در اين روز: سنه 378، وفات كرد (امير نوح سامانى) و بعد از او پسرش (منصور) بجاى وى نشست و در سنه 389، وفات كرد و دولت سامانيان منقرض شد.

زندگی و حکومت نوح بن منصور سامانی

نوح بن منصور سامانی، از حاکمان سلسله سامانیان بود که بر مناطق خراسان و ماوراء النهر حکومت می‌کرد. او پس از پدرش، منصور بن نوح، به قدرت رسید و به مدت 21 سال بر این مناطق حکمرانی کرد. نوح بن منصور در سن 13 سالگی به حکومت رسید و با حمایت عضدالدوله دیلمی، از خلیفه عباسی، عهدنامه‌ای برای حکومت بر خراسان دریافت کرد. دوران حکومت او با چالش‌های متعددی همراه بود، اما توانست تا حدی اقتدار سامانیان را حفظ کند.

منبع: النجوم الزاهرة جلد: 4 صفحه: 198

وفات نوح بن منصور

نوح بن منصور سامانی در روز جمعه، 13 رجب سال 387 هجری قمری درگذشت. مرگ او نقطه عطفی در تاریخ سامانیان بود، زیرا پس از وفات او، حکومت سامانیان دچار ضعف شدیدی شد. نوح بن منصور به مدت 22 سال بر خراسان و ماوراء النهر حکومت کرد و پس از او، پسرش ابوالحارث منصور بن نوح به قدرت رسید. با این حال، ضعف حکومت سامانیان پس از مرگ نوح بن منصور، زمینه را برای تسلط قدرت‌های دیگر بر این مناطق فراهم کرد.

منبع: وقایع السنین و الاعوام جلد: 1 صفحه: 239

تأثیر وفات نوح بن منصور بر سامانیان

مرگ نوح بن منصور سامانی باعث اختلال در حکومت سامانیان شد. با وجودی که پسرش منصور بن نوح جانشین او شد، اما ضعف حکومت سامانیان به حدی بود که قدرت‌های محلی و حکام اطراف شروع به طمع ورزی به قلمرو سامانیان کردند. این ضعف نهایتاً منجر به سقوط سلسله سامانیان در سال‌های بعد شد. مرگ نوح بن منصور نه تنها پایان یک دوره از حکومت سامانیان بود، بلکه آغاز افول این سلسله نیز محسوب می‌شد.

منبع: الكامل في التاريخ جلد: 9 صفحه: 129

جایگاه نوح بن منصور در تاریخ

نوح بن منصور سامانی به عنوان یکی از حاکمان سلسله سامانیان، نقش مهمی در حفظ قلمرو این سلسله در خراسان و ماوراء النهر ایفا کرد. با این حال، مرگ او نقطه آغاز ضعف و سقوط سامانیان بود. دوران حکومت او با چالش‌های داخلی و خارجی همراه بود، اما توانست تا حدی اقتدار سامانیان را حفظ کند. وفات او در سال 387 قمری، نه تنها پایان یک دوره از حکومت سامانیان بود، بلکه تأثیرات عمیقی بر تاریخ منطقه گذاشت.

منبع: تاريخ أبي الفداء جلد: 1 صفحه: 478

منابع

1. النجوم الزاهرة، جلد 4، صفحه 198
2. وقایع السنین و الاعوام، جلد 1، صفحه 239
3. الكامل في التاريخ، جلد 9، صفحه 129
4. تاريخ أبي الفداء، جلد 1، صفحه 478

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=83977

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب