پرسش:

آیا خدا همه مخلوقاتش را دوست دارد؟ این دوست داشتن مطلق و بی شرط است یا مشروط و با قید؟ آیا خدا کفار و منافقین را دوست دارد؟! ممکن است که از جهتی مثلا کافر را دوست نداشته باشد و از جهتی دیگر دوست داشته باشد؟
پاسخ:

خداوند سبحان، کسی را دوست می‌دارد که متقابلاً او را دوست داشته باشد؛ خداوند منّان، رذیلت و رذل را دوست ندارد؛ پس کافران، مشرکان، منافقان، ظالمان و دشمنانش را دوست نمی‌دارد.

●- اگر چه محبّت خداوند سبحان با محبّت بندگانش قابل قیاس نمی‌باشد، اما با توجه به این مهم که هر چه در انسان هست، تجلی اسماء و صفات الهی می‌باشد، آدمی می‌تواند با توجه به حقیقت محبّت در خودش، با چند و چونی از محبّت خداوند سبحان به مخلوقاتش، آشناتر گردد.

الف – همه چیز ریشه در محبّت دارد؛ اگر آدمی خودش را دوست دارد و به خودش توجه می‌نماید، از محبّت است؛ و اگر کاری انجام می‌دهد نیز از محبّت او نسبت به هدف از آن کار می‌باشد؛ لذا معلوم می‌شود که خداوند سبحان، هم خودش را دوست دارد و هم هر کاری که انجام می‌دهد، ریشه در محبّتش دارد؛ با این تفاوت که آدمی از یک سو فقیر و نیازمند است و از سویی دیگر عاشق کمال است، لذا به هدف از هر کاری، محبّت و نیاز دارد، اما خداوند متعال، نیازی ندارد، بلکه کمالات را از آن جهت که تجلی خودش می‌باشند، دوست دارد.

ب – اگر به آن دسته از آیات قرآن کریم که تصریح نموده خداوند متعال چه کسانی را دوست دارد، توجه نماییم، متوجه می‌شویم که همه اسماء و نشانه‌های خودش می‌باشند، مانند: او طاهر و مطهر (پاک و پاک کننده) است و فرمود: «وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ» – او مُحسن [سراسر حُسن] است و فرمود: «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» – او صابر است و فرمود: «وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ» – او اهل تقواست و فرمود: «فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ» و … .

ج – بنابراین، او هم خودش را دوست دارد و هم تجلّی خودش را دوست دارد؛ و خلق هر چه هست، تجلّی اوست، پس تمامی مخلوقاتش و از جمله انسان را که قابلیت خلیفة الله شدن را به او موهبت نموده، دوست دارد.

محبّت

● – ابتدای محبّت، از خداوند سبحان می‌باشد؛ او اگر دوست نداشته باشد، خلق نمی‌کند؛ لذا هر چه را خلق نماید، دوستش دارد؛ حتی آدمی، آن چه را خود می‌سازد، دوست دارد؛ اگر چه ساخته‌اش دوست داشتنی نباشد!

اما تداوم و تشدید محبّت، به چگونگی مواضع و رفتار بندگان بستگی دارد؛ چنان که محبّت در انسان که تجلی محبت اوست نیز چنین است.

آدمی، ابتدا به کسی یا چیزی توجه می‌کند؛ سپس به دلایل گوناگون، از آن خوشش می‌آید که این ابتدای محبّت است و سپس این محبّت در او تشدید می‌گردد، اما اگر در محبوبش بی‌توجهی، خیانت و ظلم ببیند، نه تنها محبّتش به او را کاهش می‌دهد، بلکه ممکن است او (یا آن) را مورد غضب خود قرار دهد؛ این نیز تجلّی رفتار خداوند متعال است، چنان که فرمود: «إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْخَائِنِينَ – همانا خداوند خائنان را دوست ندارد» – «إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ – خداوند تجاوزكاران را دوست ندارد» – «وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ – و خداوند ظالمان را دوست ندارد».

● – خداوند متعال، تمامی بندگانش را دوست دارد که آنها را به رشد و کمال و تقرب به خودش هدایت می‌نماید؛ و حتی بندگان گناهکارش را دوست دارد که به آنها وعده می‌دهد که اگر برگردند، تمامی گناهان‌شان را یکجا می‌بخشد؛ چنان که به بندگان گناهکارش فرمود:

«قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ» (الزّمر، 53)

– بگو اى بندگان من كه بر خويشتن زياده‏ روى روا داشته‏‌ايد، از رحمت‏ خدا نوميد مشويد در حقيقت ‏خدا همه گناهان را مى‌‏آمرزد كه او خود آمرزندۀ رحیم است.

محبّت مشروط

ابتدای محبّت از سوی خداوند رحمان و رحیم، هیچ قید و شرطی ندارد، اما یقیناً حفظ، استحکام، تداوم و تشدید آن، مشروط می‌باشد؛ چنان که تمامی ارتباطات و فعالیت‌های بشر و اخذ نتایج نیز مشروط می‌باشند؛ می‌گویید: «اگر تحصیل کنید، با سواد می‌شوید – اگر تغذیه و ورزش را رعایت کنید، سالم‌تر می‌مانید» – چنان که در آموزه‌های اسلام عزیز فرمود: «اگر صله ارحام نمایید، عمرتان طولانی‌تر می‌شود» – «اگر اهل خیر باشید، فوایدش به خودتان بازمی گردد – اگر تقوا را رعایت نمایید، به بهشت می‌روید – اگر کفر ورزید و مرتکب گناهان شوید، دنیا و آخرت شما تباه می‌شود و …».

محبّت متقابل و آزمایش

تداوم و تشدید محبّت نیز مشروط می‌باشد؛ چنان که تشدید محبّت بین افراد نیز مشروط به محبّت متقابل می‌باشد که در تجدید دیدار، وفاداری، لطف و صمیمیّت تجلّی می‌یابد.

اما، همانگونه که آدمی، خواسته یا ناخواسته، محبّت دیگران نسبت به خودش را آزمایش می‌کند، خداوند منّان نیز ادعای محبّت به خودش را آزمایش می‌کند و راستگو و دروغگو را از هم جدا می‌سازد.

از راه دور گفت: «من عاشق وطن و هموطنان می‌باشم!»؛ گفتم: پس چرا رفتی و قصد بازگشت هم نداری؟! – چرا در غم و شادی هموطنان مشارکت نداری و گوشۀ راحت را برگزیدی؟!»

ارائه راه‌کار برای تشدید محبّت

آدمی به صورت مستقیم یا غیر مستقیم، برای استحکام و تشدید محبّت، به محبوبش راه‌کار می‌دهد، مثلاً می‌گوید: «تو نیز مرا دوست داشته باش – محبّت خود را اظهار کن و در عمل نشان بده، یعنی مودّت داشته باش – به دیدنم بیا – با من حرف بزن – به مناسبتی شاخه گُلی برایم بیاور و …»؛ این حالت نیز تجلی اوست که برای تشدید محبّت، هم چگونگی سنجش ادعا را بیان می‌دارد و هم به بندگانش راه‌کار می‌دهد:

«قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ» (آل عمران، 31)

– بگو اگر خدا را دوست داريد، از من پيروى كنيد تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشايد و خداوند آمرزندۀ رحیم است.

بنابراین، خداوند سبحان، ضمن آن که راه‌کار حفظ، استحکام و تشدید محبّت به خودش را نشان داده، ادعای محبّت بندگانش را با چگونگی پیروی از پیامبرش صلوات الله علیه و آله امتحان می‌کند و معلوم می‌شود که برخی از شوق لقای محبوب، جان می‌دهند و برخی دیگر، به رغم تمامی ادعاها، کمترین هوای نفس خود را از او بیشتر دوست دارند!

محبّت به فرد و کارهایش

ممکن است آدمی، کسی را خیلی دوست داشته باشد، اما برخی از کارهای او را دوست نداشته باشد، مانند محبّت پدر و مادر، نسبت به فرزندی که مرتکب خطا می‌شود. بی‌تردید، پدر و مادر، فرزند فاسد یا معتاد خود را نیز بسیار دوست دارند، لذا خواهان بازگشت و اصلاح او می‌باشند.

هم چنین، ممکن است آدمی کسی را دوست نداشته باشد، اما برخی از کارهای او را دوست داشته باشد؛ مانند این که ببیند فرد فاسدی، کار خیر انجام می‌دهد!

این حالات نیز تجلّی چگونگی محبّت خداوند لطیف، نسبت به بندگانش می‌باشد. او تمامی بندگان و به ویژه بندگان مؤمنش را بسیار دارد، اما غفلت‌ها و گناهان آنان را دوست ندارد، لذا می‌فرماید: «اگر برگردید، استغفار و توبه نمایید، تمامی گناهانتان را می‌بخشم»، این از شدت محبّت اوست؛ هم چنین، برخی را دوست ندارد، اما کار نیکوی آنان را دوست دارد؛ مانند بسیاری از کارهای خوب فردی یا اجتماعی که کفار انجام می‌دهند؛ لذا می‌فرماید که تمامی اعمال خوب‌شان نیز به خاطر کفرشان، باطل می‌شود؛ چرا که به توحید و معاد ایمان نیاوردند که کاری را برای بندگی خدا انجام دهند و ذخیرۀ آخرت‌شان نمایند:

«وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَلِقَاءِ الْآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ هَلْ يُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ» (الأعراف، 147)

– و كسانی كه آيات ما و لقای رستاخيز را تكذيب (دروغ پنداشته و و انكار) كنند، اعمالشان نابود می‌گردد؛ آيا جز آنچه را عمل كرده‏‌اند جزا داده می‌شوند؟

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=59017

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب