صبر و صابران در کربلا
حجتالاسلام والمسلمین جواد محدثی [1]
اشاره
حادثه کربلا، نه بهعنوان واقعهای غمانگیز یا مبارزهای حماسی که در گذشته اتفاق افتاده و سپری شده؛ بلکه بهعنوان حادثهای که الگوی دینداری، حقمداری و باطلستیزی است؛ از اینرو درسهای بسیاری دارد که میتواند برای عصر حاضر نیز الهامبخش باشد؛ درسهایی همچون: آزادگی، وفا، حقطلبی، مبارزه با ظلم، بصیرت، ایثار، شجاعت، عزت، فتوت و جوانمردی، شهادتطلبی، رضا و تسلیم، تکلیفمحوری، عدالتخواهی، امر به معروف و نهی از منکر، امتحان، تولّی و تبّری، احیای دین، اقامه نماز، پیروی از امام و… .
یکی از درسهای مهم حادثه عاشورا، «صبر و استقامت» است که در گفتار، رفتار، جهاد و شهادت عاشورائیان جلوهگر است. بررسی عوامل صبورساز و جلوههای صبر اصحاب امام در واقعه عاشورا، میتواند الگویی شایسته برای درسآموزی از آنان و نهادینه کردن صبر در وجود هر یک از ما باشد.
الف) عوامل صبرآفرین
۱. جهانبینی صابرانه
یکی از عوامل صبرآفرین، نگاه و بینش انسان به زندگی، مسائل آن و جهان امروز و آخرت است. وقتی دنیا ناپایدار است و مرگ به سراغ همه خواهد آمد، وقتی هر کس در هر شرایطی باید این جهان را بگذارد و برود، تحمل سختیها و آمادگی برای شهادت بیشتر خواهد شد. امام حسین در یکی از سرودههای خود با این نگرش چنین میفرماید:
فإن تکُن الدّنیا تُعدّ نفِیسةً
وإن تکُن الأبدان للموت أُنشئت
فإنّ ثواب الله أعلى وأنبل
فقتل امرئ بالسیف فی الله أفضل [2]
اگر دنیا ارزشمند شمرده میشود، پاداش الهی برتر و شریفتر است و اگر بدنها برای مرگ پدید آمدهاند، کشته شدن انسان با شمشیر در راه خدا، برتر است.
شهدای دفاع مقدس و نیز شهدای مدافع حرم و تمام کسانی که در راه حفظ دین و اعتلای کلمهالله، دنیای فانی را با تمام زیباییها و امکاناتش رها کرده و از ایثار جان شیرین خویش نیز ابایی ندارند، در حقیقت از این آموزه بزرگ عاشورائیان الگو گرفتهاند که اینچنین مشتاقانه به سوی مرگ در راه خدا قدم برمیدارند.
۲. کسب رضایت الهی
خداوند، صابران را دوست دارد و به آنان مژده میدهد و از آنان راضی است. بنا بر آیات قرآن، خوف و هراس در راه خدا و تحمل آسیبهای جسمی، جانی، ضررهای مالی، مرگ و میر عزیزان و مصیبتهای مختلف، همه امتحانهای الهی است و به کسانی که از این آزمونها روسفید بیرون آیند و صبر کنند، بشارت داده شده است: «وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ» [3].
عرصه جهاد، تمامی این موارد را در برمیگیرد. عاشورائیان با درسآموزی از این نکته قرآنی، اهل صبر بر سختیهای آن جهاد فی سبیل الله شدند و اجر الهی را دریافت کردند.
معاذ بن جبل، صحابی رسولخدا وقتی فرزند خود را از دست داد، بسیار بیتابی میکرد. خبر که به رسولخدا رسید، حضرت برای او نامهای نوشت و به او فرمود:
به من خبر بیتابی تو بر فرزندت که خداوند به مرگ او حکم کرده، رسیده است. همانا فرزند تو از هدایای گوارای خدا و از عاریههای به ودیعه گذاشته او نزد تو بود. خداوند تا مدتی تو را از آن بهرهمند ساخت و در وقتی که مشخص شده بود، او را گرفت. پس ما از خداییم و به سوی خدا بازمیگردیم [4].
۳. صبر، پل عبور به بهشت
امام حسین برای اینکه یاران خود را بهشتی کند، چشمانداز روشنی از فرجام کار صابران را به آنان نشان داد و شهادت همراه با صبر را پل عبور به آن فضای دلانگیز معرفی کرد. امام برای امیدبخشی، دلداری و انگیزهآفرینی در یاران خویش و خانوادهاش و آمادگی آنان برای تحمل سختیهای این راه، فرمود:
صبراً بَنی الکِرام فما الموت إلا قنطرةً یعبر بکم عن البؤس والضراء إلى الجنّان الواسعة والنعیم الدائمة [5]: صبر و مقاومت کنید ای بزرگزادگان! چرا که مرگ، تنها پلی است که شما را از رنج و سختی عبور میدهد و به سوی بهشت گسترده و نعمتهای همیشگی میرساند.
همچنین خطاب به خانواده خود و دعوت آنان به صبوری نیز فرمود: «بنگرید! اگر من کشته شدم، به خاطر من گریبان چاک ندهید و صورت مخراشید [6]».
۴. ایمان به هدف
کسی که در انتخاب هدف و راه بصیرت نداشته باشد، راه را با تردید میپیماید و در مواجهه با مشکلات، کمطاقت میشود؛ اما آنکه «حق» را هدف قرار دهد و با بصیرت گام در راهی بنهد، نه سست میشود و نه از سختیها میهراسد، حتی مرگ در راه هدف حق را هم با آغوش باز میپذیرد.
وقتی امام در مسیر کربلا، عبارت «إنّا لله وإنّا إلیه راجعون» را که گویای شهادت بود، بر زبان جاری کرد؛ حضرت علی اکبر از پدر پرسید: «أوَلَسنا على الحقّ: مگر ما بر حق نیستیم؟». امام فرمود: «بلى والذی إلیه مرجع العباد: آری! قسم به خدایی که بازگشت همگان به سوی اوست، ما بر حقّیم». حضرت علی اکبر گفت: «فإنّا إذاً لا نبالى أن نموت محقّین [7]: پس ما را باکی از مرگ در راه حق نیست».
۵. حضور در محضر خدا
از دیگر عواملی که هم سبب افزایش آستانه تحمل و صبوری انسان میشود و هم برای آدمی آرامش روحی به ارمغان میآورد، خود را در محضر خدا دیدن و پروردگار را حاضر و ناظر و باخبر از احوال خویش دانستن است. همچنان که وقتی حضرت ابراهیم به آتش افکنده شد، فرشتگان بزرگ الهی میآمدند و میگفتند: آیا نیازی داری؟ آن حضرت به آنان میفرمود: به شما نیازی ندارم. جبرئیل گفت: پس از خدا بخواه. حضرت فرمود: «حسبی من سؤالی علمه بحالی [8]: همین که او از حال من خبر دارد، برایم کافی است».
امام حسین در اوج سختیها و بلاهای جانکاه، درباره میزان و عامل صبر و تحمل خویش فرمود: «هَوَّنَ عَلیَّ ما نَزَلَ بی أنّه بعین الله [9]: آنچه این داغها و مصیبتها را برایم قابل تحمل میسازد، این است که در برابر چشم خداست و خداوند میبیند و شاهد است». یاد خدا و انس با پروردگار، قدرت تحمل شداید را بالا میبرد. از همین رو است که خداوند فرموده است: «واستعینوا بالصبر والصلاة [10]».
توکل نیز عنصری صبرآفرین است؛ زیرا نوعی احساس پشتوانه الهی در امور سخت و تکلیفهای سنگین و به عبارتی همان احساس حضور در محضر الهی و برخورداری از نصرت و امداد و عنایت اوست. از همین رو است که سیدالشهداء در صبح عاشورا با حمله سپاه دشمن، اینگونه با خدا مناجات میکند: «اللّهم أنت ثقتی فی کلّ کرب، وأنت رجائی فی کلّ شدّة [11]: خدایا! تو در هر گرفتاری تکیهگاه منی و در هر شدت و سختی، مایه امید منی».
ب) جلوههای صبر اصحاب در کربلا
۱. صبر بر سختیهای میدان نبرد
میدان نبرد یکی از عرصههای بروز مشقتهاست. زخم شمشیر و نیزه، جراحت و خون، قطع اعضا، تشنگی، خستگی، جان باختن و یا اسیر شدن، از پیامدهای حضور در میدان مبارزه است. هر کس صبر و مقاومت بر اینها را نداشته باشد، مرد میدان جهاد نیست. حضرت سیدالشهداء از آغاز حرکت، نیروهایی را همراه خود آورد که تحمل تیغ و تیر و زخم شمشیر و مرگ در این راه را داشته و خود را برای همه اینها آماده کرده باشند. چنانکه در یکی از سخنرانیهای آغازین خطاب به آنان فرمود:
أیّها الناس فمن کان منکم یصبر على حدّ السیف وطعن الأسنّة فلیقم معنا وإلا فلیصرف عنّا [12]: ای مردم! هر کس از شما که صبر و مقاومت بر تیزی شمشیرها و زخم نیزهها دارد، همراه ما بماند و گرنه بازگردد.
پس از نماز ظهر عاشورا نیز یاران خود را به صبر دعوت نمود و فرمود: «فاتّقوا الله واصبروا [13]».
این فرهنگ در یاران آن حضرت نیز متجلی بود و در شعرها و رجزهایشان نمود داشت؛ بهعنوان نمونه سعد بن حنظله چنین رجز میخواند:
صبراً على الأسیاف والأسنّة
لدخول الجنّة [14]
کسی که صبر داشته باشد، درد و مصیبت و زخم و مشقت را بهتر و بیشتر تحمل میکند؛ چنانکه امام علی فرموده است: «مقاومت و صبر، فاجعه و مصیبت را آسان و قابل تحمل میسازد [15]».
۲. صبر بر مصیبت عزیزان
حادثه کربلا، صحنه بزرگترین داغها و عظیمترین صبرها و مصیبتها بود. عزیزترین انسانها مقابل چشم امام حسین و خاندانش پرپر شدند. محبوبترین چهرهها به شهادت رسیدند و بازماندگانشان داغ دیدند و صبوری کردند. امام حسین پس از شهادت حضرت قاسم، عموزادگان و اهلبیت خود را به صبر دعوت کرد و فرمود:
صبراً یا بنی عمومتی صبراً یا أهل بیتی [16]: ای عموزادگان، صبر کنید. ای خانواده من، صبر کنید.
در روز عاشورا حضرت علی اکبر را به صبر بر تشنگی دعوت کرد و به فرزند امام حسن هم فرمود: «یا بُنَیَّ اصبر قلیلاً». به دخترش سکینه سفارش کرد که زبان به شکوه و اعتراض نگشاید و بر تقدیر الهی صبور باشد: «فاصبری على قضاء الله ولا تشکی [17]». در واپسین لحظات حیات خود نیز هنگامی که بر زمین کربلا افتاده بود، زمزمه عرفانیاش صبر بر همه این مصیبتها و داغها بود:
صبراً على قضائک یا ربّ! لا إله سواک… صبراً على حکمتک یا غیاث من لا غیاث له [18]: خدایا! بر تقدیر تو صبورم، معبودی جز تو نیست، بر حکم تو صابرم، ای پناه بیپناهان!
شهید اسماعیل یزدانپور، شهید مدافع اسلام و وطن است که در جاده زاهدان ـ خاش به دست اشرار به شهادت رسید. مادر این شهید بزرگوار درباره صبر بر مصیبت از دست دادن فرزند جوانش میگوید:
مدتی قبل از اینکه او شهید شود، در عالم خواب دیدم که یک عرب، یک لباس بلند سفیدی به من داد و گفت بیا، این چادر را حضرت زینب به تو دادهاند. من در همان عالم خواب گفتم: آیا این چادر بر سر حضرت زینب بوده؟ گفتند تو آن را بردار، اگر از کمر به پایین خار و خاشاک داشته باشد، حتماً همان چادر است و اگر تمیز باشد که نبوده. من چادر را گرفتم و دیدم که از کمر به پایین همه خار و خاشاک است. چادر را محکم در آغوش گرفتم و گریه کردم و گفتم: این، همان چادر است. من این خواب را نشانه این میدانم که خدا صبر شهادت پسرم را زودتر به من داده است [19].
۳. صبر در برابر جاذبههای دنیوی
جاذبههای دنیا و میل به راحتی، لذت، ثروت و مقام، سبب سستی بسیاری از افراد در میدان «عمل به تکلیف» و دور شدن از صحنههای خوف و خطر میشود؛ اما اگر کسی در برابر این جاذبهها صبور و مقاوم باشد و فریب دنیا را نخورد، میتواند از انصار امام حسین باشد و پای در میدان جهاد بگذارد. این، درسی برای همه تاریخ و بشریت است. اگر عمر سعد نتوانست از «ملک ری» بگذرد و دست به آن جنایت بزرگ زد، بسیاری هم بودند که دنیا و رفاه و زندگی خود را فدای حقگویی و یاری امتها کردند؛ از مسلم بن عقیل و هانی بن عروه در کوفه تا قیس بن مسهر صیداوی، قاصد شهید امام، حبیب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه، زهیر بن قین و شماری از اصحاب امام که هر کدام شأن و موقعیتی داشتند، ولی بر جاذبههای دنیوی غلبه کردند و در میدان صبر خوش درخشیدند. زندگی و شهادت حر، یکی از بارزترین نمونههای چنین صبری است. او که فردی شجاع و نامآور و فرمانده هزار نفر از نیروهای کوفه بود، وقتی راه را بر امام بست، از همه افتخارات دنیوی و مادی گذشت و به امام حسین پیوست و شهید راه حق شد.
امام حسین پیش از حرکت از مکه، در جمع همراهان خود خطبه خواند و فرمود:
من کان باذلاً فینا مهجته، فلیرحل معنا [20]: هر کس حاضر است جان و خون خود را در راه ما نثار کند، با ما حرکت کند.
آن حضرت میدانست که بعضی حاضر نیستند از جان و زندگی بگذرند. از همین رو بود که به تصفیه نیرو پرداخت تا افراد سست و بیانگیزه در میان عاشورائیان نباشند.
گفت ای گروه هر که ندارد هوای ما
سر گیرد و برون رود از کربلای ما
ناداده تن به خواری و ناکرده ترک سر
برگردد آن که با هوس کشوری آمده
نتوان نهاد پای به خلوتسرای ما
سر ناوَرد به افسر شاهی گدای ما [21]
وقتی امام در شب عاشورا بیعت از اصحاب خویش برداشت و فرمود هر که میخواهد، برود؛ یکایک اصحاب و جوانان هاشمی برخاستند و اظهار کردند حاضرند بارها در راه یاری امام کشته شوند، زنده شوند و دوباره شهید شوند. امام نیز وفای آنان را ستود. اینگونه اظهار وفا و یاری، جلوه دیگری از همان صبر و مقاومت در برابر جاذبههای زندگی و دنیاطلبی و عافیتخواهی است.
شهیدان حبیب بدوی از اهالی خوزستان و احمد محمد مشلب از اهالی لبنان، با سرمشق قرار دادن این آموزه از آموزههای کربلا بود که به تمام جلوههای دنیایی و ثروت و امکاناتی که داشتند، پشت پا زدند و در مسیر اعتلای کلمهالله و دفاع از حرم آلالله از جان خویش نیز گذشتند.
۴. صبر بر اسارت
شرایط زندگی در اسارت دشمن، بسیار سخت است. نبودن عنصر صبر، میتواند سبب از دست رفتن روحیه اسرا شود تا آنجا که با دشمن همکاری کنند یا ذلیلانه و ملتمسانه درخواستهایی داشته باشند یا خود را حقیر و شکستخورده بدانند؛ اما اگر عامل صبر وجود داشته باشد، دوران سخت اسارت را میتوان قهرمانانه و با روحیه سپری کرد. بازماندگان حادثه عاشورا علاوه بر صبر بر آن همه داغ و مصیبت، بر سختی راه کربلا تا کوفه و کوفه تا شام، شرایط دشوار و سختگیریهای سپاه کوفه و شام، توهینها، آزارها و تحقیرهای شامیان و… هم صبور بودند و عزت خود را حفظ کردند.
سر سلسله این صابران، حضرت زینب بود که در سلام بر او نیز گفته میشود: «السلام على قلب زینب الصبور».
صبر از زبان عجز، ثناخوان زینب است
عقل بسیط، واله و حیران زینب است
ایوب، صابر است و لیکن در این مقام
حیرتزده ز صبر فراوان زینب است
در قتلگاه، جسم برادر به روی پوست
بگرفت، کای خدای من، این جان زینب است
برهم زِ ن اساس جفاکاری یزید
لحن بلیغ و نطق درخشان زینب است [22]
حادثه کربلا و صبر قهرمانانه اهلبیت در دوران اسارت، به رزمندگان ما در دوران دفاع مقدس و به خانوادههای آنان، درس صبوری آموخت که خانوادههای آزادگان، سالها چشم به راه بازگشت فرزندان اسیرشان بودند. امام امت در ترسیم صبر و مقاومت مردم ایران در پیامی فرمود:
مبارک باد بر خانوادههای عزیز شهدا، مفقودین و اسرا و جانبازان و بر ملت ایران که با استقامت و پایداری و پایمردی خویش، به بنیانی مرصوص مبدل گشتهاند که نه تهدید ابرقدرتها آنان را به هراس میافکند و نه از محاصرهها و کمبودها به فغان میآیند… زندگی با عزت را در خیمه مقاومت و صبر، بر حضور در کاخهای ذلت و نوکری ابرقدرتها و سازش و صلح تحمیلی ترجیح میدهند [23].
۵. صبر بر غربت و تنهایی
برخی افراد تا وقتی در مسیر میمانند که یاران و هوادارانی داشته باشند. اگر کسی آنان را یاری نکند، عقبنشینی میکنند. بعضی نیز آنچنان به راه خود ایمان دارند و مقاوم و صبورند که اگر تنها و بییاور هم بمانند، دست از هدف و مبارزه برنمیدارند. امام حسین و عاشورائیان اینگونه بودند و بر غربت و تنهایی صبر کردند. وقتی محمد حنفیه از روی خیرخواهی از امام خواست که به کوفه نرود و بیوفایی کوفیان را یادآور شد، امام در پاسخ او فرمود:
یا أخی! والله لو لم یکن فی الدنیا ملجأ ولا مأوى لما بایعت یزید بن معاویة [24]: برادرم! به خدا سوگند اگر هیچ پشتیبان و پناهگاهی نداشته باشم، هرگز با یزید بیعت نخواهم کرد.
امام در برابر دشمن، فرمود:
دَعْنی أرزق العذر وأشرف على الأسد مع قلّة الناصر [25]: من با همین گروه از خانواده و یارانم، با کمی تعداد و زیادی دشمنان و یاری نکردن یاران، با دشمن جنگ خواهم کرد.
امام خمینی نیز با الهام از فرهنگ عاشورایی و صبر بر تنهایی و غربت در راه انجام تکلیف الهی در هنگام هجرت به فرانسه فرمود:
اکنون که من به ناچار باید ترک جوار مولی امیرالمؤمنین را نمایم و در کشورهای اسلامی، دست خود را برای خدمت به شما ملت محروم که مورد هجوم همهجانبه اجانب و وابستگان به آنان هستید باز نمیبینم و از ورود به کویت با داشتن اجازه، ممانعت نمودهاند، به سوی فرانسه پرواز میکنم. پیش من مکان معیّنی مطرح نیست. عمل به تکلیف الهی مطرح است [26].
۶. رجزهای حماسهسازان نماد اعتقاد و صبر
رجزها و شعرهای حماسی اصحاب امام حسین، حاکی از ایمان، اندیشه، روحیه، باورها و خصلتهای اخلاقی آنان است. مروری بر رجزها، ما را با مجموعهای از مفاهیم توحیدی، اعتقادی، ولایی و جهادی آشنا میسازد؛ مفاهیمی همچون: حمله کردن و نترسیدن، پشت به میدان نکردن، اظهار عجز و بیم نداشتن، ایستادن در برابر شمشیرها و نیزهها، نهراسیدن از سختیها، حمایت از امام تا آخرین لحظه، صبر تا رسیدن به آرزوها، صبر بر مرگ و شهادت تا رسیدن به بهشت جاودان، پایداری بر سر بیعت، سر خم نکردن در برابر سپاه دشمن و… . رجزهای حماسی حضرت عباس و شعار «إنّی أحامی أبداً عن دینی» پس از قطع شدن دست راست و جنگیدن با دشمن تا شهادت، رجزهای امام حسین هنگامی که به تنهایی با آن سپاه میجنگد، گویای صبر و مقاومت و برنگشتن است:
أنا الحسین بن علی
آلیت أن لا أنثنی
أحمی عیالات أبی
أمضی على دین النبی [27]
من حسین بن علی هستم، سوگند خوردهام که از راهم برنگردم و از خانواده پدرم حمایت کنم و بر اساس دین پیامبر پیش بروم.
نتیجهگیری
حماسه کربلا، درس صبر و مقاومت به انسانهاست. شهدای عاشورا، نه از تهدیدهای دشمن و انبوه لشکریان کوفه ترسیدند و سست شدند، نه جمعیت اندک و قطع پشتیبانی کوفیان آنان را متزلزل ساخت، نه تشنگی و زخم شمشیر و سختی کارزار آنان را به ستوه آورد، نه شهادتهای متعدد، سبب ترس و وحشتشان شد، نه تن به ذلت و تحقیر و خواری دادند و نه جاذبههای مال و مقام و ریاست، آنان را در عزمشان ضعیف ساخت.
پیروان اهلبیت در طول تاریخ، با صبر و استقامتی بینظیر، مشعل عاشورا را همواره فروزان نگاه داشتند. از این رو مکتب عاشورا در همه عرصهها ـ از جمله صبر و مقاومت و پایداری ـ به اسوهای ماندگار تبدیل شد. اکنون ما در مقابل تهدیدهای دشمنان، خود را «فرزندان عاشورا» میدانیم و جبهه وسیع مقاومت در جهان اسلام، موفقیت خود را در گرو درسهایی میداند که از عاشورای حسینی آموخته است. ما نیز برای حفظ عزت و اقتدار و استقلال سیاسی و اقتصادی، نیازمند «صبر و مقاومت» بهعنوان آموزه مهم عاشورایی هستیم.
پینوشتها
- محقق و نویسنده.
- علی بن موسی ابنطاووس؛ اللهوف على قتلى الطفوف؛ ترجمه احمد فهری زنجانی؛ ص ۷۴.
- بقره: ۱۵۵.
- ابنشعبه حرانی؛ تحف العقول؛ ص ۵۹.
- محمد باقر مجلسی؛ بحار الانوار؛ ج ۶، ص ۱۵۴.
- همان، ج ۴۵، ص ۸۹.
- محمد بن محمد مفید؛ الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد؛ ج ۲، ص ۸۲.
- محمد محمدی ریشهری؛ میزان الحکمه؛ ح ۲۲۵۳۲.
- جمعی از محققان پژوهشکده باقرالعلوم؛ موسوعة کلمات الإمام الحسین؛ ص ۴۷۷.
- بقره: ۴۵.
- محمد بن محمد مفید؛ الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد؛ ج ۲، ص ۹۶.
- سلیمان بن ابراهیم قندوزی؛ ینابیع المودّة؛ ص ۴٠۶.
- محمد باقر مجلسی؛ بحار الانوار؛ ج ۴۵، ص ۸۹.
- ابن شهرآشوب؛ مناقب آل ابیطالب؛ ج ۴، ص ١٠١.
- عبدالواحد تمیمی آمدی؛ غرر الحکم و درر الکلم؛ ج ۷، ص ١٩٠.
- جمعی از محققان پژوهشکده باقرالعلوم؛ موسوعة کلمات الإمام الحسین؛ ص ۴۶۵.
- همان، ص ۴٩٠.
- سید عبدالرزاق موسوی مقرم؛ مقتل الحسین؛ ص ۳۵۷.
- فاشنیوز (پایگاه خبری تحلیلی فرهنگ ایثار و شهادت)؛ «خدا قبل از شهادت فرزندم، صبر این مصیبت را به من داده بود»؛ ١٣٩٨/٠۴/١۶؛ لینک.
- محمد باقر مجلسی؛ بحار الانوار؛ ج ۴۴، ص ۳۶۶.
- محمد تقی نیر ممقانی؛ دیوان آتشکده حجتالاسلام نیر؛ ص ١٠٨.
- محمد حسین صغیر اصفهانی؛ حسین پیشوای انسانها؛ ص ٢٠٦.
- روحالله خمینی؛ صحیفه نور؛ ج ٢٠، ص ۵٩.
- محمد باقر مجلسی؛ بحار الانوار؛ ج ۴۴، ص ۳٢٩.
- همان، ج ۴۵، ص ٨٣؛ ابن شهرآشوب؛ مناقب آل ابیطالب؛ ج ۴، ص ١١٠.
- روحالله خمینی؛ صحیفه نور؛ ج ٢، ص ١١١.
- محمد باقر مجلسی؛ بحار الانوار؛ ج ۴۵، ص ۴٩.













