جلوه‌های بخشش در سیرۀ سیدالشهدا علیه‌السلام

حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر محمدتقی فعّالی 1

اشاره

قرآن کریم و پیشوایان معصوم علیهم‌السلام به پیروان خویش می‌آموزند که از گناه محجوب، ظاهراً به دنیای پرهیاهو روند و با اندیشه و ژرف‌نگری، به حیات واقعی انسان بنگرند. انسان‌ها، در این راستا، با دقت، بهترین عبارات را به‌گونه‌ای که به حیات واقعی منجر شوند، درمی‌یابند: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَجیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاکُمْ لِما یُحْییکُمْ» 2؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! چون خدا و پیامبرش شما را به چیزی که حیات می‌بخشد دعوت کرد، به آن اجابت کنید.

برای برخورداری از حیات طیب و پاک، پیدایش حیاتی جدید، برتری از زندگی معمولی و ظاهری، در گذر از حقیقت، شاخص‌ها، مؤلفه‌ها و همچنین راهکارهایی از سیره در آیات و روایات بیان شده است. برای برخورداری و دستیابی به چنین امری، باید آن‌ها را شناخت و به آن‌ها تمسک جست تا زیبایی‌های زندگی بیشتر شده، سطح بالاتری از زیبایی و کمال حاصل شود.

یکی از بهترین راه‌ها برای دستیابی به این هدف، بخشش است. در این نوشتار، می‌کوشیم با گذری به سخنان و سیرۀ حسین‌بن‌علی علیه‌السلام، به بیان فضیلت «بخشش» بپردازیم.

چیستی بخشش

بخشش، صفتی پسندیده است که در منابع دینی، راهبردهای مختلفی دارد. یکی از راهبردهای این واژه، عفو و بخشش است که در متون دینی به‌جای واژه‌هایی مانند «عفو» و «صفح» بیان شده است. پیشوایان دین، به‌جای این ویژگی مهم اخلاقی، صفات شایسته‌ای درونی داشته‌اند. گذشت، برای درک جامع و در مقام ابعاد مختلف آن، از جمله جنبۀ دنیوی و اخروی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، توصیه شده است. راهبرد دیگر این واژه، بخشش‌های مالی را شامل می‌شود. در آیات و روایات، واژگانی مانند: انفاق، جود، سخاوت و صدقه، بیانگر این نوع از بخشش است 3.

جایگاه و اهمیت بخشش

زندگی در دنیا، دو بعد دارد؛ مادی و معنوی. انسان با ایمان و تمسک به صالحات می‌تواند همگام با برخورداری از زندگی مادی، به زندگی معنوی و به تعبیر قرآن، به «حیات پاک» دست یابد. مرور آیات به‌جهت سراسر حکمت و رشد است، ما را به والایی بخشش و منزلت ویژۀ آن رهنمون می‌کنند. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله با همکاری ابلیس گوساله‌ای ساختند و به…

وسیله‌ای که هاران، فرزندان آیین موسی را گمراه کرد و خود نیز مستحق عذاب شد، از سوی خدا، در میان شگفتی به موسی وحی می‌شود: «أنْ قَتَلَ السَّامَری فَإنَّهُ سَیُعفَی» 4؛ سامری را کشت؛ زیرا او بخشنده است.

با بخشش، ارمغان دلپذیر و دل‌نشین خواهیم داشت و به این حقیقت والا دست می‌یابیم که اگر دلباخته و بی‌وقوف به فکر دیگران باشیم و به آنان نیازی برسانیم، به وجه بی‌ریای هستی متصل می‌شویم، زندگی را بیشتر به جریان می‌اندازیم، از دیگران شادتر بوده، راحت در زندگی خواهیم کرد.

بذل از آن بخشش بود مرا بذل تو ز هر زیج افق بخشش سزاتر 5

در بینش و گرایش دینی، بخشش، بهترین سپاسگزاری در برابر قضا و قدر متعال، از انسان حق، برادران ایمانی، وکری، بهترین دارایی و ثروت و مایۀ مهرورزی است. انسان‌هایی که همواره در پی انعام و اکراه از راه بسته خلق، باز می‌کنند و از جان…

در روایت: «السَّخاء زینةٌ»؛ سخاوت، زیوری است 6.

در روایت: «خَیْرُ مالِ المَرْءِ ما یُوَفِّرُهُ الصَّدَقَةُ»؛ بهترین مال و ثروت و ذخیره انسان، صدقه است 7.

امام حسین علیه‌السلام در روایت: «السَّخاء یُحَبَّةٌ»؛ سخاوت، مهرورزی است 8.

و مال خود را در این مسیر می‌بخشند، مورد عنایت ویژۀ الهی قرار می‌گیرند.

جلوه‌های بخشش

پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله در وصف شخصیتی امام حسین علیه‌السلام چنین فرمودند: «وَ أَمَّا الحُسَیْنُ فَأَحْسَنُ الجُودَ وَالرَّحْمَةَ»؛ و اما حسین، بهترین بخشش و رحمت را دارد 9. واقعیت آن است که جلوه‌های بخشش، درخشان است و طیف وسیعی را شامل می‌شود. این جلوه‌ها در کلام حسین‌بن‌علی علیه‌السلام به‌صورت گسترده آمده است؛ در این‌جا به نمونه‌هایی از آن‌ها اشاره می‌کنیم.

۱. گذشت از خطای دیگران

گاهی بخشش و احسان، در قلب انسان جاری می‌شود. یکی از مصادیق بخشش قلبی، عفو یا گذشت از خطای دیگران است. گذشت از درجات قوا و فضایل، وتی‌هایی و وابستگی است و گامی در جهت پیمودن راه حسین علیه‌السلام و اتصال با خداوند می‌باشد. یکی از زیباترین بخشندگی‌ها، آن است که در هنگام قدرت اعطا شود. امام حسین علیه‌السلام فرمودند: «إنَّ أَزْکَی النَّاسَ مَنْ زَکَا عَنْندَ قُدْرَتِهِ»؛ باگذشت‌ترین مردم، کسی است که هنگام قدرت [از دیگران] درگذرد 10.

انسان بخشنده در مواجهه با خطاهای دیگران، البته با حفظ شرایط، نه‌تنها گذشت می‌کند و آن‌ها را می‌بخشد، بلکه خطاهای آنان را به یک‌جانبه به خیرخواهی جبران می‌دهد و او را از خطایش دور می‌کند و بی‌چشمداشت در برابر اشتباهات دیگران احسان می‌کند.

اصبغ بن نباته می‌گوید: وارد روضه شدم و به مساجد رفتم. دیدم حسین علیه‌السلام در آن‌جا نشسته است. از شکرو شمایل او خوشم آمد. گفتم: جو پسر ابیطالب؟ فرمود: آری. حسدی را در درون به او و پدرش داشتم، مرا برآشفت و به او و پدرش به ناسزا گفتم. مهربانانه نگاهی کرد و فرمود: اهل شامی؟ گفتم: آری. چون پشیمانی‌ام از این ادراک‌ها آشکار شد، به من فرمود: «امروز، سردی بر شما نیست. خدا، شما را می‌آمرزد. برای برآوردن حاجت‌هایت، جهد ما بیا؛ ما را انشاءالله دوست داری، خواهی یافت». مدت‌مدتی گذشت که کسی محبوب‌تر از او و پدرش نزد من نبود و گفتم: خدا، دارالسلام را بر سالتش قرار دهد 11.

۲. مدارا با مردم

احسان، این است که انسان با هم‌نوعان مدارا کند و با آن‌ها با نرمی و ملایمت برخورد نماید. از بهترین چیزها، بردباری و حوصله و درگذشتن از خطای دیگران است و این‌که در رنج‌هایشان شریک باشد و بکوشد با گذشت آن‌ها را شادمان کند.

در ارتباط با دیگران بهتر است با آن‌ها هم‌دلی کنیم، سرد و خشک برخورد نکنیم، خشوع را کنار گذاشته و می‌خواهیم به آن‌ها «ه» گوییم. یادهایشان را جان‌بشناسیم، در زندگی آن‌ها حضور مثبت داشته باشیم و در هر مشکلی‌شان بکوشیم، به آن‌ها امیدی منتقل کنیم، قدری از وقت خویش را به دیگران اختصاص دهیم و در آن‌ها حس امنیت و آرامش ایجاد کنیم.

۳. تأمین نیاز مستمندان

سخاوت، فقط این نیست که از اموال و دارایی‌های خویش به دیگران ببخشیم؛ بلکه دوست‌داشتن مستمندان و نیازمندان، خود نوعی سخاوت است 12. دقیقی شاعر مدینه را پیمود و به در خانه حسین‌بن‌علی علیه‌السلام رسید. در آن روزبیید و به‌جا ابان شعر، نیاز خود و سخاوت‌مندی حسین علیه‌السلام را ابراز کرد. حضرت ماجرایش را روایت آورد و به سوی او آمد. با دیدن آثار گردآلود و ژنده‌پوش در چهرۀ او، قنبر را صدا داد و از مایحتاج خرجی زندگی او پرسید. قنبر گفت: دویست درهم مایحتاج را درمیان خانواده‌ها تقسیم کنم. آن حضرت فرمود: هم‌جان را بی‌جاوز؛ کسی آمده که از خانواده برتر است. حسین علیه‌السلام آن را گردآورد و در حال دادن آن به دقیقی، بادیه‌نشین از او پرسیدش می‌لبید. بادیه‌نشین آن را گردآورد و در حال‌گیر اشعاری در فضیلت آن حضرت می‌سرود، از در خانه خارج شد 13.

شعیب‌بن‌عبدالرحمن خثعمی می‌گوید: «وُجِدَ زَلْی ظَهْرَ الحُسَیْنَ عَلَیْ یَوْمَ الطَّفِّ أَثَرٌ فَسَأَلُوا زِیَ الزَّاعَدیَ ذَلَکَ فَقالَ: مِمَّا أَنْ یَنْقُلَ الجَرابَ زَلَیْ ظَهْرَهِ إِلَی مَنْزَلَ الأَیْتَامَ وَالمَساکینَ»؛ در روز واقعۀ طف، اثری زخم را بر دوش حسین‌بن‌علی علیه‌السلام یافتند و [علت] آن را از امام سجادالعابدین جویا شدند. فرمود: «این، اثر کیسه‌ای است که به‌جای اساره بر دوش خویش می‌کشید و برای بیوه‌ها، یتیمان و بینوایان، [اذوقه] می‌برد 14.

۴. سفره‌داری

سفره‌گستری، یکی از ابعاد مهم بخشش است. اطعام طعام، سفره انداختن در ادوام، اطعام اسیر و بینوایان آب به دیگران، گو ه‌های مختلف الاطعام است؛ البته اطعام ایتام، مهم‌ترین نوع سفره‌گستری است 15. انسان بخشنده، از خوراندن به دیگران بیشتر لذت می‌برد تا خود خوردن. بشیر بن غالب می‌گوید: با حسین‌بن‌علی علیه‌السلام به سوی مدینه حرکت کردیم. با او گوسفندی بریان شده بود که اطلاع آن را یکی‌یکی به افراد می‌داد 16.

۵. شاد نمودن دل دیگران

انسان خوب همچنان‌که به لحاظ بیرونی، ردا، بخشنده با دیگران دارد و اهتمام ورزا به تهد، راسگفتا، صله رحم، الاطعام و سودرسانی به دیگران است، به لحاظ درونی نیز باید با خیرخواهی برای دیگران، اهر بخشش درونی باشد و حتی به لحاظ اندیشه و درون، برای هیچ‌کس بد نخواهد؛ هرچند آن شخص دشمن باشد. یکی از ویژگی‌های افراد خیرخواه، این است که همیشه در صدد شاد کردن دیگران برمی‌آیند.

یاقوت می‌گویند: نزد امام حسین علیه‌السلام بودم که زنیه‌ای با دسته‌گلی در دست، وارد شد و امام را با آن، تحیة (سلام و درود) گفت. امام هم فرمود: برای خدای متعال، آزاد هستی. من گفتم: با یک دسته‌گل تحیة دادن، این‌قدر می‌ارزد که بدان، آزادش کنی! حضرت فرمود: خداوند به‌گونۀ باشکوه، ما [خاندان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله] را چنین پرورده است؛ [چنان‌چه] فرموده است: «و چون به شما تحیة گفته شد، به بهتر از آن یا به مانند آن، پاسخ دهید 17» و بهتر از آن [تحیة او]، آزاد کردنش بود.

امام حسین علیه‌السلام به قر اتد املای مؤمنان فرمودند: «پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله هرگاه یکی از یارانش را اندوهگین می‌دید، با شوخی شادش می‌کرد و می‌فرمود: «إنَّ اللهَ یَبْغَضُ المُزَبَّ فی وَجْهَ إِخْوَانَهُ»؛ خداوند، از کسی که با برادرش ترش رو باشد، نفرت دارد 18.

۶. انفاق مالی

یکی از جلوه‌های بخشش، انفاق مالی و سعی در برآوردن حاجت مردم است. امام حسین علیه‌السلام فرمود: «اعْلَمُوا أنَّ حَوائِجَ النَّاسِ إِلَیْکُمْ مِنْ نَعَمِ اللهِ عَلَیْکُمْ فَلا تَمَلُّوا النِّعَمَ فَتَتَحَوَّلَ إِلَی غَیْرِکَمْ»؛ نیازهای مردم، از نعمت‌های خداوند بر شماست. بنابراین، از آن‌ها خسته نشوید که خداوند آن را از شما سلب کرده، به دیگران بر می‌گرداند 19.

ابن‌مهران می‌گوید: نزد مولایم حسین علیه‌السلام نشسته بودم که مردی پیش ایشان آمد و گفت: ای پسر پیامبر خدا! طلبکاری از من بستانکار است و می‌خواهد مرا به زندان بیندازد. فرمود: به خدا سوگند! مالی را با آن بدهی و را بپردازم، ندارم. مرد گفت: پس با بستانکار من، گفت‌وگو کن. فرمود: من با او آشنا نیستم؛ اما از پدرم امیر مؤمنان علیه‌السلام شنیدم که پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «هر که در پی حاجت برادر مؤمنش بکوشد، مانند آن است که خدا را نه‌هزار سال عبادت کرده است که روزها را روزه گرفته و شب‌ها را در عبادت داشته باشد 20».

رعایت شرایط بخشش

هرگونه بخشیدن، مطلوب نیست، بلکه بخشش، دارای شرایطی است. یعنی کسی که به‌جهت احسان و انفاق است، باید ویژگی‌ها و شرایطی را رعایت کند تا عملش مورد پسند خداوند قرار گیرد. بدون آزار و منّت، در خفا و شباهت، با احترام و ادب، بدون ریا، از بهترین‌ها، با اشتیاق، بدون علت و مسامحه و نیز به دور از ایجاد حس خواری در شخص نیازمند، همگی از شرایط بخشش به شمار می‌آیند.

مردی اعرابی نزد امام حسین علیه‌السلام آمد و خواستار آن شد که حاجت خود را مطرح کند. امام فرمود: «یا أَعْرَابیُّ اصْفَ وجهَکَ عَنْ عَذَلِ المَسْأَلَةِ و افْعَ حاجَتَکَ فی قُرْطَاسٍ فَإِنّی إنْ شاءَ اللهُ»؛ ای اعرابی! آبروی خود را از خواری درخواست کردن، نگاه دار و حاجتت را در برگه‌ای بنویس. من انشاءالله آن را، می‌خوانم که اگر خدا بخواهد، برآورده می‌کند. آن مرد گفت: ای اباعبدالله! فلان شخص، پانصد دینار از من بستانکار است و به من فشار می‌آورد. پس، با او گفت‌وگو کن که ا دمان وامیام بر پرداخت، به من مهلت دهد. چون امام حسین علیه‌السلام برگه را خواند، وارد خانه‌اش شد و کیسه‌های حاوی هزار دینار آورد و به او فرمود: با پانصد دینارش، بدهی خود را بپرداز و از پانصد دینار دیگر، در رویارویی با شدائد، کمک بگیر. آن حضرت در ادامه چنین وصیت فرمود: «رَفَعْتَ حاجَتَکَ إِلَی أَحَدٍ ثَلاثَةٍ: إِلَی ذَی دِینٍ، أَوْ مُرُوَّةٍ أَوْ حَسَبٍ فَأَمَّا ذُو الدِّینِ فَصَوْنُ نَیْنَهُ وَ أَمَّا ذُو المُرُوَّةَ فَإِنَّهُ یَسْتَحْیی لَمُرُوَّهُ وَ أَمَّا ذَوالحَسَبَ فَإِنَّهُ یَصُونُ وَجْهَکَ أَنْ یَرَی عَذَرَ قَضاءِ حاجَتَکَ»؛ حاجت خود را به سه شخص می‌بر: به دین‌دار، یا جوانمرد یا اصیل‌زاده؛ زیرا دین‌دار، برای حفظ دین خود حاجتت را برآورد می‌کند و جوانمرد، از مردانگی خود شرم می‌کند و اصیل‌زاده می‌داند که با رو انداختن به او، آبرویت را دروختی و او با برآوردن حاجتت، آبرویت را حفظ می‌کند 21.

موانع بخشش

بخشش، شهر زیبایی است که حصارهایی آن را احاطه کرده است. اموری انسان را از صفت بخشندگی دور می‌سازد و میان او و خوشبختی فاصله ایجاد می‌کنند. این امور، ظهور نعمت‌های الهی را کاهش می‌دهند و مسیر ادایش عمره را مسدود می‌کنند. برخی از این موانع، عبارت‌اند از:

۱. خسّت و مشقت درونی

خسّت و مشقت درونی را از آن به «حرص» تعبیر می‌شود، دارای درجات متفاوتی است که بالاترین درجۀ آن را «شحّ» و کمتر از آن را «بخل» می‌گویند 22. گاهی انسان به مال خویش مشغول است و به آن بخل می‌ورزد؛ اما گاهی آدمی به داشته‌های دیگران هم چشم می‌دوزد، برای آن‌ها قشقه می‌شود و برای مردم بدخواهی می‌کند. براین‌اساس، حالت بخل یا شحّ، از موانع مهم بخشش به‌حساب می‌آید. امام حسین علیه‌السلام به قر اتد جدّ بزرگوار خود فرمود: «سامان حادثه این امّت، با جود و یقین است و هلارآ آخر آن، به بخل و ادوه 23».

۲. احساس مالکیت

تنها، خداوند خالق است: «اللَّهُ خَالِقُ کُلِّ شَیْءٍ»؛ خدا، آفریدگار هر چیزی است 24. این سخن، بدین معناست که فقط او مالک است و زیر سایه او کسی مالکیتی دارد؛ مگر به اذن او. براین‌اساس، ما مالک هیچ چیزی نیستیم و به‌حقیقت ما در این عالم، فقط سعی و کوشش است که البته تقدیربخشِ آن مشیت هم فقط خداست؛ یعنی اوست که به‌جهت دعای ما، تقاضا پدید می‌آورد.

با توجه به این نکته، آنچه بر اساس کوشش و دعای ما به دست می‌آید، ملک و داشته ما نیست؛ بلکه داده خداست. ما داشته‌های ما، داده‌های خدا و ملک اوست؛ نه ملک ما. بهترین موعظه برای رفعش احساس مالکیت، توجه به هم‌نوعان، خدمت به آن‌ها و بخشش به دیگران است. حسین‌بن‌علی علیه‌السلام در مناجات با پروردگار خویش تضرع می‌کنند: «أَعُوذُ بِکَ فَی غَنًی فَکَیْفَ أَعُوذُ فَقْرًا فَی فَقْرِ»؛ من در بی‌نیازی، نیازمندم؛ پس چگونه در فقرم نیازمند [تو] باشم؟ 25 و یا در دعای دیگر از دعای تضرع آمده است: «إِلَهِی کَیْفَ أَفْتَقِرُ وَ أَنْتَ الَّذِی فَی الفَقْرِ أَغْنَیْتَنِی أَمْ کَیْفَ أَفْتَقِرُ وَ أَنْتَ الَّذِی بِجُودِکَ أَغْنَیْتَنِی»؛ خدایا چگونه احساس فقر داشته باشم، درحالی‌که مرا در عالم امکان، در میان فقر آفریدی و چگونه فقیر و نیازمند باشم، درحالی‌که تو از جود و بخشش خودت بی‌نیازم کردی 26.

۳. مال‌پرستی و زیاده‌خواهی

حرص و طمع، قانون خلقت نیست و هر که زیادت، حریصانه داشته باشد، گام در راه بن‌بست هستی گذاشته است. مسیر باد در روانجات، این است که اگر نعمتی دید، دیگران بر او مقدم دارد. آن‌که در صف تقسیم زکات می‌ایستد، باید آخرین صف باشد و نیز اگر جایی بلا یا ادوه دید، اولین کسی باشد که جلو می‌رود تاقلا ه ردتا کند.

۴. خودخواهی

مؤمن، از خودبینی و فساد رهیده است و هرگز خودشیفته نیست. از این‌رو، مشتاق بخشش است و حداقل، بخشی از کوشش خود را برای بخشش و گذشت هدیه می‌کند و نه‌تنها مناعت خود را برجسته می‌کند؛ بلکه از منافعش می‌گذرد. براین‌اساس، هم او، مالا محدود نیست و ثروت را برای انفاق به دیگران می‌خواهد؛ نه نگهداشتن. اساساً انسان بخشنده، در بهره‌مندی از مواهب، نعمت‌ها و زیبایی‌های زندگی، دیگران را بر خود مقدم می‌دارد.

جمع‌بندی

گواهی‌های متعدد رسیده از امام حسین علیه‌السلام مهمان را ارجمند می‌کرد و به خواهان می‌بخشید و با خویشاوند می‌پیوست و به فقیر می‌رساند و به نیازخواه، کمک می‌کرد و برهنه را می‌پوشاند و گرسنه را سیر می‌کرد و به بدهکار، تنخواه می‌نمود و او را دستگیری می‌کرد و بر یتیم، دلسوزی می‌نمود و به نیازمند، یاوری می‌رساند و کمتر می‌شد که مالی به او برسد و آن را تقسیم نکند 27.

سیره و سخن سیدالشهدا علیه‌السلام آکنده از وصیت‌ها و موعظه‌های بخشش زیادت، انفاق قلبی، انفاق مالی و بخشش دنیایی است و می‌نباید که مشتاقان تشیع، حسین علیه‌السلام، خود را به این فضیلت گران‌مایۀ انسانی آراسته کرده و بخشش و گذشت را نماد گر بخشی از حقیقت تشیع، و معرفت به آن امام همام است، در ابعاد مختلف زندگی خویش آشکار کنند. تلاش، حسین علیه‌السلام، تلاش، گذشت و بخشندگی است؛ زیرا مولایش نیز این‌گونه بود و از همه‌چیز خود گذشت.


پی‌نوشت‌ها

  1. دانشیار دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران.
  2. انفال، آیۀ ۲۴.
  3. محمدتقی فعّالی، سفر با خورشید؛ زندگی به سبک امام رضا علیه‌السلام، ص ۷۰؛ همان، ص ۷۱؛ محمدتقی فعّالی، سبک زندگی توحیدی و موفقیت الهی، ج ۴، ذیل بحث «بخشش».
  4. طه، آیۀ ۸۵.
  5. فردوسی، دیوان اشعار.
  6. یعقوبی، تاریخ یعقوبی.
  7. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا علیه‌السلام، ج ۲، ص ۱۹.
  8. خوارزمی، المناقب، ص ۹۱۰.
  9. شیخ صدوق، الخصال، ص ۷۱.
  10. حلوانی، نزهة الناظر، ص ۱۹؛ شهید اول، الدرّة الباهرة، ص ۲۱؛ اربلی، کشف الغمة، ج ۲، ص ۲۳۲؛ ابن‌صباغ، الفصول المهمة، ص ۹۷۱؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج ۷۱، ص ۹۲۹.
  11. ابن‌عساکر، تاریخ دمشق، ج ۳۴، ص ۲۲۳.
  12. آمدی، تصنیف غررالحکم، ص ۴۷۰، در روایات، با عبارات مختلفی نظیر: «حبّ صابر»، «حبّ فقیر» و «حبّ مسکین»، از این ویژگی یاد شده است.
  13. ابن‌عساکر، تاریخ دمشق، ج ۳۴، ص ۹۱۰؛ ابن‌شهرآشوب، المناقب، ج ۳، ص ۱۰؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج ۳۳، ص ۹۱۵.
  14. ابن‌شهرآشوب، المناقب، ج ۳، ص ۱۱؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج ۳۳، ص ۹۱۵.
  15. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «ما مِنْ مائِدَةٍ یاتی ظهرها یتیمٌ»؛ هیچ سفره‌ای با برکت‌تر از سفره‌ای نیست که یتیم بر سر آن بنشیند. (متقی هندی، کنز العمال، ج ۱۵۳۵).
  16. برقی، المحاسن، ج ۲، ص ۹۷۲.
  17. نساء، آیۀ ۸۶: «وَ إِذا حُیِّیتُمْ بِتَحِیَّةٍ فَحَیُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها».
  18. حلوانی، نزهة الناظر، ص ۱۴؛ اربلی، کشف الغمة، ج ۲، ص ۲۳۴؛ ابن‌صباغ، الفصول المهمة، ص ۹۷۰؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج ۳۳، ص ۹۱۰.
  19. ابوسعید خدری، نثر الدرّ، ج ۱، ص ۴۴۳؛ شهید اول، الدرّة الباهرة، ص ۲۳؛ دیلمی، أعلام الدین، ص ۲۱۱؛ اربلی، کشف الغمة، ج ۲، ص ۲۳۹؛ ابن‌صباغ، الفصول المهمة، ص ۹۷۱؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج ۷۱، ص ۹۲۹.
  20. صفار، قضاء حقوق المؤمنین، ص ۲۱؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج ۷۳، ص ۴۹۰.
  21. مجلسی، بحار الأنوار، ج ۳۳، ص ۹۱۱.
  22. حشر، آیۀ ۹؛ تغابن، آیۀ ۱۶: «وَ مَنْ یُوقَ شَحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِکَ هُمُ المُفْلِحُونَ»؛ و کسی که از خسّت نفس خویش مصون ماند، اینان رستگاران‌اند.
  23. شیخ صدوق، الخصال، ص ۷۱؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج ۷۵، ص ۹۷۴؛ فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ص ۳۷۳.
  24. زمر، آیۀ ۶۲.
  25. شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، دعای عرفه.
  26. همان.
  27. محمدبن‌طلحه شافعی، مطالب السئول فی مناقب آل الرسول، ص ۷۴؛ اربلی، کشف الغمة، ج ۲، ص ۲۴۳.

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=62057

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب