لایههای پنهان جنگ؛ ناگفتههایی از دفاع مقدس
بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس
اشاره
محرم سال جاری با سالگرد هفتهی دفاع مقدس که هر دو یادآور پایداری و ایستادگی و نیز پیروزی حق و نور بر ظلمت و باطل است، مصادف شدهاست. با گذشت چندین سال از جنگ تحمیلی، هنوز زوایای پنهان و نکات ناگفتهای باقی مانده و جا دارد در این باره بحث و بررسی بیشتری انجام شود. این مقاله، لایههایی از پشتیبانی استکبار جهانی را به اعتراف خودشان بازگو مینماید و بدیهی است که اشاره به این نکات در منابر عاشورایی، بیانگر آن است که ملت غیور ایران اسلامی با تأسی به سیدالشهدا و یاران باوفایش، صبر و ایستادگی را پیشهی خود ساخته و از این رهگذر، مشمول نصرت و رحمت الهی گردیدهاست؛ چنانکه حمایتهای همهجانبهی قدرتهای بزرگ از صدامحسین و دیگر دشمنان جمهوری اسلامی، نتوانست مانع پیروزی و پیشرفت ملت بزرگ ایران شود.
مستندات
گفته میشود که مستندات این نوشتار، بر اساس کتاب لایههای پنهان جنگ ارائه شده که به همت بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس منتشر گردیدهاست [۱].
شوروی، بزرگترین تأمینکنندهی نیازهای تسلیحاتی عراق
روزنامهی القبس چاپ کویت:
«شوروی یک پل هوایی برای حمل اسلحه و مهمات به عراق برقرار کردهاست. گورباچف با ارسال نامهای به برخی سران عرب، به آنان اطمینان دادهاست که شوروی اجازه نخواهد داد عراق در جنگ با ایران شکست بخورد.» [۲]
«در نوامبر ۱۹۸۲ بین ۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ مشاور نظامی شوروی، به عراق بازگشتند و ۴۰۰ فروند تانک T-55 و ۲۵۰ فروند تانک T-12 به عراق دادهشد و مقادیر عظیمی موشک گراد، فراگ-۷، سام-۹ و اسکادبی در راه بود. عراق، تنها کشوری بود که از بلوک شرق به موشک اسکادبی مجهز شد.» [۳]
«در سال ۱۹۸۳ شوروی بار دیگر تحویل سلاح در حجم وسیع را به عراق از سر گرفت و تمامی تجهیزاتی را که عراق در طی دو سال نخست جنگ با ایران در صحنهی نبرد از دست دادهبود، جایگزین کرد.» [۴]
چالز فیلیپ دیوید، نویسندهی کتاب جنگ خلیجفارس؛ توهم پیروزی:
«شوروی با ۶۱ درصد، بزرگترین تأمینکنندهی نیازهای تسلیحاتی عراق است.» [۵]
کمکهای شیمیایی و بیولوژیک آمریکا به عراق
شبکهی تلویزیونی ABC آمریکا:
«صدامحسین از یک شرکت آمریکایی به نام آلکولاک در بالتیمور، بیش از ۵۰۰ تن مادهی شیمیایی به نام فیودیگلیکول خریداری نمود که این ماده بهگونهای بود که در صورت مخلوطشدن با اسیدکلریدریک به گاز خردل تبدیل میگردید.» [۶]
«بنا بر گزارشی، شرکتهای خصوصی آمریکا در دههی ۸۰، با گرفتن مجوز از طرف وزارت بازرگانی آمریکا، نمونههایی از مواد بیولوژی و میکروبی را به عراق صادر کردهاند که این مواد، از نوع ضعیفشده نبودند و قادر به تولید مثل بودند. در میان آنها، میکروب سیاهزخم، طاعون و همچنین یک باکتری سمی به نام ستریدیوم باتولینی به چشم میخورد.» [۷]
پول، نفت و خاک کویت در خدمت صدام
دکتر فواص بدر، اقتصاددان مستقل کویتی:
«کویت در جریان جنگ عراق علیه ایران، قریب به پانزده میلیارد دلار پول نقد به عنوان وام بلاعوض در اختیار بغداد قرار دادهاست و این، جدا از نفتی بود که کویت برای عراق صادر میکرد.» [۸]
«افسران نیروی هوایی کویت اذعان کردند که نیروی هوایی عراق، از پایگاه هوایی علیالسالم کویت، در طول جنگ بهکرات استفاده میکردهاست. این پایگاه، چون در رأس خلیج قرار داشت، راه عراق را برای هدف قراردادن سکوهای نفتی خارک ۲۰۰ کیلومتر کوتاهتر میکرد و این امر، به خلبانان عراقی کمک شایانی نمود.» [۹]
گزارش سازمان ملل در خصوص کمکهای غرب به برنامههای تسلیحاتی عراق
«عراق، تسلیحات خود را از ۱۵۰ شرکت آلمانی، آمریکایی و انگلیسی تهیه کردهاست. بر اساس گزارشها، دولت عراق از سال ۱۹۷۵ توسط ۸۰ کمپانی آلمانی، ۲۴ شرکت آمریکایی و حدود ۱۲ شرکت انگلیسی و چند شرکت سوئیسی، ژاپنی، ایتالیایی، فرانسوی، سوئدی، برزیلی و آرژانتینی تجهیزات دریافت کردهاست. آلمان، بیشترین کمک را به برنامهی اتمی با ۲۷ شرکت، و آمریکا با ۲۴ شرکت، و انگلیس با ۱۱ شرکت، انجام دادهاند.» [۱۰]
مینهای ضدنفر ایتالیایی
آلن فریدمن، محقق و نویسندهی آمریکایی:
«در یکی از پیچیدهترین خلافکاریها در رم، میلیونها مین مرگبار با استفاده از یک شرکت قلابی در سنگاپور به عراق فرستاده شدند. عراق به کمک یکی از شعبات بانک لاوورو در شمال ایتالیا، ۹ میلیون مین ضدنفر به ارزش ۲۲۵ میلیون دلار خریداری نمود. این مینها، ساخت شرکت والسلا بود که ۵۰ درصد آن تحت مالکیت شرکت فیات، گروه صنعتی بزرگ ایتالیا و تحت کنترل جیانی آنیلی ۷۲ ساله بود که امروزه نیز به عنوان پادشاه بدون تاج و تخت ایتالیا معروف است. برخی از مینهایی که عراق دریافت نمود، از نوع بسیار وحشتناکی است که بهراحتی میتوان آنها را از هلیکوپتر پخش کرد یا بهسادگی روی سطح بیابان انداخت. اگر کسی روی این مینها پا میگذاشت، پای قربانی تا مچ یا حتی ران پا قطع میشد.» [۱۱]
کاهش قیمت نفت و قطع صدور نفت ایران
گری سیک، مشاور امنیت ملی کاخ سفید:
«تا موقعی که نفت از ایران صادر میشود، جنگ ادامه خواهد یافت. بنابراین، باید جریان صدر نفت ایران را قطع کرد.» [۱۲]
ویلیام فایر، نظریهپرداز غربی:
«با ایران چه کنیم؟ هرچه پول در رگهای عراق تزریق شد، نتیجه ندادهاست. اگر عراق از دست برود، فردا کویت و پسفردا هم سعودی نیز خواهد رفت. تنها یک روزنهی امید هست؛ با سقوط قیمت نفت، ایران برشکست میشود و ماشین جنگی آن از کار میافتد. شاید این درمان، کارگر شد و این آخرین شانس ما است.» [۱۳]
بمب خوشهای، کارآمدترین سلاح برای درهمشکستن امواج انسانی
آلن فریدمن، نویسنده و محقق آمریکایی:
«آمریکا به پیشنهاد ویلیام کیسی (رئیس سیا)، تحویل بمبهای خوشهای به عراق را در اولویت قرار داد؛ زیرا این سلاح را مناسبترین و کارآمدترین سلاح برای درهمشکستن امواج انسانی مدافعان ایرانی میدانست. به اعتقاد او، این بمبها میتوانست به یک قدرت تصاعدی واقعی و مؤثر علیه قوای ایرانی تبدیل شود. در واقع، این بمبها از لحاظ تکنیکی، جزء سلاحهای متعارف محسوب میشوند؛ اما در میدان نبرد همانند سلاحهای نامتعارفی چون سلاحهای شیمیایی میتوانند موجب کشتار وسیعی شوند. چنانچه این بمبها درست عمل کنند، میتوانند در وسعتی به اندازهی ۱۰ برابر زمین فوتبال هر کسی را کشته یا مجروح سازند. عملاً این بمبها، چرخگوشتهای هوایی هستند و هر چیزی را در سر راه خود خرد میکنند.» [۱۴]
ساخت بزرگترین توپ جهان در عراق
«دکتر جرالد بول که با حمایت پنتاگون بر روی پروژهی ساخت بزرگترین توپ دنیا (HARP) در دانشگاه مکگیل کانادا به فعالیت میپرداخت، در طی دیدار خود از بغداد، شیفتهی حسین کامل، داماد صدام شد و با اطمینان تمام به او یادآور شد که میتواند یک سوپرتوپ بسازد که در جهان بینظیر باشد؛ به شرط آنکه صدام هزینهی ده میلیارد دلاری آن را بپردازد و او را به حال خود واگذارد. بنابراین، حسین کامل قراردادی با شرکت تحقیقات فضایی او که مقرش در بروکسل بود، امضا کرد که طی آن، جرالد بول چهار سوپرتوپ برای صدام میساخت. نمونهی اولیهی آن، دارای لولهی توپی به طول ۵۶ متر و کالیبر ۳۵۰ میلیمتر بود و بقیه تقریباً سه برابر این توپ بودند. طول لولههایشان ۱۰۷ متر و قطر دهانهی آنها، یک متر بود و در هر بار شلیک، گلولهای حاوی ده تن مواد منفجره را پرتاب مینمود. بدین ترتیب، ساخت بزرگترین توپ جهان به نام «بابل» که میتوانست اهدافی را در صدها کیلومتری هدف قرار دهد، در دامنهی یک کوه در عراق آغاز گشت.» [۱۵]
هدیهای شاهانه برای صدام
مجلهی ژون آفر یک، مورخ ۹ ژوئن ۱۹۸۲:
«زمامداران عربستان، درست یک ماه مانده به شروع جنگ، هنگام استقبال از صدام، به وی هدیهی شاهانهای دادند و آن، گزارشی بود که از سوی دستگاههای سری آمریکا تهیه شدهبود و در آن، اوضاع اقتصادی، اجتماعی و نظامی ایران تشریح شدهبود. علاوه بر آن، اطلاعات دقیقی دربارهی وضعیت ارتش ایران، تعداد نفرات آن، مواضع و تجهیزات قابل بهرهبرداری آن و اطلاعات مختلف دیگر که بسیار محرمانه بود، به او منعکس کردند؛ خلاصه آنکه یک نقشهی کامل تهاجم تهیه شدهبود.» [۱۶]
خبرگزاری رویتر، به نقل از فهند:
«ارزش کل اعتبارات، وامهای بیبهره و سایر کمکهایی که به شکل محمولههای نفتی یا تجهیزات به عراق به عمل آمده، بیش از ۲۷/۵ میلیارد دلار است.» [۱۷]
تحریم ایران
واینبرگر، وزیر دفاع آمریکا:
«در صورتی که قطعنامهی تحریم اجرا شود، ریشهی توانایی ایران برای ادامهی جنگ بهسرعت خشک میشود و در واقع، ریشهی موجودیت ایران نیز به عنوان یک ملت به خشکی میگراید.» [۱۸]
«جنگی که صدام به راه انداخت، موجب پیدایش بزرگترین بازار اسلحه در تاریخ جهان گردید. طی ۸ سال جنگ خونین، ۳۹ کشور به طرفین اسلحه فروختند؛ اما به دنبال عملیات استاینچ که توسط آمریکا طراحی شدهبود، بسیاری از کشورها از فروش اسلحه و لوازم یدکی به ایران خودداری نمودند و این، در حالی بود که عراق به عنوان خریدار قانونی اسلحه، تنها امید فروشندگان بینالمللی اسلحه بود.» [۱۹]
ریچارد مورفی، معاون وزارت خارجهی آمریکا:
«قدرت نظامی ایران، به دنبال عملیات استاینچ که تحت رهبری آمریکا برای جلوگیری از فروش اسلحه به تهران صورت گرفته، شدیداً به تحلیل رفتهاست. آمریکا تا کنون برای جلوگیری از صدر اسلحه به ایران، با ۲۰ کشور تماس رسمی گرفتهاست.» [۲۰]
ارائهی مشاوره و کمک به نظامیان عراق
«آمریکا پیش از اعزام سفیر به بغداد، یک رئیس تماموقت در ایستگاه اطلاعاتی آمریکا در بغداد مستقر کردهبود. او از منزلت و جایگاه مهمی در نزد صدام برخوردار بود و قبل از هر حملهی بزرگ، مورد مشورت قرار میگرفت.» [۲۱]
آلن فریدمن، به نقل از یکی از مقامات کاخ سفید:
«نیروهای ما در میدان جنگ به نظامیان عراقی، کمکهای تاکتیکی نظامی فراوانی میکردند و حتی گاهی نیز خود را دوشادوش سربازان عراقی در مرز ایران مییافتند و این وضعیت، تا سال ۱۹۸۷ همچنان ادامه داشت.» [۲۲]
هاوارد تیچر، کارشناس ارشد شورای امنیت ملی کاخ سفید:
«آمریکا برای صدامحسین کاری کرد که تا آن زمان برای هیچکدام از نزدیکترین متحدان خود نکردهبود.» [۲۳]
مقاومت مردمی خرمشهر
الکس افنای، خبرنگار آسوشیتدپرس:
«مدافعان ایرانی چنان مقاومت سرسختانهای در اکتبر ۱۹۸۰ از خود نشان دادند که پس از سقوط شهر، ایران نام «خرمشهر» را به «خونینشهر» تغییر داد. بلافاصله، پس از سقوط خرمشهر، سرفرماندهی عراق برنامهای برای بازدید خبرنگاران غربی ترتیب داد. خبرنگاران شدت وحدت نبردی را که صورت گرفتهبود، مشاهده کردند. در شهری یکصدوپنجاه هزار نفری، بهسختی میتوان خانهای یافت که آثار خمپاره و گلوله بر دیوارهای آن نباشد، و این شواهد، حاکی از آن بود که مدافعان ایرانی چگونه خانهبهخانه، از این شهر دفاع کردهاند. یک فرماندهی ارشد عراقی در آن زمان اذعان کرد ایرانیهایی که اغلب آنها جوانان پاسداران و فاقد تجربه هستند، تا پای جان برای دفاع از خرمشهر مقاومت کردهاند.» [۲۴]
اعدام فرماندهان
حسین کامل، داماد صدام و مسئول صنایع نظامی عراق:
«در عملیات شوش (فتحالمبین) هنگامیکه نیروهای ایرانی در منطقهی سپاه چهارم عراق پیشروی کردند، واحدهای پشتیبانی و توپخانهی این سپاه رزمی نیز بهکلی منهدم شد و چیزی نماندهبود که صدام و همراهانش، که من هم در میان آنها بودم، به اسارت نیروهای ایرانی درآیند. در آن لحظهها، رنگ از چهرهی صدام پریدهبود و بسیار نگران بود. صدام به ما نگاه کرد و گفت: از شما میخواهم درصورتیکه اسیر شدیم، من و خودتان را بکشید.» [۲۵]
«در نبردهای شلمچه (کربلای ۵)، درگیریها به اوج خود رسید. ما نیروهایی را که به عقب برمیگشتند، اعدام میکردیم؛ حتی در یک روز، ۴۹ افسر عالیرتبه را اعدام کردیم. سرهنگ ستاد (رمزی فواص الحمورانی)، فرماندهی تیپ ۴۰۸ نیز یکی از اعدامیها بود.» [۲۶]
بازتاب پیروزی ایران در نبرد فاو
«کارشناس نظامی سرویس بینالمللی رادیو استرالیا، موفقیت در عملیات فاو را چشمگیر و بهتر از تمام دوران جنگ ذکر میکند.» [۲۷]
«خبرنگاران لسآنجلس تایمز و شبکهی ان.بی.سی. آمریکا از عملیات والفجر ۸ به عنوان بزرگترین پیروزی ایران در خلال جنگ تحمیلی یاد کردند. روزنامهی معاریو، چاپ اسرائیل نوشت: اگر ایرانیها موفق شوند پایگاهی را که تصرف کردهاند، حفظ نمایند، موقعیت صدام را متزلزل خواهد ساخت.» [۲۸]
تیمرمن، در کتاب سوداگری مرگ:
«نیروهای رزمندگان ایرانی کاری کردند که تا آن زمان از نظر ناظران نظامی غیرممکن بود. این شبیخون سریع، کارآمد و نمایان، کار رزمندگان غواصی بود که به یاری هزاران پاسدار در قایقهای کوچک فایبرگلس از اروندرود گذشتند و قدم به فاو گذاشتند.» [۲۹]
رادیو آمریکا:
«تحلیلگران نظامی غرب، از این موضوع متعجب هستند که ایران چگونه با تجهیزات اندک توانسته از این آبراه عبور نموده، به مواضع عراقیها دست یابد.» [۳۰]
فشار آمریکا و برخورد دوگانهی سازمان ملل
نامهی وزارت خارجهی آمریکا به هیئت نمایندگی دفتر اروپایی سازمان ملل، ۱۴ مارس ۱۹۸۴:
«وزارت خارجه به نمایندهی آمریکا در سازمان ملل دستور میدهد که حمایت سایر هیئتهای نمایندگی غربی در سازمان ملل را جلب نماید تا در مورد پیشنویس قطعنامهی ایران که استفادهی عراق از جنگافزار شیمیایی را محکوم میکند، رأی ممتنع دهند. در غیر این صورت، ایالات متحده جریان این قطعنامه را متوقف سازد.» [۳۱]
ریچارد مورفی:
«تا زمانی که عراق از سلاح شیمیایی در دفاع از خاک خود و در مقیاس محدود استفاده میکند، توسلش به این سلاح قابل درک میباشد.» [۳۲]
روزنامهی لسآنجلس تایمز:
«تا آن زمانی که تنها ایرانیان قربانی حملات شیمیایی بودند، چه در سازمان ملل و چه در پایتختهای کشورهای بزرگ جهان عملاً عزم و ارادهی سیاسی کافی برای محکوم کردن اینگونه اقدامات وجود نداشت.» [۳۳]
فرانسه و فروش جنگندههای میراژ
کنت تیمرمن، محقق و نویسندهی آمریکایی:
«در ژانویهی ۱۹۸۱، تحویل ۶۰ فروند میراژ F1 مجهز به موشک که ابتدا از سوی والری ژیسکاردستن معلق شدهبود، آغاز گشت. در ژوئیهی همان سال، فرانسه بنیصدر و مسعود رجوی را به عنوان پناهندهی سیاسی پذیرفت. رجوی پاریس را به ستاد اپوزیسیون ایران تبدیل کرد. به دنبال خروج دیپلماتهای فرانسه از تهران در سال ۱۹۸۲، فرانسه اقدام به تحویل ۵ فروند هواپیمای سوپر استاندارد مجهز به موشکهای اگزوست به عراق کرد.» [۳۴]
آلن فریدمن:
«تحویل سلاح، تقریبًا به صورت روزمره ادامه داشت. یکی از پایگاههای ناتو که در مرکز فرانسه احداث شدهبود، به صورت مرکز بارگیری آنتونوفهای نیروی هوایی عراق درآمد. این هواپیماها، روزانه به این فرودگاه میآمدند و موشکهای ساخت فرانسه، بمبهای خوشهای، فیوز و تجهیزات رادار را با خود به عراق میبردند. سازمانهای اطلاعاتی فرانسه، در سال ۱۹۸۶ برآورد کردند که اگر فرانسه سه هفته از ارسال کمک به عراق خودداری کند، آن کشور شکست خواهد خورد.» [۳۵]
فرانسه و اعطای یک بمب اتمی به عراق
سرلشکر وفیق السامرایی، مسئول اسبق بخش ایران در استخبارات عراق:
«کمکهای خارجی فرانسه به عراق، به جایی رسید که فرستادهی آنها به بغداد آمد و با وزیر دفاع وقت، عدنان خیرالله، ملاقات نمود و به او گفت: فرانسه به طور جدی زمینهی اعطای یک بمب اتمی به عراق را بررسی مینماید. میتوان برای مجبورکردن ایران به توقف جنگ، این بمب را به هدف مشخصی پرتاب نمود.» [۳۶]
«من تا سال ۱۹۸۴ نسخهای از این گزارش را که با امضای وزیر دفاع برای صدام ارسال شدهبود، در یک صندوق ویژه نگهداری میکردم.» [۳۷]
حسین کامل، رئیس صنایع دفاع عراق:
«واقعیت این است که تلاش ما، ساختن بمب اتم بود؛ منتهی با قدرت کم؛ به این جهت که اگر موفق به پیروزی در جنگ نشدیم، آن را علیه ایران به کار ببریم. صدام سال ۱۹۹۰ را برای استفاده از بمب اتم در منطقهی جنوبی جنگ تعیین کردهبود. آن روز، تنها چیزی که برای صدام اهمیت داشت، به پایان رساندن ساخت بمب اتم و استفاده از آن علیه ایران بود.» [۳۸]
روحیهی جسارت و شهامت نیروهای ایرانی
کنت دمارانش، رئیس سابق سازمان جاسوسی فرانسه:
«ایرانیها افراد سرسخت خاورمیانه هستند که وقتی دارای احساسات مذهبی میشوند، دو برابر خطرناکتر میشوند. اکنون شناخت، مطالعه و نبرد با آنها در سطوح مختلف، بیشتر از هر زمان دیگری اهمیت یافتهاست. در حال حاضر، ایرانیان شیعه بهخوبی برای مبارزه که همیشه بخش جداییناپذیر تاریخ، فرهنگ و مذهب آنها بودهاست، آماده شدهاند. در اردوگاههای اسیران ایرانی، افرادی را دیدیم که قاطعانه برای فداکردن جان خود در راه اعتقاداتشان آمادگی داشتند. آن منظره، منادی جنگ جهانی چهارم بود که ما فقط درک نامشخصی از آن در ذهن داریم. اعتقادات مذهبی این افراد، برای سوقدادن آنان به سوی انجام کارهایی که به طرز غیرقابل باوری سخت بودند، نقش بسزایی داشتهاست.» [۳۹]
خبرگزاری فرانسه، ۳/۱/۱۳۶۳:
«تاکتیکهای نظامی ایران، از نظر جسارت و شهامت، در تاریخ مورد استفاده قرار خواهد گرفت.» [۴۱]
هواپیمای ایرباس ایرانی، اولین هدف نظامی ناو وینسنس
کاپتان دان هریبین، افسر نیروی دریایی آمریکا:
«انهدام پرواز شمارهی ۶۵۵ ایرانایر، یک فاجعهی بشری بود و چهرهی جهانی آمریکا را خدشهدار کرد و برای نیروی دریایی رسوایی بزرگی بود. گرانترین کشتی جنگی که برای نشانهگرفتن و زدن بیش از ۲۰۰ هدف مختلف در یک زمان، طراحی شدهبود، در اولین حملهی خود، هواپیمای مسافربری حامل شهروندان بیگناه را منهدم کردهبود. وینسنس به هنگام حمله، با نقض قوانین بینالمللی درون قلمرو آبی ایران بود. افسر ارشد پنتاگون، از ابتدا متوجه این امر شدهبود که آشکارشدن واقعیت ناو وینسنس، جنجالی بزرگ در پی خواهد داشت. بنابراین، نیروی دریایی آمریکا کاری را انجام داد که همواره بعد از یک اشتباه بزرگ و وحشتناک انجام میداد: دروغ گفت و مدالهایی اعطا کرد. تحقیقات رسمی پنتاگون نیز دربارهی حادثه فریبکاری مطلق است. این سرپوشی بود از مقامات بالا که توسط دریاسالار ویلیام کرو رئیس وقت ستاد مشترک تأیید شدهبود.» [۴۲]
پیوند ماهوارهای آمریکا و عراق
کنت تیمرمن، محقق و نویسندهی آمریکایی:
«پیوند ماهوارهای در صدر موافقتهای بلندمدت عراق و آمریکا بود و در مورد تحرکات نیروی هوایی ایران نیز اطلاعات باارزشی در اختیار ارتش عراق قرار میگرفت. این اطلاعات را آواکسهای آمریکایی مستقر در ریاض، به کمک پرسنل آمریکایی از منطقهی نبرد جمعآوری میکردند. در همین راستا، مجتمع پیشرفته و پرهزینهای در بغداد ساخته شد تا اطلاعات مستقیماً از ماهواره دریافت شده، پردازش بهتری از اطلاعات بر روی عکسها صورت پذیرد.» [۴۳]
سرلشکر وفیق السامرایی، مسئول اسبق بخش ایران در استخبارات عراق:
«این عکسها بهگونهای بود که ما بهراحتی میتوانستیم تصاویری از سربازانی را که در پادگانهای ایران در حال آموزش هستند، مشاهده کنیم؛ حتی کسی که در رژه، دستوپایش را بهاشتباه حرکت میداد، در این عکسها مشخص بود. هنگامی که کارخانههای سیمان را بررسی میکردیم، تعداد کیسههایی را که در روی کامیونها قرار داشت، بهراحتی شمارش میکردیم. در عین حال، ماهوارهها نتایج حملات هوایی و موشکی را نیز گزارش میدادند.» [۴۴]
پینوشتها
۱. کتاب لایههای پنهان جنگ، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس.
۲. روزنامهی القبس، چاپ کویت.
۳. همان.
۴. همان.
۵. چالز فیلیپ دیوید، جنگ خلیجفارس؛ توهم پیروزی.
۶. شبکهی تلویزیونی ABC آمریکا.
۷. همان.
۸. دکتر فواص بدر، اقتصاددان مستقل کویتی.
۹. همان.
۱۰. گزارش سازمان ملل در خصوص کمکهای غرب به برنامههای تسلیحاتی عراق.
۱۱. آلن فریدمن، محقق و نویسندهی آمریکایی.
۱۲. گری سیک، مشاور امنیت ملی کاخ سفید.
۱۳. ویلیام فایر، نظریهپرداز غربی.
۱۴. آلن فریدمن، نویسنده و محقق آمریکایی.
۱۵. گزارش در مورد پروژهی HARP و جرالد بول.
۱۶. مجلهی ژون آفر یک، ۹ ژوئن ۱۹۸۲.
۱۷. خبرگزاری رویتر، به نقل از فهند.
۱۸. واینبرگر، وزیر دفاع آمریکا.
۱۹. همان.
۲۰. ریچارد مورفی، معاون وزارت خارجهی آمریکا.
۲۱. گزارش در مورد ایستگاه اطلاعاتی آمریکا در بغداد.
۲۲. آلن فریدمن، به نقل از مقامات کاخ سفید.
۲۳. هاوارد تیچر، کارشناس ارشد شورای امنیت ملی کاخ سفید.
۲۴. الکس افنای، خبرنگار آسوشیتدپرس.
۲۵. حسین کامل، داماد صدام و مسئول صنایع نظامی عراق.
۲۶. همان.
۲۷. سرویس بینالمللی رادیو استرالیا.
۲۸. روزنامهی معاریو، چاپ اسرائیل و گزارش لسآنجلس تایمز و ان.بی.سی.
۲۹. تیمرمن، سوداگری مرگ.
۳۰. رادیو آمریکا.
۳۱. نامهی وزارت خارجهی آمریکا به هیئت نمایندگی دفتر اروپایی سازمان ملل، ۱۴ مارس ۱۹۸۴.
۳۲. ریچارد مورفی.
۳۳. روزنامهی لسآنجلس تایمز.
۳۴. کنت تیمرمن، محقق و نویسندهی آمریکایی.
۳۵. آلن فریدمن.
۳۶. سرلشکر وفیق السامرایی، مسئول اسبق بخش ایران در استخبارات عراق.
۳۷. همان.
۳۸. حسین کامل، رئیس صنایع دفاع عراق.
۳۹. کنت دمارانش، رئیس سابق سازمان جاسوسی فرانسه.
۴۱. خبرگزاری فرانسه، ۳/۱/۱۳۶۳.
۴۲. کاپتان دان هریبین، افسر نیروی دریایی آمریکا.
۴۳. کنت تیمرمن، محقق و نویسندهی آمریکایی.
۴۴. سرلشکر وفیق السامرایی.













