کتاب حاضر از مجموعه سخنرانی های اصغر طاهرزاده می باشد.
موضوع مودّت به اهل البیت (ع) به واقع جواب گویی به عشقی است که هرکس می خواهد به آن برسد و تسلیم آن شود و در راه آن خود را ببازد تا با پاکی هرچه زلال تر، شایسته ی نزدیکی به محبوب گردد و در آتش عشق به محبوب از هر خودبینی و خودخواهی رهایی یابد و شایسته ی قرب الهی گردد. حضرت باقر(ع) تمام این مسیر را با تمام ابعاد آن چنین بیان فرموده اند: «مَنْ سَرَّهُ أَنْ لَا یکونَ بَینَهُ وَ بَینَ اللَّهِ حِجَابٌ حَتَّی ینْظُرَ إِلَی اللَّهِ وَ ینْظُرَ اللَّهُ إِلَیهِ فَلْیتَوَالَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ یتَبَرَّأْ مِنْ عَدُوِّهِمْ وَ یأْتَمَّ بِالْإِمَامِ مِنْهُمْ فَإِنَّهُ إِذَا کانَ کذَلِک نَظَرَ اللَّهُ إِلَیهِ وَ نَظَرَ إِلَی اللَّه »[1] هرکس مایل است بین او و خدا حجابی نباشد تا خدا را ببیند و خداوند نیز او را مشاهده کند باید آل محمّد را دوست بدارد و از دشمنانشان بیزار باشد و پیرو امامی از این خانواده گردد. اگر چنین بود خدا را می بیند و خدا نیز او را می بیند.
کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل البیت(ع)» سعی دارد پس از طرح درست موضوع و شناخت صحیح مقام اهل البیت(ع) راه اُنس قلبی و مودّت و محبّت به آن ذوات مقدس را هموار کند.
سخنران محترم، ما را متوجه می کند که «سخت دوست داشتن» و عشق حقیقی را به تعالی رساندن، فقط از مسیر محبّت به اهل البیت(ع) ممکن است و سعی دارد روایاتی که راه های ورود به چنین محبّتی را نشان می دهد تبیین کند ،تا انسان ها به بهانه ی جواب دادن به عاطفه به سمت هر خاشاکی دست دراز نکنند.
در بخشی از کتاب می خوانیم :
” یک بحث این است که بدانیم حقایق عالیه ای در عالم هست و بحث دیگر این است که چگونه با این حقایق ارتباط برقرار کنیم. حتماً مستحضرید که موضوع ارتباط با حقایق قدسی مسئله ی بزرگ بشریت بوده و تاریخ تفکر گواه آن است که در طول تاریخ، بزرگان دنیا چه اندازه روی این مسئله وقت گذاشته اند، بسیاری از اندیشمندان تا این جا رسیده اند که حقایقی آسمانی در عالم غیب هست، استدلال های محکمی هم برای اثبات وجود آن ها آورده اند و معتقد بودند باید با آن حقایق ارتباط پیدا کنند تا زندگی، نشاط خود را بیابد، از سقراط و افلاطون و ارسطو و فلوطین بگیرید تا این اواخر، هگل و امثال او. البته در جهان اسلام بزرگانی مثل فارابی، ابن سینا، شیخ إشراق، محی الدین عربی و ملاصدرا که جای خود دارند.”

