پرسش:
از کجا بدانیم شیطان وجود دارد؟
پاسخ:
اولین اصل، شناخت، باور و اعتماد به قول و خبر خداوند سبحان در قرآن کریم میباشد که از وجود شیاطین جنّ و انس خبر داده است. دقت شود که برخی برای این که در موضوع اصلیتری ایجاد تردید کنند، دربارۀ یک فرعی مرتبط تشکیک میکنند! مانند کسی که میخواهد در امر عظیم معاد، ایجاد تردید نماید و میپرسد: «از کجا بفهمیم روح وجود دارد»؛ در حالی که او میداند و میبیند که بدن انسان پرسش ندارد و پاسخ نمیخواهد – ایمان و کفر ندارد – حبّ و بغض ندارد – سرور یا اندوه ندارد – از دوری دلتنگ نمیشود و با دیدار به نشاط نمیرسد و … .
از اینرو، پرسش دربارۀ این که «از کجا بدانیم شیطان وجود دارد؟»، مانند این است که بپرسند: «از کجا بدانیم که حضرت محمد صلوات الله علیه و آله، پیامبر خداست و قرآن مجید، وحی إلهی میباشد؟» چرا که خداوند سبحان در کتابش، از مخلوقات پیدا و ناپیدایش، مانند فرشتگان و جنیّان خبر داده است؛ چنان که از روح و برپایی معاد و بهشت و جهنم خبر داده است.
اما در عین حال، این نیز یک پرسشی است که باید به آن پاسخ داده شود.
جنّ
“جنّ”، به موجود ناپیدا گفته میشود، چنان که به جنگل و باغ، “جنّت” میگویند و به طفل درون رحِم مادر که دیده نمیشود “جنین” میگویند و به بیماری اختلالات مغزی نیز “جنون” گفته میشود؛ به گروه جنیّان نیز از آن جهت که دیده نمیشوند، “جنّ” میگویند.
در قرآن مجید، آیات متعددی به وجود این دسته از موجودات تصریح دارد، مانند:
«خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ كَالْفَخَّارِ * وَخَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مَارِجٍ مِنْ نَارٍ» (الرحمن، 14 و 15)
– انسان را از گِل خشكيدهای همچون سفال آفريد * و جن را از شعلههای مختلط و متحرك آتش!
«وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ» (الذاریات، 56)
– و جنّ و انس را جز برای پرستش (بندگی خود) خلق ننمودم [فقط از این طریق به کمال خود میرسند].
ابلیس لعین
“ابلیس لعین”، نام یک شخص از گروه جنیّان میباشد؛ چنان که فرمود:
«وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا» (الکهف، 50)
– به ياد آريد زمانی را كه به فرشتگان گفتيم برای آدم سجده كنيد آنها همگی سجده كردند، جز ابليس، او از جن بود، سپس از فرمان پروردگارش خارج شد، آيا (با اينحال) او و فرزندانش را به جای من اوليای خود انتخاب میكنيد در حالی كه دشمن شما هستند؟ اينها چه جانشينهای بدی برای ظالمان میباشند.
“ابلیس لعین”، به خاطر هزاران سال عبادتش، به ملکوت رسیده بود و در زمرۀ ملکوتیان قرار گرفته بود، اما در یک آزمایش، بیماری تکبرش بیرون زد و به جای معالجۀ آن با سجدهای که به آن امر شده بود، نافرمانی و طغیان کرد که سبب سقوطش به پایینترین مراتب وجود گردید.
شیطان
“شیطان”، اسم خاص کسی نیست، بلکه یک لقب برای صفت میباشد. شیطان، یعنی دور شده از رحمت الهی، طغیانگر و عصیان کننده در برابر امر خدا، منحرف و منحرف کننده.
از این رو، اگر چه ابلیس لعین به خاطر تکبر و عصیانش “شیطان” شد، اما “شیطان” شدن اختصاصی به او ندارد، بلکه هر انسان یا جنّ عصیانگر دیگری را نیز شامل میگردد؛ چنان که در قرآن کریم، به وجود انسانها و جنیّان شیطان شده تصریح نموده است:
«وَكَذَلِکَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ» (الأنعام، 112)
– اينچنين در برابر هر پيامبری، دشمنی از شياطين انس و جن قرار داديم كه سخنان فريبنده و بیاساس (برای اغفال مردم) به طور سری (و درگوشی) به يكديگر میگفتند و اگر پروردگار تو میخواست چنين نمیكردند (و اجبارا میتوانست جلو آنها را بگيرد، ولی اجبار سودی برای آنها ندارد)؛ بنابراين آنها و تهمتهايشان را به حال خود واگذار!
●- از کجا بدانیم شیطان وجود دارد؟
با توجه به توضیحات ارائه شده، هر کسی که به خودش توجه کند، میفهمد که آیا “شیطان” شده است یا خیر؟ از رحمت إلهی دور شده است، یا خیر؟ منحرف و منحرف کننده شده است یا خیر؟ با گفتار، رفتار و وسوسههایش، دیگران را به بدی و گناه دعوت و تحریک میکند یا خیر؟ و با نگاه به اطراف، اگر چه شیاطین جنّ را نبیند، اما شیطانهای بسیاری از نوع انسان را میبیند و یقین مییابد که «شیاطین وجود دارند» و اگر به قرآن کریم اعتقاد داشته باشد و آیات مربوطه را بخواند، به یقینش افزوده میگردد.
نشانهها
نه فقط خداوند سبحان، یا فرشتگان، یا جنیّان، بلکه هر موجودی با نشانههایش دیده و شناخته میشود؛ چنان که آدمی خودش را نیز با نشانههایش میشناسد و میگوید: «من زندهام – من انسانم – مرد یا زن هستم – چاق یا لاغرم – سالم یا بیمارم»؛ اینها همه نشانههای اوست. غربیها، تازه به این نتیجه رسیدهاند که «علم یعنی نشانهشناسی!» چرا که هر چیزی و هر وجودی، با نشانههایش شناخته میشود.
خداوند سبحان، خود را در آیاتش (نشانههای هدایت کنندهاش) به بندگانش نشان میدهد و میشناساند:
«سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ» (فصلت، 53)
– به زودى نشانههاى خود را در افقها[ى گوناگون، مانند افق عقل، قلب، علم و …] و در وجود خودشان بديشان خواهيم نمود تا برايشان روشن گردد كه او خود حق است آيا كافى نيست كه پروردگارت خود شاهد هر چيزى است.
*- نشانههای وجود شیاطین جنّ و انس نیز در همه جا و در هر امری، هر تصمیمی، هر وسوسهای و هر انحراف و عصیانی و نیز دعوت و تحریک به هرگونه نافرمانی از امر خداوند متعال دیده میشود؛ چنان که شاهد پیروی بسیاری از مردم، از شیاطین جنّ و انس میباشیم:
«وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا» (الجنّ، 6)
– و اینکه مردمانی از آدمیان به مردمانی از جن پناه میبردند، پس [مردمان جنّ] بر طغیان و تباهی آنان افزودند.
*- دقت شود که نفرمود: «شیاطین سبب طغیان و انحراف آن انسانها شدند»، بلکه فرمود: «بر طغیان و گمراهی آنان افزودند»، یعنی انتخاب و انحراف از خودشان بود و آنان بر آتش این طغیان و عصیان، میدمیدند تا شعلهورتر گردد.
بنابراین، ثابت میشود که شیاطین جنّ و انس وجود دارند و چگونگی پیدایش انسان و جنّ را آفریدگار عالَم هستی خبر داده است و فرمود:
«هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَى مَنْ تَنَزَّلُ الشَّيَاطِينُ * تَنَزَّلُ عَلَى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ» (الشعراء، 221 و 222)
– آيا شما را خبر دهم كه شياطين بر چه كسى فرود مىآيند * بر هر دروغزن گناهكارى فرود مىآيند.


















