آموزهی توحید، بنیادیترین اصل اعتقادی اسلام و محور وحدت امت اسلامی است. با این حال، قرائت وهابیت از توحید با رویکردی طردمحور و تکفیری، این آموزه را از جایگاه وحدتبخش خود خارج کرده و آن را به عامل تفرقه و خشونت مذهبی تبدیل کرده است. مسألهی اصلی این پژوهش آن است که مشکل این قرائت صرفاً در پیامدهای رفتاری و فقهی آن نیست، بلکه در ساختار معرفتی و کلامی آن ریشه دارد. هدف مقاله، واکاوی این ساختار و نشان دادن آن است که توحید وهابیت در ذات خود واجد نوعی کفر ساختاری است که معنای قرآنی توحید را تحریف کرده و به ضدتوحید تبدیل میسازد. روش تحقیق بر تحلیل کلامی- انتقادی متون اصلی وهابیت و مقایسهی آنها با مبانی توحید در قرآن و سنت استوار است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که این رویکرد با مطلقسازی یک فهم خاص از خداوند، انکار مراتب عرفانی و اخلاقی، فروکاست توحید به شعائر صوری و بازتولید گفتمان سلطه، عملاً به انسداد وحدت اسلامی و تعمیق تفرقه در امت اسلام انجامیده است.
کلیدواژهها
توحید طردمحور، وهابیت، کفر ساختاری، وحدت اسلامی، تحلیل کلامی




