مبحث فسخ نکاحِ منعقد شده در دوران نابالغی، از جمله مباحث چالشبرانگیز در حوزه فقه و حقوق خانواده محسوب میشود. اختلاف نظر فقها در خصوص حق فسخ زوجین پس از بلوغ، ناشی از وجود روایات متعارض در این زمینه است که منجر به مناقشات فقهی دامنهداری شده است. در این پژوهش، با بهرهگیری از روش توصیفی-تحلیلی و اتخاذ رویکرد تطبیقی در فقه اسلامی، به واکاوی دیدگاههای مختلف در این خصوص پرداخته شده و ادله و مستندات فقهی هر یک از دیدگاهها، مورد نقد و ارزیابی قرار گرفته است. در نهایت، با عنایت به مبانی فقهی، روایات، و همچنین ملاحظات اجتماعی و اخلاقی، دیدگاه منتخب، دیدگاهی است که به زوجین، پس از حصول بلوغ، حق فسخ نکاح را اعطا مینماید. این دیدگاه، با تأکید بر اصلِ آزادی اراده و اختیار زوجین در تعیین سرنوشت خویش، به آنها این حق را میدهد که پس از بلوغ، در خصوص استمرار یا انحلال ازدواج خود تصمیمگیری نمایند و بدین ترتیب، از آسیبهای احتمالی ناشی از ازدواج در سنین پایین پیشگیری شود. در خاتمه، پیشنهاد میگردد که قانونگذار، با الهام از این دیدگاه فقهی و با لحاظ نمودن ملاحظات اجتماعی و اخلاقی، مقرراتی جامع و مانع در باب فسخ نکاح افراد نابالغ پس از بلوغ وضع نماید.
کلیدواژهها
فسخ نکاح، ازدواج کودک، بلوغ کودک ، مصلحت کودک




