پرسش:
باسلام؛ آیا میتوانید بدون استناد به آموزههای دینی، اثبات کنید که موجودات باهوشتر و قدرتمندتری از انسان وجود ندارند؟ اگر چنین چیزی ثابت نشد، نمیتوان قرآن و دیگر معجزهها را لزوما از طرف خدا دانست؛ زیرا همانگونه که ما رباتها را ساخته و برخی از آنها را هوشمندتر کردیم، ممکن است موجود برتری نیز ما را ساخته و برخی اطلاعات و تواناییها را به برخی از ما داده باشد. حال چگونه دین میتواند خود را اثبات کند که از طرف خدا است و نه آن موجود برتر؟! شاید قرآن در پاسخ بگوید که آن موجود برتر را پیدا کن و بیاور! که در جواب خواهم گفت تو که ادعا داری از طرف خدا آمدی باید احتمالات را رد کنی، نه اینکه من احتمالات را ثابت کنم! شاید بگویید لازم است که خدا جلوی آن موجود برتر را بگیرد تا مردم گمراه نشوند! من در جواب میگویم شاید خداوند صلاح دیده که ما با همین دین دروغی که از نظر انسانیت کاربرد دارد سرگرم باشیم!
پاسخ:
بر اساس آنچه بیان شد، آیا این احتمال را نمیدهید که این ابهام و این پرسش نیز توسط خودتان طراحی نشده؛ بلکه همان موجودات برتر آنرا در ذهن شما جاسازی کردهاند؟! در این صورت آیا زمینه و فرصتی برای ادامه گفتوگو باقی میماند؟!
احتمالی که در این پرسش آمده شبیه نظریه مغز در خمره است که نتیجه آن سوفسطاییگری و بسته شدن راه هرگونه گفتوگوی علمی و انکار تمام واقعیتها و یا عدم امکان شناخت آنها خواهد بود، در حالی که بر اساس مباحث علمی و فلسفی، واقعیت و حقیقت امری ثابت است و انسان قدرت شناخت حقیقت و واقعیت را دارد و در غیر این صورت، تمام پرسشها و پاسخها بیهوده خواهد بود.
وجود خدای متعال و برخورداری او از صفات کمال، حقیقت و واقعیتی است که انسان با عقل خود آنرا درک میکند؛ و سپس از راه وجود صفات کمال خداوند، مانند صفت حکمت، رحمت و لطف، به اثبات نبوّت (نبوت عامه) میپردازد و معجزه را یکی از راههای اثبات نبوت شخص خاص(نبوت خاصه) مطرح میکند.
بنابراین، معارف دین برآمده از مجموعههای از شناختهای عقلی و برهانی است؛ از اینرو پس از پذیرفتن حکمت، رحمت و لطف خداوند، چگونه عقل انسان میتواند بپذیرد که خداوند، موجودی برتر را میآفریند که آن موجود تنها برای سرگرمی، انسانها -که بر خلاف رباتها، موجوداتی هوشمندند- را با وسایلی به اشتباه میاندازد؟!
همچنین این احتمال که خداوند انسان را پس از مرگ هدایت میکند با فلسفه وجودی انسان سازگار نیست؛ زیرا عالم آخرت و زندگی پس از مرگ، جایگاه پاداش و کیفر است و زندگی این دنیا جایگاه عمل و خودسازی برای زندگی آینده و آخرت است.
گفتنی است اگر انسان ساخته و پرداخته چنین موجوداتی باشد، نه تنها موضوع دینباوریاش؛ بلکه تمام رفتارهای اجتماعی، رویکردهای سیاسی، پیشرفتهای علمی و … او نیز باید تحت فرمول و کدنویسی خاص و به صورت کاملا غیر اختیاری باشد، در حالی که ما اگر واقعگرا باشیم، به مختار بودن انسانها پی خواهیم برد.











