پیشینه واقعه
در سال هشتم هجری قمری، پیامبر اسلام ابوقتاده را به همراه گروهی از مسلمانان به منطقه بطن اضم فرستاد. در این سریه، محلم بن جثامه نیز حضور داشت. در طول این مأموریت، عامر بن اضبط اشجعی که مسلمان بود، به گروه برخورد کرد و با سلام اسلامی به آنان احترام گذاشت. با این حال، محلم بن جثامه به دلیل اختلافات شخصی، او را به قتل رساند و اموالش را تصاحب کرد. پس از بازگشت به مدینه، این خبر به پیامبر رسید و ایشان از این عمل بسیار ناراحت شدند. در این زمان، آیه 94 سوره نساء نازل شد که بر لزوم تحقیق و تبیین قبل از هر اقدام تأکید میکرد: {یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا ضَرَبْتُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَتَبَیَّنُوا}.
منبع: الصحيح من سيرة النبي الأعظم، جلد 20، صفحه 283
واکنش پیامبر و نزول آیه
پیامبر پس از اطلاع از این واقعه، محلم بن جثامه را مورد بازخواست قرار دادند و از او پرسیدند: «آیا او را پس از گفتن شهادتین کشتی؟» محلم ادعا کرد که عامر برای در امان ماندن از شمشیر، شهادتین را بر زبان آورده است. پیامبر در پاسخ فرمودند: «آیا قلبش را شکافتی تا ببینی آیا راست میگوید یا دروغ؟» این گفتگو نشاندهنده تأکید اسلام بر احترام به جان و مال مسلمانان و لزوم تحقیق قبل از هر اقدام است. آیه 94 سوره نساء نیز به همین موضوع اشاره میکند و مسلمانان را از قتل بیگناهان و سوء استفاده از اموال دیگران برحذر میدارد.
منبع: الصحيح من سيرة النبي الأعظم، جلد 20، صفحه 283
تأثیر واقعه در تاریخ اسلام
این واقعه و نزول آیه 94 سوره نساء تأثیر عمیقی در تاریخ اسلام داشت. این آیه به عنوان یک اصل مهم در فقه اسلامی مطرح شد و بر لزوم تحقیق و تبیین قبل از هر اقدام تأکید کرد. همچنین، این واقعه نشاندهنده حساسیت اسلام نسبت به حفظ جان و مال مسلمانان و جلوگیری از هرگونه ظلم و ستم است. این آموزهها در طول تاریخ اسلام به عنوان پایهای برای قوانین و احکام اسلامی مورد استفاده قرار گرفتهاند.
منبع: الصحيح من سيرة النبي الأعظم، جلد 25، صفحه 231
اختلافات در نقلها
در برخی نقلها، این واقعه به سال هفتم هجری قمری و در منطقه فدک نسبت داده شده است. در این روایت، اسامه بن زید به جای محلم بن جثامه به عنوان قاتل معرفی شده است. با این حال، بیشتر منابع این واقعه را در سال هشتم هجری و در بطن اضم ذکر کردهاند. این اختلافات ممکن است ناشی از تفاوت در نقلهای تاریخی باشد، اما در هر دو مورد، تأکید بر لزوم تحقیق و تبیین قبل از هر اقدام مشترک است.
منبع: الصحيح من سيرة النبي الأعظم، جلد 19، صفحه 70
نتیجهگیری
واقعه قتل عامر بن اضبط و نزول آیه 94 سوره نساء، یکی از وقایع مهم تاریخ اسلام است که بر لزوم تحقیق و تبیین قبل از هر اقدام تأکید میکند. این واقعه نشاندهنده حساسیت اسلام نسبت به حفظ جان و مال مسلمانان و جلوگیری از هرگونه ظلم و ستم است. آموزههای این واقعه در طول تاریخ اسلام به عنوان پایهای برای قوانین و احکام اسلامی مورد استفاده قرار گرفتهاند.
منبع: الصحيح من سيرة النبي الأعظم، جلد 20، صفحه 283
منابع
1. الصحيح من سيرة النبي الأعظم، جلد 19، صفحه 70
2. الصحيح من سيرة النبي الأعظم، جلد 20، صفحه 283
3. الصحيح من سيرة النبي الأعظم، جلد 25، صفحه 231
سرية أبي قتادة إلى بطن إضم: و في أول شهر رمضان سنة ثمان أراد رسول اللّهالتوجه الى مكة لفتحها، بعث أبا قتادة الحارث بن ربعي في ثمانية نفر إلى بطن إضم 1، ليظن ظان أن رسول اللّهتوجه إلى تلك الناحية، و لأن تذهب بذلك الأخبار 2. و قال بعضهم: بعثنا رسول اللّهإلى إضم [في نفر من المسلمين]، أميرنا أبو قتادة الحارث بن ربعي، و فينا محلم بن جثامة الليثي، و أنا. فخرجنا حتى إذا كنا ببطن إضم مر بنا عامر بن الأضبط (1) بطن إضم: بين ذي خشب و ذي المروة، على ثلاثة برد من المدينة. (2) سبل الهدى و الرشاد ج 5 ص 211 و ج 6 ص 190 عن محمد بن إسحاق، و محمد بن عمر، و ابن سعد، و ابن أبي شيبة، و الإمام أحمد، و الترمذي، و حسنه، و ابن جرير، و ابن المنذر، و ابن أبي حاتم، و الخرائطي في مكارم الأخلاق، و الطبراني، و أبي نعيم، و البيهقي في دلائلهما، عن عبد اللّه بن أبي حدرد، و الطبراني عن جندب البجلي، و ابن جرير عن ابن عمر، و ابن أبي حاتم عن الحسن، و عبد الرزاق، و ابن جرير. و راجع: تاريخ الخميس ج 2 ص 76 و السيرة الحلبية ج 3 ص 195 و راجع: تاريخ مدينة دمشق ج 67 ص 149 و عن عيون الأثر ج 2 ص 177. الأشجعي على قعود له، و معه متيّع له، و وطب من لبن. قال: فلما مر بنا سلم علينا بتحية الإسلام فأمسكنا عنه، و حمل عليه محلم بن جثامة فقتله لشيء كان بينه و بينه، و سلبه بعيره و متيعه. فلما قدمنا على رسول اللّهو أخبرناه الخبر نزل فينا: يََا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا إِذََا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اَللََّهِ فَتَبَيَّنُوا وَ لاََ تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقىََ إِلَيْكُمُ اَلسَّلاََمَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ اَلْحَيََاةِ اَلدُّنْيََا فَعِنْدَ اَللََّهِ مَغََانِمُ كَثِيرَةٌ.. 1. فانصرف القوم و لم يلقوا جمعا، حتى انتهوا إلى ذي خشب. فبلغهم أن رسول اللّهقد توجه إلى مكة، فأخذوا على بيبن حتى لحقوا برسول اللّهبالسقيا 2. فقال النبيلمحلم: «أقتلته بعد ما قال آمنت باللّه»؟ و في حديث ابن عمر، و الحسن: فجاء محلم في بردين، فجلس بين يدي رسول اللّه (ليستغفر له)، فقال: «أقتلته بعد ما قال إني مسلم»؟ قال: يا رسول اللّه، إنما قالها متعوذا. قال: «أفلا شققت عن قلبه»؟ قال: لم يا رسول اللّه؟ قال: «لتعلم أصادق هو أم كاذب». قال: و كنت عالما بذلك يا رسول اللّه. هل قلبه إلا مضغة من لحم؟ (1) الآية 94 من سورة النساء. (2) سبل الهدى و الرشاد ج 6 ص 190 و عن مراصد الاطلاع ج 2 ص 72. و تاريخ الخميس ج 2 ص 76 و السيرة الحلبية ج 3 ص 195 و الطبقات الكبرى لابن سعد ج 2 ص 133 و تاريخ مدينة دمشق ج 67 ص 150 و عن عيون الأثر ج 2 ص 177. قال رسول اللّه: «إنما كان ينبئ عنه لسانه». و في رواية: فقال رسول اللّه: «لا ما في قلبه تعلم، و لا لسانه صدقت». فقال: استغفر لي يا رسول اللّه. فقال: «لا غفر اللّه لك». فقام و هو يتلقى دموعه ببرديه. فما مضت سابعة حتى مات 1. و في حديث ابن إسحاق: فما لبث أن مات، فحفر له أصحابه، فأصبح و قد لفظته الأرض، ثم عادوا و حفروا له، فأصبح و قد لفظته الأرض إلى جنب قبره 2. قال الحسن: لا أدري كم قال أصحاب رسول اللّهكم دفناه، مرتين، أو ثلاثا؟! 3









