پرسش:
آیا این که عده‌ای با دیدن معجزه ایمان بیاورند و بهشت بروند و دیگران، مانند زمان حال، بدون پیامبر و فقط با داشتن کتاب قرآن ایمان نیاورند و به جهنم بروند، عادلانه است؟

پاسخ:

آیا نگران این هستید که خداوند سبحان، عادلانه به بهشت و جهنم می‌برد یا خیر؟! اگر چنین باشد، باید مقولۀ بهشت و جهنم را رها نمایید و در خداشناسی تجدید نظر نمایید!

به ویژه در مباحث شناختی و آن هم در بارۀ توحید، معاد، نبوت و ولایت، باید ابتدا تکلیف خود را پرسشی که دارید روشن سازید و سپس ذهن را که می‌خواهد با تفکر بشناسد، از خلط مبحث باز دارید.

برخی، در پی بهانه‌ای می‌باشند که «عدل إلهی» را زیر سؤال ببرند و نفی کنند! حال یا اصلاً خدا را نمی‌شناسند و باور ندارند، اما می‌خواهند در باور موحدان ایجاد شک کنند، یا می‌شناسند، اما با او دشمنی دارند و به جای محبّت، نسبت به او بغض دارند! وگرنه هر عقل و قلب سلیمی می‌داند که خداوند متعال، سبحان است، یعنی مبرا از هر گونه عیب و نقص می‌باشد، لذا به کسی ظلم نمی‌کند؛ چنان که در ده‌ها آیه فرمود: «خداوند به کسی ظلم نمی‌کند»:

«وَخَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَلِتُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ» (الجاثیه، 22)

– و خداوند آسمانها و زمين را به حق آفريده است، تا هر كس ‍ در برابر اعمالی كه انجام داده است جزا داده شود، و به آنها ستمی نخواهد شد.

الف – «معجزه» برای اثبات وجود خداوند متعال و ایمان به او نیست، بلکه صرفاً برای اثبات نبوت کسی است که ادعای پیامبری نموده است. بنابراین، دیدن یا ندیدن معجزه، هیچ نقشی در شناخت و ایمان مردم ندارد.

ب – «ایمان»، حاصل شناخت و باور می‌باشد که با مطالعۀ دو کتاب خلقت و وحی و تفکر و تعقل در نشانه‌ها (آیات) به دست می‌آید و با تقوا (عبادت و اطاعت) تقویت می‌شود.

ج – «معجزه»، فقط اختصاص به دگرگونی‌های طبیعی ندارد؛ معجزه باید متناسب با زمان و شرایط باشد و عصر آخرین پیامبر خدا صلوات الله علیه و آله، عصر «علم» می‌باشد، لذا معجزه‌اش از نوع کلام و کتاب می‌باشد و در اختیار همگان قرار دارد.

د – معجزات طبیعی توسط پیامبران گذشته را نیز همگان نمی‌دیدند، بلکه فقط عده‌ای از افرادی که اطراف ایشان حضور داشتند می‌دیدند و در میان همانها نیز بسیاری پس از دیدن معجزات می‌گفتند: «اینها سحر است» و نه تنها ایمان نمی‌آوردند، بلکه بر کفرشان افزوده می‌شد. چنان که در بارۀ قرآن مجید نیز گفتند: «معجزۀ خدا نیست، خدا او را مبعوث ننموده و هیچ وحی‌ای به نازل ننموده، بلکه شعر است، سحر است، آموزه‌های دیگران است و …»

ھ – چنین نیست که هر کسی پیامبری را ندیده باشد، «بی پیامبر» مانده باشد! در زمان حیات پیامبران نیز همگان ایشان را نمی‌دیدند و در زمان حیات پیامبر اکرم یا امامان صلوات الله علیهم اجمعین نیز همگان ایشان را ندیدند و امروزه نیز چند میلیارد مسیحی و مسلمان، پیامبرانشان را ندیده‌اند.

و – در عین حال، همگان حق دارند و باید از پیامبر خود معجزه یا معجزاتی ببینند که باور کنند او فرستادۀ خداوند سبحان است و معجزۀ پیامبر اسلام، قرآن مجید است که در اختیار همگان قرار دارد – هر چند که معجزات بسیار دیگری نیز در طول دوران رسالت نشان دادند؛ لذا اگر کسی این کتاب الهی را نمی‌خواند و در آیاتش تفکر و تعقل نمی‌کند و هیچ مطالعه و پژوهشی نمی‌نماید و به وسیلۀ آن، حق و باطل را تشخیص نمی‌دهند، دیگر خودش مقصر است!

ز – برخی که خود را ماده‌گرا – طبیعت‌گرا – دنیاگرا می‌نامند، در حالی که از طبیعت و قوانین حاکم بر آن نیز چیز زیادی کشف ننموده و نیاموخته‌اند، به همین اندک علم خود می‌بالند و مبتنی بر آن، وجود خداوند علیم که خالق جهان می‌باشد را انکار می‌کنند و پیامبران را به رغم دلایل روشن عقلی که برای آنها آورده‌اند، مسخره می‌کنند! اینان اگر یک معجزۀ طبیعی ببینند نیز خواهند گفت: «طبیعت است» یا در نهایت می‌گویند: «سحر است»!

«فَلَمَّا جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَرِحُوا بِمَا عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ وَحَاقَ بِهِمْ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ» (غافر، 83)

– هنگامی كه رسولان آنها با دلائل روشن به سراغ آنان آمدند، به آن مقداری از علم كه نزد خود داشتند خوشحال بودند (و غير آن را هيچ می‏شمردند) ولی آنچه را (از عذاب) به سخريه می‏گرفتند بر آنها فرود آمد!

جایگزینی

خداشناسی و خداپرستی و بالتبع ایمان به معاد و پیامبران، در فطرت آدمی نهادینه شده است و هر کسی با رجوع به عقل و قلب خود، خدا را می‌شناسد و به او ایمان می‌آورد.

خداوند متعال، از بندگانش نخواسته تا بگردند و او را بیابند و بشناسند و باور نمایند، بلکه خودش را با نشانه‌هایش (آیاتش) در زمین و آسمان و هر چه هست و در وجود هر کسی به او شناسانده و می‌شناسند و از بندگانش خواسته که این حقایق را کتمان نکنند و کفر نورزند، نپوشانند:

«سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ» (فصلت، 53)

– به زودی نشانه‏‌های خود را در افق‌ها (افق عقل، افق قلب، افق علم و اطراف جهان) و در درون جانشان به آنها نشان می‏دهيم تا آشكار گردد كه او حق است، آيا كافی نيست كه او بر همه چيز شاهد و گواه است.

از این‌رو، کفر و شرک، فقط به علت جایگزینی دیگران به جای الله جلّ جلاله می‌باشد و باید پرسید: آیا برای این جایگزینی‌ها، دلیل عقلی داشتید؟! یا طبیعت به شما چنین نشان داده؟! یا پیامبری از خودتان داشتید و از او معجزاتی دیده‌اید؟! پس چرا نوبت به شناخت و ایمان به خداوند متعال می‌رسد، نه تنها بهانه می‌آورید، بلکه مدعی می‌شوید: «اگر هم باشد، عادل نیست»؟!

معجزه

●- بنابراین، اگر کسی مترصد دیدن معجزه است تا ایمان بیاورد، ضرورتی ندارد که حتماً پیامبری را با معجزاتش در طبیعت ببیند، بلکه کافیست که به زمین و آسمان و وجود خودش بنگرد.

آیا دیدن شکافته شدن یک رود معجزه است، اما دیدن همان رود، سرچشمه‌اش، مسیرش، آبیاری زمین‌ها و تأمین آب آشامیدنی مردم و …، معجزه نیست؟! آیا دیدن زنده کردن یک مُرده معجزه است، اما دیدن تبدیل یک اسپرم از منی (نطفه) به جَنین در رحِم مادر و به دنیا آمدن یک انسان زنده با قابلیت رشد و کمال تا خلیفة الله شدن، معجزه نیست؟!

«وَاللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ» (النّحل، 78)

– و خداوند شما را از شكم مادران خارج نمود در حالی كه هيچ نمی‌دانستيد، اما برای شما گوش و چشم و عقل قرار داد، تا شكر نعمت او را بجا آوريد.

«يَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللَّهِ ثُمَّ يُنْكِرُونَهَا وَأَكْثَرُهُمُ الْكَافِرُونَ» (النّحل، 83)

– (ولی) آنها نعمت خدا را می‏شناسند، سپس آن را انكار می‌كنند و اكثرشان كافرند (حقایق را می‌پوشانند).

اتمام حجّت

خداوند سبحان، بر بندگانش اتمام حجّت می‌کند تا هیچ بهانه‌ و توجیهی برای کفر و شرک خود نداشته باشند. او پیش از انبیاء، «عقل» را حجت درونی قرار دارد و پیامبران و امامان علیهم السلام را حجّت بیرونی قرار دارد و بدیهی است که اگر کسی به حجّت دورنی خودش پاسخ مثبت ندهد، به حجج بیرونی نیز پاسخ مثبتی نخواهد داد.

امام کاظم علیه السلام:

«إنَّ للّهِ عَلَى النّاسِ حُجَّتَينِ: حُجَّةً ظاهِرَةً، و حُجَّةً باطِنَةً، فأمّا الظّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ و الأنبِياءُ و الأئمَّةُ عليهم السلام، و أمّا الباطِنَةُ فَالعُقولُ» (الكافي: 1/16/12)

– خداوند را بر مردمان دو حجت است: حجتى بيرونى و حجتى درونى. حجت بيرونى همان فرستادگان و پيامبران و امامان عليهم السلام هستند و حجت درونى همان خردهاست.

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=59057

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب