پیشینه واقعه
در رجب سال دوم هجری قمری، پیامبر اسلام عبدالله بن جحش را همراه گروهی از مهاجران به سریهای به سمت نخله، منطقهای بین مکه و طائف، فرستاد. هدف این سریه، کسب اطلاعات دربارهی قریش بود. عبدالله بن جحش پس از دو روز حرکت، دستور پیامبر را که در نامهای نوشته شده بود، باز کرد و به سمت نخله حرکت کرد. در این سریه، سعد بن ابی وقاص و عتبه بن غزوان نیز حضور داشتند، اما به دلیل گم شدن شترشان در منطقهای به نام بحران، از ادامهی مسیر بازماندند.
منبع: تاریخ الطبری جلد 2 صفحه 410
گم شدن شتر و بازماندن سعد و عتبه
سعد بن ابی وقاص و عتبه بن غزوان که بر یک شتر سوار بودند، در منطقهی بحران شتر خود را گم کردند. آنها دو روز به جستجوی شتر پرداختند و در این مدت از همراهی با گروه اصلی بازماندند. این تأخیر باعث شد که آنها نتوانند در سریهی نخله شرکت کنند و پس از چند روز به مدینه بازگشتند.
منبع: السیرة النبویة جلد 1 صفحه 602
نتیجهی سریه نخله
عبدالله بن جحش و همراهانش در نخله با کاروانی از قریش مواجه شدند که حامل کالاهای تجاری بود. درگیریای بین آنها رخ داد که منجر به کشته شدن عمرو بن حضرمی و اسارت دو نفر از قریش شد. این واقعه به دلیل وقوع در ماه رجب، ماه حرام، مورد انتقاد قرار گرفت و پیامبر ابتدا از اقدام آنها ابراز ناخشنودی کرد. اما پس از نزول آیهی {یسئلونک عن الشهر الحرام قتال فیه قل قتال فیه کبیر}، این اقدام توجیه شد.
منبع: المغازي جلد 1 صفحه 16
بازگشت سعد و عتبه به مدینه
سعد بن ابی وقاص و عتبه بن غزوان پس از یافتن شتر خود، به مدینه بازگشتند. آنها چند روز پس از بازگشت گروه اصلی به مدینه رسیدند و از وقایع سریه نخله بیخبر بودند. پیامبر پس از بازگشت آنها، اسیران قریش را آزاد کرد.
منبع: الطبقات الکبری جلد 2 صفحه 7
اهمیت واقعه
این واقعه از آن جهت اهمیت دارد که نخستین درگیری مسلحانه بین مسلمانان و قریش محسوب میشود. همچنین، به دلیل وقوع در ماه حرام، بحثهای زیادی را در میان مسلمانان و قریش برانگیخت و زمینهساز نزول آیهای از قرآن شد.
منبع: تاریخ الطبری جلد 2 صفحه 410
منابع
1. تاریخ الطبری جلد 2 صفحه 410
2. السیرة النبویة جلد 1 صفحه 602
3. المغازي جلد 1 صفحه 16
4. الطبقات الکبری جلد 2 صفحه 7
گزارش منتخب
تخلف القوم بمعدن): و سلك على الحجاز، حتى إذا كان بمعدن، فوق الفرع، يقال له: بحران، أضلّ سعد بن أبى وقّاص، و عتبة بن غزوان بعيرا لهما، كانا يعتقبانه. فتخلّفا عليه في طلبه. و مضى عبد اللََّه بن جحش و بقيّة أصحابه حتى نزل بنخلة، فمرّت به عير لقريش تحمل زبيبا و أدما [1]، و تجارة من تجارة قريش، فيها عمرو ابن الحضرميّ.


















