هشتمین نشست علمی از سلسه نشست های علمی مدرسه علمیه امام جعفر صادق (علیه السلام) با موضوع «فلسفه غیبت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)»که به کارشناسی استاد الحاج آقای مدقق موسوی (دام عزه) و دبیر علمی:جناب آقای سجادی (دام عزه) سه شنبه ۱۴۰۴/۱۱/۱۴ همزمان با نماز ظهر و عصر در مدرسه علمیه امام جعفر صادق (علیه السلام) قم برگزار گردید. این نشست علمی به مناسبت نیمه‌ی شعبان ۱۴۴۷ قمری با محوریت فلسفه‌ی غیبت امام زمان (عج) برگزار شد. هدف از برگزاری این گردهمایی فراتر از یک مراسم معمولی فرهنگی بود و درصدد پاسخ‌گویی به نیازهای راهبردی در حوزه‌ی مهدویت قرار داشت. نیازهایی که می‌توان به اختصار به تعمیق باورهای مهدوی از سطح شعاری به سطح معرفتی، پاسخ‌گویی به سؤالات و چالش‌های نسل جوان، تبدیل انتظار از مفهومی منفعل به برنامه‌ای فعال، ایجاد گفتمان علمی پایدار و جلوگیری از انحرافات فکری، و پرهیز از رکود علمی در مباحث اعتقادی اشاره کرد. در ابتدای نشست، مجری از حاضران و به‌ویژه بخش آنلاین استقبال کرد و پیشنهاد داد که چکیده‌ای علمی از فرمایشات استاد تهیه شود و به بهترین چکیده جوایزی اختصاص یابد. سپس با بیان ضرورت چنین نشست‌هایی، پرسش محوری مطرح شد: این غیبت طولانی با حکمت و رحمت بی‌پایان الهی چگونه سازگار است؟ آیا وضعیت موجود به معنای تعطیلی نظام هدایت و رها شدن بشر در تاریخ نیست؟ فلسفه‌ی این غیبت طولانی چیست؟

استاد در پاسخ، ابتدا بر این اصل تأکید کردند که غیبت از اسرار الهی است. باورهای دینی و مذهبی ما مبتنی بر اصول و زیربناهایی است که یکی از آنها حکیم مطلق بودن خدای متعال و احاطه‌ی علمی و حکیمانه‌ی او بر تمام اسرار عالم، اعم از تکوین و تشریع، است. اصل دیگر ناتوانی عقل انسان از درک همه‌ی جزئیات و مسائل است. عقل درک می‌کند که هر فعل الهی قطعاً حکمتی دارد، اما این حکمت به نحو جزئی و خاص ممکن است برای انسان مکشوف نباشد. در این راستا، روایتی از امام جعفر صادق (ع) توسط عبدالله بن فضل هاشمی نقل شد که فرمودند: «إنّ هذا الأمر أمرٌ من أمرِ الله، وسرٌّ من سرّ الله، وغيبٌ من غيبِ الله». یعنی این امر (غیبت) از امور خداست، سری از اسرار خداست و غیبی از غیب‌های خداست. بر این اساس، تصدیق غیبت، تصدیقی عاقلانه است نه کورکورانه؛ چرا که عقل حکم می‌کند که افعال الهی قطعاً حکیمانه است، هرچند وجوه آن بر ما پنهان باشد. راهکار عملی برای مصون‌سازی جامعه در برابر شبهات، تقویت همین باورهای بنیادین است. اگر پایه‌های اعتقادی محکم باشد، تندباد شبهات نمی‌تواند ایمان را متزلزل کند.

سپس استاد با محوریت آیات قرآن کریم و روایات باب «علت الغیبه» در بحارالانوار (جلد ۵۲)، چند فلسفه‌ی اصلی برای غیبت امام زمان (عج) برشمردند. نخستین فلسفه، فراهم شدن زمینه‌ی حکومت جهانی است. بر اساس آیات و روایات، قرار است حکومت عدل جهانی تنها در عصر ظهور محقق شود. در زمان تولد امام، زمینه‌های لازم مانند امکانات، زیرساخت‌ها و پذیرش جهانی فراهم نبود و قرار نبود همه‌ی امور صرفاً از راه اعجاز حل شود؛ بلکه نظام عالم بر اسباب و مسببات استوار است. با گذر زمان، بشر به مرحله‌ای رسیده که ایده‌ی حکومت جهانی و ابزارهای لازم برای آن قابل‌تحقق‌تر شده است. فلسفه‌ی دوم، حفظ جان امام برای تکمیل برنامه‌ی الهی است. غیبت به معنای ترس از شهادت نیست، بلکه ترس از ناتمام ماندن مأموریت جهانی است. همان‌گونه که حضرت موسی (ع) از رفتن به سوی فرعون نه از مرگ، بلکه از تعطیلی رسالت می‌ترسید، غیبت امام نیز برای تضمین اجرای کامل برنامه‌ی الهی است. فلسفه‌ی سوم، تنبیه الهی به سبب کفران نعمت امامت است. مردم آن عصر، قدر نعمت امامت را نشناختند و این کفران نعمت، موجب محرومیت از فیض حضور فیزیکی امام شد. همان‌گونه که خواجه نصیرالدین طوسی در «تجرید» اشاره می‌کند: وجود امام لطف است، تصرف او لطف دیگر، و غیبتش از ماست. فلسفه‌ی چهارم، امتحان و غربالگری الهی است. عصر غیبت، آزمونی سخت و پیچیده است که در روایات بر آن تأکید شده است. امام صادق (ع) فرمودند: «إنَّ ذَلِكَ الْغَيْبَةَ يُغْرَبَلُ بِهَا النَّاسُ»؛ یعنی همین غیبت، مردم را غربال می‌کند. در این دوره، ایمان‌ها خالص یا متزلزل می‌شود و مؤمنان واقعی از دیگران جدا می‌گردند.

پس از بیان این فلسفه‌ها، پرسش اساسی‌تری مطرح شد: اگر زمینه‌ی حکومت جهانی هنوز فراهم نیست، چه ضرورتی دارد که امام مهدی (عج) هم‌اکنون وجود داشته باشد؟ چرا مانند دیدگاه برخی مذاهب، هر زمان که لازم شد، امام متولد نمی‌شود؟ استاد در پاسخ، تشبیه کلیدی «خورشید پشت ابر» را مطرح کردند. امام در عصر غیبت، مانند خورشید پشت ابر است. خورشید پشت ابر نیز نور و گرمایش را به زمین می‌رساند، گرچه دیده نمی‌شود. انکار فایده‌ی وجود امام در غیبت، مانند انکار نور خورشید در روز ابری است. سپس به فلسفه‌های وجود امام در عصر غیبت پرداختند. نخست، ضرورت وجود «حجت خدا» روی زمین است. روایات تأکید می‌کنند که زمین هیچ‌گاه از حجت خدا خالی نمی‌ماند؛ حتی اگر تنها دو نفر روی زمین باشند، یکی از آن‌ها حجت خداست. این حجت، لنگر ثبات و بقای عالم است. دوم، امام واسطه‌ی فیض الهی است. عالم بر اساس اسباب ظاهری (طبیعی) و اسباب باطنی (حجت خدا) اداره می‌شود. نزول رحمت، دفع بلا و برکت‌های زمین، به واسطه‌ی وجود همان حجت است. این مفهوم در منابع اهل سنت نیز با عنوان «الابدال» آمده است. سوم، امام قلب جامعه‌ی انسانی است. همان‌گونه که بدن بدون قلب زنده نیست، جامعه‌ی انسانی نیز بدون امام، حیات معنوی ندارد. این نقش حتی در دوران غیبت نیز جاری است. برای تبیین این مطلب، به مناظره‌ی هشام بن حکم با عمر بن عبید در مسجد بصره اشاره شد که در بحارالانوار (جلد ۲۳، صفحه ۶۸) نقل شده است. هشام با پرسش اینکه همان‌طور که قلب مدیر اعمال بدن است، آیا برای جامعه‌ی انسانی نیز مدیری معصوم و ضامن‌دار (امام) قرار داده نشده تا اشتباهات را اصلاح کند، عمر بن عبید را ساکت کرد.

در ادامه، استاد بر روش مواجهه با شبهات علمی تأکید کردند. بسیاری از شبهات، مبنایی هستند نه جزئی. اگر مبنای الهی بودن امامت پذیرفته نشود، پاسخ‌های جزئی کارساز نخواهد بود. نباید مباحث مهدویت را وابسته به تحلیل‌های ظنی یا پیشرفت‌های علمی روز کرد. اصل، حکمت الهی است. برای تقریب به ذهن، می‌توان از مثال‌ها و تحلیل‌های معقول استفاده کرد، اما نباید کل اعتقاد را به این تحلیل‌ها گره زد.

در جمع‌بندی نهایی، غیبت امام زمان (عج) نه نقص در حکمت الهی است و نه به معنای تعطیلی هدایت. این غیبت، نتیجه‌ی مجموعه‌ای از عوامل الهی، تاریخی و اجتماعی است که مهم‌ترین آنها آماده‌سازی زمینه‌ی حکومت جهانی، حفظ امام برای تکمیل مأموریت، تنبیه بابت کفران نعمت و امتحان مؤمنان است. در عصر غیبت، وجود امام ضروری است و آثارش مانند خورشید پشت ابر، جاری است. وظیفه‌ی هدایت در این دوره به عالمان دین و مرجعیت علمی سپرده شده است. انتظار حقیقی، آگاهانه، فعال و مسئولانه است؛ نه منفعل و احساسی. این نشست کوشید تا با ارائه‌ی استدلال‌های مستند و عمیق، گامی در راستای تعمیق باورهای مهدوی و پاسخ‌گویی به پرسش‌های اساسی در این حوزه بردارد.

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=86276

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب