پرسش:
اگر توسل به مردگان جایز است، چرا فرزندان یعقوب برای بخشش به قبر حضرت ابراهیم توسل نکردند و از او نخواستند که برای آمرزش آنها دعا کند و به نزد حضرت یعقوب که زنده بود رفتند؟
آیا این نکته قرآنی دلیل بر بطلان توسل به مردگان نیست؟
پاسخ:
اجمالی:
زنده بودن انبیاء و امامان پس از وفات در عالم برزخ، شنیدن صدا و امکان ارتباط با آنان، امری ثابتشده است؛ ازاینرو توسل به آنان، توسل به «مردگانِ بیخبر» نیست. افزون بر این، روایات فراوانی در منابع اهل سنت بر جواز توسل به درگذشتگان دلالت دارد. ماجرای فرزندان یعقوب نیز به دلایل خاص تاریخی و تربیتی بوده و دلیلی بر بطلان توسل به مردگان محسوب نمیشود.
تفصیلی :
ما در گذشته مفصلاً ثابت کردهایم که انبیاء و امامان پس از وفاتشان در عالم برزخ زنده هستند و صدای ما را میشنوند و ما میتوانیم با آنان ارتباط بگیریم؛ بنابراین توسل به آنان، به هیچ عنوان توسل به افراد مردهای که از احوال ما بیاطلاع هستند، نمیباشد:[۱]
از سوی دیگر، در منابع اهل سنت، روایات متعددی بر جواز توسل به کسانی که از دنیا رفتهاند به چشم میخورد:
۱- نقل میکنند که در زمان عمر بن خطاب مردم دچار قحطی شدند. بلال بن حارث به کنار قبر پیامبر گرامی آمد و عرضه داشت که رسول خدا، مردم از قحطی و خشکسالی در حال نابودیاند؛ برای امتت طلب باران نما. رسول خدا به خوابش آمد و گفت به سراغ عمر برو و سلام مرا به او برسان و به او خبر ده که به زودی باران خواهد آمد و به او بگو کیسه سخاوت و بخشش را بگشا.
بلال بن حارث به نزد عمر آمد و ماجرا را بازگو کرد. عمر گریست و گفت: «خدایا، من کوشش خود را کردم ولی ناتوان بودم.»[۲]
مطابق اعتقاد اهل سنت که سنت صحابه را حجت میدانند، در این ماجرا یک نفر صحابی به پیامبر گرامی پس از وفات توسل کرد و صحابی دیگر نیز عمل او را تأیید کرد و او را سرزنش نکرد.
۲- حاکم نیشابوری نقل میکند که مروان بن حکم روزی از کنار قبر رسول خدا میگذشت که مشاهده کرد ابو ایوب انصاری، صحابی معروف، صورت بر قبر رسول خدا گذاشته و با او نجوا میکند. مروان دست برد و گردنش را گرفت و گفت: آیا میدانی چه میکنی؟ ابو ایوب پاسخ داد که به محضر رسول خدا آمدهام، نه کنار سنگ (و او متوجه من است).[۳]
۳- دارمی از علمای معروف اهل سنت نقل میکند:
«در مدینه قحطی شدیدی آمده بود و مردم به نزد عایشه شکایت بردند و از او چارهجویی خواستند. عایشه گفت: کنار قبر پیامبر بروید و سوراخی در سقف بالای قبر قرار دهید تا آنکه میان قبر و آسمان مانعی نباشد و منتظر بمانید. مردم به این دستور عمل کردند و در نتیجه باران بارید که پس از مدتی بیابانها سبز شد و شترها چاق و فربه شدند.»[۴]
و یا نقل میکنند:
«زمانی که پیامبر گرامی درگذشت، ابوبکر در منزل چهره او را باز کرد و بوسید و گفت: پدرم و مادرم فدای تو باد، از ما پیش پروردگار خود یاد کن و به خاطر داشته باش.»[۵]
در این رابطه، روایات دیگری نیز در منابع اهل سنت وارد شده است که جهت آگاهی، رجوع شود:[۶]
اما اینکه چرا فرزندان یعقوب به قبر حضرت ابراهیم توسل نکردند و برای توسل به سراغ پدرشان رفتند؛
پاسخ روشن است. آنان نه تنها به یوسف نبی بلکه به حضرت یعقوب نیز ظلم کرده بودند. طلب بخشش کردن حضرت یعقوب برایشان، نشانه گذشت یعقوب از گناه آنان نیز تلقی میشد.
گذشته از آنکه قبر حضرت ابراهیم در نقطهای دورتر از محل زندگی آنان بود و دسترسی به آن به سادگی برایشان امکان نداشت.
توجه به این نکته نیز لازم است که سیره برادران حضرت یوسف برای ما حجت نیست و اگر توسل آنان به حضرت یعقوب مورد استدلال ما واقع میشود، به دلیل تأیید عمل آنان توسط حضرت یعقوب و قرآن میباشد.
بنابراین، صرف اینکه فرزندان یعقوب به قبر حضرت ابراهیم توسل نکردند، نمیتواند دلیلی بر رد این نوع توسل باشد.
پینوشتها:
[۱] https://shiapasokh.com/?p=3179
[۲] دلائل النبوه، ج ۷، ص ۴۷؛ مصنف ابن ابی شیبه، ج ۷، ص ۴۸۲؛ فتح الباری، ج ۲، ص ۴۱۲؛ البدایه و النهایه، ج ۷، ص ۱۰۵
[۳] مستدرک حاکم، ج ۴، ص ۵۱۵؛مسند احمد، ج ۵، ص ۴۲۲
[۴] سنن دارمی، ج ۱، ص ۴۳۴
[۵] کشف الارتیاب، ص ۲۶۵
[۶] آیین وهابیت، سبحانی، ص ۱۶۵



















