خلع عبد الله بن معتزّ عباسی از خلافت در همان روز اول خلافت در 20 ربیع الاول سال 296 ق
خلع عبدالله بن معتز عباسی از خلافت در سال ۲۹۶ قمری
پیشینه و زمینههای واقعه
در سال ۲۹۶ هجری قمری، عبدالله بن معتز عباسی، از نوادگان خلیفه عباسی، به عنوان خلیفه انتخاب شد. این انتخاب در شرایطی صورت گرفت که خلیفه وقت، جعفر المقتدر، به دلیل مشکلات داخلی و نارضایتیهای گسترده در دربار عباسی، با تهدید جدی مواجه بود. گروهی از قضات، فقها و فرماندهان نظامی، به رهبری محمد بن داود، تصمیم به خلع المقتدر و جایگزینی او با عبدالله بن معتز گرفتند. این اقدام با هدف ایجاد ثبات و بهبود اوضاع سیاسی و اقتصادی انجام شد. [منبع: النجوم الزاهرة، جلد ۳، صفحه ۱۶۵]
رویداد خلع و قتل
عبدالله بن معتز در ۲۰ ربیعالاول سال ۲۹۶ قمری به خلافت رسید، اما این خلافت بسیار کوتاه بود. در همان روز اول، نیروهای وفادار به المقتدر، به رهبری مؤنس خادم، به مقر عبدالله بن معتز حمله کردند. درگیریهای شدیدی بین نیروهای دو طرف درگرفت که از صبح تا نیمهروز ادامه یافت. با حمله نیروهای مؤنس، بسیاری از حامیان عبدالله بن معتز متفرق شدند و او نیز مجبور به فرار شد. در نهایت، عبدالله بن معتز دستگیر و به همراه برخی از حامیانش، از جمله وصیف بن صوارتکین و یمن خادم، به قتل رسید. این واقعه به بازگشت المقتدر به خلافت انجامید. [منبع: تاریخ الطبری، جلد ۱۰، صفحه ۱۴۰]
پیامدهای واقعه
خلع و قتل عبدالله بن معتز، نشاندهنده بیثباتی سیاسی در دوران خلافت عباسی بود. این واقعه نه تنها نتوانست مشکلات داخلی را حل کند، بلکه به تشدید بحرانهای سیاسی و نظامی انجامید. بازگشت المقتدر به خلافت نیز نتوانست اوضاع را بهبود بخشد، چرا که او همچنان با چالشهای جدی در اداره امور مواجه بود. این رویداد، نقطه عطفی در تاریخ عباسیان محسوب میشود که نشاندهنده ضعف ساختار حکومتی و ناتوانی خلفا در کنترل اوضاع بود. [منبع: النجوم الزاهرة، جلد ۳، صفحه ۱۶۵]
منابع
1. النجوم الزاهرة، جلد ۳، صفحه ۱۶۵
2. تاریخ الطبری، جلد ۱۰، صفحه ۱۴۰
و في هذا اليوم كانت بين الحسين بن حمدان و بين غلمان الدار حرب شديده من غدوه الى انتصاف النهار. و فيه 1 انفضت الجموع التي كان محمد بن داود جمعها لبيعه ابن المعتز عنه، و ذلك ان الخادم الذى يدعى مؤنسا حمل غلمانا من غلمان الدار في شذوات، 141 فصاعد بها و هم فيها في دجلة، فلما حاذوا 1 الدار التي فيها ابن المعتز و محمد بن داود صاحوا بهم، و رشقوهم بالنشاب، فتفرقوا، و هرب من في الدار من الجند و القواد و الكتاب، و هرب ابن المعتز، و لحق بعض الذين بايعوا ابن المعتز بالمقتدر، فاعتذروا بانه منع من المصير اليه، و اختفى بعضهم فأخذوا و قتلوا و انتهب العامه دور ابن داود و العباس بن الحسن، و أخذ ابن المعتز فيمن أخذ.
