فصلنامه علمی ـ تخصصی ویژه مبلغین

پاییز ۱۳۹۹ ـ شماره سوم

شاخص‌هایی از مکتب اخلاقی امام رضا

حجت‌الاسلام والمسلمین صادق مشکاتی

مقدمه

آدمی دوستدار کمال و فضیلت‌های انسانی است و به افراد آراسته به فضایل و زیبایی‌های معنوی و حقیقی، عشق می‌ورزد و دوست دارد با الگو گرفتن از آنها، رفتارهای فردی و اجتماعی خویش را سامان دهد. از همین روست که اسلام با توجه به شناختی که از ماهیت انسان و سعادت او دارد، الگوهای برجسته‌ای را برای رشد و تعالی او قرار داده است. در مکتب اخلاقی اسلام که همه پیشوایان معصوم آن الگوهای بی‌نظیر اخلاق نیکویند، مکتب اخلاقی امام رضا یکی از پربارترین مکتب‌های اخلاقی است؛ زیرا آن حضرت به سبب اوضاع و احوال روزگار خویش در شرایط مختلفی قرار گرفت و در هر جایی به مناسبت‌ها و شرایط گوناگون، سخن‌ها و رفتارهای ویژه آن شرایط از آن حضرت نقل شد که در نوع خود کم‌نظیر است. در این مقاله نمونه‌هایی از مکتب اخلاقی امام رضا همچون خوش‌خلقی، ساده‌زیستی، دستگیری از نیازمندان، تواضع و فروتنی بررسی می‌شود.

خوش خلقی

جامعه مطلوب در اسلام بر اساس محبت مردم به یکدیگر شکل می‌گیرد. اسلام می‌خواهد جامعه‌ای بسازد که همه مردم یکدیگر را برادر خود بدانند و نسبت به یکدیگر خوش اخلاق باشند. چنانکه خداوند متعال در قرآن کریم خطاب به پیامبر می‌فرماید: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ»؛ [1] [ای پیامبر!] پس به مهر و رحمتی از سوی خدا با آنان نرم‌خوی شدی و اگر درشت‌خوی و سخت‌دل بودی از پیرامونت پراکنده می‌شدند. بر اساس این آیه، خوش‌اخلاقی تأثیر بسزایی در جلب و جذب مردم، متحد شدن دل‌های رمیده از طریق محبت و فراهم آوردن زمینه‌های پیشرفت و تکامل در جامعه دارد [2].

اخلاق، ظرف دین است؛ یعنی کسی که به حسنات اخلاقی آراسته نباشد، نمی‌تواند دیندار باشد؛ زیرا خورشید دین از وجود کسی که فاقد حسنات اخلاقی است، طلوع نمی‌کند. دین آنجایی است که حسنات اخلاقی وجود داشته باشد. اهمیت این مسئله تا آنجاست که امام رضا به نقل از رسول خدا فرموده است: «عَلَيْكُمْ بِحُسْنِ الْخُلُقِ فَإِنَّ حُسْنَ الْخُلُقِ فِي الْجَنَّةِ لَا مَحَالَةَ وَإِيَّاكُمْ وَسُوءَ الْخُلُقِ فَإِنَّ سُوءَ الْخُلُقِ فِي النَّارِ لَا مَحَالَةَ»؛ [3] بر شما باید به خوش‌خویی؛ زیرا خوش‌خلق سرانجام در بهشت است و از بدخلقی بپرهیزید که سرانجام در آتش است.

گاهی یک لبخند محبت‌آمیز سوءتفاهم‌ها را از بین می‌برد و بالعکس گاهی چهره عبوس، اختلاف‌ها و سوءتفاهم‌ها را تشدید می‌کند. بدخلقی می‌تواند زمینه‌ساز انباشته شدن کینه‌ها و نفرت‌ها شود که همه چیز را در کام خود فرو ببرد و سرمایه‌های مادی و معنوی را نابود کند. در حالی که اگر محبت‌ورزی اساس رفتارها شود، کینه‌ها، خشونت‌ها و… همچون برف در برابر آفتاب ذوب می‌شوند. به حسن خلق توان کرد صید اهل نظر به بند و دام نگیرند مرغ دانا را [4]

در سیره اخلاقی امام رضا نقل شده است که آن حضرت بسیار خوش‌برخورد و خوش‌رو بود، با هر مسلمانی به سادگی ارتباط برقرار، و راه دوستی را با او باز می‌کرد. مردم به راحتی با حضرت انس می‌گرفتند و می‌توانستند به خانه حضرت رفت و آمد کنند، در کنار امام بنشینند و هم‌سخن شوند [5]. ابراهیم بن عباس درباره رفتار رئوفانه امام رضا نسبت به مردم می‌گوید: «امام رضا از مردم رو برنمی‌گردانند و همواره با خلق خوش و نیکو از آنان استقبال می‌کردند. این عمل حضرت همچون آهن‌ربایی پر قدرت، مردم را به سوی خویش جذب می‌نمود [6]

اهمیت خوش‌خلقی تا آنجاست که خداوند هنگامی که به حضرت موسی فرمان می‌دهد به سوی فرعون برود و او را به خداپرستی دعوت کند، می‌فرماید: «فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَيِّنًا لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى»؛ [7] و با او سخنی نرم گویید شاید که پند پذیرد یا بترسد.

مصداق این آیه شریفه را در سیره امام رضا آنجایی می‌توان دید که نقل کرده‌اند: «هرگز ندیدم امام رضا با زبانش کسی را بیازارد و یا سخن کسی را قطع کند تا هنگامی که او از سخن گفتن فارغ شود … و هرگز ندیدم سخن درشتی به خادمان خود بگوید [8]

امام رضا می‌فرماید: «لَيْسَ لِبَخِيلٍ رَاحَةٌ وَلَا لِحَسُودٍ لَذَّةٌ وَلَا لِمُلُوكٍ وَفَاءٌ وَلَا لِكَذُوبٍ مُرُوَّةٌ»؛ [9] بخیل را آسایشی نیست و حسود را خوشی و لذتی ندارد. اخلاق، معیار سنجش در دنیا و آخرت است. اگر کسی اخلاق نداشته باشد، چیزی نیست و پادشاهان را وفایی نیست و دروغگو را مروت و مردانگی نیست.

ساده‌زیستی

یکی از فضایل ارزشمند اخلاقی، قناعت و ساده‌زیستی است که از سویی مانع حرص‌ورزی و زیاده‌خواهی می‌شود و از سوی دیگر یکی از راه‌های توسعه اقتصادی و پیشرفت همه‌جانبه جامعه است. خداوند در ارائه الگویی از ساده‌زیستی می‌فرماید:

«اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطَامًا وَفِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ»؛ [10] بدانید که زندگی دنیا در حقیقت بازی و سرگرمی و آرایش و فخرفروشی شما به یکدیگر و فزون‌جویی در اموال و فرزندان است [مثل آنها] چون مثل بارانی است که کشاورزان را رستنی آن [باران] به شگفتی اندازد سپس [آن کشت] خشک شود و آن را زرد بینی؛ آنگاه خاشاک شود و در آخرت [دنیاپرستان را] عذابی سخت است و [مؤمنان را] از جانب خدا آمرزش و خشنودی است و زندگانی دنیا جز کالای فریبنده نیست.

امام رضا مصداق کاملی برای بخش آخر این آیه شریفه است که با وجود مقام ولیعهدی، زندگی دنیا را جز کالای فریبنده‌ای نمی‌دانست. از همین رو بود که وقتی مأمون مقام ولیعهدی را به آن حضرت تحمیل کرد، حضرت به معمر بن خلاد فرمود: «وَاللَّهِ لَئِنْ صِرْتُ إِلَى هَذَا الْأَمْرِ لَآكُلَنَّ الْجَشِبَ بَعْدَ الطِّيبِ وَلَأَلْبَسَنَّ الْخَشِنَ بَعْدَ اللِّينِ وَلَأَتَعَبَّنَّ بَعْدَ الدَّعَةِ»؛ [11] اگر زمام حکومت را به دست گیرم، غذای ساده خواهم خورد؛ پس از غذای خوب (که قبل از دوره زمامداری روا بود) و لباس درشت و زبر خواهم پوشید؛ پس از لباس‌های نرم (دوران قبل از حکومت) و با سختی و سخت‌کوشی خواهم زیست؛ پس از آسایش.

در واقع امام به صراحت اعلام می‌دارد که در دورانی که مانند دیگر مردم عادی زندگی می‌کرد، روا بود که خوراک و لباسی چون دیگران داشته باشد و مانند عامه مردم در آسایش باشد؛ اما اگر زمام جامعه را در دست بگیرد، باید هم‌طراز با پایین‌ترین طبقات جامعه زندگی کند و همواره برای آسایش مردمان و سامان یافتن زندگی آنها بکوشد. از همین روست که با وجود مقام ولایتعهدی، روایات حکایتگر زندگی ساده و عدم تأثیر مقام سیاسی و دسترسی به ثروت انبوه در سیره و منش زندگی امام است. در روایتی آمده است: «در تابستان فرش حضرت رضا حصیر و بوریا بود و روی آن می‌نشست و در زمستان، روی نمد و پیراهنی زبر و خشن می‌پوشید، مگر آنکه بخواهد پیش مردم آید که در آن وقت لباس سنگین و بهتر در بر می‌نمود [12]

ساده‌زیستی و زندگی مورد نظر اسلام، ساده‌زیستی عزتمند و راستین است که برداشت‌های ناصحیح صوفی‌گری با آن تطبیق نمی‌کند. متأسفانه در همه زمان‌ها زهد‌نماهای صوفی‌مسلک بوده و هستند که به دلیل عدم شناخت کامل از آموزه‌های دینی، نعمت‌ها را بر خود حرام کرده، لباس پشمینه پوشیده، برای خود ظاهری ژولیده، ژنده‌پوش و خشم‌آلود درست کرده‌اند. امامان معصوم همواره در برابر افکار انحرافی این گروه، ایستادگی و با آنها مخالفت می‌کردند و روش آنان را خطا و باطل می‌دانستند. چنانکه وقتی برخی افراد نسبت به پوشش آراسته امام رضا به آن حضرت اعتراض می‌کردند، امام می‌فرمود: «یوسف بن یعقوب، پیامبر و فرزند پیامبر بود. پارچه‌های دیبا می‌پوشید و در مجالس آل‌فرعون می‌نشست و این لباس‌ها و معاشرت‌ها، او را از مقامش فرود نیاورد [13].» در واقع لباس، مظهر خارجی انسان است و نمی‌توان نسبت به آن بی‌توجه بود. حرمت مؤمن ایجاب می‌کند که انسان در ملاقات با او، شئون خود و وی را رعایت کند و مقید به پاکیزه و خوش‌لباس بودن باشد [14].

الگوبرداری از سیره ائمه و به‌ویژه امام رضا ، هرگز بدین معنا نیست که مردم خود را به سختی بیندازند و ظاهر‌سازی کنند؛ بلکه هدف درک پیام ساده‌زیستی و دل بسته نبودن به دنیاست که موفقیت و آرامش در زندگی را به ارمغان می‌آورد. مرحوم علامه محمد حسن نجفی معروف به صاحب جواهر، از علمای مشهور نجف و صاحب کتاب گران‌سنگ جواهرالکلام ، عظیم‌ترین کتاب فقهی است. امام خمینی دربارۀ ایشان می‌فرماید:

صاحب جواهر یک همچو کتابی نوشته است که اگر صد نفر انسان بخواهند بنویسند، شاید از عهده بر نیایند و این، [یک انسان] کاخ‌نشین نبود… یک منزل محقر داشتند و در یک اتاقشان باز بوده به یک دالانی ـ از قراری که نقل می‌کنند ـ که در آن هوای گرم نجف یک نسیمی، نسیم داگی می‌آمده است و ایشان مشغول تحریر «جواهر» بودند. از یک آدمی که علاقه به شکم و شهوات و مال و منال و جا و امثال اینها دارد، این کارها نمی‌آید [15].

مدیران جامعه برای دنیاگرایی و جمع‌آوری ثروت و اعتبار، عهده‌دار مسئولیت نشده‌اند. هنر مردان خدا در این مسند، خدمت به مردم و دستگیری از مستمندان و مظلومان و مبارزه با ظلم و لازمه چنین امری، در ابتدا ساده‌زیستی و دوری از تجملات و ثروت‌اندوزی است که سیره امام رضا در مقام ولایتعهدی، الگوی جامع و کاملی برای مسئولان در این زمینه است. ساده‌زیستی مسئولان سبب می‌شود فرهنگ معنویت در میان مردم گسترش یابد و مردم از فرو افتادن در دام‌های حرص و طمع نجات پیدا کنند؛ زیرا مردم مسئولان را الگوی رفتاری خویش قرار می‌دهند؛ به‌ویژه اگر شخص مسئول منتسب به دین باشد، رفتار وی در نگاه مردم رنگ دینی به خود می‌گیرد. در واقع ساده‌زیستی مسئولان، عاملی است برای اینکه تجمل‌گرایی به عنوان یک ضد ارزش، رنگ و لعاب دینی به خود نگیرد.

حمایت از محرومان

انفاق و دستگیری، بخشی از رابطه فرد با جامعه است. انسان باید در برابر نعمت‌هایی که خداوند به او عطا کرده است، انفاق کند. در سیره اخلاقی امام رضا مهم‌ترین بخش، التفات و رسیدگی به آسیب‌دیدگان، محرومان، مستضعفان و ستم‌دیدگان است. حفظ کرامت نیازمندان، اولویت مهم برای امام بود؛ چنانکه در روایتی آمده است:

یکی از شیعیان مخارج بازگشت خود به وطنش را از دست داد. نزد امام رضا رفت و عرض کرد: «اگر به من مبلغی بپردازید، در وطن خود به جای شما صدقه می‌دهم». حضرت ۲۰۰ اشرفی را از پشت درب، در حالی که دست مبارکشان را لای درب بیرون آورده بود، به او داد و فرمود: «اخْرُجْ فَلَا أَرَاكَ وَلَا تَرَانِي»؛ بیرون برو تا نه من تو را ببینم و نه تو، مرا. یکی از حاضران از امام پرسید: «دلیل پنهان کمک کردن شما چه بود؟». امام فرمود: «مَخَافَةَ أَنْ أَرَى ذُلَّ السُّؤَالِ فِي وَجْهِهِ لِقَضَائِي حَاجَتَهُ»؛ از آن ترسیدم که شرمندگی سؤال را در چهره او بنگرم، از این رو که حاجتش را بر می‌آورم [16].

امام رضا هم‌نشین قشر محروم و تهیدست جامعه بود و همانند آنان می‌زیست و دربارۀ رسیدگی به احوال آنان می‌فرماید: «أَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى كَلَّفَ أَهْلَ الصِّحَّةِ الْقِيَامَ بِشَأْنِ أَهْلِ الزَّمَانَةِ وَالْبَلْوَى»؛ [17] خداوند تبارک و تعالی افراد سالم و تندرست را مکلّف به رسیدگی به امور بیماران و بلازدگان کرد. محروم‌نوازی امام رضا از تعالیم قرآنی سرچشمه گرفته است که بر رسیدگی و همیاری محرومان بسیار تأکید نموده و کسانی را که از این امر سر باز می‌زنند، توبیخ کرده است: «فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ الَّذِينَ هُمْ يُرَاءُونَ وَيَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ»؛ [18] پس وای بر نمازگزارانی که از نمازشان غافلند، آنان که ریا می‌کنند و از [دادن] زکات [و وسایل و مایحتاج خانه] خودداری می‌ورزند.

احسان امام رضا مرزی نداشت تا آنجا که حتی پیش از غذا خوردن، سهم مساکین را جدا می‌کرد. روایت است هر گاه سر سفره غذا می‌نشست، ظرفی پیش حضرت می‌گذاشتند و امام پیش از آنکه شروع به غذا خوردن کند، از غذاهای گوناگونی که در سفره حاضر بود، مقداری بر می‌داشت و در آن ظرف می‌گذاشت. سپس دستور می‌داد تا آن را به فقرا بدهند و آنگاه آیه «فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ» [19] را تلاوت می‌کرد و می‌فرمود: «خداوند متعال می‌دانست همه بندگانش قدرت ندارند برده بخرند و آزاد کنند؛ از این رو اطعام مساکین را مانند آزاد کردن بندگان تلقی کرده است و از این طریق بندگانش را به طرف بهشت راهنمایی کرده است [20]

در شرایط کنونی که ویروس کرونا کسب و کار اغلب مردم و زندگی بیماران را تحت تأثیر شدید قرار داده است، تمسک به رفتار امام رضا می‌تواند الگویی برجسته برای همگان در دستگیری و حمایت از اقشار محروم و نیازمند جامعه باشد. اگر چه به دعوت مقام معظم رهبری مدظله‌العالی رزمایش مواسات و کمک‌های مؤمنانه، مردم سرزمین اسلامی‌مان را در تمامی جهان به عنوان الگویی برجسته در همدلی مطرح کرده است؛ چنانکه طبق آمار ارائه شده توسط جمعیت هلال احمر، مجموع کمک‌های مردمی تا خردادماه ۱۳۹۹ به بیش از ۹۲۰ میلیارد ریال رسیده [21] ، اما باید در نظر داشت که الگوگیری از این اخلاق و سیره امام رضا نه فقط در شرایط کنونی جامعه، بلکه باید در تمامی لحظات زندگی در ارتباط با نیازمندان جاری و ساری باشد.

تواضع و فروتنی

یکی از مهم‌ترین و برترين صفات، تواضع و فروتنی است. از این رو خداوند به پیامبر اسلام که عالی‌ترین مخلوقات اوست، می‌فرماید: «وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ»؛ [22] و برای آن مؤمنانی که تو را پیروی کرده‌اند، بال خود را فرو گستر.

خاکساری و فروتنی افزون بر اینکه زیبنده هر انسانی است و سبب برتری مقام او نزد دیگران می‌شود، شخص متواضع را در زمره بندگان خاص پروردگار قرار می‌دهد: «وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا»؛ [23] و بندگان (واقعی) خدای رحمان کسانی هستند که بر (روی) زمین با آرامش و فروتنی راه می‌روند. از نگاه امام رضا تواضع درجاتی دارد که عبارتند از:

«التَّوَاضُعُ دَرَجَاتٌ مِنْهَا أَنْ يَعْرِفَ الْمَرْءُ قَدْرَ نَفْسِهِ فَيُنْزِلَهَا مَنْزِلَتَهَا بِقَلْبٍ سَلِيمٍ لَا يُحِبُّ أَنْ يَأْتِيَ إِلَى أَحَدٍ إِلَّا مِثْلَ مَا يُؤْتَى إِلَيْهِ إِنْ رَأَى سَيِّئَةً دَرَأَهَا بِالْحَسَنَةِ كَاظِمُ الْغَيْظِ عَافٍ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ»؛ [24] تواضع درارای درجاتی است. یکی از آن درجات این است که انسان قدر و منزلت خویش را بشناسد و خود را با قلب پاک و سالمی که دارد، در جایگاه مربوط به خود قرار دهد و هر آنچه را که دوست دارد به او داده شود، برای دیگران نیز همان را دوست داشته باشد. اگر از دیگران بدی دید، آن را با خوبی جبران نماید، خشم خود را فرو برد و به راحتی مردم را عفو کند؛ به درستی که خداوند نیکوکاران را دوست دارد.

امام رضا مصداق واقعی و عینی تواضع و فروتنی بود و همواره دیگران را به آن سفارش می‌نمود. با زیردستان و خادمان خود با ملایمت و مهربانی رفتار می‌کرد. هنگامی که تنها می‌شد، همه آنان از کوچک و بزرگ را جمع می‌کرد و با آنان سخن می‌گفت. هر گاه هنگام غذا خوردن تنها بود، خادمان و حتی دربان و نگهبان را به سفره خود دعوت می‌کرد و با آنان غذا می‌خورد. نقل است در سفر خراسان، روزی سفره غذا گستردند و امام همه خدمتگزاران و حتی بردگان سیاه را به سفره خود دعوت کرد. وقتی فردی به آن حضرت اعتراض کرد، فرمود: «مَهْ إِنَّ الرَّبَّ تَبَارَكَ وَتَعَالَى وَاحِدٌ وَالْأُمَّ وَاحِدَةٌ وَالْأَبَ وَاحِدٌ وَالْجَزَاءَ بِالْأَعْمَالِ»؛ [25] خاموش. پروردگار همه یکی، پدر و مادر همه یکی و پاداش هم به اعمال است. فروتنی امام تا آنجا بود که افراد به راحتی به حضور امام می‌رسیدند و سؤال و درخواست خود را مطرح می‌کردند. امام بعد از فراغت از نماز و سجده می‌نشست و مردم به خدمتش می‌رسیدند و احتیاجات خود را عرضه می‌کردند [26]. در روایت است روزی شخصی که امام را نمی‌شناخت، در حمام از امام خواست تا او را کیسه بکشد. امام پذیرفت و مشغول شد. دیگران که این صحنه را دیدند، امام را به او معرفی کردند و او با شرمندگی از امام عذرخواهی کرد؛ اما امام بی‌توجه به عذرخواهی‌اش همچنان او را کیسه می‌کشید و دلداری می‌داد [27].

تأسی به سیره ائمه در تواضع و فروتنی را می‌توان در سیره شهدا نیز مشاهده کرد. نقل است:

شهید مهدی باکری مدت کوتاهی شهردار ارومیه بود. روزی با باران شدیدی بارید؛ به طوری که در شهر سیلاب به راه افتاد. شهید باکری با دیدن این وضعیت به همراه گروه‌های امدادی به محلات مستضعف‌نشین که گرفتار سیلاب شده بودند، رفت. در این میان متوجه پیرزنی شد که درخواست کمک می‌کرد. شهید باکری به سمت خانه پیرزن رفت و در خانه را هل داد تا باز شود. آب تا زانوهای او را گرفته بود. با کمک هم‌رزمانش سدی خاکی ایجاد کرد تا آب بیشتر وارد خانه نشود و سپس با پمپ، آب زیرزمین را که جهیزیه دختر آن پیرزن در آن بود، خالی کرد. پیرزن برایش دعا کرد و گفت: «پسر خدا خیرت بدهد. آن شهردار قبلی کجاست تا کمی از غیرت تو یاد بگیرد». تا لحظه‌ای که شهید باکری وسایل را جمع کند و از خانه بیرون برود، پیرزن مشغول دعا کردن مهدی و نفرین شهردار ارومیه بود! [28]

نتیجه‌گیری

زندگی اجتماعی انسان‌ها در عصر کنونی، تحت تأثیر برخی الگوهای بدلی، گرفتار آسیب‌ها و انحرافات جدی است. در چنین شرایطی تمسک به اخلاق الهی امام رضا به عنوان یکی از الگوهای جامع و کامل در همه ابعاد، می‌تواند بشریت را به سعادت واقعی رهنمون شود.


پی‌نوشت‌ها

  1. آل عمران: ۱۵۹.
  2. ناصر مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلا؛ اخلاق در قرآن؛ ج ۱، ص ۴۶.
  3. محمد بن علی صدوق؛ عیون اخبارالرضا؛ ج ۲، ص ۳۱.
  4. سایت گنجور؛ غزلیات حافظ؛ غزل شماره ۴.
  5. ر.ک: علی بن محمد صدوق؛ عیون اخبارالرضا؛ ج ۲، ص ۱۷۹.
  6. همان، ص ۶۱۶.
  7. طه: ۴۴.
  8. محمد بن علی صدوق؛ عیون اخبار الرضا؛ ج ۲، ص ۱۸۲.
  9. محمدباقر مجلسی؛ بحارالانوار؛ ج ۷۵، ص ۳۴۵.
  10. حدید: ۲۰.
  11. محمدباقر مجلسی؛ بحارالانوار؛ ج ۷۶، ص ۳۱۴.
  12. علی بن محمد صدوق؛ عیون اخبار الرضا؛ ترجمه حمیدرضا مستفید و علی اکبر غفاری؛ ج ۲، ص ۱۴۶.
  13. حسن بن فضل طبرسی؛ مکارم الاخلاق؛ ص ۹۸.
  14. ر.ک: محمدباقر شریف قرشی؛ پژوهشی دقیق در زندگی علی بن موسی الرضا؛ ترجمه سیدمحمد صالحی؛ ص ۵۹.
  15. سیدروح الله موسوی خمینی؛ صحیفه نور؛ ج ۱۷، ص ۳۷۱.
  16. محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج ۴، ص ۲۴.
  17. علی بن محمد صدوق؛ کتاب من لایحضره الفقیه؛ ج ۲، ص ۸.
  18. ماعون: ۴-۷.
  19. بلد: ۱۱ و ۱۲. «و[لی] نخواست از گردنه [عاقبت‌نگری] بالا رود و تو چه دانی که آن گردنه [سخت] چیست.»
  20. محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج ۴، ص ۵۴.
  21. خبرگزاری مهر؛ «مجموع کمک‌های مردمی برای مهار کرونا به مرز ۹۲۰ میلیارد ریال رسید»؛ ۱۳۹۹/۳/۷.
  22. شعرا: ۲۱۵.
  23. فرقان: ۶۳.
  24. محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج ۲، ص ۱۲۴.
  25. همان، ج ۸، ص ۳۲۰.
  26. محمد باقر پورامینی؛ سبک زندگی رضوی؛ ص ۸۱.
  27. محمد بن علی ابن شهرآشوب؛ مناقب آل ابی‌طالب؛ ج ۴، ص ۳۶۱ و ۳۶۲.
  28. پایگاه خبری تابناک جوان؛ «خاطره‌ای جالب از شهید باکری در سیل ارومیه»؛ ۱۳۹۸/۰۱/۰۶.

فهرست منابع

کتب
  1. ابن شهرآشوب، محمد بن علی؛ مناقب آل ابیطالب؛ چاپ اول، قم: علامه، ۱۳۷۹ ق.
  2. پورامینی، محمدباقر؛ سبک زندگی رضوی؛ چاپ دوم، مشهد: آستان قدس رضوی، ۱۳۹۲ ش.
  3. شریف قرشی، محمدباقر؛ پژوهشی دقیق در زندگی علی بن موسی الرضا؛ ترجمه سیدمحمد صالحی؛ تهران: دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۸۲ ش.
  4. صدوق، علی بن محمد؛ عیون اخبارالرضا؛ ترجمه حمیدرضا مستفید و علی‌اکبر غفاری؛ چاپ اول، تهران: نشر صدوق، ۱۳۷۲ ش.
  5. ــــــــــــــــــ؛ تصحیح مهدی لاجوردی؛ چاپ اول، تهران: نشر جهان، ۱۳۷۸ ق.
  6. ــــــــــــــــــ؛ کتاب من لایحضره الفقیه؛ تصحیح علی‌اکبر غفاری؛ چاپ دوم، قم: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۱۳ ق.
  7. طبرسی، حسن بن فضل؛ مکارم الاخلاق؛ چاپ چهارم، قم: الشریف الرضی، ۱۴۱۲ ق.
  8. کلینی، محمد بن یعقوب؛ الکافی؛ تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی؛ چاپ چهارم، تهران: دار الکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ ق.
  9. مجلسی، محمدباقر؛ بحارالانوار؛ چاپ دوم، بیروت: دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ق.
  10. مکارم شیرازی، ناصر و جمعی از فضلا؛ اخلاق در قرآن؛ چاپ اول: قم، انتشارات امام علی بن ابیطالب، ۱۳۹۲ ش.
  11. موسوی خمینی، سیدروح‌الله؛ صحیفه نور؛ تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۴۰۳ ق.
سایت‌ها:
  1. پایگاه خبری تابناک جوان؛ «خاطره‌ای جالب از شهید باکری در سیل ارومیه»؛ ۱۳۹۸/۰۱/۰۶، کد خبر ۲۹۳۱.
  2. خبرگزاری مهر؛ «مجموع کمک‌های مردمی برای مهار کرونا به مرز ۹۲۰ میلیارد ریال رسید»؛ ۱۳۹۹/۳/۷، کد خبر ۴۹۳۵۳۸۳.
  3. سایت گنجور، غزلیات حافظ.