پرسش:
در آیه ۶۵ سوره‌ی حج، نفرموده که “ما فی السماء”، بلکه فرموده “وَيُمْسِكُ السَّمَاءَ” یعنی آسمان را نگه می‌دارد. می‌شود برداشت کرد که آسمان سقف دارد که این تناقض با علم دارد؟

پاسخ:

آیا محدود بودن اجسام مادی که مستلزم سقف داشتن آنها می‌باشد، با کشفیات علوم طبیعی منافات و تناقض دارد؟!

آیا کشفیات علمی بشر به حدی رسیده که تبیین خالقش را با آن در تناقض می‌بیند؛ یا شناخت و باورش ضعیف است؟!

1- اولین نکتۀ مهم آن است که در تلاوت آیات قرآن کریم، هرگز دنبال این نباشید که سریع تناقضی پیدا کنید! چرا که این رویکرد، پیش از مطالعه و تفکر در هر موضوعی، از جمله آیات قرآن مجید، سبب ایجاد نوعی “مقاومت ادارکی” می‌گردد که مانع از فهم و درک درست خواهد شد!

2- نکتۀ دوم آن که وقتی آیه‌ای را مغایر یا متناقض با “علوم طبیعی و تجربی” می‌بینید، به وسعت کشفیات و علم بشر دقت نمایید که بسیار محدود و اندک است.

3- نکتۀ سوم آن که فقط یک کلمه را نخوانید، بلکه قبل و بعد آن، یا حتی گاهی اگر لازم است، آیۀ قبل و بعد را نیز بخوانید تا معنا و مفهوم را درک نمایید.

آیۀ مورد بحث:

«أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ وَالْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَيُمْسِكُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ» (الحجّ، 65)

– آيا نديده‌اى كه خدا آنچه را در زمين است به نفع شما رام گردانيده و كشتی‌ها در دريا به فرمان او روانند و آسمان را نگاه مى‌دارد تا [مبادا] بر زمين فرو افتد مگر به اذن خودش [باشد]؛ در حقيقت ‏خداوند نسبت به مردم سخت رئوفِ رحیم است.

توضیح:

●- در این آیه، هیچ اشاره‌ای به این که آسمان سقف دارد یا ندارد نشده است، بلکه به “‌‌نگهداری آسمان از سقوط بر زمین” توجه داده است؛ چنان که در آیۀ دیگری، به نگهداری زمین و آسمان، از سقوط متذکر گردیده است:

«إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ أَنْ تَزُولَا وَلَئِنْ زَالَتَا إِنْ أَمْسَكَهُمَا مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا» (فاطر، 41)

– یقیناً خدا آسمان‌ها و زمین را از اینکه از جای خود منحرف شوند [و فرو ریزند] نگه می‌دارد.؛ و اگر منحرف شوند، هیچ کس بعد از او نمی‌تواند نگاهشان دارد؛ مسلماً خدا همواره بردبار و بسیار پوشش دهنده است.

●- هر گاه به زمین اشاره شود، یعنی زمین و هر چه در آن هست، و هر گاه به آسمان اشاره شود، یعنی آسمان و هر چه در آن هست.

●- در اشاره به حفظ آسمان از سقوط بر زمین، روشن است که مقصود همین آسمان اول، با تمامی کهکشان‌ها و سیارات و نظم حاکم بر آنها می‌باشد که زمین نیز یکی از آنهاست.

“کهکشان”، به خوشه‌ای از ستاره‌ها، گازها، گرد و غبار و ماده تاریک کفته می‌شود که ممکن است بیش از ۱۰۰ تا ۴۰۰ میلیارد ستاره را در داخل خود داشته باشد که همه انها به دور یک نقطه مرکزی می‌چرخند.

“کهکشان راه شیری” که زمین در آن قرار دارد، بیش از ۱۰۰ هزار سال نوری عرض دارد و بیش از 400 میلیارد ستاره و 100 میلیارد جسم سیاره‌ای را در خود جای داده است.

تحقیقات جدید تعداد کهکشان‌ها را بین 100 تا 200 میلیارد تخمین می‌زند؛ و دقت شود که این فقط یک تخمین است که بین حد پایین و حد بالای آن، 100 میلیارد کهکشان اختلاف وجود دارد! بنابراین، علم بشر در شناخت کهکشان‌های موجود در جهان طبیعت، به جایی نرسیده است؛ چنان که دانشمندان می‌گویند: «ناشناخته‌های ما از دریا، به مراتب بیش از شناخته‌های ما از خشکی می‌باشد!»

سقف

اما، در آیات دیگری، به “سقف” تصریح شده است، مانند: «وَالسَّقْفِ الْمَرْفُوعِ – و [قسم] به آن سقف برافراشته» (الطّوز، 5)؛ یا «وَجَعَلْنَا السَّمَاءَ سَقْفًا مَحْفُوظًا وَهُمْ عَنْ آيَاتِهَا مُعْرِضُونَ – و آسمان را سقف محفوظی قرار داديم، ولی آنها از آيات آن رويگردانند» (الأنبیاء، 32).

مقصود از آسمان، فضایی است که جرم یا اجرامی در آن قرار گرفته‌اند – و مقصود از سقف، بام هر چیزی می‌باشد که چقدر هم بلند باشد، باز هم محدود می‌باشد؛ و مقصود از محفوظ، یعنی نگهداری شده‌اند. به عنوان مثال: در گرداگرد زمین، جوّی وجود دارد که کیلومترها ضخامت دارد و دانشمندان می‌گویند: نمی‌توانند ضخامت آن را دقیق بیان کنند، چرا که این جوّ هر چه بالاتر می‌رود، رقیق‌تر می‌شود. لذا این “جوّ” را می‌توان سقفی برای زمین لحاظ نمود که خودش در فضایی قرار دارد که آن نیز محدود است و بامی دارد.

تصریح قرآن کریم به طبقات هفتگانۀ آسمان‌ها، حاکی از آن است که هر کدام، هر چقدر هم وسیع و رفیع باشند، حدی دارند؛ لذا بام و سقفی دارند، یعنی مرزی دارند، نه این که دیواری آجری یا سیمانی داشته باشند.

نکته:

کار علوم طبیعی و تجربی، فقط شناخت اجرام و مشخصات آنها می‌باشد که البته بشر در این زمینه نیز به رغم پیشرفت‌های شگفت‌آور، کشفیات زیادی ندارد؛ چنان که حتی بدن انسان را درست و کامل نشناخته است و هر روز به کشفیات جدیدی دست می‌یابد.

علوم طبیعی، به زمین می‌نگرد و می‌گوید: «این زمین است، با این ابعاد و مشخصاتی که تا کنون کشف کرده‌ام» – به مزرعه می‌نگرد و می‌گوید: «این کشتزار گندم است، با این ابعاد و مشخصاتی که برای ما قابل شناسایی می‌باشد» – علوم طبیعی، به فعل مادی می‌نگرد و به فاعل کاری ندارد!

اما، مقصود خداوند سبحان از اشاره به زمین و آسمان و هر چه در آنها وجود دارد، یا همچنین حقایقی چون وجود فرشتگان، نزول وحی، زندگی، مرگ، قیامت، حساب و کتاب، و بهشت و جهنم، توجه دادن آدمی به “فاعل و پدید آورنده” و “مبدأ و معاد” می‌باشد؛ چرا که هدف نهایی از آموزه‌های کتاب خلقت و کتاب وحی، هدایت انسان می‌باشد.

اشاره به طبیعت در قرآن مجید، برای آن نیست که مثلاً از فاصله زمین تا خورشید – یا تعداد سلول‌ها – یا چگونگی تصفیۀ خون در قلب – یا جزئیات نور و حرارت خورشید برای امکان بقا در زمین بگوید؛ بلکه می‌گوید: «وقتی این عظمت و نظم علمی و حاکم بر آن را می‌بینی، بیندیش که چه کسی آن را خلق نموده است» لذا می‌فرماید:

«أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ» و «وَيُمْسِكُ السَّمَاءَ»؛ یا می‌فرماید: «الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا – همان كه هفت آسمان را طبقه طبقه بيافريد»؛ یا می‌فرماید: «وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ – اوست آن که آسمان‌ها و زمین را به حق آفرید» و ده‌ها آیۀ دیگر.

– بدیهی است که نگاه صِرفا مادی به طبیعت، هر چقدر هم علمی باشد، شناختی از اجزاء، ترکیبات، ابعاد، رنگ‌ها و سایر مشخصات طبیعی می‌دهد، اما راهی برای رشد و سعادت انسان نشان نمی‌دهد؛ اما هدف از فرستادن پیامبران و نزول آیات، شناساندن مبدأ و معاد، ارتقای سطح دانش و بینش و ایفاد نقشۀ راه برای سالم و موفق رسیدن به مقصد می‌باشد.

«كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولًا مِنْكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ» (البقره، 151)

– همان طور كه در ميان شما فرستاده‏ اى از خودتان روانه كرديم [كه] آيات ما را بر شما مى‏‌خواند و شما را پاك مى‏‌گرداند و به شما كتاب و حكمت مى‌‏آموزد و آنچه را نمى‌دانستيد به شما ياد مى‌دهد.

آدمی، با شناخت کهکشان‌های بیشتر در همین آسمان اول، یا شناخت چگونگی حفظ اجرام آسمانی یا سیارات از سقوط بر زمین بر اساس قوانین حاکم بر طبیعت، یا شناخت چگونگی رشد بذر در زمین و سایر علوم طبیعی و تجربی، راه به جایی نمی‌برد، مگر آن که فاعل را بشناسد، مبدأ و معاد را بشناسد، حکمت بیاموزد، از کجا آمده، در کجا قرار دارد، به کجا می‌رود و کدام راه را باید برود، و در طی این مسیر، چه باید بکند و چه نباید بکند که سالم و موفق به مقصد برسد را بداند؛ که اینها همه آموزه‌های وحی می‌باشند.

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=62192

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب