زندگی و حکومت چنگیز خان
چنگیز خان، بنیانگذار امپراتوری مغول، یکی از تأثیرگذارترین شخصیتهای تاریخ جهان به شمار میرود. او که با نام اصلی تموچین شناخته میشد، در سال 602 قمری به قدرت رسید و توانست قبایل پراکنده مغول را متحد کند. چنگیز خان با ایجاد یک ارتش منظم و قدرتمند، بخشهای وسیعی از آسیا و اروپا را تحت سلطه خود درآورد. حکومت او که 25 سال به طول انجامید، با فتوحات گسترده و ایجاد یک سیستم اداری کارآمد همراه بود. او در سال 624 قمری درگذشت و میراثی عظیم از خود به جای گذاشت.
منبع: ترجمه تقویم التواریخ جلد: 1 صفحه: 115
وفات چنگیز خان
چنگیز خان در رمضان سال 624 قمری در منطقه خَطا درگذشت. او پس از بازگشت از جنگ با سلطان جلالالدین خوارزمشاه، بیمار شد و در چهارم رمضان همان سال دار فانی را وداع گفت. مرگ او پایان یک دوره پرتلاطم از فتوحات و جنگها بود که جهان اسلام و دیگر مناطق را تحت تأثیر قرار داد. چنگیز خان قبل از مرگ، جانشین خود را تعیین کرد و امپراتوری مغول را به دست فرزندانش سپرد.
منبع: تاریخ الإسلام جلد: 45 صفحه: 186
تأثیر مرگ چنگیز خان
مرگ چنگیز خان نقطه عطفی در تاریخ امپراتوری مغول بود. اگرچه او در طول حیات خود توانست قلمرو وسیعی را تحت کنترل درآورد، اما مرگش باعث ایجاد تغییراتی در ساختار حکومتی مغولها شد. فرزندان او، به ویژه اوکتای و هولاکو، ادامهدهنده راه پدر بودند و فتوحات مغولها را گسترش دادند. با این حال، مرگ چنگیز خان آغاز دورهای از رقابتهای داخلی و تقسیم امپراتوری بود که در نهایت به تضعیف قدرت مغولها منجر شد.
منبع: النجوم الزاهرة جلد: 6 صفحه: 268
نتیجهگیری
وفات چنگیز خان در رمضان سال 624 قمری، پایان یک دوره پرحادثه از تاریخ جهان بود. او که به عنوان یکی از بزرگترین فاتحان تاریخ شناخته میشود، میراثی عظیم از خود به جای گذاشت که تأثیرات آن تا قرنها پس از مرگش ادامه یافت. مرگ او نه تنها بر امپراتوری مغول، بلکه بر سرنوشت بسیاری از مناطق تحت سلطه او تأثیر گذاشت و فصل جدیدی در تاریخ جهان گشود.
منبع: وقایع السنین و الاعوام جلد: 1 صفحه: 344
منابع
1. ترجمه تقویم التواریخ، جلد 1، صفحه 115
2. تاریخ الإسلام، جلد 45، صفحه 186
3. النجوم الزاهرة، جلد 6، صفحه 268
4. وقایع السنین و الاعوام، جلد 1، صفحه 344
230 – جنكزخان 1، طاغية التّتار و ملكهم الأوّل. الّذي خرب البلاد، و أباد العباد. و ليس للتّتار ذكر قبله، و إنّما كانوا ببادية الصّين، فملّكوه عليهم، و أطاعوه طاعة أصحاب نبيّ لنبيّ، بل طاعة العباد المخلصين لربّ العالمين. و كان مبدأ ملكه في سنة تسع و تسعين و خمسمائة، و استولى على بخارى و سمرقند في سنة ستّ عشرة، و استولى على مدن خراسان في سنة ثمان عشرة و آخر سنة سبع عشرة. و لمّا رجع من حرب السّلطان جلال الدّين خوارزم شاه على نهر السّند وصل إلى مدينة تنكت من بلاد الخطا، فمرض بها، و مات في رابع رمضان من سنة أربع و عشرين. و كانت أيامه خمسا و عشرين سنة. و كان اسمه قبل أن يلي الملك تمرجين. و مات على دينهم و كفرهم. و بلغنا أنّه خلّف من الأولاد الّذين يصلحون للسلطنة ستة، و فوض الأمر إلى أوكتاي أحدهم بعد ما استشار الخمسة الآخرين في ذلك، فأجابوه. فلمّا هلك جنكزخان، امتنع أوكتاي من الملك و قال: في إخوتي و أعمامي من هو 187 أكبر منّي، فلم يزالوا به نحوا من أربعين يوما حتى تملّك، و حكم على الملوك، و لقّبوه قاآن الأعظم – و معناه: الخليفة فيما قيل – و بثّ جيوشه، و فتح فتوحات، و طالت أيامه. و ولي بعده الأمر مونكوكا 1 و هو القاءان الّذي كان أخوه هولاوو من جملة مقدّميه و نوّابه على خراسان. و ولي بعد مونكوكا أخوه قبلاي و قد طالت خلافة قبلاي، و بقي في الأمر نيّفا و أربعين سنة كأخيه، و عاش إلى سنة ثلاث و تسعين و ستمائة، و مات سنة خمس بمدينة خانبالق الّتي هي كرسيّ المملكة، و هي أمّ الخطا. و أمّا تنكت: فهو اسم جبل بتلك الدّيار، و هو حدّ بين بلاد الهند و بين بلاد الخطا. فقبلاي هذا و مونكوكا و هولاوو إخوة، و هم أولاد تولي بن جنكزخان. و قد قتل تولي في مصافّ عظيم بينه و بين السلطان جلال الدّين خوارزم شاه سنة ثماني عشرة و ستمائة بخراسان من ناحية غزنة.












