ هجری قمری، عبدالله بن معتز عباسی تلاش کرد تا با بیعت گرفتن از برخی از بزرگان و فرماندهان نظامی، خلافت عباسی را از مقتدر عباسی بگیرد. این اقدام در بغداد، پایتخت خلافت عباسی، رخ داد. محمد بن داود، یکی از حامیان اصلی عبدالله بن معتز، گروهی از افراد را گردآوری کرد تا با او بیعت کنند. این حرکت به عنوان تلاشی برای تغییر حکومت و به دست گرفتن قدرت توسط عبدالله بن معتز شناخته میشد. [منبع: تاریخ الطبری، جلد ۱۰، صفحه ۱۴۰]
فرار و دستگیری بیعتکنندگان
با اطلاع یافتن مقتدر عباسی از این توطئه، نیروهای او به سرعت وارد عمل شدند. مونس خادم، یکی از فرماندهان وفادار به مقتدر، با گروهی از غلامان به محل تجمع بیعتکنندگان حمله کرد. این حمله در نزدیکی رودخانه دجله و در محل اقامت عبدالله بن معتز و محمد بن داود صورت گرفت. نیروهای مقتدر با تیراندازی و ایجاد رعب، باعث پراکنده شدن بیعتکنندگان شدند. عبدالله بن معتز و برخی از همراهانش موفق به فرار شدند، اما تعدادی از آنان دستگیر شدند. [منبع: تاریخ الطبری، جلد ۱۰، صفحه ۱۴۰]
قتل بیعتکنندگان
پس از دستگیری، برخی از بیعتکنندگان به نزد مقتدر رفتند و با ارائه عذر و بهانه سعی کردند خود را تبرئه کنند. آنان ادعا کردند که از رفتن به نزد مقتدر منع شدهاند. با این حال، مقتدر دستور قتل آنان را صادر کرد. برخی دیگر که مخفی شده بودند نیز دستگیر و به قتل رسیدند. این اقدام خشونتآمیز باعث شد تا عموم مردم به خانههای محمد بن داود و عباس بن حسن حمله کرده و اموال آنان را غارت کنند. عبدالله بن معتز نیز در نهایت دستگیر شد. [منبع: تاریخ الطبری، جلد ۱۱، صفحه ۳۲]
نقش مونس خادم در واقعه
مونس خادم، یکی از چهرههای کلیدی در این واقعه، نقش مهمی در سرکوب بیعتکنندگان ایفا کرد. او دستور قتل تمامی کسانی را که با عبدالله بن معتز بیعت کرده بودند، صادر کرد. تنها تعداد معدودی از جمله علی بن عیسی و ابن عبدون از این سرنوشت جان سالم به در بردند. این اقدام مونس خادم نشاندهنده شدت عمل حکومت مقتدر در برابر هرگونه تلاش برای تغییر حکومت بود. [منبع: تاریخ الطبری، جلد ۱۱، صفحه ۱۹۳]
پیامدهای واقعه
این واقعه نه تنها باعث تثبیت موقعیت مقتدر عباسی به عنوان خلیفه شد، بلکه نشان داد که هرگونه تلاش برای تغییر حکومت با سرکوب شدید مواجه خواهد شد. قتل بیعتکنندگان و غارت خانههای حامیان عبدالله بن معتز، ترس و وحشتی در میان مخالفان حکومت ایجاد کرد. این رویداد همچنین نقش مونس خادم را به عنوان یکی از فرماندهان وفادار و بیرحم مقتدر برجسته ساخت. [منبع: تاریخ الطبری، جلد ۱۰، صفحه ۱۴۰]
منابع
1. تاریخ الطبری، جلد ۱۰، صفحه ۱۴۰
2. تاریخ الطبری، جلد ۱۱، صفحه ۳۲
3. تاریخ الطبری، جلد ۱۱، صفحه ۱۹۳
و فيه 1 انفضت الجموع التي كان محمد بن داود جمعها لبيعه ابن المعتز عنه، و ذلك ان الخادم الذى يدعى مؤنسا حمل غلمانا من غلمان الدار في شذوات، 141 فصاعد بها و هم فيها في دجلة، فلما حاذوا 1 الدار التي فيها ابن المعتز و محمد بن داود صاحوا بهم، و رشقوهم بالنشاب، فتفرقوا، و هرب من في الدار من الجند و القواد و الكتاب، و هرب ابن المعتز، و لحق بعض الذين بايعوا ابن المعتز بالمقتدر، فاعتذروا بانه منع من المصير اليه، و اختفى بعضهم فأخذوا و قتلوا و انتهب العامه دور ابن داود و العباس بن الحسن، و أخذ ابن المعتز فيمن أخذ
