پرسش:

آیا ممکن است خداوند کسی را در شرایط بسیار سخت قرار دهد، تمام درهای نجات از آن مشکل را به روی شخص ببندد تا شخص را جوری فشار دهد که از شدت فشار طغیان کند…؟
پاسخ:

همیشه باید به “چرایی” یا حکمت و هدف از هر کاری بیندیشید؛ آنگاه خودتان پاسخ را می‌یابید.

●- از خود بپرسید: «این خدایی که من دربارۀ فعل او می‌پرسم کیست و شناخت من از او چقدر است؟» آیا او را الله جلّ جلاله، حیّ، قیوم، خالق، مالک، ربّ، رحمان، رحیم و سبحان [مبرای از هر نقص و بدی] می‌شناسم؛ یا در ذهنم یک خدایی ساخته‌ام که هر گونه نقص و بدی را می‌شود به او نسبت داد و دربارۀ او محتمل دانست؟!

●- از خود بپرسید: «خدایی که مرا خلق نموده و ربوبیّت می‌نماید، علیم و حکیم است، قادر متعال است، عَفوّ و غفور و رحیم است؛ راه هدایت را پیش روی من گشوده، و به من عقل و وحی داده و از من خواسته تا در صراط مستقیم حرکت نمایم و بهترین بندگانش را برای من معلم و مربی و رهبر قرار داده، چرا باید مرا در فشار قرار دهد، درهای نجات را به روی من ببندد، دعاهایم را مستجاب ننماید، تا من طغیان کنم؟!»

●- از خود بپرسید: «آیا خدایی که من می‌شناسم، علیم، حکیم، عادل و فاضل است، یا جاهل، ظالم و بخیل؟!» بله، ممکن است خدایی که شما در ذهن خود ساخته‌اید، از تمامی این صفات نکوهیده برخوردار باشد، چرا که خدا نیست! ‌و بیندیشید که مگر این نواقص و صفات رذیله، صفات مخلوق نیست؟! پس، من چطور این صفات را نسبت به خالق، محتمل بدانم؟!

*- بنابراین، مشکل اصلی، در چگونگی خداشناسی و باورها می‌باشد، نه در فعل خدا یا مشکلات! برخی خداوند سبحان را آنگونه که خود را در کتاب خلقت و کتاب وحی، و نیز عقل و فطرت معرفی نموده می‌شناسند؛ اما برخی دیگر، یک خدای خود ساخته را در ذهن خود متصور می‌سازند که البته به آن خدا، هر نوع ایرادی وارد است، چرا که خدا نیست!

●- در متن پرسش، به آیۀ زیر استناد شده بود:

«وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ» (البقره، 155)

– قطعاً همه شما را با چيزی از ترس، گرسنگی، زيان مالی و جانی، و كمبود ميوه‏‌ها (ثمرات و نتیجه‌ها) آزمايش می‏كنيم و بشارت ده به استقامت كنندگان!

نفرمود: این مشکلات بر شما عارض می‌شود تا طغیان کنید، بلکه فرمود در تمامی اینها آزمایش می‌شوید.

گرسنگی، نقص اموال، مرگ و … که طبیعت زندگی در دنیای فانی می‌باشد، چنان که یک دقیقۀ پیش مُرد و یک دقیقۀ بعد، هنوز پدید نیامده است. تذکر آیه به اصل این حوادث نیست، بلکه به این است که شما در تمامی این احوالات، “امتحان – آزمایش” می‌شوید و “امتحان” در اصل برای عبور از مرتبۀ فعلی و رسیدن به مرتبۀ بعدی می‌باشد.

در دو آیۀ بعدی، پاسخ را داده است و «صابرین» را توصیف نموده است:

«الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ * أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ» (همان، 156 و 157)

– آنها كه هر گاه مصيبتی به آنها رسد می‏گويند: ما از آن خدا هستيم و به سوی او باز می‏گرديم * اينها همانها هستند كه الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده و آنها هستند هدايت يافتگان.

یعنی: هدایت یافتگان و صابرین، کسانی هستند که در دنیا زندگی می‌کنند، از متاع دنیا نیز بهره‌مند می‌گردند، اما به دنیا وابستگی ندارند، دنیا را اول و آخر و همه چیز نمی‌دانند، و هنگام اصابت مصیبت‌ها، جهان‌بینی و اعتقادشان را به خود و دیگران یادآور می‌شوند و می‌گویند: «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ».

طغیانگران

برخورداران از متاع دنیا، سرمایه‌داران و به اصطلاح “مرفهین بی‌درد”، بسیار زودتر و بیشتر از گرفتاران، فقرا و ضعفا، طیغان می‌کنند! چنان که فقرا و ضعفا، زودتر، بیشتر و بهتر ایمان آوردند و توانگران طغیان کردند؛ همیشه توده‌های مردمی که نه تنها مرفه نیستند، بلکه دچار مشکلات می‌باشند، در راه حق و حقوق قیام کرده‌اند، و توانگران و مرفهین که بیشتر مشکلات از ظلم آنان تحمیل شده است، مقابل آنها جنایت کرده‌اند!

امروزه نیز شاهدیم که مردمان غزه، لبنان، سوریه، یمن و ملّت شریف ایران، بسیار مؤمن‌تر، صالح‌تر و مجاهدتر از دیگران می‌باشند و حکومت‌ها و مردمان مرفه در امریکا و اروپا و کشورهای دیگر، طغیان‌گران می‌باشند!

*- “طغیان”، کار فرعون درون یا بیرون است، چنان که به حضرات موسی و هارون علیهما السلام فرمود: «اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى – به سوى فرعون برويد كه او به سركشى برخاسته است (طغیان کرده است)» (طه، 43)؛ و فرعونیت در درون و برون، از احساس کاذب توانگری، بی‌نیازی و سلطه ظهور می‌یابد!

*- آدمی، مخلوق، مملوک، فقیر و نیازمند است، لذا هیچگاه غنی و بی‌نیاز نمی‌گردد، اما ممکن است بر اثر تکبر و غفلت، خود را غنی و بی‌نیاز ببیند و طغیان کند؛ لذا فرمود:

«كَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَى * أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى» (العلق، 6 و 7)

– چنين نيست [که گمان می‌شود] مسلماً انسان طغيان می‏كند * همين كه خود را بى ‏نياز پندارد.

انسانی که شناخت ضعیفی به توحید و معاد دارد یا اصلاً خدا و قیامت را نشناخته و باور ندارد، تا وقتی موفق است، سرمایه و دارایی دارد و از مواهب دنیوی برخوردار است، دچار اندیشۀ قارونی می‌شود و همه چیز را از علم، هنر، صنعت، کار، تلاش و زیرکی خود می‌داند، اما همین که با مشکلات مواجه شد، دچار تکبر ابلیسی می‌شود و با خود می‌گوید: «در من که نقصی وجود ندارد، پس لابد خدا برایم چنین خواسته» و سپس نسبت به حق تعالی، دچار بدگمانی [سوء ظنّ] و دشمنی می‌گردد!

خداوند سبحان، احوال این دسته از بندگانش را توصیف می‌نماید و به برخی از علل گرفتاری‌ها و موانع گشایش را تذکر می‌دهد:

«وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ»

– و اما هنگامی كه برای امتحان روزی را بر او تنگ بگيرد، ناامید (مأيوس) می‌گردد و می‏گويد: پروردگارم مرا خوار كرده است!

«كَلَّا بَلْ لَا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ * وَلَا تَحَاضُّونَ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ * وَتَأْكُلُونَ التُّرَاثَ أَكْلًا لَمًّا * وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا» (الفجر، 16 تا 20)

– هرگز چنین نيست (كه شما خيال می‏كنيد)، بلكه شما يتيمان را گرامی نمی‏داريد * و يكديگر را بر اطعام مستمندان تشويق نمی‏كند * و ميراث را (از طريق مشروع و نامشروع) جمع كرده می‌خوريد * و مال و ثروت را بسيار دوست می‏داريد.

رسیدگی به یتیمان، یک کار مستحبی نیست، بلکه واجب است و بی‌توجهی به آنان، در دنیا و آخرت بازتاب و عقوبت دارد – نه تنها اطعام مستمندان واجب است، بلکه حتی عدم ترغیب و تشویق دیگران به آن، عواقب دارد – میراث، فقط مالی نیست که از پدر و ماد و همسر به ارث مانده باشد! مگر ما میراث خواران گذشتگان و از جمله شهدای گرانقدر نمی‌باشیم؟! پس باید بیندیشیم که چگونه صاحب این میراث شده‌ایم، چگونه جمع می‌کنیم و می‌خوریم؟!

*- بنابراین، در بروز گرفتاری‌ها و تشدید فشارها که طبیعت زندگی در دنیاست، نباید اجازه دهید که شیاطین و جنّ و انس، شما را وسوسه کنند تا خود را منزه (سبحان) و العیاذ بالله خداوند سبحان را ظالم بدانید و با ناامیدی تمام، نسبت به خداوند ارحم الراحمین، بدگمان شوید، تمامی مشکلات را به او نسبت دهید و حسّ کاذب دشمنی به شما دست دهد! بلکه باید با توکل، توسل و دعا، تفکر و تعقل نمایید، و برای حلّ و عبور از مشکلات، چاره‌اندیشی، برنامه‌ریزی و تدبیر نمایید.

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=58974

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب