مسجد امام حسین علیه السلام در قاهره
پیرامون محلّ دفن سر مبارک امام حسین (ع) در کتاب هاى تاریخى شیعه و اهل سنّت و نیز منابع روایى شیعه اختلاف فراوانى مشاهده مى شود؛ شهرهای مدینه منوره، دمشق، نجف، عسقلان و قاهره و در نهایت کربلا به عنوان شهرهایی یاد می شود که سر مبارک امام حسین(علیه السلام) در آنها دفن شده است. روزنامه الاهرام مصر در مقاله ای تحت عنوان «ماجرای «سرمبارک در سالگرد شهادت امام حسین(ع)؛ پشت الباب الاخضر(درب سبز مسجد راس الحسین در قاهره)» به روایت مربوط به دفن سر مبارک امام حسین(ع) در عسقلان و سپس قاهره اشاره کرده و تلاش کرده است این روایت را به عنوان مقصد نهایی سر مبارک امام حسین علیه السلام مطرح کند.
در ادامه مطلب این مقاله را می خوانیم:
مورخان و نویسندگان سیره متفقالقولاند که پیکر امام حسین (رضیاللهعنه) در همانجایی که در کربلا به شهادت رسید، دفن شده است؛ جایی که وقایع آن در روز عاشورا، دهم ماه محرم سال ۶۱ هجری روی داد اما سر مقدس ایشان را گرداندند تا اینکه در شهر عسقلان، بندری فلسطینی بر ساحل دریای مدیترانه، نزدیک به بنادر مصر و بیتالمقدس، آرام گرفت.
بسیاری از مورخان و بزرگان سفر و سیره، وجود سر مقدس امام حسین (علیهالسلام) در شهر عسقلان و انتقال آن از آنجا به مصر را تأیید کردهاند. از جمله این افراد میتوان به ابن میسر، قَلقَشَندی، علی بن ابیبکر معروف به سیاح هروی، ابن ایاس، و سِبط ابن جوزی اشاره کرد.
از جمله کسانی که قائل به دفن سر مبارک امام حسین(علیه السلام) در قاهره هستند، مورخ بزرگ عثمان مدوخ است. وی میگوید: «برای سر مبارک حسین سه مشهد وجود دارد که مورد زیارت واقع میشوند: نخست مشهدی در دمشق که ابتدا سر در آن دفن شد، سپس مشهدی در عسقلان ـ شهری بر کرانه دریای مدیترانه ـ که سر از دمشق به آن منتقل شد، و در نهایت، مشهدی در قاهره مصر، واقع میان خانالخلیلی و جامع الازهر، که سر در آن آرام گرفت.»
مقریزی نیز میگوید: «سر مبارک حسین (رضیاللهعنه) در تاریخ ۸ جمادیالثانی سال ۵۴۸ هجری از عسقلان به قاهره منتقل شد و به مدت یک سال در قصر زُمُرُد دفن بود تا آنکه گنبدی مخصوص برای آن ساخته شد که همان مشهد فعلی است، و این بنا در سال ۵۴۹ هجری ساخته شد.»
بنابر نوشته این روزنامه، تأیید استقرار سر مبارک امام حسین علیه السلام در مصر از سوی بیشترین تعداد مورخان صورت گرفته است؛ از جمله: ابن ایاس در کتابش، قَلقَشَندی در کتاب صبح الأعشى، و مقریزی که فصلی کامل را در کتاب خود المواعظ والاعتبار (خطط مقریزی) به این موضوع اختصاص داده است. او روایت ابن میسر را تأیید میکند که میگوید: «افضل بن امیرالجیوش بدرالجمالی، کسی بود که سر شریف را بر سینه خود از عسقلان حمل کرد و پیاده با آن حرکت کرد تا روز یکشنبه، هشتم جمادیالثانی سال ۵۴۸ هجری به مصر رسید. سر مبارک در روز سهشنبه، دهم جمادیالثانی همان سال در جایگاه فعلی خود در قصر آرام گرفت، در نزدیکی گنبدی به نام بابالدَّیْلَم، جایی که اکنون نیز به عنوان آرامگاه معروف است و در مسجد مبارک آن زیارت میشود.»
همچنین سخاوی (رحمهالله) نیز این روایت را که سر امام حسین به مصر منتقل شده، تأیید کرده است.

مسجدامام حسین(ع) در قاهره
دیدگاه رسمی در مصر
استاد عَطِیّات الشَّطَوی، بازرس مورد اعتماد آثار باستانی و ناظر پیشگام بر پروژه نوسازی گنبد شریف، میگوید: «اسناد رسمی سازمان آثار باستانی مصر تأکید میکنند که سر مبارک امام حسین (رضیاللهعنه) از عسقلان به قاهره منتقل شده است؛ همانطور که مقریزی نیز گفته است. این انتقال در روز یکشنبه، هشتم جمادیالثانی سال ۵۴۸ هجری، برابر با ۳۱ اوت سال ۱۱۵۳ میلادی صورت گرفت. کسی که سر مبارک را از عسقلان آورد، امیر سیفالمملکه تمیم، والی آنجا بود، و سر در روز سهشنبه، دهم جمادیالثانی همان سال، برابر با ۲ سپتامبر ۱۱۵۳ میلادی، وارد قصر شد.» مقریزی میافزاید:«سر مبارک (امام حسین) را استاد مکنون در یکی از ده کشتی کوچک مخصوص خدمه (عَشّاری) آورد. سپس آن را به باغ کافوری فرود آوردند، و از آنجا از طریق سرداب به قصر زمرد منتقل کردند. در نهایت، سر مبارک در قبه دیلم در کنار باب دهلیز خدمت ـ که مکان کنونی آن است ـ به خاک سپرده شد.»
در دوران ایوبیان، ابوالقاسم بن یحیی بن ناصر سکری، معروف به زرزور، در سال ۶۳۴ هجری (۱۲۳۶ میلادی) منارهای بر در ورودی مشهد (حسینی) ساخت. این مناره آراسته به تزئینات گچی و نقوش هنرمندانهای بود و بر بالای بابالأخضر قرار داشت. بیشتر بخشهای آن در طول زمان تخریب شد و تنها پایهی چهارگوش آن باقی مانده که هنوز هم موجود است و دو کتیبه بنیادگذاری بر آن دیده میشود (این دو کتیبه بازسازی شده و اکنون نیز موجودند).
در سال ۶۴۰ هجری، در زمان سلطنت الملک الصالح نجمالدین ایوب، این مشهد دچار آتشسوزی شد. پس از این حادثه، قاضی فاضل عبدالرحیم بیسانی آن را مرمت کرد، توسعه داد و آبانبار و محل وضو (میضأه) به آن افزود و همچنین زمینهایی در نزدیکی منطقه حسینیه و در کنار خندق وقف آن کرد. (برخی از محققان تاریخی معتقدند که این آتشسوزی توسط یهودیان مصر صورت گرفته است.)
فعالیتهای توسعه و گسترش این مشهد تا دوران امیر کتخدا ادامه یافت. او در سال ۱۱۷۵ هجری بازسازی گستردهای در مسجد انجام داد؛ مخزن آب (صهریج) و آبخوری در فضای مسجد ساخت، دو ایوان به بنا افزود و برای خادمان و متولیان آن حقوقی منظم در نظر گرفت که تا سال ۱۲۰۶ هجری نیز پرداخت میشد.
هنگامی که سلطان عبدالعزیز عثمانی در سال ۱۲۷۹ هجری وارد مصر شد و مرقد شریف امام حسین (علیهالسلام) را زیارت کرد، دستور داد تا خدیوی اسماعیل آن را به شکلی کامل و زیبا بازسازی کند. این پروژه ده سال به طول انجامید و در سال ۱۲۹۰ هجری به پایان رسید. منارهیی که در سمت جنوبغربی مسجد قرار دارد، در سال ۱۲۹۵ هجری ساخته شد و این مناره با منارهی قدیمی ایوبی که در جنوبشرقی مسجد قرار دارد، متفاوت است.
در دوران انقلاب ۲۳ ژوئیه ۱۹۵۲م نیز توجه ویژهای به نوسازی مسجد امام حسین (ع) صورت گرفت؛ این نوسازی شامل افزایش مساحت مسجد، فرش جدید و نورپردازی مناسب بود تا فضای بیشتری برای زائران و نمازگزاران فراهم شود. این عملیات از سال ۱۹۵۹ میلادی آغاز شد و در سال ۱۹۶۳ میلادی پایان یافت و مجموع هزینههای آن ۸۳ هزار پوند مصری بود.
«سر مبارک امام حسین(ع) پشت الباب الاخضر دفن شده است»
روزنامه الاهرام در ادامه گزارش خود به دنبال آن است تا اثبات کند که سر مبارک امام حسین(علیه السلام) در پشت درب سبز مسجد امام حسین(ع) در قاهره دفن شده است و برای این منظور نیز دلایل دیگری را نیز ذکر کرده است که از آن میان، اشاره به شخصیت هایی نظیر زکی الدین المنذری، حافظ بن دحیه، مجدالدن بن عثمان، محی الیدن بن عبدالظاهر است.

مسجدامام حسین علیه السلام در قاهره
در ادامه این گزارش همچنین آمده است: روشن است که دولت فاطمی مصر همواره در کانون رقابت و تقابل شدید با دولت عباسی در عراق قرار داشت، و هر یک از این دو دولت در پی آن بودند که لغزشها و خطاهای یکدیگر را شناسایی کرده و آشکار کنند تا به وسیله آن، وجهه و موقعیت رقیب را تضعیف نمایند، بهویژه در موضوعاتی از این دست که بر احساسات عمومی مردم اثر میگذارد؛ هرچند میان دوستداران فرزندان علی (علیهالسلام) و هواداران فرزندان عباس اختلافاتی وجود داشت.
از این رو، سکوت دولت و ملت عباسی و سایر گروهها در برابر این موضوع حساس، یعنی مسئله وجود سر مطهر امام حسین علیه السلام در عسقلان و سپس انتقال آن به مصر، خود بزرگترین دلیل بر درستی و صحت این روایت تاریخی است.
الاهرام در ادامه به کتاب پژوهشگر سرشناس مصری به نام «خانم سعاد ماهر» تحت عنوان «اولیاء الله الصالحون» اشاره کرده و آورده است: تحقیقی علمی و قاطع توسط «خانم دکتر سعاد ماهر» باستانشناس و مورخ برجسته، در کتاب خود با عنوان «اولیاء الله الصالحون» انجام شده است. وی در این اثر با تفصیل به موضوع سر مطهر امام حسین (علیهالسلام) پرداخته و میان دانش، منطق، عقل و عاطفه پیوندی دقیق برقرار کرده است.
او پس از نقد و ردّ روایتهایی که مدعی دفن سر شریف در جایی غیر از قاهره هستند، از صفحه ۳۷۴ این کتاب، پژوهشی مهم و دقیق را آغاز میکند و در آن مینویسد:«اما دلیل انتخاب شهر عسقلان بهطور خاص برای قرار گرفتن سر مبارک در آن چه بود؟ شهری که، بنا بر آنچه در کتابهای تاریخ آمده، هرگز مرکزی برای شیعیان نبوده است ـ مگر آنکه هدف از این کار آن بوده باشد که سر در مکانی قرار گیرد که از یک سو به بیتالمقدس نزدیک باشد، و از سوی دیگر به ساحل نزدیک بوده و راهی برای خارج کردن آن از مشرق زمین فراهم کند؛ زیرا شیعیان در این منطقه ابتدا از سوی امویان و سپس از سوی عباسیان مورد آزار و سرکوب گستردهای قرار گرفتند. بنابراین، قرار گرفتن سر در عسقلان، امکان انتقال آسان آن را به شمال آفریقا و سرزمین مغرب ـ جایی که تعداد زیادی از شیعیان به آنسو کوچ کرده بودند ـ فراهم میکرد.»
دلیل نام گذاری درب مسجد امام حسین(ع) به «الباب الاخضر)
نویسنده در ادامه به دلیل نامگذاری درب مسجد امام حسین(علیه السلام) به «الباب الاخضر»(درب سبز) اشاره کرده و آورده است: سفر انتقال سر مبارک امام حسین (علیهالسلام) به مصر، داستانی طولانی دارد. زمانی که مصر آراسته و مزین شد، و چراغها از شوق ورود سر حسین (نوه رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم) افروخته شدند، این واقعه در اواسط سال ۵۴۸ هجری قمری رخ داد.
روایت شده است که صالح طلائع، وزیر فاطمی، از این بیم داشت که صلیبیها حرمت آرامگاه سر مطهر امام حسین (علیهالسلام) را در عسقلان زیر پا بگذارند. این مکان، پس از حدود نیم قرن از واقعه کربلا در دهم محرم سال ۶۱ هجری (روز عاشورا)، محل دفن سر مبارک شده بود؛ همانجا که قاتلان حسین (رضیاللهعنه)، سر ایشان را بر نوک نیزهها گرداندند.
سر مطهر در عسقلان، این شهر ساحلی فلسطین، دفن شد تا از دسترس هواداران آن حضرت دور باشد، و در آنجا حدود پنج قرن آرام گرفت، تا زمانی که حملات صلیبیها بر فلسطین شدت گرفت. پس از چندین درگیری، ابن طلائع تصمیم گرفت با پرداخت سیهزار دینار طلا از سوی دولت فاطمی، سر مبارک را بازخرید کند.
در این مأموریت، امیر افضل، فرزند امیرالجیوش بدرالدین جمالی، به عسقلان رفت، بر سر آرامگاه حاضر شد و سر مقدس را بر سینه خود حمل کرد و در روز یکشنبه، هشتم جمادیالثانی از عسقلان حرکت کرد تا در روز سهشنبه، دهم همان ماه، سال ۵۴۸ هجری برابر با ۳۱ اوت ۱۱۵۳ میلادی، وارد مصر شود.
کاروان حامل سر مبارک در موکبی باشکوه به راه افتاد. هنگام ورود کاروان به شهر صالحیه، مردم مصر برای تکریم سر مطهر، کفشهای خود را از پا درآوردند، بهطوری که هیچکس کفش به پا نداشت؛ این کاری بود برای بزرگداشت و تعظیم سر حسین (علیهالسلام).
بلافاصله، مراسم رسمی تحویل سر مقدس در مرزهای صالحیه برگزار شد. سر در کیسهای از ابریشم سبز قرار گرفت، بر تختی از چوب آبنوس نهاده شد، و همراه کاروان سلطنتی به راه افتاد. مردم سراسر مصر، با شادی، ذکر و تکبیر، از صالحیه تا مسجد در حال ساخت طلائع، کاروان را همراهی کردند. این مسجد به طور خاص برای دفن سر مطهر امام حسین (ع) ساخته شده بود.
جوش و خروش مردم مصر به مناسبت ورود سر مبارک، روزها و شبها ادامه یافت. سر در همان کیسه ابریشمی سبز رنگ در مسجد طلائع قرار گرفت که توسط ابن طلائع در خارج از قاهره ساخته شده بود.

مقام راس الحسین در قاهره
اما دولت فاطمی مصر راضی نبود که سر امام حسین (ع) دور از مقر حکومتی دفن شود. در نتیجه، تصمیم گرفته شد سر ابتدا در مسجد طلائع شستوشو داده شود و سپس به قصر زمرد انتقال یابد.
پس از توافق میان دو جناح حاکم در مصر، در قصر زمرد، حفاری انجام شد؛ درست زیر گنبد دیلم، پایین درِ دهلیز خدمت، نزدیک بابالأخضر (که امروزه محل مناره قدیمی مسجد امام حسین شناخته میشود)، برای دفن سر آمادهسازی شد. سر مبارک در همان کیسه ابریشمی سبز، بر تختی از آبنوس قرار گرفت، و در سال ۵۴۹ هجری دفن شد. این روز، از آن زمان تا امروز، به عنوان جشن میلاد امام حسین (ع) در میان مردم مصر شناخته میشود.

مسجد امام حسین قاهره و محل دفن ادعایی سر مبارک امام حسین علیه السلام
از آن پس، مقر حکومت فاطمیان نیز از قصر زمرد به مسجد سیدنا الحسین منتقل شد.
بابالأخضر به این دلیل نامگذاری شد که پارچه سبزی که سر مطهر را پوشانده بود، نماد آن شده است. در پایین مناره، پنجرهای از آجر بسته شده وجود دارد که ظاهراً شبیه پنجرههای رؤیت در معماری اسلامی قدیم بوده است.
همچنین روایت شده است که قطرات خونی که در نزدیکی بابالأخضر وجود دارد و به امام حسین (ع) نسبت داده میشود، از آنجا ناشی شده است که هنگامی که حاکم عسقلان و نمایندگان خلیفه فاطمی برای بیرون آوردن سر از آرامگاهش اقدام کردند، مشاهده کردند که خون سر هنوز خشک نشده است، در حالیکه نزدیک به ۵۰۰ سال از دفن آن در عسقلان گذشته بود.
متن مطلب را در الاهرام ببینید











