پرسش:
اگر اعراب دختران خود را میکشتند، دیگر نسل آنها باقی نمیماند؛ لذا تداوم نسل آنها، در این گزارههای تاریخی، تردید ایجاد میکند؟!
پاسخ:
یکی از شیوههای نظامات سلطه و حاکمان کافر و مستکبر در جنگ نرم، ایجاد تردید و حتی انکار وقایع تاریخی و بازنویسی تاریخ، مبتنی بر اهداف و منافع فعلی میباشد!
این رویکرد نسبت به تاریخ گذشتگان که امروزه در اندیشههای پست مدرن، رنگ نظریه و تحلیل به خود گرفته است، صرفاً تاریخشناسانه نیست، بلکه زمینهساز اهداف سیاسی کلان میباشد؛ چرا که استقرار نظام سلطۀ در “حکومت واحد جهانی به رهبری شیطان بزرگ، امریکا”، مستلزم از میان برداشتن فرهنگهای دینی و ملّی تمامی اقوام میباشد، و البته وقایع تاریخی هر دین و ملّتی، نقش به سزایی در شکلگیری و بقای این فرهنگها دارد.
ابتدا هوراس والپول که نه تاریخ شناس، بلکه یک سیاستمدار انگلیسی در قرآن 18 بود، مدعی شد: «تواریخ، تحت تأثیر شرایط حاکم نوشته شده و میتوانیم روایتهای دیگری داشته باشیم».
در قرن معاصر، افرادی چون: هایدیگر و فوکویاما و روژه شارل، که از نظریهپردازان پست مدرن شمرده میشوند، مدعی شدهاند که تاریخ یک حقیقت مستقل نیست، تحت شرایطی نوشته شده و ما میتوانیم بازنویسی کنیم.
قابل توجه آن که نقد آنان، به خودشان نیز وارد است، چرا که تاریخ گذشته را تحت شرایط و با اهداف فعلی بازنویسی میکنند!
قتل دختران در میان اعراب
قتل فرزندان دختر که در عربی به آن «وئاد – زنده به گور کردن دختران» گفته میشود، در میان ملل دیگر نیز سابقه دارد و علل متفاوتی برای ارتکاب به این جنایات هولناک بیان شده است، از جمله:
– پسران را تولید کننده و دختران را مصرف کننده میدانستند؛ و این نگاه نادرست، هم چنان وجود دارد!
– دختران در جنگها به اسارت لشکر پیروز درمی آمدند و این برای آنان ننگ بود!
– فقر مالی از جمله علل قتل کودکان و به ویژه دختران بوده و هست.
– بارداری زنان هوسران به نوزادان نامشروع! اگر پسر میشد، آن را به همسرشان نسبت میدادند و اگر دختر میشد، او را به قتل میرساندند، چرا که همسر پذیرای او نبود!
●- چنین نیست که گمان شود تمامی اعراب، تمامی دختران خود را در نوزادی یا کودکی به قتل میرساندند و در نتیجه این شبهه ایجاد شود که «پس نسل آنها چگونه ادامه یافته است»؟!
این رویکرد جاهلانه، ظالمانه و متکبرانه، از قبیلۀ بنی تمیم آغاز شد. آنها به نعمان منذر که از سوی پادشاه ایران برای “حیره” منصوب شده بود، مالیات نمیدادند. نعمان لشکرکِشی کرد، مردان بسیاری را کشت، احشام را به غارت بُرد و زنان و دختران را به اسارت گرفت.
پس از مدتی، بزرگان قبیله، از نعمان خواستند که اسرا را برگرداند و او گفت: «به اختیار خودشان است که برگردند یا برنگردند»، بیشتر آنان برگشتند، اما دختر قيس بن عاصم، که از اشراف قبیله بنی تمیم بود، ماندن در کنیزی را ترجیح داد و این کار بر قیس گران آمد و تصمیم گرفت از این پس نوزادان دختر خود را زنده به گور کند و نقل شده که 17 دخترش را زنده به گور کرد.
حادثه بعدی، جنگ بنی تمیم با کسرای ایران بود که در آن تعداد بسیاری از زنان و دختران قبیله به اسارت درآمدند و تحت عنوان کنیزان به دربار کسری آورده شدند. پس از مدتی که صلح برقرار شد، مردان قبیله، استرداد آنان را درخواست نمودند، اما کسری گفت: «آنها مخیرند که بازگردند یا بمانند»، عدهای از آنان باز نگشتند و مردان قبیله غضبناک شده و تصمیم گرفتند از این پس اگر دختردار شدند، آنها را زنده دفن کنند، و همین کار را کردند. (المیزان فی تفسیر القرآن، ج 12، ص 277)
این رفتار به سرعت نشر یافت و به برخی از قبائل دیگر نیز سرایت کرد؛ و البته در میان آنها نیز برخی دختران خود را با شرمندگی نگه میداشتند و سپس آنها را با دختران دیگران معاوضه میکردند؛ به این معاوضه، “نكاح شغار” میگفتند که اسلام آن را نسخ کرد.
مستندات تاریخی
اگر چه این سنّت برخی از قبایل عرب، مستندات بسیاری در کتب تاریخی معتبر دارد، اما معتبرترین و محکمترین سند، قرآن مجید میباشد که در آیاتی به این جنایات تصریح نموده است؛ از جمله:
1- «وَإذَا الْمَوْءُودَةُ سُئِلَتْ * بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ» (التکویر، 8 و 9)
– و هنگامی که از دختران زنده به گور شده بپرسند * به کدامین گناه کشته شدهاند.
2- «وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ * يَتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَيُمْسِكُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرَابِ أَلَا سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ» (النّحل، 58 و 59)
– در حالی كه هر گاه به يكی از آنها بشارت دهند دختری نصيب تو شده صورتش (از فرط ناراحتی) سياه میشود، و مملو از خشم میگردد! * از قوم و قبيله خود بخاطر بشارت بدی كه به او داده شده متواری میگردد (و نمیداند) آيا او را با قبول ننگ نگهدارد، يا در خاك پنهانش كند؟ چه بد حكمی میكنند؟!
3- «وَكَذَلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلَادِهِمْ شُرَكَاؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَلِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ» (الأنعام، 137)
– و همچنين شركای آنها (يعنی بزرگان بتکدهها) قتل فرزندانشان را در نظرشان جلوه داده بودند (كودكان خود را قربانی بتها میكردند و افتخار مینمودند!) و عاقبت اين كار چنين شد كه آنها را به هلاكت افكندند و آئينشان را دگرگون ساختند و اگر خدا میخواست چنين نمیكردند (زيرا میتوانست اجبارا جلو آنان را بگيرد ولی اجبار سودی ندارد) بنابراين آنها و تهمتهايشان را به حال خود واگذار (و به اعمال آنها اعتنا مكن).
4- «قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُوا أَوْلَادَهُمْ سَفَهًا بِغَيْرِ عِلْمٍ وَحَرَّمُوا مَا رَزَقَهُمُ اللَّهُ افْتِرَاءً عَلَى اللَّهِ قَدْ ضَلُّوا وَمَا كَانُوا مُهْتَدِينَ» (الأنعام، 140)
– مسلما آنها كه فرزندان خود را از روی سفاهت و نادانی كشتند زيان ديدند و آنچه را خدا به آنها روزی داده بود بر خود تحريم كردند و بر خدا افترا بستند، آنها گمراه شدند و (هرگز) هدايت نيافتند.
نکته: این آیات، حتی برای کسانی که اسلام و قرآن مجید را قبول ندارند، سند تاریخی میباشد؛ چرا که رفتار مردمان همان زمان و دیار را بازگو کرده و مذمت نموده است. بسیاری پس از گرایش به اسلام، به پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله گفتند: «ما در زمان جاهلیت، دختران خود را زنده به گور کردهایم، حال چه کنیم؟!»
تداوم نسل کشی (سقط جنین)
طبق آمار رسمی، در امریکا و کشورهای اروپایی، نه تنها سالانه 15 تا 40 فرزند توسط والدین خود به قتل میرسند، بلکه “سقط جنین”، به صورت قانونی و غیر قانونی، در میان تمامی ملّتها رواج دارد که علّت اصلی آن ابتدا ترس از فقر و ناتوانی مالی؛ و سپس بارداری نامشروع و عدم تمایل مادر به نگهداری چنین فرزندی میباشد.
این جنایت، نه تنها ظلمی بزرگ، بلکه نوعی شرک است، چرا که گمان میکنند، رازق نوزاد خودشان میباشند، در حالی که رزق خودشان را نیز خداوند منّان ارزانی میدارد؛ لذا فرمود:
«وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ كَانَ خِطْئًا كَبِيرًا * وَلَا تَقْرَبُوا الزِّنَا إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَسَاءَ سَبِيلًا» (الإسراء، 31 و 32)
– و فرزندانتان را از ترس فقر به قتل نرسانيد، ما آنها و شما را روزی میدهيم، مسلما قتل آنها گناه بزرگی است * و نزديك زنا نشويد كه كار بسيار زشت و بد راهی است.

















