روشن شدن فضا هنگام ولادت پیامبردر ربیع الاول عام الفیل مطابق با 53 پیش از هجرت
ولادت پیامبر اسلام و نشانههای نورانی
زمان و مکان ولادت
ولادت پیامبر اسلام، حضرت محمد ، در سال 53 پیش از هجرت، مصادف با عام الفیل، در شهر مکه اتفاق افتاد. این واقعه در ماه ربیعالاول روی داد و به عنوان یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ اسلام شناخته میشود. ولادت ایشان در خانهای در مکه و در خانوادهای از قبیله بنیهاشم، از خاندان قریش، صورت گرفت. مادر ایشان، آمنه بنت وهب، و پدرشان، عبدالله بن عبدالمطلب، بودند. عبدالمطلب، جد پیامبر، از شخصیتهای برجسته قریش به شمار میرفت.
منبع: الطبقات الکبری جلد: 1 صفحه: 81
نشانههای نورانی ولادت
بر اساس گزارشهای تاریخی، ولادت پیامبر اسلام با نشانههای نورانی همراه بود. آمنه بنت وهب، مادر پیامبر، نقل کرده است که هنگام ولادت ایشان، نوری از او ساطع شد که فضای اطراف را روشن کرد. این نور به حدی بود که قصرهای شام و حتی بازارهای آن منطقه را نیز روشن ساخت. برخی روایات اشاره میکنند که این نور تا مشرق و مغرب گسترش یافت و زمین را روشن کرد. همچنین، برخی نقلها حاکی از آن است که ستارگان به زمین نزدیک شدند و فضای اطراف خانه آمنه پر از نور شد.
منبع: الطبقات الکبری جلد: 1 صفحه: 81
رفتار پیامبر پس از ولادت
پس از ولادت، پیامبر اسلام به گونهای خاص رفتار کردند که نشاندهنده جایگاه والای ایشان بود. برخی روایات بیان میکنند که ایشان پس از تولد، به زمین افتادند و با دستان خود از زمین خاک برداشتند و سر خود را به سوی آسمان بلند کردند. برخی دیگر نقل کردهاند که ایشان به صورت جاثی (نشسته بر زانوها) به زمین افتادند و سر خود را به سوی آسمان بلند کردند. این رفتارها نشاندهنده ارتباط ویژه پیامبر با عالم بالا بود.
منبع: الطبقات الکبری جلد: 1 صفحه: 81
واکنش عبدالمطلب
عبدالمطلب، جد پیامبر، پس از شنیدن خبر ولادت ایشان، بسیار خوشحال شد و به خانه آمنه رفت. او نوزاد را در آغوش گرفت و به کعبه برد و در آنجا به دعا و شکرگزاری پرداخت. عبدالمطلب پیشبینی کرد که این نوزاد در آینده دارای شأن و مقام بزرگی خواهد بود. او همچنین شعری در وصف پیامبر سرود و از خداوند خواست که او را از شر حسودان حفظ کند.
منبع: الطبقات الکبری جلد: 1 صفحه: 81
اهمیت ولادت پیامبر
ولادت پیامبر اسلام نه تنها برای خانوادهاش، بلکه برای تمام بشریت حائز اهمیت بود. ایشان به عنوان آخرین پیامبر الهی، مأموریت هدایت انسانها را بر عهده داشتند. نشانههای نورانی که در هنگام ولادت ایشان ظاهر شد، نشاندهنده جایگاه ویژهای بود که خداوند برای ایشان در نظر گرفته بود. این واقعه به عنوان سرآغاز تحول بزرگ در تاریخ بشریت شناخته میشود.
منبع: تاریخ الطبري جلد: 2 صفحه: 156
منابع
1. الطبقات الکبری جلد: 1 صفحه: 81
2. تاریخ الطبري جلد: 2 صفحه: 156
3. المنتظم في تاریخ جلد: 2 صفحه: 247
جمعبندی و خلاصه سازی توسط هوش مصنوعی
قال: أخبرنا محمد بن عمر. أخبرنا محمد بن عبد الله بن مسلم عن الزهري قال: و حدثنا موسى بن عبيدة عن أخيه و محمد بن كعب القرظي قال: و حدثنا عبد الله بن جعفر الزهري عن عمته أم بكر بنت المسور عن أبيها قال: و حدثنا عبد الرحمن بن إبراهيم المدني و زياد بن حشرج عن أبي وجزة قال: و حدثنا معمر عن ابن أبي نجيح عن مجاهد قال: و حدثنا طلحة بن عمرو عن عطاء عن ابن عباس. 1/102 دخل حديث بعضهم في حديث بعض. أن آمنة بنت وهب قالت: لقد علقت به. تعني رسول الله.. فما وجدت له مشقة حتى وضعته. فلما فصل مني خرج معه نور أضاء له ما بين المشرق إلى المغرب. ثم وقع على الأرض معتمدا على يديه ثم أخذ قبضة من تراب فقبضها و رفع رأسه إلى السماء. و قال بعضهم: وقع جاثيا على ركبتيه رافعا رأسه إلى السماء و خرج معه نور أضاءت له قصور الشام و أسواقها. حتى رأيت أعناق الإبل ببصري. قال: و أخبرنا عمرو بن عاصم الكلابي. أخبرنا همام بن يحيى عن إسحاق بن عبد الله أن أم النبي.. قالت: لما ولدته خرج مني نور أضاء له قصور الشام. 1/103 فولدته نظيفا. ولدته كما يولد السخل ما به قذر. و وقع إلى الأرض و هو جالس على الأرض بيده. قال: أخبرنا معاذ بن معاذ العنبري قال: حدثنا ابن عون عن ابن القبطية في مولد النبي.. قال: قالت أمه رأيت كأن شهابا خرج مني أضاءت له الأرض. قال: و أخبرنا عفان بن مسلم. أخبرنا حماد بن سلمة عن أيوب عن عكرمة: إن رسول الله.. لما ولدته أمه وضعته تحت برمة فانقلقت عنه. قالت: فنظرت إليه فإذا هو قد شق بصره ينظر إلى السماء. قال: أخبرنا عبد الوهاب بن عطاء العجلي عن ثور بن يزيد عن أبي العجفاء [عن النبي.. قال:، رأت أمي حين وضعتني سطع منها نور أضاءت له قصور بصرى]،. [قال: أخبرنا سعد بن منصور. أخبرنا فرج بن فضالة عن لقمان بن عامر عن أبي أمامة الباهلي قال: قال رسول الله.:، رأت أمي كأنه خرج منها نور أضاءت منه قصور الشام]،. 1/103 قال: أخبرنا الهيثم بن خارجة. أخبرنا يحيى بن حمزة عن الأوزاعي عن حسان بن عطية: إن النبي.. لما ولد وقع على كفيه و ركبتيه شاخصا بصره إلى السماء. قال: أخبرنا يونس بن عطاء المكي. أخبرنا الحكم بن أبان العدني. أخبرنا عكرمة عن ابن عباس عن أبيه العباس بن عبد المطلب قال: ولد النبي.. مختونا مسرورا. قال: و أعجب ذلك عبد المطلب و حظي عنده. و قال: ليكونن لابني هذا شأن. فكان له شأن. قال: أخبرنا محمد بن عمر بن واقد الأسلمي قال: حدثني علي بن يزيد بن عبد الله بن وهب بن زمعة عن أبيه عن عمته قالت: و لما ولدت آمنة بنت وهب رسول الله.. أرسلت إلى عبد المطلب. فجاءه البشير و هو جالس في الحجر معه ولده و رجال من قومه. فأخبره أن آمنة ولدت غلاما. فسر ذلك عبد المطلب و قام هو و من كان معه فدخل عليها. فأخبرته بكل ما رأت و ما قيل لها و ما أمرت به. قال: فأخذه عبد المطلب فأدخله الكعبة و قام عندها يدعو الله و يشكر ما أعطاه. قال: أخبرنا محمد بن عمر الأسلمي قال: و أخبرت أن عبد المطلب قال يومئذ: الحمد لله الذي أعطاني هذا الغلام الطيب الأردان قد ساد في المهد على الغلمان أعيذه بالبيت ذي الأركان حتى أراه بالغ البنيان أعيذه من شر ذي شنان من حاسد مضطرب العنان. 1/104
