این مقاله با هدف بررسی رویکردهای فقه مدرن در مواجهه با جنگ شناختی به عرصة قلم نشسته است. یافتههای این پژوهش که بر اساس روش توصیفیـ تحلیلی انجام شده نشان میدهد در رویکرد دارالدعوه مبتنی بر دیدگاه قرضاوی اسلام پیش از آنکه نیازمند تفسیر فقهی و کشف قوانین آن باشد محتاج عقل و برهان است و موفقیت اسلام در حیطة جنگ شناختی نیازمند نرمش، عبور از سختگیریهای فقهی، و تمرکز بر واقعیت به جای حقیقت است. در رویکرد دارالتبلیغ، متعلق به طارق رمضان، موضعگیری نسبت به فقه شدیدتر و خود فقه مانع اصلی گسترش اسلام است. در این رهیافت، اسلام جهت موفقیت در برابر تمدن غرب نیازمند شریعت منهای فقه است. چون فقه باب اصلی تضاد میان دو تمدن غرب و اسلام است. اما در رویکرد دارالفطره که به زعم این نوشتار رویکرد آیتالله مصباح یزدی در جنگ شناختی است فقه و استدلالهای فقهی سنگر مهمی در مقابل تمدن غرب است؛ چنان که به واسطة بهرهمندی از استدلالهای فقهی نشان میدهد اشکال اساسی دو رهیافت یادشده مداهنه است و به همین دلیل به جای بهرهمندی از اصل اخلاص در تبلیغ عموماً توجه به منویات جبهة غرب را مد نظر دارند.
کلیدواژهها
جنگ شناختی، دارالتبلیغ، دارالدعوه، دارالفطره، شریعت، فقه، یورو اسلام










