پرسش:
آیا یک مؤمن حقیقی میباشیم؛ آیا ایمان حقیقی، شاخصههایی دارد که خودمان بتوانیم تشخیص دهیم؟
پاسخ:
«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ»
– مؤمنان تنها كسانی هستند كه هر وقت نام خدا برده شود دلهایشان بلرزد، و هنگامی كه آيات او بر آنها خوانده میشود، ايمانشان افزون میگردد و تنها بر پروردگارشان توكل دارند.
«الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ»
– آنها كه نماز را بر پا میدارند و از آنچه به آنها روزی دادهايم انفاق میكنند.
«أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ» (الأنفال، 2 تا 4)
– مؤمنان حقيقی آنها هستند، برای آنان درجات (عالی) نزد پروردگارشان است و برای آنهاست آمرزش و روزی بزرگوارانه.
شرحی مختصر
“مؤمن”، یعنی کسی که خود را در پناه و چارچوبی، در “امان” میبیند؛ خواه ایمان به حق باشد، یا ایمان به باطل (1)؛ اما این بحث دربارۀ مؤمنان به توحید، معاد، قرآن مجید، ولایت و اسلام عزیز میباشد.
همگان، دوست دارند که از “مؤمنان” باشند و البته بسیاری گمان میکنند که خیلی هم مؤمن هستند! اما، از کجا بدانیم که حقیقتاً مؤمن هستیم یا خیر؛ یا دست کم در مسیر ایمان حقیقی قرار گرفتهایم یا خیر؟! آیا شاخصههایی برای تشخیص مؤمن از غیر مؤمن، بیان شده است؛ یا تا قیامت برپا نشود، نخواهیم دانست؟!
*- مگر میشود خداوند سبحان شاخصههای ایمان و صفات مؤمن را بیان ننموده باشد و سپس از بندگانش بخواهد که ایمان بیاورند و بر ایمان خود بیفزایند، چرا که ایمان نیز مانند علم، درجات و مراتب دارد و حد محدود و سقفی هم ندارد؟!
بنابراین، خداوند متعال، در آیات متعددی به ویژگیها و صفات مؤمن تصریح نموده، و باید و نبایدها و ملزومات ایمان و افزایش آن را تبیین نموده است، مانند آیات ابتدایی سورۀ “المؤمنون”: «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ * الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ * …»
– به درستی که مؤمنان رستگار شدند * همانها كه در نمازشان خشوع دارند * و آنها كه از بيهودگی (سخن یا کار بیهوده) رويگردانند * … .
یا هم چنین فرمود:
«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا …» (الفتح، 29)
– محمد [صلوات الله علیه و آله]، فرستادۀ خداست و کسانی که با او هستند، نسبت به کفار شدید و سرسخت و نسبت به یگدیگر رحمت [خیرخواهی و همافزایی] دارند، آنها را در حال رکوع و سجده [نماز] میبینی، خواهان فضل و خشنودی خدا میباشند … .
1- در آیات مورد بحث فرمود که اولین ویژگی مؤمنان این است که چون اسم خدا و یاد خدا به میان میآید «وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ – دلهایشان تکان میخورد»؛ یعنی نه تنها بیتفاوت نمیگذرند، بلکه دلهایشان از عظمت او، از محبّت به او، و از ترس قهر و عذاب او بابت غفلتها، گناهان، تمردها و عقوباتشان، میلرزد.
2- در ویژگی دوم فرمود که «و هنگامی كه آيات او بر آنها خوانده میشود، ايمانشان افزون میگردد».
دقت شود که هر چند شناخت و علم مقدم است، اما نفرمود که بر علمشان افزوده میشود، چرا که شناخت و علم به تنهایی، سبب رشد و قرب نمیگردد؛ ابلیس لعین نیز خدا و معاد را میشناخت و میشناسد، بلکه باید به آن معرفت و علم، ایمان آورد.
همه چیز، با نشانههایش شناخته میشود و “آیات”، یعنی “نشانههای هدایت کننده”؛ و تلاوت یعنی: «قرائت با تفکر”؛ لذا فرمود: «از ویژگیهای مؤمن حقیقی این است که وقتی آیات خدا برایشان تلاوت میشود، بر ایمانشان افزوده میشود».
3- ویژگی سوم را “توکل” بیان نمود. یعنی آدمی بداند و باور نماید که خودش نه خالق است، نه مالک و نه ربّ؛ و دیگران نیز مانند خودش مخلوقات میباشند و فقط خداوند سبحان است که إله، معبود، مالک و ربّ همه چیز میباشد، پس کارش را به او واگذار میکند: «وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا – » (الأحزاب، 3)
– بر خدا توکل کن و وکالت خدا [حفاظت، اداره و کارسازی امور بندگان] کفایت دارد.
4- پس از این سه ویژگی، که به بُعد نظری، شناختی و اعتقادی اشاره دارد، به عرصۀ عمل توجه داد که سرآمدش “نماز” است: «يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ» – چرا که “صَلاة”، وصل و اتصال به رحمت واسعۀ الهی میباشد و کسی که با “صَلاة” به رحمت او وصل نگردد، ملعون (دور شده از رحمت) و هلاک میگردد.
5- ویژگی مهم بعدی در عمل را “انفاق” بیان نمود که کمال بخش زندگی فردی و اجتماعی میباشد.
“انفاق” به زبان ساده، یعنی: «آدمی نباید مانند یک ظرف دربسته نباشد، بلکه باید خروجی داشته باشد؛ و این خروجی سبب میشود که اولاً دریافت او استمرار داشته باشد و زیادتر گردد و ثانیاً دیگران از سر ریز آن بهرهمند گردند؛ مانند آبی که از چشمه میجوشد، سر ریز میشود و انسانها، حیوانات و گیاهان از آن زنده میشوند.
بیتردید کسی میتواند در راه خدا انفاق داشته باشد که بداند و باور داشته باشد که خودش مالک چیزی و رازق خودش نیست، بلکه همه رزق خداوند است، لذا تأکید نمود: «وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ – و از آنچه به آنها روزی دادهايم انفاق میكنند».
مؤمن، بخل نمیورزد و نعمات إلهی را حبس نمیکند که نه خودش از آنها بهره ببرد و نه دیگران، بلکه این نعمات را جاری و منتشر میسازد.
مؤمنان حقیقی
پس از بیان این ویژگیهای اعتقادی، قلبی و عملی، فرمود: «حقاً که اینها مؤمنند – مؤمنان حقیقی اینها هستند: «أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا».
البته، همانگونه که بیان شد، ایمان نیز مراتب و درجات دارد، لذا فرمود: «لَهُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ – برای آنان درجات (عالی) نزد پروردگارشان است»؛ و آنان میباشند که از سوی حق تعالی، مشمول مغفرت [بخشش و پوشش] میگردند و روزی مادی و معنوی آنها در دنیا، برزخ و آخرت، بسیار کریمانه داده میشود. «وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ».
●- “اخلاق – مواضع نظری و عملی مؤمن”، رویکرد، تلاش و جهاد [تلاش دشمنستیز] در جهت تقویت ویژگیها و صفات یک مؤمن حقیقی در خود میباشد و خودش میتواند بفهمد که اکنون تا چه حدّی مؤمن است و چگونه میتواند رشد کند و بر ایمان خود بیفزاید تا نزد خداوند متعال، از درجات متعالی برخوردار گردد.


















