پرسش:
آیا دین لازم است وارد حوزه سیاسی هم بشود؟
پاسخ:
برای پاسخ به پرسش مذکور، چند نکته به عنوان مقدمه بیان میشود:
۱. تعریف دین
دین مجموعهای از معارف عملی و نظری، در حوزه فردی و اجتماعی، و همچنین در حوزه اخروی و دنیوی است که از طریق وحی از جانب خداوند به انسان برگزیدهای ابلاغ شده است تا آن را به مردم برساند و مردم با اعتقاد و تعهد به آن معارف، به سعادت ابدی دست یابند.(۱)
قرآن بهصراحت، شریعت را جزء جدانشدنی دین در همه آیینهای آسمانی میشمارد (۲) و اعتقاد مجرد را درصورتیکه همراه با عمل به احکام و مقررات وحی نباشد هرچند که درست باشد دینداری تلقی نمیکند. (۳) شاخص همیشگی و ماهوی دین، اندیشهای نظامیافته درزمینهٔ جهانبینی و شریعت است و هدف غایی آن چیزی جز رشد و تعالی انسان در زندگی این دنیا و فرجام آن نیست. بیشک، بخشی از انسان، زندگی جمعی اوست و بخشی از جامعه نیز سیاست و حکومت است. دین با چنین تعریف و شاخص و هدفی چگونه میتواند از این بخش مهم از زندگی انسان غافل باشد و مدعی هدایت وی به سرنوشتی بهتر در دنیا و آخرت باشد؟ همهکسانی که به نحوی به تعریف دین پرداختهاند، به این حقیقت اذعان نمودهاند که هدف دین، سامان بخشیدن به زندگی انسان است.
۲. تعریف سیاست
سیاست به معنی تنظیم امور دولت و تدبیر شئون آن است؛ یعنی مدیریت کلان دولت و راهبرد امور عمومی در جهت مصلحت جمعی و انتخاب روشهای بهتر در اداره شئون کشور.(۴)
۳. لزوم ارتباط دین و سیاست
سیاست چون به عمل و زندگی اجتماعی انسان مربوط میشود، ناگزیر با ادیان الهی خصوصاً اسلام، که متکفل بیان شیوههای زیستن است و محدود به حوزه شخصی و فردی نیست، مرتبط میشود. در هر دو حال، دین به سیاست نظر دارد و سیاست نیز به نوبه خود در قلمرو دین عمل میکند. به تعبیر فنی، دین و سیاست درباره موضوع مشترک نظر میدهند و بیمعناست گمان کنیم دین و سیاست ارتباطی باهم ندارند.
صرفنظر از تلازم مفهومی دو مقوله دین و سیاست، اصولاً توجه به اهداف و شریعت اسلامی، نشانگر ارتباط دین و سیاست است. به همین جهت، در تاریخ اندیشههای سیاسی، فرازی برجسته و فصلی روشن در رابطه با اندیشه سیاسی انبیا به چشم میخورد که از عوامل مهم و سرنوشتساز تاریخ سیاسی جهان محسوب میشود.
ادیان الهی عمدتاً دارای سه هدف مهم بودهاند و به همین جهت، لزوماً با سیاست مرتبطاند. درواقع، ادیان الهی با نظر به این اهداف، در حوزه سیاست نیز احکام کلی را وضع نمودند که به مثابه قانون و چارچوب عمل سیاسی محسوب میشود:
اول: اقامه قسط و حق و هدایت جوامع بشری به سمت عدالت.(۵)
دوم: دعوت بهسوی حق و ایجاد ارتباط سازنده میان انسان و خدا.
سوم: پیشرفت در مسیر تکامل.(۶)
هر یک از این سه هدف والای دین و انبیا، ارتباط تنگاتنگ با مسائل سیاست دارد و بدون یک اندیشه سیاسی منسجم و سازمانیافته و فلسفه سیاسی روشن قابل تحقق نمیباشد.
پینوشتها:
۱. برای مطالعه بیشتر، رک: شیروانی، علی، مقاله بررسی تعاریف دین از منظری دیگر، فصلنامه پژوهشی اندیشه نوین دینی.
۲. شوری، آیه ۱۳.
۳. نور، آیه ۶۲.
۴. صلیبا، جمیل، فرهنگ فلسفی، انتشارات حکمت، ص۴۰۲.
۵. حدید، آیه ۲۵.
۶. نحل، آیه ۳۶.

















