پرسش:
آیا این حقیقت دارد که میگویند: «زیاد گفتن ذکر “لا إله الاالله” فقر میآورد» یا خیر اینطور نیست؟!
پاسخ:
«زیاد گفتن» یعنی چه؟! اگر گفتن این ذکر شریف فقرآور باشد که زیاد و کم ندارد! در واقع میخواهند القا کنند که اصلاً این ذکر را نگویید!
آیا خداوند متعال در قرآن کریم و اهل عصمت علیهم السلام در آموزههای خود فرمودهاند: «این ذکر را زیاد نگویید، چون فقر میآورد!»، یا تأکید بر توجه کامل به آن، فهم آن، ایمان به آن، عمل به آن و زیاد گفتن این ذکر نمودهاند؟!
آیا خداوند سبحان، تمامی پیامبرانش را جز برای تعلیم، تفهیم و دعوت به “لا إله الّا الله” و اقرار به آن فرستاده است؟!
آیا تمامی علومی که کتاب خلقت به ما تعلیم میدهد، و تمامی علومی که در کتاب وحی تعلیم شده است، و تمامی معارف و حتی احکام، جز برای این است که به “لا إله الّا الله” واقف شویم و با فهم و ایمان، بدان اقرار و عمل نماییم؟! لذا فرمود: «فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ – پس بدان که در حقیقت إلهی جز الله نیست» (محمد صلوات الله علیه و آله، 19)
آیا مسلمانی، با شهادت به “لا إله الّا الله” شروع نمیشود و اقرار و گفتن آن، سبب پاک شدن از گناهان گذشته نمیگردد؛ هر چند هنوز ایمان به این حقیقت، به قلب وارد نشده باشد و هیچ عملی صورت نپذیرفته باشد؟!
آیا هدف ابلیس لعین و سایر شیاطین جنّ و انس، جز این است که آدمی را از “لا إله الّا الله” غافل و دور سازند تا هر چه بیشتر دچار شرک شود و به گمراهی و هلاکت افتد؟!
آیا به بندگانش و به ویژه به مسلمانان، تأکید ننمود که زیاد قرآن بخوانید و در آیات متعددی متذکر نگردید که إلهی جز او نیست؟! مانند:
«وَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ» (البقره، 163)
– و إله شما، إله يگانهای است كه غير از او إلهی نيست (و اوست) بخشایشگرِ وجود بخشِ رحمتآور.
«أَمَّنْ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَمَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ» (النّمل، 64)
– يا [کیست] آن كس كه خلق را آغاز مىكند و سپس آن را بازمى آورد، و آن كس كه از آسمان و زمين به شما روزى مىدهد؟! آيا إلهی (معبودى) با الله هست؟! بگو برهان خویش را بیاورید، اگر راست میگویید.
لا إله الّا الله
«إله»، یعنی پرستیده شده و قابل پرستش و اسم “الله” که اسم خاص حق تعالی میباشد نیز از همین واژۀ «إله» گرفته شده است.
«إله» حقیقی، بیش از یکی نیست، یعنی همان که خلق مینماید، وجود میبخشد، مالکیت دارد، ربوبیّت مینماید، و به سوی خود برمی گرداند، که همان الله جلّ جلاله میباشد، و کسانی که به او کافر و مشرک میگردند، إلهههای دورغین را جایگزین نموده و آنها را میپرستند و بندگی میکنند؛ چرا که پرستش و بندگی، فطری انسان است و گریزی از آن نیست؛ پس هر که إله حقیقی را نشناسد و نپرستد و به وحدانیت و الوهیت او اقرار ننماید، إلهههای روغین را جایگزین میکند و میپرستد!
*- بنابراین، «لا إله الّا الله»، اثبات الوهیت خداوند سبحان نیست، بلکه نفی “الوهیت” برای هر کسی یا هر چیزی به غیر از اوست.
*- حال آیا اقرار به این حقیقت، فقر میآورد، یا کتمان آن و غفلت از آن، سبب جایگزینی و بندگی إلهههای جعلی میگردد و خسران، فلاکت و هلاکت به بار میآورد؟!
*- ذکر «لا إله الاّ الله» ذکری است که اول باید به زبان و بیان گفته شود و سپس به قلب وارد شود و مورد فهم و ایمان قرار گیرد، و سپس در عمل و در هر آنی و هر کاری نصب العین قرار گرفته و لحاظ شود تا مبادا انسان در گفتار، گرایش قلبی، اعتقاد و نیز در عمل، لحظهای دچار شرک و بندگی إلهههای دورغین گردد.
هدف و کار شیاطین
هدف اصلی ابلیس لعین و سایر شیاطین جنّ و انس، از تمامی وسوسهها و القائات این است که آدمی را از توحید به شرک بکشانند! بدیهی است که این هدف پلید و خصمانه، دربارۀ کسانی که کافر و مشرک شدهاند، محقق شده است و کار شیاطین دربارۀ آنها این است که نگذارند متوجه شوند، بازگردند و موحد گردند!
از اینرو، هدف، توجه و دسیسههای آنها، پیش و بیش از دیگران، متوجه موحدان، مسلمانان و مؤمنان میباشد، و اولین گام این است که آنان را از اقرار، شهادت و گفتن «لا إله الّا الله» بترسانند و بازدارند! گاه میگویند: «این ذکر عظیمی است و بدون اجازه نباید گفته شود» – گاه میگویند: «گفتن این ذکر، آدمی را دچار امتحانات سخت و شدید مینماید» و گاه میگویند: «این ذکر، فقر میآورد»!
هدف شیاطین آن است که اعتقاد به توحید را از ریشه بزنند، لذا حتی از ذکر لفظی آن، میترسانند و بر حذر میدارند!
امام خامنهای:
«لاالهالّاالله» صرفاً یک مسئلهی اعتقادی و ذهنی محض نیست؛ «لاالهالّاالله» منشأ اثر است، منشأ عمل است.» (25/01/1397)
آیت الله حسن زاده آملی، رحمة الله علیه:
«اگر (تو) سالکی، بدان که طی مراحل و قطع منازل جز به گامهای نفی و اثبات میسر نیست. این معنی جز در کلمۀ طیبۀ “لا اله الا الله” یافت نشود. اهل الله گفتند که هیچ نوع از انواع اذکار و عبادات در ترقی درجات و مقامات معنوی، اثر این کلمۀ طیبه را ندارد. از این روی رسول الله صل الله علیه و آله و سلم فرمود که : “کل حسنه یعملها الرجل توزن یوم القیامه الا شهاده ان لا اله الا الله فانها لا توضع فی المیزان لانها لو وضعت فی المیزان و وضعت السماوات و الارضون السبع و ما فیهن کان لا اله الا الله ارجح من ذلک.”
به پارسی اینکه: در روز رستاخیز هر کار نیک سنجیده شود جز گواهی دادن به لا اله الا الله که آن را در ترازو ننهند ، چه اگر در ترازو رود آسمانها و زمینهای هفت گانه با وی برابری نکنند. کنایه از اینکه ثواب این کلمه را نهایت نبود، به شمار نیاید و هیچ چیز هم سنگ او نگردد. خوش آنکه با دوست حشر علی الدوام دارد.» (تازیانههای سلوک ص86)
چند حدیث:
پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله:
«يا أيُّها النّاسُ، قُولوا: لا إلهَ إلاّ اللّه ُ تُفلِحوا …» (الطبقات الكبرى: 1/216)
– ای مردم! بگویید: «لا إله الّا الله» تا رستگار شوید.
«اَلْمُوجِبَتَانِ: مَنْ مَاتَ يَشْهَدْ أَنْ لا اِلهَ إلاّ اللّهُ دَخَلَ الْجَنَّةَ وَمَنْ مَاتَ يُشْرِكْ بِاللّهِ دَخَلَ النَّارَ» (بحار الأنوار: ۳/۴، باب ۱)
– دو چيز موجب دو چيز است: يكى مرگ با شهادت به «لا اله الا اللّه» كه سبب ورود به بهشت است و ديگر ، شرك كه مردن با آن باعث دخول به جهنم است.
حضرت امام باقر علیه السلام:
«مَنْ قَالَ أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ كَتَبَ اَللَّهُ لَهُ أَلْفَ أَلْفِ حَسَنَةٍ» (اصول کافی / ترجمه مصطفوی، ج 4، ص ۲۸۶)
– هر كه بگويد: «أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ». خداوند براى او هزار هزار حسنه بنويسد.
حضرت امام صادق علیه السلام:
«مَنْ قَالَ لَا إِلَهَ إِلَّا الله مِائَةَ مَرَّةٍ كَانَ أَفْضَلَ النَّاسِ ذَلِكَ الْيَوْمَ عَمَلًا إِلَّا مَنْ زَادَ» (توحید شیخ صدوق، ص۳۰)
– كسی كه صد بار لا إله الّا الله بگويد، عمل آن روزش از همه مردم بهتر باشد، مگر از كسی كه بيشتر گفته باشد.











