پرسش:
آیا به راستی نسل همه ما انسان‌ها از حضرت آدم و حوا می‌باشد؟ پس انسان‌های قبل از این دو از کجا آمده‌اند؟ شواهدی از زندگی انسان‌های باشعور در هزاران سال قبل نیز به دست آمده است!

پاسخ:

این پرسش، برای هر کسی که دربارۀ پیدایش بشر و حیات او در زمین فکر کند، پیش می‌آید و برای یافتن پاسخ، برخی به شنیده‌ها اکتفا می‌نمایند، برخی دیگر به گمان‌ها بسنده می‌کنند و برخی نیز کم یا زیاد، تحقیق و مطالعاتی از منابع گوناگون به انجام می‌رسانند. اما، در این راستا، حتماً باید به چند نکتۀ کلیدی توجه نمود:

1 پیدایش آدم

چه کسی می‌تواند به ما خبر موثق دهد که انسان چگونه خلق شده است؟ چگونه در زمین سکنا گزیده است؟ و چگونه نسلش منتشر شده است؟!

دستاوردهای علمی (طبیعی – تجربی)، خبر موثقی نداده‌اند؛ بلکه فقط بر اساس نشانه‌هایی، فرضیه‌هایی را دنبال کرده‌اند و در نهایت به «ظنّ – گمان» خود بسنده نموده‌اند! لذا گروهی گفته‌اند: «شاید آدمی از نسل نوعی میمون باشد» که هیچ‌گاه به اثبات نرسید و امروزه نیز مبتنی بر علوم طبیعی، این جهش ژنتیکی را غیر ممکن می‌دانند و البته هیچ نمونۀ دیگری از چنین تغییری مشاهده نشده است که به آن استناد نمایند – گروه دیگری می‌گویند: «به استناد اسکلت‌های پیدا شده و شبیه انسان، قدمت انسان روی زمین به چند صد هزار یا چند میلیون سال می‌رسد»، اما هیچگاه معلوم نشد که ابتدا و منشأ چه بوده است؟ و هر چه گفته شده، اگر چه با تکیه به برخی از یافته‌های علمی باشد، ولی فقط «ظنّ – گمان» می‌باشد که می‌تواند مقدمه‌ای برای کشف علم باشد، اما «ظنّ – گمان»، قابلیت قبول و پیروی ندارد!

«وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ» (یونس علیه السلام، 36)

– و بيشترشان جز از گمان پيروى نمى‌كنند [ولى] گمان به هيچ وجه [آدمى را] از حقيقت بى ‏نياز نمى‏‌گرداند آرى خدا به آنچه مى‌كنند داناست.

●- بنابراین، به غیر از خداوند علیم، حکیم، خالق و قادر (اندازه‌گذار)، کسی نمی‌تواند خبر قطعی و موثق دهد که نسل بشر امروزی، به چه کسی می‌رسد و او چگونه در زمین قرار گرفت و نسلش منتشر شد؟

خداوند متعال، در آیات متعددی به ما خبر داد که ابتدا «آدم علیه السلام» را از «گِل» آفریدم، سپس از همان «گِل»، انسان مؤنث «حوا علیها السلام» را آفریدم تا همسران یکدیگر شوند و نسل بشر را از زاد و ولد این دو در زمین منتشر نمودم:

«إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِنْ طِينٍ * فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ» (ص، 71 و 72)

– آنگاه كه پروردگارت به فرشتگان گفت من بشرى را از گِل می‌آفرینم * هنگامی كه آن را نظام بخشيدم و از روح خودم در آن دميدم برای او سجده كنيد.

«يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ» (الحجرات، 13)

– اى مردم! ما شما را از مرد و زنى (یک مرد و یک زن) آفريديم و شما را ملت ملت و قبيله قبيله گردانيديم تا با يكديگر شناسايى متقابل حاصل كنيد؛ در حقيقت ارجمندترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست بى‏ترديد خداوند داناى آگاه است.

*- بی‌تردید کسانی که به توحید و وحی اعتقادی ندارند، نمی‌توانند به علوم غیبی دست یابند و دربارۀ گذشته، حال و آیندۀ انسان که همه در غیب است، اطلاعات موثقی ارائه دهند؛ لذا از «ظنّ و گمان»های خود پیروی می‌کنند!

بشر

فرق است میان معنای «آدم، انسان و بشر».

«آدم»، اسم خاص است برای حضرت آدم علیه السلام و از این رو به نسلش نیز آدم یا «بنی آدم – فرزند آدم»می‌گویند.

«انسان»، از دو مادۀ «اُنس» و «نسیان – فراموشی» گرفته شده، لذا به دو خصلت درونی انسان اشاره دارد و با جسم و خلقت او کاری ندارد. «انسان» هم خیلی زود با محیط اطراف، آدمیان، جانداران و حتی اشیای بی‌جان مأنوس می‌شود و هم خیلی زود دچار نسیان می‌شود و فراموش می‌کند.

«بَشَر» در لغت به معنای جلد و پوست می‌باشد و به همین هیئت و ظاهر انسان گفته می‌شود. پس، مقصود از اطلاق «بَشَر» به انسان، اشاره به همین جسم و ظاهر مادی او به همین شکلی که هست و برخوردار از پوست بدون پشم یا پَر می‌باشد.

*- این که فرمود: «قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ – بگو: من بشری مثل شما هستم؛ به من وحی می‌شود » (الکهف، 100)، اشاره به همین جسم دارد نه مقامات و‌الای انسانی ایشان؛ یعنی: من از گروه فرشتگان، جنّیان یا موجودات ناشناخته نیستم، بلکه بشری هستم که مانند شما به دنیا آمده، زندگی می‌کنم و می‌میرم؛ اما تفاوتم در مقامات انسانی این است که به من وحی می‌شود.

شعور

برخی گمان دارند که فقط انسان شعور دارد، در حالی که شعور و درک را نه تنها در حیوانات، بلکه حتی در گیاهان نیز شاهدند، چنان که به اثبات رسانده‌اند که نوای مناسب، در رشد گیاه تأثیر دارد و جملات خوب، سبب نظم مولکول‌های آب به هنگام انجماد می‌شود و جملات ناخوشایند، سبب غیر منظم شدن آنها می‌گردد، فیل‌ها، دولفین‌ها و بسیاری از حیوانات نیز شعور و حافظۀ قوی دارند و … .

در قرآن کریم، آیات متعددی بر شعور سایر موجودات زنده و حتی بی‌جان (جامدات) تصریح دارد که البته دانشمندان امروزی نیز به همین نتیجه رسیده‌اند.

وقتی می‌فرماید: «هر چه در زمین و آسمان‌هاست، او را تسبیح می‌کنند» و می‌فرماید: «این پرندگان و سایر هر چه هست، به نماز و تسبیح خود علم دارند» و …، یعنی تمامی مخلوقات، از درجه و سطحی از شعور و علم که متناسب با ظرفیت وجودی آنهاست، برخوردار می‌باشند.

«أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ» (النّور، 41)

– آیا ندانسته‌ای که هرکه در آسمان‌ها و زمین است و پرندگان بال گشوده، خدا را تسبیح می‌گویند؟ به یقین هریک نماز و تسبیح خود را می‌داند؛ و خدا به آنچه انجام می‌دهند داناست.

*- در هر حال، «علم و وجود» مساوق یکدیگرند و علم فرع بر شعور می‌باشد؛ پس هر چه خلق شده و وجود به آن افاضه شده، نوعی شعور و درک دارد.

پیدایش بشر

برای رسیدن به آغاز پیدایش بشر، دو مطالعۀ علمی می‌توان انجام داد که یکی صبغۀ دینی دارد و دیگری آماری.

دینی: سلالۀ انبیای الهی، به وضوح بیانگر مدت زمان پیدایش و زندگی بشر در زمین می‌باشد.

تاریخ انبیای الهی، تا حضرت نوح علیه السلام کاملاً مستند می‌باشد، چنان که می‌دانیم فاصلۀ زمانی خاتم الانبیاء صلوات الله علیه و آله تا حضرت عیسی علیه السلام حدود 620 سال بوده است – ایشان تا حضرت موسی علیه السلام 1900 سال – ایشان تا حضرت ابراهیم علیه السلام، حدود 900 سال و ایشان تا حضرت نوح علیه السلام، حدود 2240 سال بوده است و حضرت نوح، نسل چهارم حضرت آدم (علیهما السلام) می‌باشد و گفته شده که 1200 سال فاصله داشته است.

این فواصل، به اضافۀ فاصله حضرت محمد صلوات الله علیه و آله تا امروز (نزدیک به 1450 سال) گویای 6000 سال می‌باشد و اگر فرض گرفته شود که تاریخ‌های بیان شده، فاصله بعثت آنها می‌باشد نه تولد و فرض گرفته شود که چه بسا فاصله‌ها دو برابر بوده، باز هم بیش از 10 تا 12 هزار سال نمی‌شود.

آماری: محققان آماری، با محاسبۀ جمعیت امروز و تناسب تقریبی زاد و ولد تا رسیدن به عدد «یک»، دریافته‌اند که از عمر نسل بشر امروزی، نمی‌تواند بیش از ده تا دوازده هزار سال گذشته باشد.

انسان‌های اولیه

از سویی دیگر، اسکلت‌های چند صد هزار ساله و شبیه به انسان نیز یافت شده است؛ اما نباید فراموش کرد که «شباهت» موجودات به هم، دلیلی برای پیدایش آنها از نسل یکدیگر نمی‌باشد؛ اگر چه در نهایت، تمامی موجودات زمینی، از آب و خاک (گِل) خلق شده‌اند.

امروزه دانشمندان، به فسیل‌های بسیاری از انواع حیوانات (مانند دایناسورهای متفاوت) و یا حتی پرندگان و حشراتی دست یافته‌اند که نسل‌شان منقرض شده است؛ لذا این دسته از جانوران امروزی، به رغم شباهت، از نسل آنها نمی‌باشند.

موجودات شبیه انسان نیز بسیار بوده‌اند که نسل‌شان منقرض شده است، لذا بشر امروزی، از نسل آنها نمی‌باشد؛ بلکه از نسل آدم ابوالبشر و حوا علیهما السلام می‌باشند.

روایت:

حضرت امام باقر علیه السلام:

«خداى عزوجل از روزى که زمین را آفریده، هفت عالَم را در آن خلق (و سپس منقرض کرده است) که هیچ یک از آن عوالم از نسل آدم ابوالبشر نبوده‌اند و خداى تعالى همه آنها را از پوسته روى زمین آفرید و نسلى را بعد از نسل دیگر ایجاد کرد و براى هر یک، عالمى بعد از عالم دیگر پدید آورد تا در آخر، آدم ابوالبشر را بیافرید و ذریه‌اش را از او منشعب ساخت.‌» (خصال، شیخ صدوق، ۲/۶۵۲)

بنابراین، طول عمر بشر امروزی و نسل او در گذشته، بیش از 10 تا 12 هزار سال نمی‌باشد و همگی از نسل آدم و حوّا علیهما السلام می‌باشند.

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=70398

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب