پرسش :
آیا کوروش همون ذوالقرنین هست؟
پاسخ :
مصداق ذوالقرنین به درستی مشخص نیست، نه قرآن به تصریح نام وی را مشخص کرده و نه روایات ما را در این امر یاری می کند.
روایات نقل شده در منابع شیعه و اهل سنت از رسول خدا (صلی الله علیه واله) و ائمه هدى (علیهم اسلام) و همچنین اقوال نقل شده از صحابه و تابعین که اهل سنت با آنها معامله حدیث نموده (احادیث موقوفه اش مىخوانند) درباره داستان ذى القرنین بسیار اختلاف دارد(1).
بنابراین نمی توان مصداق قطعی ذوالقرنین را مشخص کرد اما با توجه به آیات قرآن باید به سراغ پادشاهانی رفت که حکومت گسترده ای ایجاد کرده و همچنین به عدالت شهره بودند.
این حاکمان عبارتند از:
یک: “ابوکرب شمر یرعش” پادشاه “حمیر”، بنا بر گفته “ابوریحان” از آنجا که “ابوکرب” گیسوانش را بر شانه هایش می آویخت و پادشاهی شرق و غرب سفر کرده، در اشعار یمنیان به او افتخار می شده و داستان او با آنچه در قرآن است تطبیق دارد او همان مصداق ذوالقرنین است(3)
دو: “تسن چی هوانگ” امپراتور چین: دیوار عظیم چین و شهرت به عدالت در میان پادشاهان چین دلیل این طرفداران این نظریه است(4).
سه: در روایتی اشاره به رومی بودن ذوالقرنین شده است و طبری در تفسیرش تصریح به “اسکندر” بودن وی کرده است. (5)
چهار: کوروش
در بین این افراد محتمل ترین فرد کوروش است زیرا علت پرسش از پیامبر(صلی الله علیه وآله) در مورد ذوالقرنین یهودیان هستند(2) از این مطلب می توان نتیجه گرفت که ذوالقرنین در بین یهودیان شناخته شده بودند. یهودیان در کتاب مقدسشان بارها از کوروش یاد کرده و وی نزد آنان شناخته شده بود. (6).
این احتمال تقویت میشود زیرا در کتاب مقدس کوروش به همین نام یعنی ذوالقرنین در بین یهودیان مشهور بوده (7) و بنابراین طبق آیات سوره کهف با همین نام از پیامبر(صلی الله علیه واله) در مورد او پرسیده اند. اینکه کوروش ذوالقرنین باشد محتمل است.
علامه طباطبائی نیز در مورد این احتمال می فرمایند: هر چند بعضى از جوانبش خالى از اعتراضاتى نیست، لیکن از هر گفتار دیگرى انطباقش با آیات قرآنى روشنتر و قابل قبولتر است.(8)
پی نوشت ها:
1.المیزان، ج13، ص: 369
2. ، همان ج13، ص: 244؛
3. بیرونی، ابوریحان، الآثار الباقیه ص: 47-48
4. ابن عاشور، تفسیر التحریر و التنویر، ص83-84
5. طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج16، ص7
6. کتاب مقدس، عهد عتیق و عهد جدید، کتاب دانیال ص1001، 1/21، و1010، 6/21، 1015، 10/1 و صفحات بسیاری دیگر
7. عهد عتیق، کتاب عزرا، ص571 ا/1-4،
8.علامه طباطبائی، تفسیر المیزان، ج13،ص 396


















