فصلنامه علمی ـ تخصصی مبلغان (ویژه خانواده)

تابستان ۱۳۹۹ ـ محرم‌الحرام ۱۴۴۲ ـ شماره دوم

بررسی نقش توقعات نابجای زن در اختلافات خانوادگی

مرضیه محمدیان دارانی *

مقدمه

خانواده، رکن بنیادین جامعه انسانی و پایه حیات اجتماعی است که ثبات یا بی‌ثباتی آن تأثیر مستقیمی بر جامعه دارد. وجود روابط سالم و سازنده میان اعضای خانواده، نقش مؤثری در حفظ و بقای آن دارد. گسترش عواملی که موجب اختلاف در میان خانواده می‌شود، در سال‌های اخیر سبب تغییر کارکردهای خانواده شده است. یکی از این عوامل، توقعات بی‌جای زن از شوهر است. ضعف باورهای اخلاقی، تداخل اشتغال زنان با نقش‌های همسری و مادری، در نظر نگرفتن تفاوت‌ها و چشم‌و‌هـم ­چشمی نقش مؤثری در ایجاد توقعات بی‌جای زنان دارند. در راستای این عوامل، توقعات زن از شوهر نقش مهمی در ایجاد اختلافات خانوادگی دارد. در این مقاله به بررسی نقش این توقعات در به وجود آمدن اختلاف در زندگی زناشـویی و تشـدید آن می‌پردازیم.

مفهوم‌شناسی

توقع به معنای چشم داشتن[1] ، انتظار به دست آوردن چیزی یا انجام کاری را داشتن است. انتظارها و توقعات زن و شوهر از یکدیگر، مسئله‌ای است که گریبان‌گیر همه خانواده‌هاست؛ زیرا زن و شوهر با دو شیوه و شرایط متفاوت تربیت شده‌اند. شرایط اقتصادی متفاوت، تعداد فرزندان، رابطه سالم پدر و مادر و تفاوت فرهنگ و تحصیل، سبب به وجود آمدن زمینه‌های پرورشی متفاوت می‌شود. این تفاوت‌ها، توقعات گوناگون را به وجود می‌آورد. توقعات غیرمنطقی و نابجا، رابطه میان زن و مرد را به سمت کشمکش و بحران می‌کشاند .

گاهی برخی توقعات، در برخی شرایط و موقعیت‌ها نابجاست؛ اما اصل آن نامتعارف نیست. همیشه شرایط زندگی یکنواخت نیست؛ بلکه فراز و نشیب‌های مختلفی دارد که انتظارها را هم دگرگون می‌کند. خانمی که ۳ فرزند داشت، به مشاور مراجعه کرده بود و می‌گفت همسرش در تأمین معـاش و مایحتـاج زندگی، کوتـاهی می‌کند و نیازهای مادی او و فرزندش را برآورده نمی‌کند. اصل انتظار این خـانم، یعنی »حـق نفقه و تأمین خواسته‌های اقتصادی در خور شأن« درست بود، اما پس از صحبت‌های مشاور با همسرش مشخص شد مرد، تاجری با وضـعیت مـالی خـوب بوده که در مدت ۱۸ سال زندگی مشترک، بـه راحـتی پاسـخگوی خواسـته‌های مـالی همسـر و فرزندانش بوده است؛ اما اکنون به علت ورشکسـتگی مـالی، دیگـر نمی‌توانـد ماننـد گذشته تمام خواسته‌های پُر زرق و برق قبل آن‌ها را برآورده کند. این خـانم بـا چنـد جلسه صحبت، متقاعد شد که شرایط عـوض شـده و او بایـد سـطح توقـع خـود و فرزندانش را تغییر دهد[2] .

۵۰ عوامل ایجاد توقعات بی‌جا

عواملی در شکل‌گیری توقعات نابجا نقش دارند که در ادامه به برخی از آن‌ها اشـاره می‌شود.

۱. ضعف باورهای اخلاقی

آموزه‌های اخلاقی مانند قناعت، صبر و تحمل و ،… نقش مهمی در بهبود روابـط زن و شوهر دارند. نبودن این آموزه‌ها زمینه ایجاد توقعات نابجا را در زنان فراهم می‌کنـد و در نهایت می‌تواند منشأ اختلافات خانوادگی باشد. قانع نبـودن زن بـه امکانـات و موقعیت خود در زندگی، زمینه نارضایتی او را فراهم می‌کند و عـدم رضـایت نیـز باعث ایجاد توقعات نابجا در زن می‌شود. در نهـایت زن ناراضـی از زنـدگی، دیگـر دلیلی برای سپاسگزاری از شوهر و تعهد به زندگی نمی‌بیند و اختلافـات میـان آن‌هـا شروع می‌شود. پیامبر اکرم در سرزنش و مذمت زن متوقع فرموده است:

اَلا َو َأﱡﯾ َﻤﺎ ا ْﻣَﺮَأ ٍة َﻟ ْﻢ َﺗْﺮ ُﻓ ْﻖ ِﺑَﺰ ْو ِﺟ َﻬﺎ َو َﺣ َﻤ َﻠْﺘ ُﻪ َﻋ َﻠﯽ َﻣﺎ َﻻ َﯾْﻘ ِﺪُر َﻋ َﻠ ْﯿ ِﻪ َو َﻣﺎ َﻻ ُﯾ ِﻄﯿ ُﻖ َﻟ ْﻢ َﯾْﻘ َﺒ ِﻞ اﻟ ﱠﻠـ ُﻪ ِﻣ ْﻨ َﻬـﺎ َﺣ َﺴ َﻨ ًﺔ َو َﺗ ْﻠَﻘﯽ اﻟ ﱠﻠ َﻪ َﻋﱠﺰ َو َﺟ ﱠﻞ َو ُﻫ َﻮ َﻋ َﻠ ْﯿ َﻬﺎ َﻏ ْﻀ َﺒﺎن ؛[3] و هر بانویی که به شـوهر خـود آسـان نگیرد و چیزی را که در توان او نیست، بر او تحمیل کرده و از وی بخواهد، خداونـد هیچ کار نیکی را از وی نپذیرد و او خدا را دیدار کند، در حالی که بـر او خشـمگین باشد.

حضرت زهرا مصداق و الگوی کامل زنی بود که در تمامی لحظه‌های زندگی هرگز همسرش را در سختی و تنگنا قرار نداد. نقل است:

روزی امام علی به حضرت زهرا فرمود: »فاطمه جان! آیا غذایی داری تا از گرسنگی بیرون آیم؟«. فاطمه پاسخ داد: »نه؛ به خدایی که پدرم را به نبوت و شمـا را به امامت برگزید سوگند! دو روز است که در منزل غذای کافی نداریم. آنچـه بـود، به شما و فرزندانم دادم و خود از غذای اندک موجود، استفاده نکردم«. امام علـی فرمود: »فاطمه جان! چرا به من اطلاع ندادی تا به دنبال تهیـه غـذا بروم؟«. حضـرت فاطمه فرمود: » َﯾﺎ َأ َﺑﺎ اْﻟ َﺤ َﺴ ِﻦ ِإ ﱢﻧﻲ َ َﻷ ْﺳَﺘ ْﺤ ِﯿﻲ ِﻣ ْﻦ ِإَﻟ ِﻬﻲ َأ ْن ُﺗ َﮑ ﱢﻠ َﻒ َﻧ ْﻔ َﺴـ َﻚ َﻣـﺎ َ ﻻ َﺗْﻘـ ِﺪُر َﻋ َﻠ ْﯿـ ِﻪ ؛[4] ای علی! من از پروردگارم شرم دارم که چیزی از تو درخواست کنم که توان برآوردن آن ۵۱ را نداشته باشی«.

این آموزه فاطمی به ما یاد می‌دهد که تکلیف کردن همسر بر آن چیزی که قـادر بـه انجام آن نیست، امری ناپسند و مصداقی از توقع نابجاست.

۲. خودمحوری

در اندیشه انسان مدرن امروزی، فرد مالک جسم و جان خویش اسـت و همـه چیـز اعم از مذهب، اخلاق، قانون و … تابع او هسـتند و او تابع هیـچ چیـز نیسـت. در ایـن دیدگاه امیال و خواسته‌های بشری، بسیار مهم است. از همین روست که انسـان‌ها از یکدیگر جدا هستند؛ زیرا هر یک از آن‌ها به دنبال برآورده شدن امیال و خواسته‌هـای خویش، و دیگران در نظرشان مانند کالا و اشیا هستند. گرایش زن و مـرد بـه منطـق فردگرایی، موجب به وجود آمدن روحیه خودخـواهی در هـر یـک از آن‌هـا، از بیـن رفتن فضایل اخلاقی و … میان همسران می‌شود. این مسـئله، می‌توانـد عـاملی بـرای ایجاد توقعات نابجا در افراد باشد؛ بدین معنا که زن متوقع تنها خواسته‌هـای خـود را می‌بیند و بدون توجه به توانایی شوهر، از وی انتظار دارد خواسته‌هـای او را بـرآورده سازد و در صورت برآورده نشدن خواسته‌ها، اختلافات خـانوادگی شـروع می‌شـود.

وقتی روحیـه خودخـواهی بـه محـیط خـانواده که بـر پایـه ایثـار و فـداکاری و از خودگذشتگی استوار است، وارد می‌شود؛ نتیجه‌ای جز تضـعیف، تزلـزل و فروپاشـی نهاد خانواده به دنبال نخواهد داشت[5] .

۳. عدم شناخت تفاوت‌های زن و مرد

در جهان‌بینی توحیدی، خلقت و طبیعت هدفمند است. هر نوع تفـاوت در طبیعـت، به اراده و حکمت پروردگار رقم خورده و به منظور رفع نیازهای مختلف موجـودات است:

َأ ُﻫ ْﻢ َﯾ ْﻘ ِﺴ ُﻤﻮ َن َر ْﺣ َﻤ َﺖ َر ﱢﺑ َﻚ َﻧ ْﺤ ُﻦ َﻗ َﺴ ْﻤ َﻨﺎ َﺑ ْﯿ َﻨ ُﻬ ْﻢ َﻣ ِﻌﯿ َﺸ َﺘ ُﻬ ْﻢ ِﻓﻲ اْﻟ َﺤ َﯿﺎ ِة اﻟ ﱡﺪ ْﻧ َﯿﺎ َو َر َﻓ ْﻌ َﻨﺎ َﺑ ْﻌ َﻀ ُﻬ ْﻢ َﻓ ْﻮ َق َﺑ ْﻌ ٍﺾ َد َر َﺟﺎ ٍت ِﻟ َﯿ ﱠﺘ ِﺨ َﺬ َﺑ ْﻌ َﻀ ُﻬ ْﻢ َﺑ ْﻌ ًﻀﺎ ُﺳ ْﺨﺮ  ﯾﺎ َو َر ْﺣ َﻤ ُﺖ َر ﱢﺑ َﻚ َﺧ ْﯿٌﺮ ِﻣ ﱠﻤﺎ َﯾ ْﺠ َﻤ ُﻌﻮ َن ؛[6] آیا آنانند که رحمت پروردگارت را تقسـیم مـی‌کننـد؟ مـا [وسـایل] معـاش آنـان را در زندگی دنیا میانشان تقسیم کرده‌ایم و برخـی از آنـان را از [نظـر] درجـات بالاتـر از بعضی [دیگـر] قرار داده‌ایم تا بعضـی از آن‌هـا بعضـی [دیگـر] را در خدمـت گیرنـد و رحمت پروردگار تو از آنچه آنان می‌اندوزند، بهتر است.

تفاوت میان زن و مرد، مجموعه‌ای از نیازهای متقابل میان آن‌ها به وجود می‌آورد که سبب تمایل آن‌ها بـه یکـدیگر، همـدلی و وابسـتگی، سـکون و آرامـش و در نتیجه تشکیل خانواده می‌شود[7] . نادیده گرفتن این تفاوت‌ها نیز باعث از بیـن رفـتن کـشش متقابل آنان، همدلی و وابستگی و در نهایت از بیـن رفـتن سـکون و آرامـش آنـان و عاملی برای ایجاد اختلاف در روابط زن و شوهر می‌شود. نادیده گرفتن این تفاوت‌ها می‌تواند زمینه را برای اختلاف فراهم کند؛ برای مثال مردان تـرجیح مـی‌دهنـد عقـب بایستند و تصویر را بزرگ ببینند. آن‌ها دوسـت دارند به جـای آنکـه خـود را درگیـر تعداد زیادی کار کوچک و بی‌اهمیت کنند، کارهای بزرگ امـا کمتـری انجـام دهنـد. برای مثال شاید یک مرد همیشه برای همسرش هدیه نگیرد، اما وقتی تصـمیم بگیـرد چنین کاری کند، حتماً هدیه با ارزش‌تری را تهیه خواهد کرد. از سوی دیگر طبیعـت مغز زنان این‌گونه است که جزئیات ظریف را به خوبی به خاطر می‌سپارد و می‌توانـد حجم وسیع‌تری از تصمیمات کوچک‌تر را مدیریت کند. نادیده گرفتن این تفـاوت‌هـا، سبب به وجود آوردن این توقع می‌شود که مردان نیـز بایـد هماننـد زنـان در مواقـع مختلف عملکرد یکسانی داشته باشند. برای مثال وقتی مردی مرتب یک شاخه گل به همسرش هدیه می‌دهد، این عمل از نظر زن نشان‌دهنده آن است که همواره در ذهـن همسرش است و این را یک امتیاز برای مرد در نظر می‌گیرد. این در حالی اسـت کـه بیشتر مردان از سیستم امتیازبندی زنان کام ًلاً بی‌خبر هستند؛ زیرا آنان بـرای کارهـایی که در زندگی انجام می‌دهند، امتیازی در نظر نمی‌گیرند[8] . زن‌ها معمولاً در مورد درک عشق همسرشان دچار اشتباه می‌شوند؛ زیرا آن را با معیار خود می‌سنجند[9] . مشـکل و ۵۳ اختلاف نیز زمانی به وجود می‌آید که ما از جنس مخالف خود انتظار داشته باشیم که مانند ما فکر، احساس و عمل کند.

۴. اشتغال زنان

تمایل زن به داشتن شغل، بر خانواده و روابط زن و شوهر اثر می‌گـذارد. در بسـیاری از مواقع، به جای اینکه اشتغال زن در خدمت نهاد خانواده قرار گیرد؛ سبب به وجـود آمدن اختلاف میان زن و شوهر و گـاه حتی موجـب نـابودی نهـاد مقـدس خـانواده می‌شود. اسلام وظیفه اقتصاد و تأمین معاش را بر عهده زن نگذاشته است؛ هـر چنـد اشتغال زن می‌تواند موجب کمک به اقتصاد خانواده شود. البته اسلام هرگـز زن را در خانه زندانی نکرده و شرکت زنان در فعالیت‌های مثبت و سازنده اجتماعی را ممنـوع نکرده است . از نظر اسلام، اداره مالی خانواده به طور کلی بر عهده مرد است و زن از این امر معاف شده است تا به راحتی و با خیالی آسوده به اداره زندگی و ایفای نقـش خویش بپردازد[10] . چنانکه قرآن می‌فرماید: » اﻟﱢﺮ َﺟﺎ ُل َﻗ ﱠﻮاﻣﻮ َن َﻋَﻠـﻲ اﻟ ﱢﻨﺴـﺎء ﺑﻤـﺎ َﻓ ﱠﻀـ َﻞ اﻟﻠـ ُﻪ َ َُ ََ َ َ َ ُ َ ِ ﺑﻌﻀﻬﻢ ﻋﻠﯽ ﺑﻌ ٍﺾ و ِﺑﻤﺎ اﻧﻔﻘﻮا ِﻣﻦ اﻣﻮا ِﻟ ِﻬﻢ …؛[11] مردان سرپرست زنانند، به دلیل آنکه خدا برخی از ایشان را بر برخی برتـری داده و نیـز بـه دلیـل آنکـه از امـوالشـان خـرج می‌کنند«.

از آنجا که یکی از آثار اشتغال زنان برخـورداری از اقتـدار اقتصـادی و کـم شـدن وابستگی اقتصادی به همسر است، این توقع را در زنان به وجود می‌آورد که موقعیتی برابر با مرد داشته باشد؛ زیرا او با اشتغال خود و کسب درآمدش، به نفقه مـرد نیـازی ندارد. در این‌صورت مسئله انحصار قوامیت بـه مـرد منتفـی اسـت و او مـی‌توانـد از ۵۴ مزایای این قوامیت در خانه بهره‌مند شـود و هماننـد مـرد در اداره و مـدیریت خـانه دخالت داشته باشد و همان‌طوری که او در کار بیرون به مرد کمک می‌کند، مرد هم بایـد در کار خانه به او کمک کند.

توقع حاصل از اشتغال زنان، سبب به وجود آمـدن تغییراتـی در روابـط زن و مـرد و سرپرستی خانواده می‌شود؛ به‌گونه‌ای که در شکل جدید، مرد کانون اقتدار خـانواده و سرپرست آن نیست و قدرت اقتصادی زن معادله قدرت سیاسی را در خانواده بر هـم می‌زند و شکل جدیدی از خانواده متولد می‌شود که مردسالار نیست. بنابراین انتـظار می‌رود که کشمکش‌های خانوادگی نیز افزایش یابد[12] .

مردی که برای جدایی از همسـرش بـه دادگـاه آمـده بـود، مـی‌گفـت: »همسـرم بـا بهانه‌تراشی‌های مختلف مرا کتک می‌زند و حتی جرئت نـدارم بـه او اعتـراض کنـم؛ زیرا منزل را ترک می‌کند«. ایـن مـرد بـا حضـور در دادگـاه خـانواده، ضـمن ارائـه درخواست طلاق، خطاب به رئیس شعبه گفت:

چهار سال است که با همسرم ازدواج کرده‌ام و در این مدت جایگاه من و او به طـور کلی تغییر کرده است. در این سال‌ها هیچ‌گاه ایـن احسـاس را نداشـتم کـه مـن مـرد خانواده هستم. همسرم کارمند یک اداره است و بـه دلیـل نـوع شـغلش، در مـاه بـه چندین شهر سفر می‌کند. در این مدت من باید از کـودک یـک ساله‌مـان نگهـداری کنم. در واقع من نقش زن خانواده را ایفا می‌کنم. بعد از گذشـت دو سـال از زنـدگی مشترکمـان، از کـار اخـراج شـدم و تـا امـروز نتوانسـته‌ام شـغلی مـرتبط بـه رشـته تحصیلی‌ام پیدا کنم. از آن زمان به بعد همسرم هزینه‌های منزل را تـأمین مـی‌کـرد؛ امـا بعد از گذشت مدت کوتاهی، رفتارش تغییر کرد. او به بهانه‌های مختلـف مـرا کتـک زده است؛ اما به جهت حفظ زندگی‌مـان هـیچ‌گـاه بـه او اعتـراض نکـرده‌ام. همـین سکوت من باعث از هم پاشیدن زندگی مشترکمان شد[13] .

۵. نگرش فمینیستی

امروزه نگرش فمینیستی، جنجال برانگیزترین جنبش‌های اجتماعی و فکری جهان در قرن بیستم تلقی می‌شود. این نگرش سبب شده زنان بیش از گذشته وارد دانشگاه‌هـا و مراکز تحصیلی شوند و بسیاری از آنان از پذیرش نقش‌های مادری و همسـری بـه عنوان مهم‌ترین وظیفه زندگی خود ابا دارند. نگـرش فمینیسـتی ایـن توقـع را در زن ایجاد می‌کند که او باید موقعیتی برابر با مرد در زندگی داشته باشد و انجـام وظـایف همسری و مادری، مانعی برای رسیدن به این برابری است[14] . نتیجه این توقـع، از بیـن رفتن ارزش‌های واقعی مانند فداکاری، متعهد بودن، پرهیزکاری، وفـاداری و … اسـت ۵۵ که هر یک از این موارد، نقش تعییـن‌کننده‌ای در اسـتحکام روابـط زن و مـرد دارد و نبود آن‌ها، زمینه را برای اختلافات خانوادگی فراهم می‌کند.

۶. چشم و هم‌چشمی

خانواده‌هایی که همسران از یکدیگر انتظارات معقول و واقع‌بینانه‌ای دارنـد، اسـتحکام بیشتری دارند. هر چه انتظارات همسران از زندگی مشترک غیر واقع بینانه‌تـر باشـد، خانواده بیشتر و زودتر دچار مشکل می‌شود. یکی از شـواهد روشن این ادعـا، پدیـده بی‌ثباتی خانواده در جوامع امروزی است. یکی از موضـوع‌هـای مهـمی کـه از آغـاز زندگی مشترک می‌تواند بنیان خانواده را بر هم زند، توقع‌های نامحدود و حاکم شدن روح تجمل‌گرایی و چشم و هم‌چشمی است. روانشناسـان، چشـم و هـم‌چشـمی را بیماری مزمن جوامع و بیماران آن را معضلی برای اجتماع مـی‌داننـد کـه از احسـاس حقارت یا فخرفروشی، بلندپروازی یا حسادت ناشی می‌شود.

اگر زنان در مدیریت امور خانه، قناعت و پرهیز از خرج‌های غیر لازם و تشـریفاتی را رعایت نکنند و از همسران خود انتظارهای بی‌جا و خارج از توان مالی داشـته باشـند، باید منتظر بروز تنش باشند؛ زیرا یا همسرشان بـه خواسـته‌هـای افـزون‌طلبانه آنـان بی‌توجهی می‌کند که سبب بروز مشاجره می‌شود یا به دنبال برآوردن خواسـته‌هـای بی‌حساب آنان می‌رود که در این صورت، افزون بر آنکه باید بسیاری از گرفتاری‌هـا ۵۶ را تحمل کند، ممکن است زندگی‌شان به حرام آلوده شود. این در حالی است که اگر زنان این عادت زشت اخلاقی را کنار بگذارند، احساس رضایت و بی‌نیازی خواهنـد کرد و محیطی سرشار از صفا و صمیمیت ایجاد می‌شود و خـود و همسرشـان از آن لذت می‌برند[15] .

امیرمؤمنان در سفارشی به حارث همدانی که فقیه زمان خویش بود، راه برون‌رفت از این معضل را این‌گونه بیان فرمود: » َو َأ ْﮐ ِﺜْﺮ َأ ْن َﺗ ْﻨ ُﻈَﺮ ِإَﻟـﯽ َﻣـ ْﻦ ُﻓ ﱢﻀـ ْﻠ َﺖ َﻋ َﻠ ْﯿـ ِﻪ َﻓـِﺈ ﱠن َذِﻟـ َﻚ ِﻣـ ْﻦ َأْﺑ َﻮاب ِ اﻟ ﱡﺸـ ْﮑﺮ ؛[16] در زندگی بسیار به پایین‌دست خود نگاه کن. این کار یکی از راه‌هـای سپاسگزاری است«.

راه سپاسگزار بودن انسان، همین است. اگر بنا باشد به بالا‌دست خود نگاه کنـیم و او را برای خود الگو قـرار دهـیم، بـاز هم بالا‌دسـت‌تر از او وجـود دارد. اگر شوهر تنگدست در مذمت ِج ْﺴ ِﺮ َﺟ َﻬ ﱠﻨ َﻢ است، چنین افهرمادسری فشارمنبواید:»ا َﻣ ﻭ ْﻦ َ ﺭ أ ﺍ َذ ﱠ ﺑ ل ﻪ ُﻣ ْﺆ ﺧ ِ ﺎ ﻣﻨ ً ﻃ ﺎ َأ ﺮ ْو ﺗﻨ َﺣﱠﻘ ﮕ َﺮ ُ ﺪ ه ِﻟَ ﺳ ﻔْ ﺘ ﻘﺮِ ﯽ ه ﺳﺮﺯﻧﺶ کند. َو ِﻗ ﱠﻠـ ِﺔ َذا ِت َﯾـ ِﺪ ِه ﺭﺳـﻮﻝﺧﺪﺍ َﺷـ َﻬَﺮ ُه اﻟ ﱠﻠـ ُﻪ َﻋ َﻠـﯽ َﯾ ْﻮ َم اْﻟ ِﻘ َﯿﺎ َﻣﺔ ؛[17] هر کس مؤمنی را بـرای فـقر و ِ تهیـدسـتی او کوچک شمارد، خداوند در روز قیامت سر پل صراط او را رسوا می‌گرداند«.

در واقع مقایسه زندگی خود با دیگران، این توقـع را در زنـان بـه‌وجود مـی‌آورد کـه همسر سطح زندگی را به آن‌ها برساند که این امر امکان‌پـذیر نیسـت؛ زیـرا روحیـه زیادۀ‌خواهی انسان‌ها سیراب‌شدنی نیست و همیشه بالا‌دستی را بـرای خـود تعریـف می‌کند. برآورده نشدن توقعات و انتظارات، باعث می‌شـود احسـاس رضـایت‌مندی از زندگی از بین برود و زمینه اختلافات خانوادگی فراهم شود. نتیجـه مقایسـه زنـدگی خود با دیگران، سرزنش مردی است که تلاش خود را کرده و نتوانسته اسـت که راه به جایی ببرد.

نتیجه‌گیری

سلامت فکری و رفتاری زنـان کـه عهـده‌دار نقـش همسـری و مـادری در خـانواده هستند، موجب تحکیم عقاید و آرامش روانـی اعضـای خـانواده و در نهـایت آحـاد جامعه می‌شود. یکی از عواملی که سلامت روحی و رفتاری زن را تحت تـأثیر قـرار ۵۷ می‌دهد، روحیه زیادۀ‌خواهی و توقعات زیاد از شوهر است. ضعف باورهای اخلاقی، فردگرایی، در نظر نگرفتن تفاوت‌های بین زن و مرد و چشم و هم‌چشـمی، زمینـه را برای متوقع شدن زنان فراهم می‌کند که در نهایت بـا از بیـن رفـتن فضـایل اخلا‌قـی مانند قناعت، رضایت‌مندی، صبر، ازخودگذشتگی و … که خود عواملی برای اسـتحکام روابط بین زن و مرد است، منشأیی برای اختلافات میان زن و شوهر می‌شود.


* طلبۀ سطح ۳ مطالعات زن و خانواده.

[1] حبیب‌الله آموزگار؛ فرهنگ فارسی دانش ؛ ص .۲۷۱

[2] نفیسه حیدری؛ »از همسر خود توقع بی‌جا نداشته باشید«؛ مجلـه پیـام زن؛ شمـاره ۲۷۸ ، اردیبهشـت ۱۳۹۴ ، ص .۳۰

[3] محمد بن علی شیخ صدوق؛ کتاب من لا یحضره الفقیه ؛ ج ۴ ، ص .۱۶

[4] محمد بن حسن طوسی؛ الأمالی ؛ ص .۶۱۶

[5] نرجس رودگر؛ فمینیسم: تاریخچه نظریات، گرایش‌ها، نقد ؛ ص ۱۹۶- ۱۹۸

[6] زخرف :۳۲

[7] نرجس رودگر؛ فمینیسم: تاریخچه نظریات، گرایش‌ها، نقد ؛ ص ۲۲۲ و ۲۲۳

[8] آلن پیز و باربارا پیز؛ چرا مردان دروغ می‌گویند و زنان گریه می‌کنند؟ ؛ ترجمه حوریه موسـایی؛ ص ۱۱۸ و .۱۱۹

[9] جان گری؛ خواسته زنان، خواسته مردها، چگونه عشق را به همسر خود ابراز کنیـد ؛ ترجمه رامیـن شهبازی؛ ص .۳۳

[10] فاطمه فرهادیان؛ »پیامدهای منفی اشتغال زنان بر خانواده«؛ مجله پیام زن؛ شماره ۲۱۹ ، خرداد ۱۳۸۹ ، ص .۴۰

[11] نساء :۳۴

[12] نشریه حوراء؛ »نکته‌هایی دربارۀ اشتغال زنان«؛ شماره ۸ ، آبان و آذر ۱۳۹۳ ، ص .۶

[13] رضا مؤمنی و محسن باقی‌زاده؛ سیلاب زندگی ؛ ص .۵۰

[14] نرجس رودگر؛ فمنیسم: تاریخچه نظریات، گرایش‌ها، نقد ؛ ص ۲۲۸ و .۲۲۹

[15] مجله طوبی؛ »تکنیک‌هایی برای تحکیم روابط خانواده«؛ شماره ۸ ، مرداد ۱۳۸۵ ، ص .۱۴۵

[16] محمد بن حسین الشریف الرضی؛ نهج البلاغه ؛ نامه .۶۹

[17] محمد بن علی صدوق؛ عیون اخبار الرضا ؛ ج ۲ ، ص .۷۰

فهرست منابع

کتب

۱. آموزگار، حبیب‌الله؛ فرهنگ فارسی دانش ؛ تهران: انتشارات صفا ۱۳۷۴ ، ش.

۲. پیز، آلن و باربارا؛ چرا مردان دروغ می‌گویند و زنان گریه می‌کنند؟ ؛ ترجمه حوریه موسـایی؛ تهران: پارسینه ۱۳۹۲ ، ش.

۳. رودگر، نرجس؛ تاریخچه نظریات، گرایش‌ها، نقد ؛ قم: دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، ۱۳۸۸ ش.

۴. شریف الرضی، محمد بن حسین؛ نهج‌البلاغـه ؛ تصـحیح صـبحی صـالح؛ چـاپ اول، قم: هجرت ۱۴۱۴ ، ق.

۵. صدوق، محمد بن علی؛ عیون اخبار الرضا ؛ چاپ اول، تهران: نشر جهان ۱۳۷۸ ، ق.

۶. ـــــــــــــــــــــ؛ کتاب من لا یحضره الفقیه ؛ چاپ دوم، قم: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ۱۴۱۳ ، ق.

۷. طوسی، محمد بن حسن؛ الامالی ؛ چاپ اول، قم: دار الثقافه ۱۴۱۴ ، ق.

۸. گری، جان؛ خواسته زنان، خواسته مردها: چگونه عشق را به همسر خود ابراز کنید ؛ ترجمه رامین شهبازی؛ چاپ ششم، تهران: مؤسسه فرهنگی هنری سیمرغ ۱۳۹۳ ، ش.

۹. مجلسی، محمدباقر؛ بحارالأنوار ؛ چاپ دوم، بیروت: دار إحیاء التراث العربی ۱۴۰۳ ، ق.

۱۰. مؤمنی رضا و محسن باقی‌زاده؛ سیلاب زندگی ؛ قم: بوستان کتاب ۱۳۹۸ ، ش.

نشریات

۱. حیدری، نفیسه؛ »از همسر خود توقـع بی‌جـا نداشـته باشـید«؛ مجلـه پیـام زن؛ شمـاره ۲۷۸ اردیبهشـت ۱۳۹۴ ، ص .۳۰

۲. فرهادیان، فاطمه؛ »پیامدهای منفی اشتغال زنان بر خـانواده«؛ مجلـه پیـام زن؛ شمـاره سوم، خرداد ۱۳۸۹ ، ص .۴۰

۳. مجله طوبی؛ »تکنیک‌هایی برای تحکیم روابط خانواده«؛ شماره ۸ ، مرداد ۱۳۸۵ ، ص .۱۴۵

۴. نشریه حورا؛ »نکته‌هایی دربارۀ اشتغال زنان«؛ شماره ۸ ، آبان و آذر ۱۳۸۳ ، ص .۶