در خصوص طلاق به‏عوض قانون مدنی ساکت است. اما در فقه شهید ثانی برای اولین بار درستی آن‏ را مطرح و تأیید کرد. بر همین اساس و بعد از ایشان این نوع از طلاق، که بعضی از استادان حقوق آن ‏را معادل طلاق توافقی و صحیح دانسته‏اند، به مباحث فقه و حقوق خانواده اضافه شد. برخی آن ‏را همان خلع و مبارات دانستند و عده‏ای هم ضمن تأیید دوگانگی آن با طلاق خلع به درستی این نوع طلاق رأی دادند و البته راه‏هایی هم برای توجیه آن در قالب عقود دیگر یا قرارداد خصوصی پیشنهاد کردند. اما در عین حال کسی به بطلان آن فکر نکرده است؛ با آنکه به نظر می‏رسد توجه به مقصود شریعت و روح قانون و لحاظ آن در مسئله دست‏کم احتمال آن ‏را نشان می‏دهد. زیرا از یک طرف برآیند همة روایات و احکام طلاق سخت‏گیری در رخ‏داد جدایی است که به طور قطع طلاق مزبور با آن هماهنگ نیست و همین نوعی نهی از وقوع طلاق به‏عوض محسوب می‏شود و از طرف دیگر نهی در چنین معاملاتی دست‏کم از یک نظر و با توجه به روح شریعت موجب بطلان است.
کلیدواژه‌ها

روح قانون، طلاق به‏ عوض، مقصود شریعت، نهی در معامله

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=69692

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *