تاریخ و موقعیت
غزوه تبوک در اول ماه رمضان سال نهم هجری (برخی منابع آن را در ماه رجب نیز ذکر کردهاند) به وقوع پیوست. این جنگ آخرین غزوه پیامبر اسلام (ص) بود که به منطقه تبوک در شمال شبهجزیره عربستان انجام شد. به این غزوه، «غزوه عسره» نیز میگویند؛ زیرا سپاه اسلام در نهایت سختی و تنگدستی تجهیز شد. همچنین آن را «فاضحه» نامیدهاند، زیرا منافقان مدینه در این جنگ رسوا و مفتضح شدند.
علت وقوع جنگ
درباره سبب این غزوه چند روایت وجود دارد:
هدف اصلی پیامبر (ص) مقابله با تحرکات و تدارک نظامی رومیان در نواحی شام بود. خبر رسیده بود که هرقل، فرمانروای روم، سپاهی بزرگ فراهم آورده و قبایل عرب منطقه را نیز با خود همراه کرده است.
برخی منابع، انگیزه این نبرد را خونخواهی جعفر بن ابیطالب دانستهاند که در غزوه موته به دست سپاه روم به شهادت رسیده بود.
تجهیز سپاه و مشکلات آن
پیامبر (ص) هدف خود را بهروشنی برای مردم بیان کرد تا برای نبرد آماده شوند. اما مشکلات فراوانی بر سر راه بود:
گرمای سخت هوا و فصل برداشت محصول
دوری راه تا مرزهای روم
فقر مالی بسیاری از اصحاب
ازاینرو این سپاه را «جیش العسره» (سپاه سختی و تنگدستی) نامیدند. پیامبر (ص) دستور داد کفش فراوان با خود بردارند و در مسیر، هر دو نفر با یک خرما روزگار میگذراندند. آب نیز کمیاب بود. تعداد سپاه حدود سیهزار نفر بود که تنها هزار نفر سواره داشتند. گروهی از زنان نیز همراه حضرت بودند.
منافقان و کارشکنیها
پس از اعلام قصد پیامبر (ص)، برخی از اصحاب و بهویژه منافقان مدینه از حضور در سپاه سر باز زدند یا در دل مسلمانان هراس افکندند.
عذرتراشی جَدّ بن قیس
جد بن قیس از جمله کسانی بود که با تمسخر گفت: «من به زنان علاقه دارم و میترسم اگر به روم بروم و زنان زیبا را ببینم، به فتنه دچار شوم.» در این باره آیه ۴۹ سوره توبه نازل شد که خداوند میفرماید: «آگاه باش که اینان به فتنه درافتادند و همانا دوزخ به کافران احاطه دارد.»
توطئه منافقان در مدینه
هشتاد و دو نفر از منافقان مدینه با عذرتراشی به جنگ نرفتند و در شهر ماندند تا در غیبت پیامبر (ص) خانه ایشان را غارت کنند و خانوادهاش را از مدینه بیرون نمایند.
جانشینی امام علی (ع) در مدینه و حدیث منزلت
پیامبر (ص) پیش از حرکت، حضرت علی (ع) را به جانشینی خود در مدینه گماشت. منافقان که وجود علی (ع) را مانع اجرای نقشههای خود میدیدند، شایعه کردند که پیامبر از همراهی علی ناخشنود بوده و به همین دلیل او را با خود نبرده است.
این جوسازی تا آنجا اثر گذاشت که امام علی (ع) برای خنثی کردن آن، در محلی به نام «جُرف» نزد پیامبر رفت. حضرت در پاسخ به ایشان فرمود:
«أما ترضی أن تکون منی بمنزلة هارون من موسی إلا أنه لا نبی بعدی؟»
(آیا خشنود نیستی که نسبت تو به من همچون نسبت هارون به موسی باشد، جز اینکه پس از من پیامبری نخواهد آمد؟)
این حدیث که به «حدیث منزلت» شهرت یافت، یکی از مهمترین مناقب امام علی (ع) و از دلایل شیعیان بر خلافت بلافصل ایشان است. نکته مهم اینکه پیامبر (ص) در مواقع دیگر نیز افرادی را به جانشینی میگماشت، اما چنین تعبیری را برای هیچکس به کار نبرد. همچنین فرمود: «مدینه جز با من یا تو سامان و صلاح نمییابد.»
حرکت سپاه و وقایع مسیر
سپاه اسلام پس از طی منازلی به تبوک رسید و حدود بیست شب در آنجا اقامت کرد. در این مدت روشن شد که خبر لشکرکشی رومیان دقیق نبوده و جنگی رخ نداد. با این حال، پیامبر (ص) با حاکمان مناطق همجوار مانند اُکیدِر بن عبدالملک (حاکم دومة الجندل) و اهالی اَذرُح، جَرباء و اَیله به شرط پرداخت جزیه، پیمان صلح بست.
دو واقعه مهم در مسیر
۱. گم شدن شتر پیامبر (ص)
در بین راه، شتر پیامبر گم شد. برخی به کنایه گفتند: «او که برای ما از غیب خبر میدهد، از مکان شتر خود آگاه نیست؟» پیامبر (ص) فرمود: «من از اسرار آسمان فقط آنچه را خدا به من آموخته میدانم.» سپس جبرئیل نازل شد و محل شتر را به ایشان خبر داد و شتر پیدا شد.
۲. پیشبینی درباره ابوذر
در سفری که سپاه استراحت میکرد، از دور شخصی پیدا شد. پیامبر (ص) فرمود: «امید است که ابوذر باشد.» گفتند: ای رسول خدا، به خدا سوگند ابوذر است. حضرت فرمود: «خدا ابوذر را رحمت کند، او تنها راه میرود، تنها میمیرد و تنها برانگیخته میشود.» بعدها چنین شد و ابوذر در زمان عثمان به ربذه تبعید و در تنهایی درگذشت.
توطئه منافقان در عقبه
در راه بازگشت به مدینه، چهل نفر از منافقان که همراه سپاه بودند، تصمیم گرفتند هنگام بالا رفتن شتر پیامبر (ص) از گردنه، کدوهایی پر از ریگ زیر دست و پای شتر بریزند تا شتر رم کند و حضرت سقوط کرده، به قتل برسد. اما هنگام اجرای توطئه، شتر از حرکت بازایستاد و نقشه آنان ناکام ماند. خداوند پیامبرش را آگاه ساخت و حضرت، حذیفه و عمار را همراه خود کرد. منافقان که صورتهای خود را پوشانده بودند، با مقاومت حذیفه روبرو و فراری شدند. پیامبر (ص) نام آنان را برای حذیفه و عمار فاش کرد، اما وقتی حذیفه اجازه خواست آنان را بکشد، فرمود: «دوست ندارم مردم بگویند وقتی محمد با کمک اصحابش به پیروزی رسید، یارانش را کشت.»
توطئه منافقان مدینه علیه امام علی (ع)
منافقانی که در مدینه مانده بودند، قصد جان امام علی (ع) را کردند. آنان گودالی طولانی در مسیر راه حفر کرده و روی آن را با حصیر پوشاندند تا وقتی امام به استقبال پیامبر (ص) میرود، هنگام بازگشت در آن بیفتد و آنان او را به قتل برسانند. اما هنگام مراجعت، اسب امام از روی حصیر و گودال عبور نکرد و بار دیگر نقشه منافقان باطل شد.
بازگشت به مدینه و برخورد با متخلفان
پیامبر (ص) در ماه رمضان سال نهم به مدینه بازگشت. حضرت عذر کسانی را که از شرکت در جنگ خودداری کرده بودند پذیرفت و برایشان استغفار کرد. اما سه نفر به نامهای کعب بن مالک، مرارة بن ربیع و هلال بن امیه که از منافقان نبودند، به دلیل سستی در رفتن به جبهه، با دستور پیامبر (ص) مورد بایکوت اجتماعی و خانوادگی قرار گرفتند. این سه تن پس از پنجاه روز تحمل فشار، توبه کردند و خداوند آیات ۱۱۷ تا ۱۱۹ سوره توبه را نازل فرمود و توبه آنان را پذیرفت.
نتایج و پیامدهای غزوه تبوک
رسوایی منافقان: برنامهها و توطئههای منافقان در این غزوه برملا شد و آیاتی از قرآن در نکوهش آنان نازل گردید.
گسترش اسلام: با وجود وقوع جنگ، نفوذ اسلام در سراسر جزیرة العرب گسترش یافت و قدرت مسلمانان بر همسایگان آشکار شد.
تثبیت جانشینی امام علی (ع): حدیث منزلت در این سفر، جایگاه والای امام علی (ع) را در نزد پیامبر (ص) آشکار ساخت.
صلح با قبایل مسیحی: پیامبر (ص) با قبایل و شهرهای مسیحی شمالی پیمان صلح بست و آنان به پرداخت جزیه تن دادند.
منابع
قرآن کریم، سوره توبه
واقدی، المغازی
ابنهشام، السیرة النبویة
طبری، تاریخ الطبری
مجلسی، بحارالانوار
سبحانی، فروغ ابدیت
و دیگر منابع معتبر تاریخی




