پرسش:
آیا سحر، جادو و طلسم واقعیت دارند؟ چگونه میتوان با این امور مقابله کرد؟ آیا ساحر میتواند بر بدن و روح فرد مسلط شود؟ آیا در ایجاد اختلاف بین دو نفر، ایجاد محبت، باز کردن بخت و امثال آن توانایی دارد؟ راههای رفع و دفع سحر چیست؟ اگر ورقهای از طلسم یا سحر پیدا شد با آن چه کنیم؟
پاسخ:
با توجّه به آیات و روایات مختلف، اصل وجود سحر پذیرفته شده است؛ قرآن کریم در مواردی به سحر ساحران در برابر حضرت موسی(ع) اشاره کرده و در آیه ۱۰۲ سوره بقره به استفادهٔ نادرست از سحر توسط برخی یهودیان و آمدن هاروت و ماروت برای آزمون و راهنمایی مردم اشاره دارد. همچنین در روایات معصومان(ع) نیز به این موضوع تصریح شده و دستورالعملهایی برای دفع آن آمده است.
آیا اختلافات، محبتهای ناگهانی یا بستهشدن بخت همیشه ناشی از سحر است؟
هرچند اصل سحر وجود دارد، اما موارد واقعی سحر بسیار محدود است و اینطور نیست که ساحر بتواند هر خواستهای را محقق کند. بسیاری از مواردی که مردم فکر میکنند سحر شدهاند، دچار وسواس یا خیالات شدهاند و واقعاً سحری در کار نیست. اختلافات خانوادگی اغلب نیاز به مشاوره و پیگیری منطقی و اجتماعی دارد و نباید بهسرعت علت غیبی برای آن جست. قابل توجّه است که برخی افراد با ادعای «ابطال سحر» یا «بختگشایی» صرفاً به دنبال کسب درآمدند؛ مراجعه به چنین کسانی علاوه بر زیان مالی میتواند گرفتاریها را تشدید کند، زیرا بعضاً این رفتارها با ارتباط با اجنهٔ شرور همراه است و موجب پیچیدهتر شدن مسائل میشود. هرچه از این افراد فاصله گرفته و ایمان و بندگی خود را تقویت کنیم و پیگیر علل طبیعی مشکلات باشیم، زندگی سالمتر و آرامتری خواهیم داشت.
میزان تأثیرگذاری سحر
در مورد میزان تأثیر سحر دیدگاههای مختلفی وجود دارد:
الف) برخی معتقدند سحر میتواند آثار خارجی هم برجای بگذارد و گاهی موجب بیماری یا جدایی بین زن و شوهر شود.
ب) برخی دیگر میگویند سحر بیشتر آثار روانی دارد (مثل ایجاد محبت یا دشمنی، نارضایتی یا خوشحالی) و آثار خارجی و ملموس مثل مرگ یا بیماری نتیجهٔ سحر نیست و ساحر قادر نیست روح یا بدن انسان را بهطور کامل تحت اختیار خود درآورد.
راههای تشخیص سحر
از علائم احتمالی سحر میتوان به ایجاد عشق یا نفرت شدید و غیرمعمول؛ ترسهای غیرطبیعی در خواب یا بیداری که موجب آزار میشود؛ و علایم مشابه اشاره کرد. با این حال این علایم میتوانند علل طبیعی هم داشته باشند، بنابراین وجود این نشانهها بهتنهایی ملاک قطعی سحر نیست.
راهکارهای قرآنی برای ابطال سحر
از منابع دینی راهکارهای قرآنی متعددی برای دفع سحر نقل شده که مهمترین آنها عبارتاند از:
۱. قرائت سورههای فلق و ناس(۱)
۲. قرائت آیتالکرسی(۲)
۳. قرائت سوره جن(۳)
۴. قرائت آیهٔ سُخره (آیات ۵۴ تا ۵۶ سوره اعراف)(۴)
۵. قرائت آیهٔ ۳۵ سورهٔ قصص(۵)
۶. نوشتن آیات ۸۱ و ۸۲ سورهٔ یونس؛ آیهٔ ۲۷ تا پایان سورهٔ نازعات؛ آیهٔ ۱۱۸ تا ۱۲۲ سورهٔ اعراف، بر ورقه و به همراه داشتن آن توسط فرد سحرشده(۶)
راهکارهای روایی برای ابطال سحر
دعاها و تعویذهای متعددی از اهل بیت(ع) سفارش شده که خواندن یا داشتن آنها میتواند در دفع سحر مؤثر باشد. از جمله:
— امام رضا علیه السلام فرمود: دست را مقابل صورت قرار دهید و بخوانید: «بِسمِ الله الْعَظیم رَبّ الْعرشِ الْعَظیم إلاّ ذَهَبتَ و وَ انقَرَضتَ»(۷)
— در حدیث قدسی وارد شده برای محفوظ ماندن از سحر خوانده شود: «اَللَّهُمَّ رَبَّ مُوسَی وَ خَاصَّهُ… یَا كَرِیم»(۸)
— تعویذهایی مانند تعویذ عبایهٔ اسدی از امیرالمؤمنین(ع) که بر پوست آهو نوشته و بر گردن آویخته میشد: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ… فَغُلِبُوا هُنالِكَ وَ انْقَلَبُوا صاغِرِین»(۹)
— همراه داشتن حرزهایی که در کتب روایی آمدهاند، مانند حرز امیرالمؤمنین(ع)(۱۰)، حرز امام زینالعابدین(ع)(۱۱)، حرز امام رضا(ع)(۱۲) و حرز امام جواد(ع)(۱۳).
در کتاب «مفاتیحالجنان» شیخ عباس قمی(ره) در بخش ملحقات بخشی با عنوان «تعویذ و بطلان سحر» آمده که مطالعه و استفاده از آن توصیه میشود.
سحر در چه کسانی میتواند اثر بگذارد؟
سحر معمولاً در کسانی اثرگذار است که ایمان و تقوای لازم را ندارند و یا از تعویذات بطلان سحر استفاده نمیکنند. ممکن است شخصی اهل ایمان باشد اما بهدلیل نداشتن ادعیه محافظ (مثل تعویذها و ذکرهای توصیهشده) گرفتار آثار سحر شود؛ یا بالعکس کسی تعویذ داشته باشد اما بهخاطر نداشتن ایمان و تقوا آن تعویذ کارگر نیفتد.
با کاغذ سحر یا طلسم چه کنیم؟
در چنین مواردی میتوان ورقهٔ طلسم را در آب روان مثل رود یا نهر انداخت یا از منزل خارج کرده و در مکانی خارج از شهر در خاک دفن نمود.
پینوشت
(۱) فرات کوفی، تفسیر فرات الکوفی، ص۶۱۹–۶۲۰.
(۲) نوری، مستدرکالوسایل، ج۴، ص۳۳۵.
(۳) امام رضا(ع)، فقهالرضا، ص۳۴۲.
(۴) شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۷۱.
(۵) ابن ابیبساطام، طبّ الأئمّه(ع)، ص۳۵.
(۶) ابن ابیبساطام، طبّ الأئمّه(ع)، ص۱۱۵.
(۷) طبرسی، مکارمالأخلاق، ص۴۱۳؛ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۹۲، ص۱۲۹.
(۸) کفعمی، المصباح (جنةالأمانالواقِیة)، قم: دارالرضی(زاهدی)، ۱۴۰۵ق، چاپ دوم، ص۲۲۸–۲۲۹.
(۹) ابن ابیبساطام، طبّ الأئمّه(ع)، ص۳۵.
(۱۰) طبرسی، حسنبنفضل، مکارمالأخلاق، قم: شریفالرضی، ۱۴۱۲ق/۱۳۷۰ش، چاپ چهارم، ص۴۱۵.
(۱۱) همان، ص۴۱۶.
(۱۲) همان، ص۴۱۶.
(۱۳) ابنطاووس، علیبنموسی، مهجالدعوات و منهجالعبادات، قم: دارالذخائر، ۱۴۱۱ق، چاپ اول، ص۳۹.









