فصلنامه علمی ـ تخصصی ویژه مبلغان
بهار ۱۳۹۹ ـ رمضان ۱۴۴۱ ـ شماره اول
اخلاق و آداب مهمانی در اسلام
حجتالاسلام والمسلمین کاظم دلیری[۱]
مقدمه
مهمانی و مهمانداری، از رسوم و سنتهای کهن و پسندیده بشری است که در برخی مناسبتهای زندگی مانند ازدواج و تولد نوزاد، سنت ثابت و مسلم اسلامی نیز میباشد[۲]. اسلام برای اموری مانند خرید و ساخت خانه و بازگشت از سفر حج نیز به برگزاری مهمانی توصیه کرده است[۳]. این امر به طور کلی در اسلام مطلوب است و با عبارات مختلف به آن، ترغیب شده است. رسول خدا فرمود: «وقتی مهمان از راه میرسد و بر گروهی فرود میآید، روزیاش با او از آسمان فرود میآید و هنگامی که چیزی میخورد، خداوند گناهان آن گروه را به سبب نزول مهمان بر آنان میآمرزد[۴].» اسلام وظایف و آدابی را برای میزبان و مهمان معین کرده است که رعایت آن، پیوند دوستان و آشنایان و خویشاوندان را تقویت میکنند، زنگ کینه و کدورت و دورنگی را از دلهای ایشان میزداید و از فشارها و بیماریهای روانی و جسمی آنان میکاهد. مهمانی، فرصتی مغتنم برای همیاری و همکاری در کارهای خیر، تبادل تجربیات و اطلاعات علمی و دینی و تکریم شعائر الهی است. حال اگر وظایف و آداب اسلامی جای خود را به تشریفات و تجملات و تکلفات زائد و دست و پاگرفت بدهد، نتیجهای جز کاهش روابط و رفت و آمدهای خویشاوندی و دوستانه و افزایش تنشها نخواهد داشت. امروزه شاهد بیمیلی به این سنت نیکوی انسانی و اسلامی هستیم که از آفات مهم اخلاقی در زمان حال شمرده میشود. در این مقاله به مهمترین وظایف و آداب میزبان و مهمان میپردازیم.
الف. وظایف و آداب میزبان
برای آشنایی با آداب و وظایف میزبان، انگیزه پذیرایی از مهمان، رعایت اعتدال در پذیرایی و پرهیز از تجملات و اکرام و بزرگداشت مهمان بیان و بررسی میشود.
۱. انگیزه مهمانی
در هر کاری، نیت حرف اول را میزند و ارزش و پاداش هر عملی، به نیت یا انگیزه آن بستگی دارد. پیامبر اکرم فرمود: «إِنَّ َﻤﺎ ﺍ ْﻷَ ْﻋ َﻤﺎ ُﻝ ِﺑﺎﻟ ﱢﻨﯿﱠﺎ ِﺕ، َﻭ ِﻟﮑُـ ﱢﻞ ﺍ ْﻣـ ِﺮ ٍﺉ َﻣـﺎ ﻧَـ َﻮﻯ[۵]؛ اعمال، بسته به نیتهاست و برای هر کس همان چیزی است که نیت کرده است». سنت مهمانی نیز میتواند با نیت درست یا نادرست انجام شود. جلب رضایت خداوند متعال، پیروی از سنت پیامبر اکرم، پیوند با خویشاوندان و دوستان و اطعام و رسیدگی به نیازمندان، از اهداف ارزشمند مهمانی است که آن را به یک عمل صالح و مستحق پاداش تبدیل میکنند. فخرفروشی، ریاکاری، شهرتطلبی، چشم و همچشمی، شکمچرانی، چشمچرانی و برگزاری مجالس عیش و نوش و گناه نیز از جمله انگیزههای نادرست مهمانی است که آن را بیارزش میکنند و گاه سبب گناه و معصیت نیز میشود.
انگیزههای نفسانی و شیطانی در برگزاری مهمانیها، صورتهای مختلفی دارد، گاه به قصد خودنمایی و شهرتطلبی است. امام باقر فرمود: «ﺍ ْﻟ َﻮ ِﻟﯿ َﻤ ُﺔ ﯾَ ْﻮ ٌﻡ َﻭ ﯾَ ْﻮ َﻣﺎ ِﻥ َﻣ ْﮑ ُﺮ َﻣ ٌﺔ َﻭ ﺛَ َﻼﺛَـ ُﺔ َﺃﯾﱠـﺎ ٍﻡِﺭﯾَﺎ ٌﺀ َﻭ ُﺳ ْﻤ َﻌ ٌﺔ[۶]؛ وليمه (غذای عروسی)[۷]، یک روز و دو روز سبب کرامت است و سه روز، خودنمایی و آوازهطلبی است». گاه برای چشم و همچشمی یا خودنمایی است که در نوع پذیرایی زیادهروی یا با نوع دعوت مهمان، خودنمایی میکنند، مانند دعوت کردن از افراد ثروتمند و صاحب منصب؛ در حالی که فقرا به این سفرهها سزاوارترند. امام موسی کاظم فرمود: «ﻧَ َﻬﯽ َﺭ ُﺳﻮ ُﻝ ﺍّٰ ِﷲ َﻋ ْﻦ َﻃ َﻌﺎ ِﻡ َﻭ ِﻟﯿ َﻤ ٍﺔ ﯾُ َﺨ ﱡﺺ ِﺑ َﻬﺎ ﺍ ْﻷَ ْﻏ ِﻨﯿَﺎ ُﺀ َﻭ ﯾُﺘْ َﺮ ُﻙ ﺍ ْﻟ ُﻔ َﻘـ َﺮﺍ ُﺀ[۸]؛ رسول خدا از وليمهای که مختص ثروتمندان باشد و فقرا رها شوند، نهی کرد». این آفتی است که بیشتر گرفتار مسؤولان حکومتی و اشراف میشود. عثمان بن حنيف انصاری، کارگزار امیرالمؤمنین در بصره، روزی به دعوت یکی از جوانان، بر سر سفرههای حاضر شد که غذاهای رنگین و لذیذ در آن نهاده بودند. امیرالمؤمنین پس از اطلاع از این جریان، نامهای مفصل و توبیخآمیز به وی نوشت و فرمود: «َﻭ َﻣﺎ َﻇﻨَ ْﻨ ُﺖ َﺃﻧﱠ َﻚ ﺗُ ِﺠﯿ ُﺐ ِﺇﻟَﯽ َﻃ َﻌﺎ ِﻡ َﻗ ْﻮ ٍﻡ َﻋـﺎ ِﺋﻠُ ُﻬ ْﻢ َﻣ ْﺠ ُﻔـ ﱞﻮَﻏ ِﻨﯿﱡ ُﻬ ْﻢ َﻣ ْﺪ ُﻋ ﱞﻮ[۹]؛ من گمان نمیبردم که دعوت به غذای گروهی را بپذیری که به فقیرشان جفا کرده و ثروتمندانشان را دعوت کردهاند».
۲. رعایت اعتدال در مهمانداری
اسلام در روابط اجتماعی و از جمله در سنت مهمانی، خواسته فضای انس و صمیمیت و پرهیز از تکلف است. تکلفات و تشریفات زائد و اسراف در مهمانیها، سبب مهمانگریزی و کاهش رفت و آمدها و پیدایش دلخوری و ناراحتی میشود. امام صادق فرمود:
ﺍ ْﻟ ُﻤ ْﺆ ِﻣ ُﻦ َﻻ ﯾَ ْﺤﺘَ ِﺸ ُﻢ ِﻣ ْﻦ َﺃ ِﺧﯿ ِﻪ َﻭ َﻻ ﯾُـ ْﺪ َﺭﻯ َﺃﯾﱡ ُﻬ َﻤـﺎ َﺃ ْﻋ َﺠـ ُﺐ ﺍﻟﱠـ ِﺬﻱ ﯾُﮑَ ﱢﻠـ ُﻒ َﺃ َﺧـﺎ ُﻩ ِﺇ َﺫﺍ َﺩ َﺧـ َﻞ َﺃ ْﻥﯾَﺘَﮑَﻠﱠ َﻒ ﻟَ ُﻪ َﺃ ِﻭ ﺍ ْﻟ ُﻤﺘَﮑَ ﱢﻠ ُﻒ ِﻷَ ِﺧﯿ ِﻪ[۱۰]؛ مؤمن از برادرش خجالت و گرفتگی ندارد و کسی نمیداند کدام یک از این دو عجیبترند: کسی که به هنگام ورود بر برادرش، او را مکلف میکنند که برای او خودش را به زحمت بیندازد، یا کسی که خودش را برای برادرش به تکلف میاندازد؟!
درباره مهمان تکلف سره نیست
در نیک و بدش نیز تصرف سره نیست[۱۱]
مهمان چو رسید آنچه داری حاضر پیش آر سبکتر که توقف سره نیست[۱۲]
روزی حارث همدانی، از امیرالمؤمنین خواسته که آن روز را مهمان او باشد. حضرت فرمود: «به شرطی میآیم که چیزی از آنچه را که در خانه داری، از من پنهان نسازی و خود را به تهیه چیزی از بیرون خانه هم مکلف نسازی[۱۳].» وقتی امیرالمؤمنین وارد خانه حارث شد، حارث تکه نانی آورد و در سفره نهاد و حضرت مشغول خوردن آن شد. در این هنگام حارث با اشاره به پولیهایی که در دست داشت، از حضرت اجازه خواست چیز دیگری هم بخرد؛ ولی امام اجازه نداد و فرمود: «این همان چیزی است که در خانهات بود[۱۴].» البته این شرط امام، برای مهمانیهای ناگهانی و بدون دعوت از قبل است؛ وگرنه ـ همانچنانکه در برخی روایات دیگر آمده[۱۵] ـ پسندیده است که میزبان در حد معمول و متعارف، پذیرایی خوبی از مهمان به عمل آورد.
آدب دیگر این است که نه مهمان و نه میزبان، نباید نوع پذیرایی را ناقص بشمارند. صفوان بن یحیی ـ از اصحاب امام صادق ـ میگوید:
عبدالله بن سنان نزد من آمد و گفت: آیا چیزی نزدت هست؟ گفتم: آری، مقداری پول به پسرم دادم تا گوشت و تخممرغ بخرد. عبدالله پرسید: پسرت را کجا فرستادی؟ من قضیه را گفتم. عبدالله دو بار گفت: او را برگردان! بعد گفت: آیا روغن زیتون داری؟ گفتم: آری. گفت: آن را بیاور که من از امام صادق شنیدم که میفرمود: «َﻫﻠَ َﻚ ﺍ ْﻣ ُﺮ ٌﺅ ﺍ ْﺣﺘَ َﻘ َﺮ ِﻷَ ِﺧﯿ ِﻪ َﻣـﺎﯾَ ْﺤ ُﻀ ُﺮ ُﻩ َﻭ َﻫﻠَ َﻚ ﺍ ْﻣ ُﺮ ٌﺅ ﺍ ْﺣﺘَ َﻘ َﺮ ِﻷَ ِﺧﯿ ِﻪ َﻣﺎ َﻗ ﱠﺪ َﻡ ِﺇﻟَ ْﯿ ِﻪ[۱۶]؛ هلاک شد کسی که آنچه را برای برادرش حاضر دارد، خوار بشمارد و هلاک شد کسی که آنچه برادرش پیش رویش نهاده است، خوار بشمارد.»
شاید علت هلاکت میزبان و مهمان در این حدیث، به سبب تحقیر نعمتهای خداوند و ناسپاسی از او باشد که به هلاکت آدمی میانجامد. بنابراین عذرخواهیهای فراوان از مهمان در کوتاهی از پذیرایی شایسته نیست، بهویژه اگر در سفرههای رنگین باشد.
۳. اکرام مهمان
یکی از خصلتهای پسندیده انسانی و اسلامی، اکرام یا مهماننوازی مهمان است.
رسول خدا فرمود: «َﻣ ْﻦ ﮐَﺎ َﻥ ﯾُ ْﺆ ِﻣ ُﻦ ِﺑﺎّٰ ِﷲ َﻭ ﺍ ْﻟﯿَ ْﻮ ِﻡ ﺍ ْﻵ ِﺧ ِﺮ َﻓ ْﻠﯿُ ْﮑ ِﺮ ْﻡ َﺿـ ْﯿ َﻔ ُﻪ[۱۷]؛ هر که به خدا و روز واپسین ایمان دارد، مهمانش را اکرام کند». این جمله افزون بر وجوب اکرام مهمان، گویای آن است که بیاحترامی به مهمان، از ضعف ایمان یا بیایمانی ناشی میشود. از جمله آخرین وصیتهای امیرالمؤمنین به فرزندش امام حسن نیز اکرام مهمان بود[۱۸].
مهماننوازی شامل همه نوع احترام و بزرگداشت مهمان است. پیامبر اکرم فرمود: «ِﺇ ﱠﻥ ِﻣـ ْﻦَﺣ ﱢﻖ ﺍﻟ ﱠﻀ ْﯿ ِﻒ َﺃ ْﻥ ﯾُ ْﮑ َﺮ َﻡ َﻭ َﺃ ْﻥ ﯾُ َﻌ ﱠﺪ ﻟَ ُﻪ ﺍ ْﻟ ِﺨ َﻼ ُﻝ[۱۹]؛ از حقوق مهمان آن است که گرامی داشته شود و خِلال [دندان] برایش آماده شود». خِلال دندان، کنایه از کوچکترین و جزئیترین نیازهای مهمان است. چنانکه در فرهنگ ایرانی ـ اسلامی، همواره بهترین اتاقهای خانه، بهترین غذاها و میوهها و بهترین وسایل استراحت همراه با رفتاری نیکو برای مهمان بوده است.
در سیره پیشوایان دین، نمونههای متعددی از مهماننوازی دیده میشود. در شرح حال حضرت ابراهیم گفتهاند: «آنقدر مهماننوازی کرد که او را ابوالاضياف، یعنی پدر مهمانان نامیدند[۲۰].» بنا بر آیات قرآن کریم وقتی دستهای از فرشتگان به صورت ناشناس بر او وارد شدند، گوسالهای را سر برید و آن را بریان کرد و در پیش رویشان نهاد[۲۱]. این سنت در میان فرزندان و پیروان دین حنیف ابراهیم، مانند یعقوب نبی، لوط نبی و حضرت عبدالمطلب[۲۲] ادامه یافت و حتی در میان اعراب جاهلی نیز رواج داشت[۲۳]. پس از ظهور اسلام نیز پیامبر اکرم آن را تداوم و تحکیم بخشید؛ برای مثال وقتی حضرت میخواست یکی از اسیران مشرک را مجازات کند، جبرئیل دو بار بر او نازل شد. در نوبت اول تقاضای تأخیر مجازات آن اسیر را کرد و در نوبت دوم، گفت: این اسیر تو، اطعام و از مهمان پذیرایی میکرد. بر مشکلات صبر میکرد و بارهای مالی دیگران [مثل دیه و غرامت] را بر دوش میکشید. پیامبر ضمن ابلاغ این مطلب به آن اسیر، او را آزاد کرد. اسیر آزاد شده با شنیدن این مطلب، مسلمان شد و سوگند یاد کرد که احدی را [نا امید] از مالش برنگرداند[۲۴].
ب. وظیفه مهمان
درباره آداب و وظایف مهمان، سه مورد مهم و اساسی ذکر گردیده است. ابتداء انگیزه رفتن به مهمانی مورد بررسی قرار گرفته است. پذیرش دعوت مسلمان و عدم رد آن مورد بعدی در بیان وظیفه است. در انتها نیز رعایت آداب و شرایط مهمانداری آورده شده است.
۱. انگیزه خدapsandانه
مهمان همچون میزبان باید انگیزه خدapsandانه از رفتن به مهمانی داشته باشد؛ برای مثال اگر مهمان فقط انگیزه شکمچرانی داشته باشد و در پذیرش دعوت، میان اغنیا و فقرا فرق بگذارد و بیدرنگ بر سر سفرههای اغنیا بنشینند و از نشستن بر سر سفرههای فقرا ابا داشته باشد و نسبت به آن تعلل بورزد، عمل او ارزشی نخواهد داشت. ناراحت شدن از پذیرایی ساده و بیپیراهه و اخم و گلایه و مسخره کردن میزبان و پذیرایی او، نشانه انگیزههای غیر الهی مهمان است. پیامبر اکرم دعوت پایینترین طبقات جامعه مانند بردهگان و بر سادهترین نوع غذاها مانند نان جو یا دست و پاچه گوسفندی را هم میپذیرفت[۲۵]. یکی از بهرههای تربیتی همنشینی و همسفری با نیازمندان این است که روحیه تکبر یا خودبزرگبینی را از جان انسان میزداید، بر تواضع او میافزاید[۲۶] و روحیه قناعت و زهد را در درون انسان تقویت میکنند.
به رخ کشیدن ماشین، لباس، کیف، کفش و تلفن همراه که متأسفانه در زنان نمود بیشتری دارد و نیز غیبت و بدگویی مردم و شوخی زیاد و افراطی، از دیگر انگیزههای ناپسند برای رفتن به مهمانی است.
۲. پذیرش دعوت مسلمان
یکی از وظایف مهمان، پذیرش دعوت مسلمان است که بر طبق روایات، از حقوق مسلمان بر مسلمان میباشد[۲۷]. رسول خدا فرمود: «ِﻣ ْﻦ َﺃ ْﻋ َﺠ ِﺰ ﺍ ْﻟ َﻌ ْﺠ ِﺰ َﺭ ُﺟ ٌﻞ َﺩ َﻋﺎ ُﻩ َﺃ ُﺧﻮ ُﻩ ِﺇﻟَﯽ َﻃ َﻌﺎ ٍﻡ َﻓﺘَ َﺮﮐَ ُﻩ ِﻣـ ْﻦ َﻏﯿ ِﺮ ِﻋﻠﱠ ٍﺔ[۲۸]؛ از بدترین ناتوانیها، مردی است که برادرش او را به طعامی فرا خواند و او بدون هیچ عذری آن را ترک کند». تعبیر ناتوانی در این روایت، گویا اشاره به ناتوانی در برقراری روابط اجتماعی است که سبب انزوای فرد و تضعیف یا از هم گسیختگی روابط اجتماعی میشود.
اهمیت پذیرش دعوت تا آنجاست که طول مسافت نیز تا حد معقولی، دلیلی موجب برای رد دعوت مسلمان نیست. پیامبر اکرم فرمود: «ُﺃﻭ ِﺻﻲ ﺍﻟ ﱠﺸـﺎ ِﻫ َﺪ ِﻣـ ْﻦ ُﺃ ﱠﻣ ِﺘـﻲ َﻭ ﺍ ْﻟ َﻐﺎ ِﺋـ َﺐ َﺃ ْﻥ ﯾُ ِﺠﯿـ َﺐَﺩ ْﻋ َﻮ َﺓ ﺍ ْﻟ ُﻤ ْﺴ ِﻠ ِﻢ َﻭ ﻟَ ْﻮ َﻋﻠَﻲ َﺧ ْﻤ َﺴ ِﺔ َﺃ ْﻣﯿَﺎ ٍﻝ َﻓ ِﺈ ﱠﻥ َﺫ ِﻟ َﻚ ِﻣ َﻦ ﺍﻟ ﱢﺪﯾ ِﻦ[۲۹]؛ به حاضر و غایب از امتم سفارش میکنم که دعوت مسلمان را بپذیرند، گرچه از فاصله پنج میل باشد[۳۰] که این کار از دین است». امروزه که به لطف وسایل نقلیه، مسافتها کوتاهتر شده؛ پذیرش چنین دعوتهایی نیز آسانتر شده است.
۳. رعایت آداب و شرایط مهمانداری
مهمان باید نسبت به زمان ورود و خروجش به مهمانی مراقب باشد، به موقع به منزل میزبان برود و به موقع از آنجا خارج شود و کاری نکنند که میزبان و خانوادهاش را بیازارد. زمانی که پیامبر اکرم با زینب دختر جهش ازدواج کرد، در حجرة او وليمهای ترتیب داد و اصحابش را به آن دعوت کرد. اصحاب دسته دسته میآمدند و غذا میخوردند و میرفتند، ولی گروهی از اصحاب بعد از خوردن غذا در جای خود نشسته بودند و مشغول صحبت با یکدیگر بودند. پیامبر اکرم دوست داشت کنار همسرش باشد، ولی شدت حیایش اجازه نمیداد که چیزی بگوید یا مهمانان را بیرون کند. از این رو در حیاط خانه قدم میزد تا اینکه مهمانان برخواستند و رفتند. به همین مناسبت این آیه نازل شد:
» َﯾﺎ َأ ُّﯾ َﻬﺎ اَّﻟ ِﺬﯾ َﻦ آ َﻣ ُﻨﻮا َﻻ َﺗ ْﺪ ُﺧُﻠﻮا ُﺑ ُﯿﻮ َت اﻟ َّﻨ ِﺒﻲِّ ِإَّﻻ َﺃ ْﻧ ُﯾ ْﺆ َﺫ َﻧ َﻟ ُﮑ ْﻢ ِإَﻟﯽ َﻃ َﻌـﺎ ٍﻡ َﻏ ْﯿـَﺮ َﻧـﺎ ِﻇ ِﺮﯾ َﻦ ِإ َﻧـﺎ ُﻩَوَﻟ ِﮑ ْﻦ ِإ َذا ُﺩ ِﻋﯿ ُﺘ ْﻢ َﻓﺎ ْﺩ ُﺧُﻠﻮا َﻓِﺈ َذا َﻃ ِﻌ ْﻤ ُﺘ ْﻢ َﻓﺎ ْﻧ َﺘ ِﺸـُﺮوا َوَﻻ ُﻣ ْﺴ َﺘ ْﺄ ِﻧ ِﺴـﯿ َﻦ ِﻟ َﺤـ ِﺪﯾ ٍﺚ ِإ َّن َﺫ ِﻟ ُﮑـ ْﻢ َﮐـﺎ َﻥُﯾ ْﺆ ِﺫي اﻟ َّﻨﺒ َّﯽَِﻓ َﯿ ْﺴ َﺘ ْﺤﯿﻲِﻣ ْﻨ ُﮑ ْﻢَواﻟَّﻠ ُﻪَ ﻻَﯾ ْﺴ َﺘ ْﺤ ِﯿﻲِﻣ َﻦاْﻟ َﺤـ ِّﻖ …[۳۱]؛
ای مؤمنان! به خانههای پیامبر وارد نشوید، مگر اینکه برای خوردن غذایی به شما اجازه دهند و منتظر فرارسیدن وقت خوردن آن هم نباشید؛ پس هنگامی که دعوت شدید، وارد شوید و چون غذا خوردید، بی اینکه [پس از صرف غذا] سرگرم سخن گفتن با یکدیگر گردید، پراکنده شوید، [زیرا] این [کار که بنشینید و سرگرم سخن گردید] پیامبر را میآزارد و از شما حيا میکنند [که بیرونتان کنند] ولی خدا از حق حيا نمیکند.[۳۲]«
بنابراین اگر مهمان فقط برای صرف غذا دعوت شود، نباید چنان زود و بیموقع برود که مدت زمان طولانی در انتظار غذا بنشینند و سبب شرمندگی میزبان شود. پس از اتمام مهمانی هم نباید بیجهت بنشینند تا مزاحم کار و آسایش میزبان و خانوادهاش شود.
مهمان سخت عزیز است و لیکن چو نفس خفقان آرد اگر آید و بیرون نرود[۳۳]
اقامت طولانی در منزل میزبان، ممکن است صاحبخانه را تحت فشار مالی نیز قرار دهد. در روایات آمده است که مهمانی به دو یا حداکثر سه روز ختم شود و اگر مهمان بعد از آن بماند، به نحو متعارف و معمول از او پذیرایی شود. رسول خدا فرمود: «ﺍﻟ ﱠﻀ ْﯿ ُﻒ ﯾُ ْﻠ َﻄ ُﻒ ﻟَ ْﯿﻠَﺘَـ ْﯿ ِﻦَﻓ ِﺈ َﺫﺍ ﮐَﺎﻧَ ْﺖ ﻟَ ْﯿﻠَ ُﺔ ﺍﻟﺜﱠﺎ ِﻟﺜَ ِﺔ َﻓ ُﻬ َﻮ ِﻣ ْﻦ َﺃ ْﻫ ِﻞ ﺍ ْﻟﺒَ ْﯿ ِﺖ ﯾَ ْﺄﮐُ ُﻞ َﻣﺎ َﺃ ْﺩ َﺭ َﻙ[۳۴]؛ مهمان تا دو شب پذیرایی میشود، از شب سوم او از اهل خانه است و هر چه رسید، میخورد». همچنین فرموده است: «ﺍﻟ ﱢﻀﯿَﺎ َﻓ ُﺔ َﺃ ﱠﻭ َﻝﯾَ ْﻮ ٍﻡ َﻭ ﺍﻟﺜﱠﺎ ِﻧ َﻲ َﻭ ﺍﻟﺜﱠﺎ ِﻟ َﺚ َﻭ َﻣﺎ ﺑَ ْﻌ َﺪ َﺫ ِﻟ َﻚ َﻓ ِﺈﻧﱠ َﻬﺎ َﺻ َﺪ َﻗ ٌﺔ ﺗُ ُﺼـ ﱢﺪ َﻕ ِﺑ َﻬـﺎ َﻋﻠَ ْﯿـ ِﻪ؛ مهمان، روز اول و دوم و سوم است و ما بعد آن، صدقهای است که میزبان بر مهمان میدهد». یعنی در حکم فقیر و مسکین است که صدقه میگیرد و بهتر است هر چه زودتر از خانه میزبان خارج شود. سپس پیامبر فرمود: «َﻻ ﯾَ ْﻨ ِﺰﻝ َﺃ َﺣ ُﺪﮐُ ْﻢ َﻋﻠَﯽ َﺃ ِﺧﯿ ِﻪ َﺣﺘﱠﯽ ﯾُﻮ ِﺛ َﻤ ُﻩ َﻣ َﻌ ُﻪ[۳۵]؛ کسی از شما بر برادرش مهمان نشود تا اینکه او را با خودش به گناه [و مشقت] بیندازد». گفتند: ای رسول خدا! چگونة او را به گناه میاندازد؟ فرمود: «َﺣﺘﱠﯽ َﻻ ﯾَﮑُﻮ َﻥ ِﻋ ْﻨ َﺪ ُﻩ َﻣﺎ ﯾُ ْﻨ ِﻔ ُﻖ َﻋﻠَ ْﯿ ِﻪ[۳۶]؛ [آنقدر میماند] تا اینکه چیزی برای خرج کردن بر او نداشته باشد». طبیعی است در چنین شرایطی آن مرد در تنگنا قرار میگیرد یا روحیةش ضعیف میشود و یا برای پذیرایی از مهمان، ممکن است به گناه افتد؛ مثل اینکه قرض ربوی کند یا به مال کسی دستبرد بزند.
بهدیده در مردم شدن عیب نیست
و لیکن نه چنان که گویند بس
اگر خویشتن را ملامت کنی
ملامت نباید شنیدن ز کس[۳۷]
فهرست منابع
- ابن شهرآشوب مازندرانی، محمد بن علی؛ مناقب آل أبیطالب؛ چاپ اول، قم: علامه ۱۳۷۹ ق.
- ابوعبید هروی، قاسم بن سلام؛ الغریب المصنف؛ تحقیق: محمد مختار عبیدی؛ چاپ اول، تونس: المؤسسه الوطنیه للترجمه و التحقیق و الدراسات بیت الحکمة، [بیتا].
- ابیفراس، مسعود بن عیسی؛ مجموعه ورام (تنبیه الخواطر و نزهة النواظر)؛ چاپ اول، قم: مکتبه فقیهه ۱۴۱۰ ق.
- ازهری، محمد بن احمد؛ تهذیب اللغة؛ چاپ اول، بیروت: دار احیاء التراث العربی، [بیتا].
- برقی، احمد بن محمد؛ المحاسن؛ تحقیق: جلالالدین محدث ارموی؛ چاپ دوم، قم: دار الکتب الإسلامیة ۱۳۷۱ ق.
- دهخدا، علیاکبر؛ امثال و حکم؛ چاپ دوزادهم، تهران: امیر کبیر ۱۳۸۳ ش.
- سعدی، مصلح بن عبدالله؛ گلستان؛ تصحیح: محمدعلی فروغی، تهران: امیر کبیر ۱۳۶۳ ش.
- شریف الرضی، محمد بن حسین؛ نهج البلاغة؛ تحقیق: صباحی صالح؛ چاپ اول، قم: هجرت، ۱۴۱۴ ق.
- صدوق، محمد بن علی؛ کتاب من لایحضره الفقیه؛ تحقیق: علیاکبر غفاری؛ چاپ دوم، قم: دفتر انتشارات اسلامی ۱۴۱۳ ق.
- طبسی، حسن بن فضل؛ مکارم الاخلاق؛ چاپ چهارم، قم: الشریف الرضی ۱۴۱۲ ق.
- ــــــ، ــــــــــــ؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن؛ تصحیح: فضلالله یزدی طباطبایی و هاشم رسولی؛ چاپ سوم، تهران: ناصر خسرو ۱۳۷۲ ش.
- طبری، محمد بن جریر؛ جامع البیان فی تفسیر القرآن؛ چاپ اول، بیروت: دار المعرفة ۱۴۱۲ ق.
- طوسی، محمد بن حسن؛ الامالی؛ تحقیق: مؤسسه البعثة؛ چاپ اول، قم: دار الثقافة ۱۴۱۴ ق.
- ـــــ، ــــــــــــــ؛ تهذیب الاحکام؛ تحقیق: حسن الموسوی خراسانی؛ چاپ چهارم، تهران: دار الکتب الإسلامیة ۱۴۰۷ ق.
- عوفی، سدیدالدین محمد؛ جوامع الحکایات و لوامع الروایات؛ تحقیق: امیربانو مصفا و مظاهر مصفا؛ چاپ دوم، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ۱۳۸۶ ش.
- عیاشی، محمد بن مسعود؛ کتاب التفسیر؛ تحقیق: سید هاشم رسولی محلاتی؛ چاپ اول، تهران: المطبعه العلمیة ۱۳۸۰ ق.
- فراهیدی، خلیل بن احمد؛ کتاب العین؛ تحقیق: مهدی مخزومی و ابراهیم سمرای؛ چاپ دوم، قم: نشر هجرت ۱۴۰۹ ق.
- قرطبی، محمد بن احمد؛ الجامع لأحکام القرآن؛ چاپ اول، تهران: ناصر خسرو ۱۳۶۴ ش.
- قمی، علی بن ابراهیم؛ تفسیر القمی؛ تحقیق: طیب موسوی جزایری، چاپ سوم، قم: دار الکتاب، ۱۴۰۴ ق.
- کلینی، محمد بن یعقوب؛ الکافی؛ تحقیق: علیاکبر غفاری و محمد آخوندی؛ چاپ چهارم، تهران: دار الکتب الإسلامیة ۱۴۰۷ ق.
- مسعودی، علی بن حسین؛ اثبات الوصیة؛ چاپ سوم، قم: انصاریان ۱۴۲۶ ق.
- مفید، محمد بن محمد؛ الامالی؛ تحقیق: حسین استاد ولی و علیاکبر غفاری؛ چاپ اول، قم: کنگره شیخ مفید ۱۴۱۳ ق.
پینوشتها
- دانشآموخته سطح ۳ حوزه علمیه قم.
- ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج ۶، ص ۲۸۲-۲۸۱.
- ر.ک: محمد بن علی صدوق؛ کتاب من لایحضره الفقیه؛ ج ۴، ص ۳۵۶؛ محمد بن حسن طوسی؛ تهذیب الأحکام؛ ج ۷، ص ۴۰۹.
- محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج ۶، ص ۲۸۴.
- محمد بن حسن طوسی؛ الأمالی؛ ص ۶۱۸.
- محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج ۵، ص ۳۶۸؛ محمد بن حسن طوسی؛ تهذیب الأحکام؛ ج ۷، ص ۴۰۹.
- برای مثال رک: خلیل بن احمد؛ کتاب العین؛ ج ۸، ص ۳۴۴؛ ابوعبید هروی؛ الغریب المصنف؛ ج ۱، ص ۱۹۱.
- محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج ۶، ص ۲۸۲، ح ۴.
- محمد بن حسین شریف الرضی؛ نهج البلاغة؛ نامه ۴۵، ص ۴۱۶.
- محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج ۶، ص ۲۷۶، ح ۲.
- یعنی مهمان چه بد باشد و چه خوب باید از او پذیرایی کرد.
- درست و روا.
- محمد عوفی؛ جوامع الحکایات؛ ج ۱، ص ۲۸۴.
- احمد بن محمد برقی؛ المحاسن؛ ج ۲، ص ۴۱۵: «َﻋﻠَﯽ َﺷ ْﺮ ِﻂ َﺃ ْﻥ َﻻ ﺗَ ﱠﺪ ِﺧ َﺮ ِﻧﻲ َﺷﯿْﺌ ًﺎ ِﻣ ﱠﻤﺎ ِﻓﻲ ﺑَﯿْ ِﺘ َﻚ َﻭ َﻻ ﺗَﺘَﮑَﻠﱠـ َﻒ َﺷـﯿْﺌ ًﺎ ِﻣ ﱠﻤـﺎَوَﺭﺍ َﺀ ﺑَﺎ ِﺑ َﻚ .«
- محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج ۶، ص ۲۷۶، ح ۴.
- همان، ح ۶.
- همان، ح ۳.
- محمد بن محمد مفید؛ الأمالی؛ ۲۲۱-۲۲۰؛ محمد بن حسن طوسی؛ الأمالی؛ ص ۷.
- محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج ۶، ص ۲۸۵، ح ۳.
- علی بن حسین مسعودی؛ اثبات الوصیة؛ ص ۴۰.
- ذاریات ۲۴-۲۷.
- رک: محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج ۶، ص ۲۸۷؛ احمد بن محمد برقی؛ المحاسن؛ ج ۲، ص ۴۲۱ محمد بن مسعود عیاشی؛ کتاب التفسیر؛ ج ۲، ص ۲۴۵ علی بن حسین مسعودی؛ اثبات الوصیة؛ ص ۱۳۴.
- محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج ۴، ص ۲۱۲.
- همان؛ ج ۴، ص ۵۱، ح ۹؛ احمد بن محمد برقی؛ المحاسن؛ ج ۲، ص ۳۸۸.
- رک: فضل بن حسن طبسی؛ مکارم الاخلاق؛ ص ۱۵ و ص ۲۹ و ص ۱۶ محمد بن حسن طوسی؛ الأمالی؛ ص ۳۹۳؛ ابن شهرآشوب؛ مناقب آل أبیطالب؛ ج ۱، ص ۱۴۶.
- ر.ک: مسعود بن عیسی ابیفراس؛ مجموعة ورام؛ ج ۱، ص ۲۱۱.
- محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج ۶، ص ۲۷۴، ح ۳-۲ و ۵.
- احمد بن محمد برقی؛ المحاسن؛ ج ۲، ص ۴۱۱.
- محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج ۶، ص ۲۷۴.
- ميل در زبان عربی، مقدار مسافتی است که در چشمانداز انسان قرار میگیرد و هر سه ميل را یک فرسخ شرعی دانستهاند. رک: محمد بن احمد ازهری؛ تهذیب اللغة؛ ج ۱۵، ص ۲۸۵.
- احزاب ۵۳.
- ر.ک: علی بن ابراهیم قمی؛ تفسیر القمی؛ ج ۲؛ ص ۱۹۵؛ محمد بن جریر طبری؛ جامع البیان؛ ج ۲۲، ص ۲۵-۲۷؛ فضل بن حسن طبسی؛ مجمع البیان؛ ج ۸، ص ۵۷۶؛ محمد بن احمد قرطبی؛ الجامع لأحکام القرآن؛ ج ۱۴، ص ۲۲۴.
- علیاکبر دهخدا؛ امثال و حکم؛ ج ۴، ص ۱۷۷۹.
- محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج ۶، ص ۲۸۳.
- همان.
- همان.
- مصلح بن عبدالله سعدی؛ گلستان؛ باب ۲، حکایت ۲۹، ص ۸۷.













