پرسش:
شعار «قضاوت حق خداست و شما حق قضاوت ندارید»، یک دروغ بزرگ سیاسی است! خداوند سبحان نیز ابتدا دعوت به قضاوت دربارۀ خود مینماید و سپس دربارۀ بندگانش قضاوت میکند!
پاسخ:
با سلام؛
شاهدید که مدتهاست در سطحی گسترده و حتی در رسانۀ ملی و توسط مجریان، کارشناسان، هنرمندان و میهمانان، و حتی در فیلمها و سریالها، فرافکنی میشود که «قضاوت حق خداوند است – شما حق قضاوت ندارید – قضاوت نکنید و خود را در معرض قضاوت دیگران قرار ندهید!»
این یک دروغ بزرگ و هدفدار میباشد که غرب دیکته است؛ البته مادهگرایان (ماتریالیستها)، نمیگویند: «قضاوت حق خداوند است»، اما تأکید میکنند که «شما حق قضاوت ندارید!»؛ در صورتی که همین سخن و تعیین حق، خودش نوعی قضاوت میباشد! یعنی بین این که حق قضاوت داریم یا نداریم، قضاوت نموده و میگوید: «حق ندارید!»
هدف از القای این دروغ بزرگ به اذهان عمومی، کاملاً سیاسی میباشد، چنان که خودشان در مصادیق میگویند: «حق ندارید امریکا را محکوم کنید – حق ندارید بگویید امریکا و متحدانش، جنگافروز و جنایتکار میباشند – حتی حق ندارید بمبارانهای هستهای در ژاپن را محکوم کنید – حق ندارید که بگویید: تحریمهای اقتصادی، ظلم به جوامع بشری میباشد – حق ندارید جنایات رژیم جعلی، غاصب و جنایتکار اسرائیل را محکوم کنید …؛ چرا که اینها همه احکامی است که پس از قضاوت صادر میشود و شما حق قضاوت ندارید!»
میگویند: «شما حق ندارید حکم صادر نموده و بگویید: مردم فلسطین، لبنان، سوریه، کرانه باختری و همچنین مسلمانان از بوسنی در قلب اروپا گرفته تا میانمار در شرق آسیا، مظلوم واقع شدهاند و دشمنان آنها ظالم میباشند.»
البته از این دروغ بزرگ، سوء استفادههای دیگر هم میشود، چنان که میگویند: «ارزش و ضد ارزش نداریم، و شما حق ندارید بگویید: این حق است و آن باطل -یا- این خوب است و آن بد؛ بلکه حق و باطل و خوبی و بدی و ارزش و ضد ارزش و …، همه قراردادی و اعتباری میباشند!» و بر اساس همین نظریۀ نادرست، همجنسگرایی و سایر ناهنجاریهای رفتاری را قانونی و تبلیغ میکنند!
اگر بپرسید: «پس چه؟»، میگویند: «هر کسی کار خودش را انجام میدهد، آن چه به نظرش درست و مفید است و میتواند را انجام میدهد!» یعنی همان «اومانیسم!»
اما خودشان، دربارۀ مسلمانان قضاوت میکنند و آنها را تروریست میخوانند و در نظامات حکومتی و دادگاهها، علیه آنان حکم صادر میکنند و کشتار آنان، اگر چه زنان و کودکان باشند را بر خود لازم میشمارند و «اسلام هراسی» را در میان ملتهای خود، رواج میدهند و خود را در نژادپرستی ظالمانه، برحق میشمارند!
گسترۀ قضاوت
اگر قرار باشد که آدمی حق قضاوت نداشته باشد، نه تنها باید تمامی دادگاهها را تعطیل کنند، بلکه حتی برای مسابقات ورزشی و هنری نیز داور نگذارند و اساساً هر گونه امتحانی را برای اعلام قبولی یا ردی، یا درجه بندی اول، دوم و سوم کنار بگذارند، چرا که همه مستلزم قضاوت میباشند.
“انتخاب” که در هر لحظه و پیش از هر تصمیم و کاری اتخاذ میگردد، حاصل بررسی چند امکان و سپس داوری و قضاوت و انتخاب یک گزینه میباشد؛ مانند آن که صبح برای آماده شدن، از بین چند پیراهن، یکی را انتخاب میکنید و یا از میان چند مسیر، یکی را برمی گزینید و میگویید: «این بهتر، یا نزدیکتر از بقیه است».
خداوند سبحان و قضاوت
میگویند: «قضاوت فقط حق خداوند است»! بله، داور حقیقی و نهایی اوست، اما وقتی به انسان عقل، شعور، منطق، قلب، وحی داده و به او قوۀ «اختیار در انتخاب» را موهبت نموده، نه تنها به او قوه و اجازۀ قضاوت نیز داده، بلکه از او خواسته که به خوبی و درستی و عادلانه قضاوت نماید.
«قضاوت حق خداوند است» اما او، ابتدا بندگانش را به قضاوت دربارۀ خودش فراخوانده و سپس دربارۀ آنان قضاوت مینماید. میفرماید:
«أَمَّنْ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَمَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ» (النّمل، 64)
– يا [کیست] آن كه آفرينش را آغاز كرد، و سپس آنرا تجديد میكند، و كسی كه شما را از آسمان و زمين روزی میدهد، آيا إلهی (معبودی) با خداست؟! بگو دليلتان را بياوريد اگر راست میگوئيد.
«وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لَا يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ وَلَا يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا وَلَا يَمْلِكُونَ مَوْتًا وَلَا حَيَاةً وَلَا نُشُورًا» (الفرقان، 3)
– آنها غير از خداوند معبودانی برای خود برگزيدند، و معبودانی كه چيزی را نمیآفرينند بلكه خودشان مخلوقند، مالك زيان و سود خود نيستند و نه مالك مرگ و حيات و رستاخيزشان.
در آیاتی فرمود: «من خلق میکنم، آیا خدایان جعلی شما نیز خلق میکنند؟ – من مالک، ربّ و رازقم، آیا آنها نیز چنیناند؟ من زمین و آسمان و هر چه در آنهاست را ربوبیّت مینمایم، آیا خدایان جعلی شما نیز ربوبیّتی دارند؟! من دعای شما را میشنوم و پاسخ میگویم؛ آنها چه؟!» و پاسخ به تمامی این پرسشها، مستلزم داوری و قضاوت دربارۀ حق تعالی میباشد.
●- خداوند سبحان، هیچ گاه نفرمود که قضاوت نکنید؛ چرا که آدمی در هر امری انتخاب میکند و هر انتخابی پس از قضاوت صورت میپذیرد، بلکه قضاوت بدون علم و آگاهی – قضاوت ظالمانه، و بد داوری نمودن و حکم غلط دادن را مورد مذمت قرار داد.
«أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ أَنْ يَسْبِقُونَا سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ» (العنکبوت، 4)
– آيا كسانى كه كارهاى بد مىكنند، مىپندارند كه بر ما پيشى خواهند جست؟! چه بد داورى مىكنند!
«أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئَاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَوَاءً مَحْيَاهُمْ وَمَمَاتُهُمْ سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ» (الجاثیه، 21)
– آيا كسانی كه مرتكب سيئات شدند گمان كردند كه ما آنها را همچون كسانی كه ايمان آوردهاند و عمل صالح انجام دادهاند قرار میدهيم كه حيات و مرگشان يكسان باشد؟ چه بد داوری میكنند!
●- بنابراین، خداوند متعال، ابتدا دربارۀ خود نیز دعوت به داوری (قضاوت) مینماید، چرا که خودش به انسان عقل، قلب، وحی، قوای شنوایی و بینایی ظاهری و باطنی را برای داوری و قضاوت داده است؛ و سپس دربارۀ چگونگی اتخاذ مواضع، عملکردها و رفتارهای بندگانش قضاوت میکند و حکم لازم را صادر مینماید.
●- از اینرو، به رغم فرافکنی گسترده، هرگز فریب شعارهایی چون: «قضاوت فقط حق خداست – شما حق قضاوت ندارید – قضاوت نکنید و در معرض قضاوت دیگران قرار نگیرید» را نخورید!
هر نگاهی که شما را ببیند، خواه ناخواه قضاوت میکند؛ اگر فقط ظاهر را ببیند، میگوید: «چه انسان تمیز و مرتبی -یا- چه فرد کثیف و نامرتبی» و اگر به واسطۀ آشنایی، کمی باطن را هم ببیند، میگوید: «چه انسان با ادبی – چه انسان فرهیختهای – چه انسان دانا و آگاهی – چه انسان با تقوایی» یا «چه انسان بیادب، بیتربیت، نادان، متکبر، سطحینگر و بد اخلاقی!»
شما نیز چه بخواهید و چه نخواهید، دربارۀ ظاهر و باطن آن چه میبینید، قضاوت میکنید؛ اما باید دقت نماییم که قضاوت ما، مبتنی بر نادانی، بیبصیرتی، تعصبات شخصی، و با بیعدالتی، نباشد.
در موارد بسیاری، حتی بدگمانی [سوء ظنّ] نیز خطا و از گناهان میباشد و چه بسا افتراهایی را به دنبال بیاورد، چه رسد به قضاوت.
*- از ظنّ و گمان نیز چارهای نیست، لذا نفرمود که هیچ گمانی نداشته باشید، چرا که گمان مقدمۀ یقین است، بلکه فرمود: اولاً بدگمانی بیمورد نداشته باشید و ثانیاً از گمان تبعیت ننمایید؛ چرا که گمان هرگز جای علم را نمیگیرد:
«وَمَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا» (النجم، 28)
– آنها هرگز به اين سخن علم (یقین) ندارند؛ تنها از ظن و گمان بیپايه پيروی مینمايند، با اينكه گمان هرگز انسان را بینياز از حق نمیكند.











