پرسش:
آیا حسابرسی اعمال بندگان در قیامت، فقط توسط خداوند انجام می‌پذیرد، یا بخشی به دیگران، مانند اهل بیت علیهم السلام واگذار شده است؟

پاسخ:

آیا ربوبیّت عالم هستی و رساندن رزق به مخلوقات، فقط توسط خداوند سبحان انجام می‌پذیرد، یا آسمان، زمین، سیارات، باد، باران و …، همه شریک می‌باشند، یا امر به آنان واگذار شده است؟!

1- خداوند سبحان، در هیچ امری شریک ندارد.

2- محشر کبری و قیامت، امر عظیمی است و فقط یک جهت ندارد.

3- باید تفکیک قائل شویم بین “حسابرسی” با “قضاوت”.

دادگاه‌های دنیوی، مثال و نمونۀ خوبی می‌باشند. به امر شاکی و متشاکی، در دادگاه رسیدگی می‌شود – هر کدام موضوع شکایت یا دفاعیۀ خود را به همراه اسناد و شواهد، به دادگاه می‌دهند – دستگاه‌های ذیربط، مانند ادارۀ آگاهی یا نهادهای اطلاعاتی، تحقیقات خود را به انجام می‌رسانند – وکلای هر کدام به اثبات یا دفاع برمی خیزند، اما در نهایت، این قاضی دادگاه است که همه را رسیدگی نموده و حُکم صادر می‌کند.

واگذری امور به دیگران

خداوند سبحان، در هیچ امری، شریک ندارد و هیچ امری را نیز به صورت مطلق به دیگران واگذار ننموده و نمی‌نماید، چرا که خودش خالق، مالک و ربّ می‌باشد. به عنوان مثال: اگر فرمود که آدم را برای خلیفة اللّهی خلق نمودم – یا اگر پیامبران و امامان علیهم السلام را برای هدایت بندگانش فرستاد – یا اگر خورشید را برای روشنایی، حرارت، جاذبه و سایر خواصش خلق نمود؛ هیچ کدام به معنای واگذاری کامل و مطلق نمی‌باشد؛ بلکه اینها را وسیله قرار داد و خود تدبیر و مدیریت می‌نماید، حفظ می‌کند و اثر می‌بخشد.

“واگذاری محض و مطلق”، اندیشۀ انحرافی یهود بود که گفتند: «خدا عالم هستی را بر اساس اندازه‌ها و قوانینی خلق نموده و سپس رها کرده است، چرا که دیگر دست خودش هم بسته است و نمی‌تواند کاری کند: «وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ – و یهود گفتند: دست خدا بسته است» (المائدة، 64)

حسابرسی در قیامت

امر “حسابرسی” در محشر و قیامت نیز بسیار خطیر و دقیق می‌باشد، حتی یک پلک زدن یا نگاه با گوشۀ چشم نیز نوشته شده و حسابرسی می‌شود؛ چنان که فرمود: «به اندازۀ مثقال ذره‌ای از خیر یا شرّ، نادیده گرفته نمی‌شود» و البته به اندازۀ نخ خرما و مثقال ذره‌ای نیز به کسی ظلم نمی‌شود:

«إِنَّ اللَّهَ لَا يَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ وَإِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضَاعِفْهَا وَيُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْرًا عَظِيمًا» (النساء، 40)

– خداوند (حتی) به اندازه سنگينی ذره‏‌ای ستم نمی‏كند و اگر كار نيكی باشد، آن را دو چندان می‏سازد، و از نزد خود پاداش عظيمی (در برابر آن) می‏دهد.

الف – حسابرس حقیقی و نهایی، خداوند سبحان است و بسیار هم به سرعت حسابرسی می‌کند، چنان که فرمود: «إِنَّ إِلَيْنَا إِيَابَهُمْ * ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا حِسَابَهُمْ – مسلما بازگشت آنها به سوی ما است * آنگاه حساب [خواستن از] آنان با ما می‌باشد» (الغاشیة، 25 و 26)؛ و در آیاتی متذکر شد: «إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ – به درستی که خداوند، به سرعت حساب می‌کند».

«وَنَضَعُ الْمَوَازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيَامَةِ فَلَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا وَإِنْ كَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنَا بِهَا وَكَفَى بِنَا حَاسِبِينَ» (الأنبیاء، 47)

– ما ترازوهای عدل (قسط) را در روز قيامت قرار می‌دهیم، لذا به هيچكس کمترین ستمی نمی‏شود، و اگر به مقدار سنگينی يكدانه خردل (كار نيك و بدی باشد) ما آنرا حاضر می‏كنيم، و كافی است كه ما حساب كننده باشيم.

ب – اما انسان، چه مؤمن و متقی باشد و چه کافر و مجرم – چه اهل بهشت باشد یا اهل جهنم، باید بداند که چگونه و بر چه اساسی حسابرسی شده است؛ به ویژه اهل جهنم، که ابتدا کرده‌های خود را انکار می‌کنند و سپس گناهان‌شان را به گردن دیگران می‌اندازند و سپس حتی به حکم صادره اعتراض می‌کنند! لذا خداوند متعال، در یک مرحله به هر کسی از آن چه انجام داده، خبر می‌دهد:

«أَلَا إِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قَدْ يَعْلَمُ مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ وَيَوْمَ يُرْجَعُونَ إِلَيْهِ فَيُنَبِّئُهُمْ بِمَا عَمِلُوا وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ» (النّور، 64)

– آگاه باشيد كه برای خدا است آنچه در آسمانها و زمين است، او می‏داند آنچه را كه شما بر آن هستيد، و روزی كه به سوی او باز می‏گردند، آنها را از اعمالی كه انجام دادند آگاه می‏سازد، و خدا به هر چيزی آگاه است.

در یک مرحله، حقیقت هر چه کردند را به آنها نشان می‌دهد و در یک مرحله نیز کتاب اعمال را به دست خود انسان می‌دهد و می‌فرماید: «خودت بخوان و حسابرسی کن»:

«اقْرَأْ كِتَابَكَ كَفَى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا – كتابت را بخوان! كافی است كه امروز خود حسابگر خود باشی» (الإسراء، 14)

ج – مردم، نسبت به یکدیگر حقوقی دارند که برخی رعایت می‌کنند و برخی نمی‌کنند. ممکن است برخی به دیگران محبّت و خدمتی کرده باشند و یا ظلمی روا داشته باشند – ممکن است مؤمن اهل بهشت، حقی بر گردن مجرم اهل جهنم داشته باشد، یا حتی مجرم، حقی بر گردن مؤمن داشته باشد؛ اینجا خداوند متعال هر دو را می‌آورد و به آن که حقش ضایع شده، می‌فرماید: «قاضی منم، کیفر و پاداش را هم من می‌دهم، اما حساب این بنده‌ام، در حقوقی که از تو ضایع نموده، با تو! خواه ببخش، خواه چیزی از اعمال خیرش بخواه، یا به من واگذار کن و پاداش یا مکافتش را از من بخواه!»

●- آنگاه که اهل عصمت علیهم السلام از مردم می‌پرسند: «در حق ما و ولایت ما چه کردید؟» یا مجاهدان راه خدا و شهداء و سایر مؤمنان از دیگران می‌پرسند: «با حق ما چه کردید؟»، نوعی حسابرسی می‌باشد.

شفاعت

از معانی شفاعت، چه توسط اهل عصمت علیهم السلام و چه سایر مؤمنان و از جلمه شهداء، همین است. می‌فرماید: «این بندۀ من، مرتکب غفلت و گناهان بسیاری شده است، حتی حقوقی از شما را ضایع نموده است؛ حقش کیفر و عذاب است، اما به شما اجازه می‌دهم که اگر خواستید، او را شفاعت کنید تا من به خاطر شما ببخشم» و البته شفاعت آنان نیز از روی حساب و به حق می‌باشد:

«يَوْمَئِذٍ لَا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلًا» (طه، 109)

– در آن روز شفاعت (هيچكس) سودی نمی‏بخشد، جز كسی كه خداوند رحمان به او اجازه داده و از گفتار او راضی است.

●- البته که اهل عصمت علیهم السلام، از سوی خداوند سبحان، مأموریت دارند که به حساب خلائق رسیدگی کنند، چرا که آنان در دنیا و آخرت، خلیفة الله، حجّت الله و ولیّ الله می‌باشند؛ چنان که فرشتگان نیز مأموریت‌هایی دارند و از اهل جهنم می‌پرسند: «مگر پیامبری برای شما نیامده بود که آگاهتان کند» و به اهل بهشت می‌گویند: «با سلامت و امنیّت کامل و همیشگی وارد شوید»؛ اما هیچ کدام مستقل نیستند، بلکه مأموریت دارند تا در محضر او، به امر او و در چارچوب موازین او حسابرسی کنند و حسابرس نهایی که اهل عصمت علیهم السلام و چگونگی حسابرسی آنها را نیز حسابرسی می‌نماید و قاضی اوست و «لَا شَرِيكَ لَهُ».

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=56605

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب