بانوی مجتهده، سیده نصرت امین معروف به «بانوی ایرانی»، از فقیهان، مفسران و عارفان برجسته شیعه در قرن چهاردهم و پانزدهم هجری بود. وی نخستین زنی است که در جهان اسلام موفق به دریافت درجه رسمی اجتهاد شد و آثار ارزشمندی از خود به یادگار گذاشت. ایشان در ۳۰ خرداد ۱۲۷۴ شمسی (۱۳۱۲ قمری) در اصفهان دیده به جهان گشود و در ۲۳ خرداد ۱۳۶۲ شمسی برابر با شب اول رمضان ۱۴۰۳ قمری در همان شهر دار فانی را وداع گفت.
خانواده و نسب
پدر ایشان، حاج سید محمدعلی امینالتجار اصفهانی، از بازرگانان متدین و سرشناس اصفهان و نوه علامه سید معصوم حسینی خاتونآبادی بود. مادرشان، زهرا، دختر حاج سید مهدی (ملقب به جناب) از خاندان جنابیهای اصفهان بود. نسب سیده نصرت امین با سی واسطه به امام علی بن ابیطالب (ع) میرسید.
ایشان در سیزده سالگی با پسر عموی خود، حاج میرزا آقا معروف به معینالتجار، از بازرگانان متدین اصفهان، ازدواج کرد. حاصل این ازدواج هشت فرزند بود که هفت تن از آنان در دوران کودکی به دلیل بیماریهای واگیردار رایج در آن زمان از دنیا رفتند و تنها یک پسر برای ایشان باقی ماند.
تحصیلات
بانو امین از چهار سالگی به مکتبخانه رفت و فراگیری قرآن و زبان فارسی را آغاز کرد. این در حالی بود که در آن دوران (حدود سالهای ۱۲۸۰ شمسی به بعد) تحصیل علم حتی برای پسران نیز بهسادگی میسر نبود و خانوادهها کمتر اجازه میدادند دخترانشان برای کسب دانش به مکتب یا مدرسه بروند.
ایشان در پانزده سالگی ازدواج کرد، اما زندگی خانوادگی و تربیت فرزندان مانعی در مسیر فراگیری دانش وی نشد. در بیست سالگی با جدیت تمام، تحصیل علوم دینی (فقه، اصول و زبان عربی) را آغاز کرد و توانست موافقت و مساعدت اطرافیان بهویژه همسرش را برای ادامه تحصیل جلب نماید.
بانو امین صرف، نحو، بلاغت، تفسیر، حدیث، فقه، اصول و فلسفه را نزد اساتید برجسته فراگرفت و سپس به مطالعات عالی خود ادامه داد. جدیت وی در امر تحصیل به حدی بود که میفرمود: «هیچ چیز نمیتواند کلاس درس را تعطیل کند، حتی مرگ فرزند.» در جریان جنگ جهانی اول، دو فرزند خردسالش طی چند روز از دنیا رفتند. استادشان آیتالله نجفآبادی سه روز درس را تعطیل کرد، اما روز چهارم بانو امین به دنبال استاد فرستاد و وقتی ایشان آمدند، علت تعطیلی درس را جویا شد. آیتالله نجفآبادی گفتند شرم میکنند با وجود تازه درگذشتن فرزندان وی برای درس بیایند و بانو امین پاسخ داد: «من پیش خدا شرمم میشود که سه روز است چیزی نخواندهام. خدا یک چیزی به من داد خودش هم گرفت.»
اساتید
مهمترین استاد ایشان که فقه، اصول و حکمت را به وی آموخت، آیتالله حاج میر سید علی نجفآبادی بود. وی درباره شاگرد برجسته خود گفته است: «حکمت را داییام به من درس داد و یکی نیست که من به او درس بدهم. من میخواهم به این خانم درس بدهم که از من یادگاری باقی مانده باشد.»
از دیگر اساتید ایشان میتوان به شیخ مرتضی مظاهری، ابوالقاسم زفرهای و علیاصغر شریف اشاره کرد.
درجه اجتهاد و اجازات
بانو امین در سال ۱۳۵۴ قمری (۴۲ سالگی) و پس از بیست و سه سال تلاش مداوم، نخستین اجازه رسمی اجتهاد و روایت را از آیات عظام زیر دریافت کرد:
آیتالله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی (مؤسس حوزه علمیه قم)
آیتالله العظمی آقا سید محمدکاظم شیرازی
آیتالله ابراهیم حسینی شیرازی اصطهباناتی
آیتالله اصطهباناتی در اجازهنامه خود این بیت را برای ایشان سرود:
«فلو کن النساء بمثل هذه ••• لفضلت النساء علی الرجال
فلا التأنیث لاسم الشمس عار ••• و لا التذکیر فخر للهلال»
(اگر همه زنان مثل این زن بودند، زنان بر مردان برتری مییافتند. مونث بودن موجب نقص خورشید نیست، چنانکه مذکر بودن افتخاری برای ماه نیست.)
ایشان همچنین در ربیعالاول ۱۳۵۷ قمری اجازه روایی از آیتالله شیخ محمدرضا نجفی اصفهانی دریافت کرد. آیتالله نجفی در بخشی از اجازهنامه خود درباره بانو امین فرمود: «به این سیده دانشمند و شریف، گوهر گرانقدر مستور، گل سر سبد باغ فرزندان زهرای اطهر، بانوی فرزانه، حکیم و عارف کامل… اجازه دادم که روایت کند از من، هر چه را که روایتش برای من صحیح است از کتب تفسیر و ادعیه و حدیث و فقه.»
اعطای اجازات به دیگران
مقام والای علمی و معنوی بانو امین به گونهای بود که دانشمندان بزرگی از ایشان درخواست اجازه روایت نمودند. از جمله:
آیتالله العظمی سید شهابالدین مرعشی نجفی (که ایشان در اول محرم ۱۳۵۸ قمری به وی اجازه روایت داد)
علامه سید عبدالحسین امینی (صاحب کتاب الغدیر)
سید محمدعلی قاضی طباطبایی
سید مصلحالدین مهدوی
سید عباس حسینی کاشانی
زینتالسادات همایونی
و دیگران
شاگردان
بانو امین با تأسیس «مکتب فاطمیه» در اصفهان، به تربیت شاگردانی پرداخت که بسیاری از آنان بعدها صاحب تألیفات ارزشمندی شدند. از شاگردان مشهور ایشان میتوان به زینتالسادات همایونی، عفتالزمان امین و بتول غازی اشاره کرد.
شاگردان وی علاوه بر بهرهگیری علمی، درس معرفت و تهذیب نفس نیز میآموختند. یکی از شاگردانش درباره ایشان گفته است: «اولین برخورد من با ایشان مانند یک بیمار بود. در خودم خیلی احساس دردمندی میکردم و احتیاج به طبیب حاذقی داشتم. بیانات و چهره ایشان برای من دارویی بسیار مؤثر بود. همان طور که خودشان میفرمودند، دارویی که طبیب میدهد تلخ است ولی شفایش شیرین است.»
بانو امین بر پیوند علم و تهذیب تأکید فراوان داشت و میفرمود: «علم با عمل، علم با تهذیب، علم با تزکیه. اگر علم بدون تزکیه شد، برای انسان غرور و حجاب میآورد، ممکن نیست که انسان بتواند صعود کند، سقوط حتمی و صددرصد است. نفس را تزکیه کنید که بعثت انبیا به همین دلیل بوده است.»
آثار و تألیفات
بانوی مجتهده امین آثار متعددی از خود به یادگار گذاشت که اغلب آنها را با نام «بانوی ایرانی» منتشر میکرد:
مخزن العرفان (تفسیر قرآن مجید در ۱۵ جلد)
النفحات الرحمانیه فی الواردات القلبیة (به زبان عربی شامل ۹۶ عنوان، ترجمه فارسی با نام «نسیمهای مهربانی»)
اربعین هاشمیه (به زبان عربی مشتمل بر مسائل و احکام دینی)
جامع الشتات (به زبان عربی در مسائل و احکام)
مخزن اللئالی فی مناقب مولی الموالی حضرت علی (ع)
سیر و سلوک (در روش اولیا و طریق سیر سعدا)
معاد یا آخرین سیر بشر
روش خوشبختی و توصیه به خواهران دینی و ایمانی
اخلاق و راه سعادت (ترجمه و اقتباس از «طهارة الاعراق» ابن مسکویه)
جایگاه علمی از نگاه بزرگان
علامه محمدتقی جعفری: «با توجه به آثار قلمی که از این خانم در دسترس ما قرار گرفته، به طور قطع میتوان ایشان را از علمای برجسته عالم تشیع معرفی نمود، و روش علمی ایشان کاملاً قابل مقایسه با سایر دانشمندان بوده، بلکه با نظر به مقام عالی روحی، باید ایشان را در گروه نخبهای از دانشمندان به شمار آورد که به علاوه فراگرفتن دانش، به تولد جدید در زندگی نایل میشوند.»
علامه سید محسن امین به نقل از آیتالعظمی مرعشی نجفی: «وی یگانه روزگار در آن زمان و حجت زنان عصرش بود.»
شهید مرتضی مطهری درباره دیدار خود با بانو امین گفته است: «از بانو مجتهده امین سؤالی کردم و وقتی او شروع به پاسخگویی کرد، دیدم که من باید دست و پای خودم را جمع کنم.»
شخصیتهای برجسته دیگری چون علامه امینی، آیتالله سید شهابالدین مرعشی نجفی، علامه سید محمدحسین طباطبایی، سید هاشم حداد و رحیم ارباب نیز با آگاهی از جایگاه والای بانو امین به دیدار وی میرفتند و با او به گفتوگو میپرداختند.
فعالیتهای اجتماعی و سیاسی
بانو امین با وجود آنکه بیشتر اوقات خود را به تحصیل و تدریس در خانه میگذراند، در مواقع ضروری برای دفاع از ارزشهای اسلامی از منزل خارج میشد و به تدریس و راهنمایی بانوان میپرداخت.
مبارزه با کشف حجاب
در دوره رضاخان و همزمان با تبلیغات گسترده برای کشف حجاب، بانو امین با دو روش به مقابله برخاست:
با حضور نیافتن در مجالس مورد نظر حکومت و خروج از اصفهان و اقامت چهار ماهه در قم، مخالفت خود را با قانون منع حجاب اعلام کرد.
در سال ۱۳۱۰ شمسی که مقدمات کشف حجاب فراهم میشد، کتاب «روش خوشبختی» را نوشت و در آن با تأکید بر اهمیت حجاب و پوشش زنان، به روشنگری پرداخت.
ایشان در پاسخ به پرسشی درباره بهترین راه برای زنان در عصر حاضر فرمود: «در موقعیت امروز، آنچه برای زنان در درجه اول مورد اهمیت قرار دارد این است که با نفس و دمخواهیهای خود در مورد زر و زیور و طرز لباس پوشیدن و به مدلهای گوناگون درآمدن، مبارزه کنند. با اینکه این کار مشکل به نظر میرسد ولی در نتیجه به کمال معنوی زودتر نایل میشوند. پس بهترین جهاد، حفظ پوشش زنان است.»
انتخاب نام «بانوی ایرانی»
در دوره ای که رضاخان با ترویج ناسیونالیسم افراطی میخواست هویت زن ایرانی را به دوران پیش از اسلام منتسب کند، بانو امین با انتخاب نام مستعار «بانوی ایرانی» برای آثار خود، پیام مهمی را منتقل کرد: هویت اصلی و واقعی زن ایرانی پس از ورود اسلام به ایران شکل گرفته است و دوران قبل از اسلام برای زنان هویت و اصالتی نداشته است.
ارتباط با انقلاب اسلامی
بانو امین از شیفتگان و معتقدان به انقلاب اسلامی ایران و رهبری امام خمینی (ره) بود. یکی از شاگردانش نقل کرده است: «در سال ۵۹ که حاجیه خانم امین نمیتوانستند از منزل خارج شوند، از طریق تلویزیون در جریان انقلاب قرار داشتند. زمانی که امام از تلویزیون سوره حمد را تفسیر کردند، شیفته بیان و مطالب امام شدند و به مطالعه آثار ایشان پرداختند. روزی بعد از مطالعه کتابهای امام فرمودند که معرفت امام بالاست و عرفان ایشان به حد اعلای خود رسیده است. اگر کسی خواست خدایناکرده تهمتی بزند یا توهینی کند، از قول من بگویید که بد میبینی. مبادا یک وقت خدایناکرده توهین کنید.»
امام خمینی نیز جویای احوال این بانوی مجتهده میشدند و بانو امین مقید بودند برای سلامتی ایشان و پیشرفت اهداف اسلام دعا کنند.
تأسیس مدرسه علمیه
بانو امین در سال ۱۳۴۴ قمری مدرسه علمیه «مکتب فاطمه» را در اصفهان تأسیس کرد و پیش از انقلاب نیز دبیرستان دخترانه امین را بنیان نهاد.
مکاشفات عرفانی
ایشان در کتاب «نفحات الرحمانیه» از الهاماتی سخن گفته است که از سی سالگی بر قلبش وارد میشد. شخصیتهای دینی و شاگردانش نیز حالات عرفانی و کراماتی از ایشان نقل کردهاند.
یکی از شاگردانش درباره حالات معنوی وی چنین تعریف کرده است: «روزی خدمت ایشان رسیدم. گفتند برایم حمد بخوان. گفتم من که قابل نیستم برای شما حمد بخوانم. فرمودند: بخوان تا قلب من روشن شود. من کنار تختشان نشستم و دستشان را گرفتم و شروع به خواندن هفتاد مرتبه حمد کردم. ناگهان نگاهم به بیرون افتاد. درختان را شاهد گرفتم و گفتم: خدایا تو میدانی، در قیامت تمام این درختان شهادت میدهند که این شخصیت که اکنون در این بستر افتاده است در شبانهروز چقدر با خدا مناجات داشته است. بعد از این احساس کردم که همه درختان حمد میگویند. بدنم شروع کرد به لرزیدن. آنچه را مشاهده کرده بودم به حاج خانم گفتم. آهی کشیدند، دست روی قلبشان گذاشتند و فرمودند که حالم خوب شد و احساس آرامش میکنم. سپس “انا انزلناه” را خواندند و از جا برخاستند و فرمودند: قلبت تا اندازهای روشن شده است، مواظب باش آن را کدر نکنی.»
ویژگیهای اخلاقی
یکی از دستپروردگان ایشان درباره ویژگیهای اخلاقی بانو امین گفته است: «در مورد زندگی خانم امین باید بگویم که در تنظیم وقت، ابتکاری عجیب داشتند و چنان اوقات خود را تنظیم میکردند که به تمام کارهایشان میرسیدند، گویا خداوند به وقت ایشان هم برکت داده بود. هرگز از حوادث نمیترسیدند و در کارها به خدا توکل میکردند و از مهمانان با خوشرویی و سادگی پذیرایی میکردند. میخواستند جوانان را بدون اجبار و با منطق، جذب اسلام کنند.»
درگذشت
بانوی مجتهده، سیده نصرت امین، پس از یک عمر خدمت خالصانه به اسلام و تشیع، در شب اول ماه مبارک رمضان سال ۱۴۰۳ قمری (۲۳ خرداد ۱۳۶۲ شمسی) در اصفهان دار فانی را وداع گفت و در تکیه سیدالعراقین تخت فولاد اصفهان به خاک سپرده شد. یاد و خاطره این اسوه علم و تقوا جاودان و گرامی باد.




