نگاهی به سیره عبادی امام حسین علیه‌السلام
حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر مصطفی آزادیان[1]

اشاره
آنچه درباره‌ی امام حسین علیه‌السلام شهرت دارد، قیام حضرت و حماسه‌ی عاشوراست؛ اما متأسفانه بعد عبادی و جایگاه معنوی ایشان، چندان مورد توجه قرار نگرفته است. در حالی‌که سیره‌ی امام حسین علیه‌السلام همواره با معرفت، اخلاص بی‌نظیر و عبادت خدای سبحان همراه بوده و ایشان از مناجات با خدا لذت می‌بردند. هدف از بیان سیره‌ی عبادی حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام، معرفی سیره‌ی آن حضرت و بررسی تطبیقی این سیره است؛ چراکه شیعه‌ی واقعی امام، راهی جز محبت و مودت به آن حضرت و عمل به سیره‌ی ایشان ندارد. چنان‌که امیرمؤمنان، علی علیه‌السلام، فرموده‌اند: «مَنْ أَحَبَّنَا فَلْیَعْمَلْ بِعَمَلِنَا»[2]؛ یعنی هرکس ما را دوست دارد، باید به آنچه ما عمل می‌کنیم، عمل کند. همچنین، امام محمدباقر علیه‌السلام به جابر جعفی فرمودند: «مَنْ أَحَبَّنَا فَهُوَ لَنَا وَمَنْ أَبْغَضَنَا فَهُوَ عَلَیْنَا، وَمَا نُوَالِی إِلَّا عَلَی الْعَمَلِ وَالتَّقْوَی»[3]؛ یعنی هرکس به خدا منسوب است، دوست ماست و هرکس دشمن خداست، دشمن ماست و جز با عمل و پارسایی، راهی به ولایت ما وجود ندارد.

آنچه در این نوشته می‌آید، نگاهی کوتاه به برخی جنبه‌های بی‌کران سیره‌ی عبادی امام حسین علیه‌السلام است که در محورهایی همچون: نماز، حج، قرآن و دعا بررسی می‌شود و سزاوار است که سیره‌ی عبادی و معنوی سالار و سید شهیدان، اباعبدالله الحسین علیه‌السلام، بیش از این به قلم و بیان درآید.

مبنای سیره‌ی عبادی امام حسین علیه‌السلام
عمل آدمی، برایند معرفت، اندیشه و نوع جهان‌بینی و مراتب ایمان اوست. راهی که به خدا منتهی می‌شود، با ایمان قلبی همراه است و زندگی عملی او، سبکی است که به راهی که از این اعتقادات و باورهای قلبی محترم به دست می‌آید، به‌طور کاملاً متفاوت خواهد بود. بنابراین، سبک زندگی مؤمنانه‌ی هر شخصی، تمثیل صادقانه و تام اوست. آنچه موجب امتیاز و برجستگی سیره‌ی عبادی امام حسین علیه‌السلام شده، به همین مسئله بازمی‌گردد. امام سوم ما شیعیان، هم معرفت کامل به خدا و معارف اسلامی و قرآنی داشت و هم از بالاترین مراتب ایمان و باور قلبی برخوردار بود؛ به‌گونه‌ای که حضرت، خود را همواره در محضر خدای متعال می‌دید و خویشتن را یادآور نعمت‌های الهی می‌دانست.

وقتی از حضرت پرسیدند، چگونه صبح کردید؟ فرمودند: «صَبَحْتُ وَرَبِّی فَوْقِی، وَالنَّارُ تَحْتِی، وَالْمَوْتُ یَطْلُبُنِی، وَالْحِسَابُ مُحِیطٌ بِی… فَکَیْفَ أَکُونُ وَأَنَا عَلَی هَذَا؟»[4]؛ یعنی صبح کردم، در حالی‌که پروردگارم بالای سرم و آتش زیر پایم و مرگ جوینده‌ام و حساب الهی در انتظارم است… بنابراین، چگونه می‌توانم بی‌غم باشم؟ قاضی والله شوشتری می‌گوید: به امام حسین علیه‌السلام عرض شد: ابوذر می‌گوید: «برای من، فقر محبوب‌تر از بی‌نیازی است و بیماری محبوب‌تر از سلامتی». امام حسین علیه‌السلام فرمودند: «حَمِدَ اللهُ عَلَی ذَلِکَ أَبُوذَرَّ، أَمَّا أَنَا فَأَقُولُ: مَنْ أَحْسَنَ ظَنَّهُ بِاللهِ لَمْ یَتَمَنَّ غَیْرَ مَا أَرَادَهُ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ لَهُ»[5]؛ یعنی خدای ابوذر را به خاطر این سخن ستایش کند؛ اما من می‌گویم: هرکس به انتخاب خدا راضی باشد، جز آنچه خدا برایش برگزیده است، آرزو نمی‌کند.

سجده‌ی امام صادق علیه‌السلام
می‌فرمایند: چون صبح شد، دست‌هایم را به آسمان بلند کردم و عرض کردم: «اللَّهُمَّ أَنْتَ ثِقَتِی فِی کُلِّ کَرْبٍ، وَأَنْتَ رَجَائِی فِی کُلِّ شِدَّةٍ، وَأَنْتَ لِی فِی کُلِّ أَمْرٍ نَزَلَ بِی ثِقَةٌ وَعُدَّةٌ… فَأَنْتَ وَلِیُّ کُلِّ نِعْمَةٍ، وَصَاحِبُ کُلِّ حَسَنَةٍ، وَمُنْتَهَی کُلِّ رَغْبَةٍ»[6]؛ یعنی ای پروردگار! در هر غم و اندوه، پناهگاه منی و در هر سختی، امید منی و در هر حادثه‌ای که بر من وارد شود، اعتماد و استعداد منی… بنابراین، ای خدای من! تو ولی همه‌ی نعمت‌ها، صاحب هر نیکویی و منتهای همه‌ی آرزوها هستی.

گاهی روایت سیره‌ی عبادی و شیوه‌ی پرستش سروَر آزادگان، عالمی را به ژرفای معرفت، ایمان تام و اخلاص بی‌نظیر و به باطن قوای آن حضرت به ذات خدا می‌کشاند. در ادامه، به بیان مهم‌ترین موضوعات عبادی در زندگی والای آن امام همام می‌پردازیم.

الف. نماز
۱. مقدمات نماز
از منظر اسلام، نماز مطلوب است که با حضور قلب و توجه کامل خوانده شود. یکی از راهکارهای کسب حضور قلب در نماز، این است که مقدماتی مانند وضو را با حال و توجه و به شکرانه‌ی شایسته انجام دهیم. به همین جهت، سفارش شده که در هنگام شستن اعضای وضو، اذکار خاصی را بخوانیم.

در حالات معنوی امام حسین علیه‌السلام نوشته‌اند: هرگاه امام علیه‌السلام وضو می‌گرفتند، رنگ چهره‌اش تغییر می‌کرد و بندبند اعضای بدنش به لرزه درمی‌آمد. وقتی از حضرت دلیل این امر را جویا شدند، در پاسخ فرمودند: «حَقٌّ لِمَنْ وَقَفَ بَیْنَ یَدَیِ اللهِ الْمَلِکِ الْجَبَّارِ أَنْ یَصِفَرَّ لَهُ وَ تَرْعَدُ مَفَاصِلُهُ»[7]؛ یعنی سزاوار است کسی که در پیشگاه خدا می‌ایستد، از خوف و خشیت او، رنگش تغییر کند و اعضای بدنش بلرزد.

۲. طولانی بودن رکوع و سجود
شیخ طوسی قمی می‌نویسد: «حضرت مهدی و سجده‌اش طولانی بود»[8]. روایت شده که وقتی شریح وارد مسجد شد، فرمود: «سَجَدَ وَمَدَّ مَقَامَهُ الْحَدِیدَ رَلِقَ أَضْرَاسِی، أَمْ لِشُرْبِ الْحَمِیمِ رَلِقَ أَمْعَائِی، إِلَهِی لَئِنْ طَالَبْتَنِی بِعَذَابِی طَالَبْتُکَ بِعَفْوِکَ، وَلَئِنْ حَبَسْتَنِی مَعَ الْأَطَائِعِ لَأُبَرِّرَنَّ بِحُبِّی لَکَ، سَجَدَ إِنْ طَالَتْکَ نَفْسَکَ وَمَصَّرْتَ ضَرَّکَ، فَهَبْ لِی مَا یَنْفَعُکَ، وَاغْفِرْ لِی مَا یَضُرُّکَ فَإِنَّکَ أَحْسَنُ الرَّاحِمِینَ»[9]؛ یعنی خدایا! مولای من! آیا اعضای بدنم را برای گرمای آهنین و اعضای دومی‌ام را برای نوشیدن حمیم دوزخ آفریدی؟ خدایا! اگر مرا به جرم گناهانم بازخواست کنی، من عفو تو را خواستارم و اگر مرا در زنجیر به بند بکشی، مرا به دوستی و محبتی که به تو دارم، دل می‌دهم و به اجابت تو امیدوارم! مولای من! درمان‌برنده و غنای من، سجودم به حال تو دارد و معصیت و گناهم را به تو می‌سپارم. پس، ای خدا، عفو تو به من ببخش و از گناهانم درگذر، که تو مهربان‌ترین مهربانانی.

۳. اهتمام به نماز اول وقت
ابوتمام صائدی، از یاران امام علیه‌السلام، در روز عاشورا وقت نماز ظهر را به امام یادآوری کرد. امام علیه‌السلام خطاب به او فرمودند: «ذَکَرْتَ الصَّلاةَ جَزَاکَ اللهُ مِنَ الْمُصَلِّینَ الذَّاکِرِینَ وَهَذَا أَوَّلُ وَقْتِهَا، ثُمَّ قَالَ: سَلُوهُمْ أَنْ یَکُفُّوا عَنَّا حَتَّی أُصَلِّی»[10]؛ یعنی نماز را یادآوری کردی؛ خدا تو را از نمازگزارانی که به یاد خدا هستند، قرار دهد. اکنون، وقت نمار در رسیده است؛ از دشمن بخواهید که موقتاً دست از جنگ بردارد تا ما نماز خود را به‌جا آوریم. بدین ترتیب، امام علیه‌السلام با چند نفر از یارانش در مقابل تیرهای دشمنان، نماز ظهر را به‌جا آوردند. چقدر خوب است که ما هم به‌گونه‌ای به نماز اهتمام ورزیم که همانند ابوتمام، مشمول دعای حضرت شویم.

در جنگ صفین، ابن‌طاووس از امام علی علیه‌السلام پرسید: ای امیرمؤمنان! گویی نگران منزلت هستید؟ امام فرمودند: خیر، مراقب دوام شما و خواندن وقت نماز ظهر هستم. ابن‌طاووس عرض کرد: ما در این موقع حساس می‌جنگیم و دست از جنگ برداریم و نماز بخوانیم؟ امیرمؤمنان علیه‌السلام در پاسخ فرمودند: «إِنَّمَا قَاتَلْنَاهُمْ عَلَی الصَّلاةِ»[11]؛ یعنی ما برای نماز با اینان می‌جنگیم.

ب. حج
در سیره‌ی عبادی اباعبدالله الحسین علیه‌السلام آمده است که آن حضرت در عمر گران‌قدر خود، بیست‌وپنج بار پیاده به خانه‌ی خدا مشرف شدند و با خشوع، همه‌ی مناسک حج را به‌جا آوردند[12]. شیخ مفید می‌نویسد: ابراهیم نخعی از پدر خود و از جد خویش نقل کرده است که گفت: «أُنْظُرُ الْحَسَنَ وَالْحُسَیْنَ یَمْشِیَانِ إِلَی الْحَجِّ، فَلَمْ یَمُرَّا عَلَی عَرَبَةٍ إِلَّا یَمْشِی»[13]؛ یعنی حسن و حسین علیهماالسلام را دیدم که پیاده به حج می‌رفتند. پس بر هیچ سواره‌ای نگذشتند، مگر اینکه او پیاده راه می‌رفت. این مسئله برای برخی سنگین آمد و به سعدبن‌ابی‌وقاص گفتند: پیاده‌روی برای ما مشکل است و از سواره دیگر، می‌پسندیم که ما سواره باشیم و این دو آقا به‌گونه‌ای پیاده بروند. سعد به امام حسن علیه‌السلام عرض کرد: ای ابامحمد! پیاده‌روی برای برخی از این مردمان که با شما همراه هستند، سنگین است و چون شما را پیاده می‌بینند، سواره بودن را جایز نمی‌دانند؛ چرا شما سوار نمی‌شوید؟ امام حسن علیه‌السلام فرمودند: «ما سوار نمی‌شویم؛ با خود پیمان بسته‌ایم که پیاده به بیت‌الحرام برویم؛ ولی از راه، رنجیده می‌گیریم»[14]. پس از راه، رنجیده شدند و از دید مردم دور ماندند.

ج. اهتمام به قرآن
۱. تلاوت قرآن در شب عاشورا
مورخان نوشته‌اند که در تصرف اسکتا، تمربنسعد به محضر استقرار امام حسین علیه‌السلام وارد شد. چون امام علیه‌السلام از هدف او آگاه شدند، به عمر بن‌سعد فرمودند: «ارْجِعْ إِلَیْهِمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تُؤَخِّرَهُمْ إِلَی غَدْوَةٍ وَتُفَضِّیهِمْ عَنَّا اللَّیْلَةَ لِنَصَلِّیَ لِرَبِّنَا هَذِهِ اللَّیْلَةَ وَنَدْعُوهُ وَنَسْتَغْفِرَهُ فَهُوَ یَعْلَمُ أَنِّی قَدْ أَحْبَبْتُ الصَّلاةَ لَهُ وَتِلَاوَةَ کِتَابِهِ وَکَثْرَةَ الدُّعَاءِ وَالاسْتِغْفَارِ»[15]؛ یعنی به‌سوی آن‌ها بازگرد و اگر توانستی، جنگ را به صبح واگذار و امشب را مهلت بگیر تا امشب را به نماز، دعا و استغفار بپردازیم؛ چراکه او می‌داند من به‌خصوص نماز، تلاوت قرآن و دعا و استغفار را دوست می‌دارم.

امام علیه‌السلام با یاران باوفای خود، آن شب را به نماز و استغفار و دعا و تلاوت قرآن سپری کردند.

۲. اهمیت آموزش قرآن به فرزندان
انسان نه‌تنها خود باید قرآن را بشناسد و با تلاوت آیات آن از هدایتش برخوردار گردد، بلکه وظیفه دارد فرزندان و اطرافیان خویش را نیز با آن آشنا کند. والدین محترم باید فرزندانشان را که امانت‌های الهی هستند، با قرآن کریم آشنا کنند. امروزه، متأسفانه برخی فکر می‌کنند که قرآن، نماز و مسائل شرعی را به فرزندان خود بیاموزند، آن‌ها را به کلاس‌هایی همچون آموزش زبان یا موسیقی می‌فرستند! ابن‌شهرآشوب روایت می‌کند: اباعبدالرحمن سلمی، سوره‌ی حمد را به یکی از فرزندان امام حسین علیه‌السلام آموزش داد. وقتی فرزند آن سوره را برای پدر قرائت کرد، حضرت بسیار خوشحال شدند و معلم را دعوت کردند و به تن جوان، قدیفه و شکر، هم‌چین، دینار و هم‌چین، حله لباس به او پاداش دادند… وقتی از حضرت درباره‌ی این‌همه لطف سؤال کردند، در پاسخ فرمودند: «أَیْنَ یَقَعُ هَذَا مِنْ عِلْمِهِ»[16]؛ یعنی این هدیه و بخشش، چگونه می‌تواند با علمی که او می‌دهد، برابری کند؟

د. مناجات
مناجات با خدا، یکی از مظاهر مهم بندگی به شمار می‌رود. همه‌ی پیامبران و اولیای الهی، شب و روز با خدا در ارتباط بودند و آن را یکی از مهم‌ترین راه‌های کسب کمال و قرب الهی می‌دانستند. قرآن کریم درباره‌ی اهمیت دعا می‌فرماید: «قُلْ مَا یَعْبَؤُا بِکُمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاؤُکُمْ»[17]؛ یعنی بگو: پروردگارم به شما اعتنا نمی‌کند، اگر دعای شما باشد. امام حسین علیه‌السلام می‌فرماید: «أَزْهَدُ النَّاسِ مَنْ زَهَدَ فِی الدُّعَاءِ»[18]؛ یعنی زاهدترین مردم، کسی است که از دعا کردن باز ایستد.

در ادامه، مناسب است که به چند مورد از دعاهای امام حسین علیه‌السلام اشاره کنیم.

۱. دعای امام در هر صبح و شام
امام حسین علیه‌السلام در هر صبح و شام، با خواندن این دعا به خدا روی می‌آوردند:
«اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْلَمْتُ نَفْسِی إِلَیْکَ وَوَجَّهْتُ وَجْهِی إِلَیْکَ وَفَوَّضْتُ أَمْرِی إِلَیْکَ إِلَیْکَ أَسْأَلُ الرَّاحَةَ مِنْ کُلِّ سُوءٍ فِی الدُّنْیَا وَالآخِرَةِ، أَللَّهُمَّ إِنَّکَ کُنْتَ نَاصِرِی مِنْ کُلِّ أَحَدٍ وَلَمْ تَکُنْ لِی نَاصِرًا مَا عَرَفَ أَحَدٌ، وَأَجِرْنِی مِنْ کُلِّ أَمْرٍ فَرَجًا وَمَخْرَجًا إِنَّکَ تَعْلَمُ وَأَنَا لَا أَعْلَمُ وَقُدْرَتُکَ وَأَنَا أَقْدِرُ، وَأَنْتَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ»[19]؛
یعنی خدایا! خویشتن را تسلیم و متوجه تو کردم و راهم را به تو سپردم. از درگاهت هر امر پسندیده‌ای در دنیا و آخرت طلب می‌کنم. خدایا! تو به‌جای همه قادر به حمایت من هستی؛ ولی هیچ‌کس در برابر تو قادر به حمایت من نیست. مرا از هرچه می‌ترسم و پرهیز می‌کنم، در حمایت خود قرار ده و در راه‌هایم گشایش حاصل کن؛ چراکه تو از همه‌چیز آگاهی و من آگاه نیستم، و بر همه‌چیز قادری و من از قدرت برخوردار نیستم؛ به رحمتت ای مهربان‌ترین مهربانان.

۲. دعای امام در طلب توفیق
«اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ تَوْفِیقَ أَهْلِ الْهُدَی وَأَعْمَالَ أَهْلِ التَّقْوَی وَمُنَاصَحَةَ أَهْلِ التَّوْبَةِ وَعَزْمَ أَهْلِ الصَّبْرِ، وَجِدَّ أَهْلِ الشَّهْوَةِ وَطَلَبَ أَهْلِ الزُّهْدِ وَزِینَةَ أَهْلِ الْوَرَعِ وَرَوْعَ أَهْلِ الْجَمَالِ حَتَّی أَخَافَکَ اللَّهُ مَا أَخَافَ حَجَّتَکَ وَحَتَّی أَزْمِلَ عَطَاءَتَکَ وَمَلَ أَسْتَحِقُّ عَفْوَکَ وَحَتَّی أَنْصَحَکَ فِی التَّوْبَةِ وَفَاءً لَکَ وَحَتَّی أَرْجِعَ لَکَ النُّصْحَ حُبًّا لَکَ وَحَتَّی أَتَوَکَّلَ عَلَیْکَ فِی الْمَوْتِ حَسَنَ ظَنٍّ بِکَ سُبْحَانَ رَبِّ الْعَالَمِینَ سُبْحَانَ اللَّهِ الْعَظِیمِ وَبِحَمْدِهِ»[20]؛
یعنی ای خدا! از تو توفیق هدایت‌یافتگان، اعمال پرهیزگاران، خلق‌وخوی صادقانه‌ی توبه‌کنندگان، اراده‌ی جدای صابران، پرهیز راسایان، جویندگی داشجویان، دین‌داری پارسایان و بیم الهی‌جویان را طلب می‌کنم؛ تا جایی که از تو به‌اندازه‌ی ترس از حجتت بترسم؛ تا با عطای تو عمل کنم و شایسته‌ی عفوت گردم و با توبه‌ی صادقانه و خالص به‌سویت بازگردم و برای تو دلال شوم و با حسن ظن به تو در مرگ، به تو توکل کنم. پاک و منزه است پروردگار عالمین و خدا را با ستایشش تسبیح می‌گویم.

۳. دعای امام در روز عرفه
امام علیه‌السلام در موسم حج، در تربت و در دامنه‌ی کوه به حالت ایستاده این دعا را خواندند؛ در حالی‌که مردم گرد حضرت حلقه زده بودند. این دعا، طولانی است و قسمتی از آن دعای عرفاتی است که می‌خواند، رمجه و فریر کرد؛ اما به دلیل محدودیت در نوشته، تنها به بیان این بخش بسنده می‌شود:
«أَیَکُونُ لِغَیْرِکَ مِنَ الظُّهُورِ مَا لَیْسَ لَکَ حَتَّی یَکُونَ هُوَ الْمُظْهِرَ لَکَ مَتَی غِبْتَ حَتَّی تَحْتَاجَ إِلَی دَلِیلٍ یَدُلُّ عَلَیْکَ وَمَتَی عَزَبْتَ حَتَّی کَانَتِ الآثَارُ هِیَ الَّتِی تُوصِلُ إِلَیْکَ عَمِیَتْ عَیْنٌ لَا تَرَاکَ عَلَیْهَا وَحَاسِرَةٌ عَیْنٌ لَمْ تَجْعَلْ لَهَا مِنْ حُبِّکَ صَیْبًا»[21]؛
یعنی آیا برای غیر تو ظهوری هست که برای تو نباشد تا او ظاهرکننده‌ی تو باشد؟ کی غایب بوده‌ای که نیازمند دلیلی باشی تا بر تو دلالت کند؟ کی دور شده‌ای که آثار وسیله‌ی وصول به تو گردند؟ کور باد چشمی که تو را نبیند و زیان‌کار باد دستی که از حال و صیبی تو برخوردار نباشد.

به تعبیر حضرت امام خمینی رحمه‌الله:
بزرگ عاشقان، بنو، کزل خوش‌ظهور
کیست بس، همل آن‌جه سو، آس
همل جیم، عاشق کل سپ، همزل جیز
کزوآ، اینکزل دبایزی بزل جآین جزی تو

۴. دعای امام در واپسین لحظات عمر
امام علیه‌السلام در واپسین لحظات عمر خود به دعا پرداختند و چنین فرمودند:
«صَبْرًا عَلَی قَضَائِکَ یَا رَبِّ لَا إِلَهَ سِوَاکَ، یَا غِیَاثَ الْمُسْتَغِیثِینَ، مَا لِی رَبٌّ سِوَاکَ وَلَا مَعْبُودٌ غَیْرُکَ، صَبْرًا عَلَی حُکْمِکَ یَا غِیَاثَ مَنْ لَا غِیَاثَ لَهُ، یَا دَائِمًا لَا نَفَادَ لَهُ، یَا مُحْیِیَ الْمَوْتَی، یَا قَائِمًا عَلَی کُلِّ نَفْسٍ بِمَا کَسَبَتْ، احْکُمْ بَیْنِی وَبَیْنَهُمْ وَأَنْتَ خَیْرُ الْحَاکِمِینَ»[22]؛
یعنی صبر بر قضای تو ای پروردگار! هیچ معبودی جز تو نیست! ای فریادرس فریادخواهان! هیچ صاحب‌اختیاری و معبودی جز تو ندارم. صبر بر داوری‌ات، ای فریادرس بی‌پناهان! ای همیشه بی‌پایان! ای زنده‌کننده‌ی مردگان! ای قیام‌کننده بر هر کس با آنچه کسب کرده است! میان من و اینان داوری کن و تو بهترین داورانی.

پانویس‌ها
[1]: عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
[2]: میمی امدآ، غرر الحکم و درر الکلم، ص ۱۹۱؛ کلینی، بحار الأنوار، ج ۱۷، ص ۴۵۱.
[3]: شیخ کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۷۳؛ شیخ صدوق، الأمالی، ص ۱۲۰.
[4]: کلینی، بحار الأنوار، ج ۷۴، ص ۹۰.
[5]: قاضی والله شوشتری، احقاق الحق و إزهاق الباطل، ج ۹۹، ص ۰۱۹.
[6]: شیخ مفید، الإرشاد، ص ۲۰۴؛ شیخ طوسی قمی، نفس المهموم، ص ۹۳۳؛ تاریخ طبری، ج ۳، ص ۴۲۹.
[7]: دوبیتی‌های باباطاهر، دوبیتی شماره ۲۱.
[8]: شیخ طوسی قمی، نفس المهموم، ص ۹۵۳.
[9]: قاضی والله شوشتری، احقاق الحق و إزهاق الباطل، ج ۹۹، ص ۳۲۳.
[10]: شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۹، باب ۳۹.
[11]: شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۹، باب ۳۹.
[12]: هیثمی، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج ۱، ص ۲۵۹.
[13]: ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج ۴، ص ۲۲۳؛ ابن‌عساکر، أسد الغابة فی معرفة الصحابة، ج ۲، ص ۲۵.
[14]: ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج ۴، ص ۲۲۳.
[15]: شیخ مفید، الإرشاد، ص ۲۰۵؛ ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج ۴، ص ۴۱۱؛ کلینی، بحار الأنوار، ج ۳۴، ص ۲۷۱.
[16]: ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج ۳، ص ۱۱؛ کلینی، بحار الأنوار، ج ۳۳، ص ۹۱۵.
[17]: قرآن کریم، آیه ۷۷.
[18]: کلینی، بحار الأنوار، ج ۱۴، ص ۲۱۳.
[19]: سید بن‌طاووس، مهج الدعوات و منهج العبادات، ص ۹۰۷؛ کلینی، بحار الأنوار، ج ۱۱، ص ۴۹۴.
[20]: سید بن‌طاووس، مهج الدعوات و منهج العبادات، ص ۹۰۷؛ کلینی، بحار الأنوار، ج ۱۳، ص ۱۱۳.
[21]: دروزی بسطامی، دیوان اشعار، ص ۱.
[22]: عبدالرزاق الموسوی المقرم، مقتل الحسین، ص ۴۳۱.

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=62180

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب