پرسش:
آیا به هيچ وجهی نمیشود تا قبل از ظهور، امام زمان علیه السلام را دید، و اگر میشود، چگونه و چه باید بکنیم؟
پاسخ:
اگر چه زیارت امام زمان علیه السلام، یک توفیق و نعمت بزرگ الهی میباشد، و البته که به ویژه شیعیان، دوست دارند امام خود را ببینند و اساساً «هر مُحبّی، مایل به لقای محبوب میباشد»؛ اما باید به این نکتۀ بسیار مهم توجه داشت که اصل بر دیدار ظاهری و با چشم سر نیست، بلکه با معرفت (شناخت)، محبّت، مودّت (بروز محبّت)، ارتباط و اتصال میباشد.
بدیهی است که دیدار حضوری، الزاماً نافع نیست؛ چنان که بسیاری پیامبر اکرم، امیرالمؤمنین و امامان علیهم السلام را از نزدیک دیدند و حتی با آنها گفتگو نمودند، ولی نه تنها ایمان نیاوردند، بلکه به دشمنی نیز برخاستند و هر چه بیشتر میدیدند، بر کفر و ظلمشان افزوده میشد؛ چنان که نه تنها قرائت قرآن مجید برای همگان مفید نیست، بلکه بر خسران ظالمان میافزاید:
«وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا» (الإسراء، 82)
– و ما از قرآن آنچه را برای مؤمنان مایه درمان ورحمت است، نازل میکنیم و ستمکاران را جز خسارت [زیان – از دست دادن اصل و فرع] نمیافزاید.
معرفت و مودّت
اصل بر شناخت «معرفت» است و سپس “محبّت” و سپس «مودّت» که مستلزم ارتباط و اتصال مستمر میباشد.
خداوند سبحان در قرآن مجید نفرمود که حتماً باید پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله را ببینید، بلکه فرمود: «باید او را بشناسید، به او ایمان بیاورید، او را دوست داشته باشید و از او اطاعت و تبعیت نمایید»؛ و فرمود: «بگو که اجر رسالت من، در مودّت اهل بیت من میباشد» (الشوری، 23)، یعنی باید آنان را بشناسید، باور نمایید، دوست داشته باشید و این محبّت قلبی خود را در اطاعت، پیروی، بیان و عمل، ظاهر سازید.
پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله، نفرمودند: «هر کس امام زمانش را نبیند …»، بلکه فرمودند: «مَنْ ماتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ فَقَدْ ماتَ مِیتَةً جاهِلِیَّة – هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است».
در احادیث، دعاها و زیارتنامهها نیز بر «زیارت با معرفت – شناخت» تصریح و تأکید شده است، چرا که دیدار بدون شناخت، هیچ فضیلت و امتیازی ندارد.
ارتباط و اتصال
اصل بر “ارتباط و اتصال” میباشد، نه بر دیدار حضوری.
*- “ارتباط”، یعنی: «متحرک به گونهای به ثابت بسته شود که حرکت نکند و نرود». فرمود: «قلب مادر موسی علیه السلام را ربط دادیم تا به ایمان و امنیت برسد» – «قلوب اصحاب کهف را ربط دادیم».
دلهای مؤمنان، با ارتباط با خداوند سبحان، پیامبر اکرم و اهل بیت علیهم السلام، با ارتباط با امام زمانشان، ارتباط با قرآن مجید، ارتباط مستقیم با اسلام ناب محمدی صلوات الله علیه و آله، که همان “اسلام ولایی” میباشد، محکم و مطمئن میشود.
*- “اتصال”، یعنی: «پیوند خوردن و چسبیدن، به گونهای که فاصلهای نباشد»؛ چنان که “صلاة – نماز”، از ریشۀ “صَلّ”، به معنای خواندن و وصل شدن به رحمت واسعۀ الهی میباشد، و “صلوات” در اصل، به معنای سلام و درود نیست، بلکه اتصال به رحمة للعالمین میباشد.
خداوند سبحان در وصف بندگان مؤمنش، نفرمود مستمر به زیارت اولیاء الله میروند، بلکه فرمود: «به هر چه خدا امر نموده، وصل میشوند»:
«وَالَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَيَخَافُونَ سُوءَ الْحِسَابِ» (الرّعد، 21)
– و آنها كه پيوندهائی (اتصالهایی) را كه خدا به اتصال آن امر كرده است برقرار میدارند، و از پروردگارشان میترسند و از بدی حساب (روز قيامت) بيم دارند.
و در توصیف بندگان کافر، مشرک و فاسق خود فرمود که این اتصالها را قطع میکنند، لذا به تباهی روی میآورند:
«الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ» (البقره، 27)
– همانانى كه پيمان خدا را پس از بستن آن مىشكنند و آنچه را خداوند به پيوستنش امر فرموده مىگسلند و در زمين به فساد مىپردازند؛ آنانند كه زيانكارانند.
امکان دیدار امام زمان علیه السلام
البته که دیدار امام زمان علیه السلام، امر محالی نیست؛ چنان که بسیاری در دوران کودکی و نیز دوران غیبت صغری و حتی در دوران غیبت کبری ایشان را دیدهاند و میبینند، خواه از بزرگان دینی باشند، یا مجاهدان راه خدا، یا حتی سایر شیعیان.
معنای “غیبت”، این نیست که ایشان به هیچ وجهی دیده نمیشوند، بلکه “غیبت از شناسایی” میباشد، یعنی میبینید، ولی نمیشناسید؛ لذا متوجه دیدار ایشان نمیشوید.
در دوران پیامبر اکرم، امیرالمؤمنین و سایر امامان علیهم السلام نیز چنین بود، بسیاری آنها را میدیدند و حتی گفتگو مینمودند، ولی ایشان را نمیشناختند و بعد متوجه و مطلع میشدند که آن شخص، پیامبر اعظم یا امام بود! لذا مجدد معلوم میشود که اصل بر «شناخت – معرفت» است، البته شناختی صادقانه و مؤمنانه؛ وگرنه بسیاری از کفار و دشمنان نیز ایشان را میشناختند، اما نه عنوان پیامبر و امام، بلکه به عنوان یک شخص؛ چرا که در اساس، نبوت، ولایت و امامت را نمیشناختند و باور نداشتند!
برای دیدار چه باید کرد؟
اگر میدانستیم که برای رسیدن به توفیق زیارت ایشان چه باید کرد؟ حتماً خودمان کاری میکردیم که هر روز ایشان را زیارت نماییم!
اما، این را میدانیم که در دوران غیبت کبری، دیدار ایشان یک امر یکطرفه است؛ یعنی کسی نمیتواند با اراده و عمل خود، به دیدار ایشان نائل شود، بلکه اگر ایشان اراده و لطف نمودند، دیدار حاصل میگردد.
برخی پس از پایان دیدار متوجه میشوند که با آن حضرت دیدار نمودهاند – برخی توفیق مییابند که هنگام دیدار، متوجه شوند – به برخی از جانب ایشان سخنی گفته میشود، ولی اجازه حرف زدن داده نمیشود – برخی دیگر توفیق گفت و شنود را نیز مییابند.
●- اما، همانطور که بیان شد، تکلیف ما، معرفت، ایمان، محبّت، مودّت، ارتباط و اتصال مدام میباشد، نه تلاش برای دیدار.
پایینترین سطح این اظهار ارادت و برقراری ارتباط و اتصال، عرض سلام و دعا برای تعجیل در ظهور و قیام ایشان میباشد، اما سطح بالاترش، با شناخت اهداف ایشان و اقدام در تحقق آنها، و زمینهسازی و مساعد نمودن شرایط ظهور میباشد؛ یعنی همان بصیرت و وظایف یک منتظر واقعی.
بیتردید امید به دیدار و توفیق زیارت، برای چنین مؤمنان و شیعیان منتظری، به مراتب بیشتر میباشد.











