در سال نهم هجری قمری، پیامبر اسلام لشکری را برای مقابله با امپراتوری روم در منطقه تبوک گردآورد. این سفر نظامی که به «غزوه تبوک» معروف است، در شرایط سخت گرمای تابستان و دوری مسافت انجام شد و حوادثی را در بر داشت که از جمله آنها، وزش باد شدیدی بود که در اردوگاه مسلمانان در تبوک رخ داد. این حادثه طبیعی، علاوه بر ایجاد چالش فیزیکی، آزمونی برای فرمانبرداری سپاهیان از دستورات پیامبر بود.
[منبع: الصحيح من سيرة النبي الأعظم جلد: 14 صفحه: 10]
پیشزمینه: غزوه تبوک
غزوه تبوک در واکنش به تهدیدات امپراتوری روم شرقی و متحدانش در شمال شبهجزیره عربستان سازماندهی شد. پیامبر با آگاهی از این خطر، مسلمانان را برای جنگی سخت و در شرایطی دشوار فراخواند. این لشکرکشی به دلیل مشکلات تأمین مالی و سختیهای سفر، به «جیش العسرة» (لشکر دشواری) نیز شهرت یافت. مسیر حرکت لشکر از مدینه به سمت تبوک در شمال بود و در میانه راه، در مناطقی مانند وادیالقری توقفهایی داشتند.
[منبع: تاریخ الإسلام جلد: 2 صفحه: 637]
هشدار پیامبر و وزش باد
هنگامی که لشکر اسلام به تبوک رسید، پیامبر به فراست الهی از رویدادی طبیعی در شرف وقوع خبر داد. ایشان به یاران هشدار دادند که در طول شب، باد بسیار شدیدی خواهد وزید و به هیچکس اجازه ندارند از جای خود برخیزد. تأکید کردند کسانی که شتر دارند، باید پای حیوانات خود را با طناب محکم ببندند تا از پراکنده شدن آنها جلوگیری شود. این هشدار نشاندهنده دقت و مراقبت رسول خدا از جان و اموال اصحاب بود.
[منبع: تاریخ الإسلام جلد: 2 صفحه: 637]
همانگونه که پیامبر预告 کرده بودند، باد سهمگینی در تبوک وزیدن گرفت. این وزش باد آنچنان قدرتمند بود که گفته شده فردی که به هشدار عمل نکرده و از جای خود برخاست، توسط باد برداشته شد و تا کوههای طئی پرتاب شد. این اتفاق، عواقب نافرمانی از دستور رهبری را به شکلی عینی به نمایش گذاشت. همچنین در برخی گزارشها به گم شدن شتران در جریان این واقعه اشاره شده است.
[منبع: الصحيح من سيرة النبي الأعظم جلد: 14 صفحه: 10] [منبع: تاریخ الإسلام جلد: 2 صفحه: 637]
پیامدها و بازگشت
حادثه باد تبوک، اگرچه چالشی سخت بود، اما با رعایت دستورات پیامبر توسط اکثریت سپاه، خسارات به حداقل ممکن کاهش یافت. این واقعه بار دیگر جایگاه رهبری پیامبر و لزوم اطاعت از ایشان را حتی در مسائل به ظاهر عادی، برای مسلمانان آشکار ساخت. پس از این رویداد و انجام مأموریت در تبوک، لشکر اسلام به سمت مدینه بازگشت و در مسیر بازگشت، پیامبر با دیدار از مناطق مختلف، به امور مردم رسیدگی کردند.
[منبع: تاریخ الإسلام جلد: 2 صفحه: 637]
منابع
1. الصحيح من سيرة النبي الأعظم، جلد 14، صفحه 10
2. تاریخ الإسلام، جلد 2، صفحه 637
گزارش منتخب
و قال سليمان بن بلال، عن عمرو بن يحيى، عن عباس بن سهل، عن أبي حميد، قال: خرجنا مع رسول اللّٰه صلّى اللّٰه عليه و سلم في غزوة تبوك فأتينا وادي القرى، على حديقة لامرأة. فقال رسول اللّٰه صلّى اللّٰه عليه و سلم: اخرصوها. فخرصناها و خرصها رسول اللّٰه صلّى اللّٰه عليه و سلم عشرة أوسق. و قال: أحصيها حتى نرجع إليك إن شاء اللّٰه. فانطلقنا حتى قدمنا تبوك، فقال رسول اللّٰه صلّى اللّٰه عليه و سلم: «ستهبّ عليكم اللّيلة ريح شديدة، فلا يقم فيها أحد منكم، فمن كان له بعير فليشدّ عقاله». فهبّت ريح شديدة، فقام رجل فحملته الريح حتى ألقته بجبلي طيِّئ. و جاء ابن العلماء صاحب أيلة 3 إلى رسول اللّٰه صلّى اللّٰه عليه و سلم بكتاب، و أهدى له بغلة بيضاء. فكتب إليه رسول اللّٰه صلّى اللّٰه عليه و سلم، و أهدى له بردا. ثم أقبلنا حتى قدمنا وادي القرى، فسأل رسول اللّٰه صلّى اللّٰه عليه و سلم المرأة عن حديقتها كم بلغ ثمرها، فقال: بلغ عشرة أوسق. فقال: «إنّي مسرع فمن شاء منكم فليسرع». فخرجنا حتى أشرفنا على المدينة. فقال: «هذه طابة، و هذا أحد، و هو جبل يحبّنا و نحبّه». أخرجه مسلم 4، أطول منه، و للبخاريّ نحوه 5.




